جنگ چند روزه ایده آل جمهوری اسلامی

یک جنگ چند روزه ایده آل جمهوری اسلامی برای بیرون آمدن از بحرانهای کنونی است. سوال اینجاست که آیا چون این آرزوی جمهوری اسلامی است طرف مقابل هم به همین مختصر اکتفا خواهد کرد؟

   در ساعات پایانی دور هفتم مذاکرات احیای برجام در وین، خبرنگار روزنامه وال‌استریت جورنال به نقل از یک دیپلمات اروپایی نوشت که پیش‌نویس‌های پیشنهادی ایران غیرقابل قبول و زیاده‌روی است. (رادیو فردا)

 آیت الله خمینی میگفت : «این جنگ یک نعمت است». در شهریور 59، و درست قبل از آغاز مدارس در مهرماه، جامعه خود را برای یک درگیری و سرشاخ شدن با راس هرم جمهوری اسلامی آماده میکرد. سازمان مجاهدین خلق که در آن زمان پرجمعیت ترین نیروی سیاسی و مسلح در میان نیروهای سیاسی ایران بود، از مدتها قبل اعلامیه هایی در این رابطه صادر کرده و صفوف خود را تنظیم کرده بود. تا این که حمله عراق از زمین و هوا به ایران، طبق معمول روال تاریخی همه کشورها، همه اختلافات با جمهوری اسلامی به کناری نهاده شد و حتا سازمان مجاهدین نیز نیروهای خود را به جبهه های جنگ گسیل داشت. بنی صدر رئیس جمهور به تصور این که مثل سایر جنگ های خاورمیانه این جنگ نیز چند روزی بیشتر طول نخواهد کشید با ساده لوحی و برای عوامفریبی به جبهه های جنگ رفت و گزارش هایی داد که اگرچه اوایل مورد توجه بود اما کم کم از دایره توجهات کنار رفت و همین گور او را در صحنه سیاسی ایران کند. او از تهران محور قدرت دور شده بود و در این زمان توطئه ها بر علیه او شکل میگرفت. در مجموع نیروهای هوادار آخوندها، از جمله اصلاح طلبان بعدی بنی صدر را تا بیرون دروازه های ایران دنبال کردند و او فرار کرد و نظام یکدست شد. 

با توجه به این تجربه، میتوان دلیل کش دادن مذاکرات توسط جمهوری اسلامی را درک کرد. بنظر میرسد هدف جمهوری اسلامی از این کش دادن ها رسیدن به یک درگیری محدود نظامی در حد موشک پرانی و حد اکثر ضربه خوردن در حد نیروگاهها و برخی مراکز سپاه پاسداران است و مطمئنا تابحال آن مکانها را از حضور نیروهای نظامی خالی کرده است. این درگیری محدود میتواند مانند سال 59 و به دنبالش دهه 60 بهانه ای برای هرگونه سرکوب شود بدون آنکه اعتراض چندانی بدنبال بیاورد. اما در این میانه دو نکته را نمی توان مطمئن بود. یکی این که مردم مانند شروع جنگ عراق باهم متحد شوند و همانطور که  مقابل مساجد صف بستند تا راهی جبهه های جنگ شوند  این بار مردم پشت آقای خامنه ای صف ببندند و اتحاد مورد نظر صورت بگیرد، و دیگری این که مردم مانند سال 60 در مقابل سرکوب اعتراضات مدنی حمایت کنند یا موضع نگیرند. به باور من جمهوری اسلامی در هر دو مورد اشتباه می کند و دارد دست به قمار میزند. 

  برآورد جمهوری اسلامی این است که این درگیری مثل مسابقه فوتبال باشد. مثلا تیم ملی ایران در مقابل تیم ملی اسپانیا قرار بگیرد و ده گل بخورد اما چهار گل بزند. اگرچه در مجموع تیم ملی ایران مسابقه را باخته اما به زعم آقای خامنه ای این یک «باخت قهرمانانه است». این که تیم ایران از اسپانیا ده گل بخورد امر چندان عجیبی نیست اما این که تیم ایران چهار گل به اسپانیا بزند خوراک تبلیغاتی رژیم خواهد شد و خواهد گفت ما چهار گل به تیمی زدیم که در این سری بازی ها تیمهای آلمان، انگلستان، برزیل و آرژانتین نتوانستند بیش از دو گل به تیم اسپانیا بزنند. بدین ترتیب در موشک پرانی ها و بمباران ها علیرغم وجود گنبد آهنین روی اسرائیل بهرحال جمهوری اسلامی با راهی کردن دهها موشک همزمان میتواند «گل هایی» به اسرائیل بزند. در این درگیری عربستان سعودی هم که با شکاری هایش در کنار شکاری اسرائیل  بمب افکن بی وان آمریکا را بر فراز خلیج فارس همراهی میکرد و نشان میداد که در این درگیری در کنار اسرائیل و آمریکا حضور خواهد داشت نیز از این موشکها بی نصیب نخواهد و ضربات بیشتری را متحمل خواهد شد آنچنانکه در گذشته تاسیسات آرامکو را جمهوری اسلامی هدف قرار داده است. 

علیرغم این برآورد، سوال اینجاست که آیا اسرائیل و آمریکا به همین حمله مختصر قناعت خواهند کرد؟ با یک درگیری چند روزه چه چیزی نصیب اسرائیل خواهد شد؟ هیچ! جمهوری اسلامی به بهانه این درگیری اولا انسجام داخلی بدست خواهد آورد - هرچند شکننده - ثانیا این درگیری را تا سالها بهانه دنبال نکردن مذاکرات و توسعه تاسیسات هسته ای بدون نظارت آژانس بین المللی انرژی هسته ای IAEA خواهد کرد و این بجز کابوس برای اسرائیل و غرب نیست. نتیجه این که اگر قرار باشد «بدنامی» حمله به ایران نصیب اسرائیل و آمریکا شود چرا تا آخر نروند و آنچنان تاسیسات و زیر ساختهای حیاتی کشور را زیر و رو نکنند و آنچنان به خاک سیاه ننشانند که ایران تا چند دهه کمر راست نکند که بخواهد به توسعه تاسیسات هسته ای اش بپردازد؟ دقیقا کاری که آمریکا در مورد عراق صدام حسین کرد. کارخانه ها، پل ها، نیروگاههای برق و انرژی، مراکز صنعتی و ارتباط ماهواره ای و رادیو تلویزیونی غیره را هدف قرار داد و نابود کرد و صدام را به خاک سیاه نشاند. آن حمله تنها اهدافی را که زدن آنها برای تضعیف و به زیر کشیدن صدام کفایت میکرد را در بر گرفت. 

درگیری مختصر مورد نظر جمهوری اسلامی یک قمار است که در آن احتمال باخت مردم ایران بسیار بالاست  و به احتمال قوی یک درگیری مختصر نخواهد بود. نباید منتظر شد و ایران به خاک سیاه بنشیند تا بگوییم: «دیدی گفتم!». برای جلوگیری از این وضعیت لازم است مردم ایران برای نجات خودشان به حرکت در بیایند و نیروهای مسلح و حتا بدنه سپاه به حمایت از مردم برخیزند. این یک «باید ملی و میهنی» است. 

 

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: