رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه 30 فروردین 1405 - Sunday, 19 April 2026

داعیه صلح خواهی به کام خامنه ای؛ نقدی بر فرج سرکوهی ؛ هادی خرسندی و داریوش اقبالی علیه رضا پهلوی

داعیه صلح خواهی به کام خامنه ای؛ نقدی بر فرج سرکوهی ؛ هادی خرسندی و داریوش اقبالی علیه رضا پهلوی

نقش رژیم در حمله 7اکتبر، داعیه صلح خواهی به کام خامنه ای در جنگ با اسرائیل و رضا پهلوی. در این مصاحبه نقدی بر فرج سرکوهی و هادی خرسندی و داریوش اقبالی علیه رضا پهلوی

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

انتشار از:

ایران گلوبال

تصویر

تصویر

تصویر

دیدگاه‌ها

شازده اسدالله میرزا

.این مبارزه برای رهایی از دوزخ (دیکتاتوری )است نه رسیدن به بهشت (مکراسی) !
ای کاش میتوانستم
- یک لحظه میتوانستم ای کاش -
بر شانه های خود بنشانم
این خر های بیشمار را
گرد حباب خاک بگردانم
تا با دو چشم خویش ببینند که
خورشیدشان کجاست؟
مشکل در ما و فرهنگ و بويژه پخمگان ما است نه در شاه و شيخ و وزير و وکيل که عده ای بی فرهنگ نادان دوغ و دوشاب را در هم آميخته و اين القاب را برجسته کرده اند که بتوانند گناه تمامی کثافتکاری های خود را هم در کارنامه ديگران ثبت کنند... آخر اين دستمال بدستان بی مرام و بی شرافت و متجاوز و قاتل که داغ نوکری و بی ناموسی هم به پيشانی زده اند، از کرات ديگر به ايران نيامده اند کِه...
در درازای اين سده ها مرتبآ ...از خون جوانان وطن لاله دميده... و هنوز نشکفته پژمرده و خشک شده است. همچنان که ...مرغ شده کیلوی ۹۰ هزار تومان مرغ سحر هم همچنان ناله سر داده و داغ ما را تازه تر کرده که در واقع اين داغ ،...داغ جهل... است که نسل پس از نسل در ايران تازه شده است.
در ميان ما... بجای اينکه نخبگان فرهنگی و سياسی مردم کوچه و بازار را به اتفاق و همدلی دعوت کرده و با رفتار و مسئوليت پذيری خود به آنها هم درس اخلاق و مدارا و آزادمنشی و دموکراسی بياموزند، اين بقال ها و قصاب ها و شاطر های نانوايی هستند که بايد به روشنفکران و پخمگان خود درس انسانيت و سلوک و همزيستی و رواداری دهند! ...
اشتباه بزرگ تاريخی ما اين بوده و هست که گمان برده ايم چون سر و وضع شما مانند سوسیال دموکرات های غربی ها شده پس اين م.ک............. در انديشه و منش و رفتار و مدنيت هم با دمکرات سوسیال های غربی به برابری رسيده اند...
ديگر اشتباه ما اين بوده که تصور کرده ايم که گويا اين نظام های مدرن در غرب با قانون نويس

و تمرین دمکراسی بوجود آمده و بسامان گشته اند... در حاليکه کشوری مانند انگلستان با نزديک به هشت سده پيشينه ی دموکراسی که اصولآ هم انديشه ی ليبرال دموکراسی از اين سرزمين به همه جای گيتی رفته خود نه قانون اساسی به معنای متعارف کلمه دارد و نه اصلآ بر روی کاغذ يک کشور سکولار محسوب می شود...
جمهوری اسلامی را فرهنگ پسمانده و نخبگان سياسی فرهنگی ما بوجود آورد و پروار کرد و بدين هاری و وحشی گری رساند نه دو روضه خوان ابله و نادان بنام خمينی و خامنه ای که نه لياقت مديريت يک حمام عمومی را داشتند و دارند و نه حتا قادر به اداره يک قهوه خانه بودند و هستند...

چ., 16.10.2024 - 23:59 پیوند ثابت
محمدرضا

عنوان مقاله:
پاسخ به شازده

اقای شازده میرزا بچه خوب بابا
اقای سیامک نادری لطف کرده و مودبانه یکی از. هنجارهای جاری و به بحث وروی میز گذاشته شما چه باایشون موافق ویا مخالف باشین این چرندیات رو نوشتین و بحث رو لوث و پوچ میکنید
اخه پسر. خوب این اراجیف چی کی می نویسید و در خاتمه به اقا و اقایان گرداننده سایت میخواهید این اراجیف شازده و کور. اغلو وچند تای دیگر که همیشه کامنت میگذارند رو اسمشو تمرین دموکراسی بگذارید؟
گاهی وقتها فکر میکنم که این بچه های خوب ونازنین از طویله اقا هستند وو جزو ارتش سایبری گمنام.
با احترام و خسته نباشید

چ., 16.10.2024 - 15:06 پیوند ثابت
دایی جان ناپلئون

عاقبت یک نوحه خوان بی مقدار
او با اینکه با هروئین میانه ای جدا ناپذیر داشت اما در نوحه سرایی نامدار شده بود و یک عده جوانان در آن جو و فضای مذهبی را به خودش جلب کرده بود.
در همین اوضاع بود که گذرش به جاده چپ ضد ایرانی افتاد و تحت تاثیر آنها نوحه های ایران بربادده خواند.
وقتی که زحمت کشان سازمان امنیت او را پای منقل و بافور و حشیش و هروئین با عده ای از جنس خودش گرفتند.. به غلط کردن افتاد که بله
اثرات هروئین او را به چنین پرت و پلاگویی کشانده است و او در حلقه چپ ضد ایرانی نوحه سرایی میکند.
چندی نگذشت حاصل کار ضد ایرانی شان به بار نشست و آنها همگی دور ابولارتجاع سیاه- خمینی- خیمه زدند.
سر خوش از این ویرانی ایران هروئین ها کشیدند و در عالم نشئگی در پیوند با چپ و آخوندهای ضد ایرانی نوحه های ضد ایرانی خواندند تا اینکه وجودشان برای ارتجاع سیاه بلامصرف شد.
از این پس بود که این جماعت چپ و لوچ و نیز همین نوحه خوان به خارج آمدند و ضمن سواری گرفتن از مردم بی اطلاع به کارزار ضد میهنی شان ادامه دادند.
ادامه این عمل ضد ملی آنها.. چپ را در همه طیفش رسوای عام و خاص زمانه کرد و ملت ایران با تنفر اندازه ناگرفتنی از آنها فاصله گرفتند.
اما این نوحه خوان چون دستی در هنر و در کنارش نیمچه صدایی هم داشت... سعی کرد با دم تکان دادن برای مردم حمایتشان را جلب کند.
اما مگر میشود؟
مردم در اکثریتشان به او پشت کرده بودند و فقط یک سری افراد که درونشان رنگ و بوی چپ ضد ملی داشت و دارد دست او را گرفتند تا مبادا بر اثر کشیدن هروئین بیافتد.
چنین بود وقتی که دید کسی او را پشکل هم حساب نمیکند وارد عرصه ای شد که هیچ از این عرصه نمیداند.
پس شروع به هذیان گویی کرد و یکبار گفت
....سیاسیون ما در این چهل و پنج سال..

کارنامه بسیار سیاهی دارند...
بعد از این ترهات و تف باران ملت ایران به او... وقتی که سرمست از هروئین کشیدن در اوج نشئگی بود، به دامن اصل خویش مجاهدین ضد ایرانی در غلطید و در همبستگی با آنها... شعارشان را نوحه خواند.
خب...!
تا اینجا آیا ملت ایران حق ندارند به او بگویند،
...............

چ., 16.10.2024 - 12:25 پیوند ثابت
شازده اسدالله میرزا

کلاشینکف دوشم میگیرم لباس چریک میپوشم
شیره رو از خشخاش میگیرم تو دریا مازندران میرینم
میارم از ماه امامو تو خونه پهلوی رو میگیرم نشونه
همه ای خاک زمینو نه گندم بلکه خشخاش میکارم اگر شیخ و شاه نباشند بنگمو میکشم دونه به دونه
اگه مریم بگه آره تو سانفرانسیسکو کولم میگیرم روزی 100 دفه ...... اگر چشماش بگن اره

س., 15.10.2024 - 21:05 پیوند ثابت