فرزندم؛ مرا ببخش!

دختر اماراتی به شهر تمام هوشمند دوبی و برنامه چاپ سه بعدی آن، دختر کره ای به ساخت اتومبیل خودران، دختر هندی به سود کلان و گردش مالی بالای استارت آپها، دختر سنگاپوری به اینترنت اشیاء، دختر روس به ایستگاه فضایی، دختر نروژی به هوش مصنوعی و دختر ژاپنی به ژن درمانی می اندیشند؛ اما دختر من در حالی که بر روی طلای سیاه قدم می زند باید به قیمت تخم مرغ و گوشت، صف روغن و قند، قرعه کشی خودروهای حلبی، فیلترینگ تلگرام و نوسان نرخ ارز و طلا و ..... بیندیشد و وقتی برای تفکر در مورد آینده خود و جامعه اش نداشته

 

دیروز عصر دخترم، چشم از صفحه گوشی برداشت و به من نگاه کرد و گفت: باباجان خبر خوب!
گفتم: چیه؟ گفت: قیمت طلا و دلار پایین اومد! گفتم: باباجان حالا مگه چه اتفاقی قراره بیفته؟!
گفت : با این حساب قیمت تخم مرغ و گوشت و روغن و پوشک بچه و خودرو و گوشی و ..... پایین میاد!
با ناراحتی بلند شدم و به حیاط رفتم؛ گوشه ای نشستم و سرم را میان زانوهام گرفتم، .... واقعاً چرا افق فکری فرزند من تا این حد پایین اومده و چرا فرزند من درگیر این مسائل حاشیه ای شده؟؟
به این فکر کردم که الآن دختر اماراتی به شهر تمام هوشمند دوبی و برنامه چاپ سه بعدی آن، دختر کره ای به ساخت اتومبیل خودران، دختر هندی به سود کلان و گردش مالی بالای استارت آپها، دختر سنگاپوری به اینترنت اشیاء، دختر روس به ایستگاه فضایی، دختر نروژی به هوش مصنوعی و دختر ژاپنی به ژن درمانی می اندیشند؛ اما دختر من در حالی که بر روی طلای سیاه قدم می زند باید به قیمت تخم مرغ و گوشت، صف روغن و قند، قرعه کشی خودروهای حلبی، فیلترینگ تلگرام و نوسان نرخ ارز و طلا و ..... بیندیشد و وقتی برای تفکر در مورد آینده خود و جامعه اش نداشته باشد.
تمام پیشرفتهای بشریت قبل از آنکه به واقعیت تبدیل شوند در ذهن افراد نقش می بندند.
"برادران رایت" اندیشه ی اوج را به پرواز بر فراز آسمان،
"ادیسون" اندیشه ی روشنایی را به برق
و "گراهام بل" اندیشه ی ارتباط را به تلفن تبدیل کردند.
پیشرفت هر جامعه ای به افق فکری آن جامعه بستگی دارد، مادامی که افق فکری فرزندان من محدود به مسائل حاشیه ای باشد، هیچ پیشرفتی حاصل نمی گردد.
چند دقیقه در ذهن خسته ام به دنبال مقصر می گردم؛ من ، تو ، او ، ما ، شما ، آنها....
چه قدر من در تنزل افق فکری فرزندم نقش داشته ام؟؟
بلند می شوم و به اتاق بر می گردم و رو به دخترم شرمنده می ایستم؛ و باصدای لرزان اما محکم می گویم : "فرزندم مرا ببخش"
من از شما و دیگر فرزندان این سرزمین عذرخواهی می کنم که باعث شدیم این قدر افق فکری شما پایین بیاید!
مرا ببخش؛ مرا ببخش؛ مرا ببخش؛
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: