به پاس قدردانی از مادر عصمت و آرشان زمان ، ایرج ها!

بعضی روزها من به خیابان دادگاه سرک می کشیدم، نیم ساعتی می ماندم ، هم اینکه شانسی بود تا دوستانم را ببینم و هم فرصتی بود تا آن فضا را حس کنم. خیابان دردکشیده ها ، زندانیان سیاسی سابق ، نویسندگان ، شاعران ، خبرنگاران ...
  • به پاس قدردانی از مادر عصمت و آرشان زمان ، ایرج ها

بعضی روزها من به خیابان دادگاه سرک می کشیدم، نیم ساعتی می ماندم ، هم اینکه شانسی بود تا دوستانم را ببینم و هم فرصتی بود تا آن فضا را حس کنم. خیابان دردکشیده ها ، زندانیان سیاسی سابق ، نویسندگان ، شاعران ، خبرنگاران ...

می دانستم این دادگاه در ارتباط با قتل‌های سال ۶۷ بود، شامل جلادان اوایل دهه شصت و یا زمانی که من زندانی بودم نمی شد، قرار هم این نبود ...جلادان زمان با چهره های گوناگون فرصت می یابند .. ... اما اینک جلاد ۶۷ در پیشگاه عدالت قرار گرفته است ، خوشحال بودم . خوشحالی ام، توام با نگرانی ها اینکه کار به کجا خواهد کشید ، همیشه با من بود ......

می‌دانستم ایرج عزیز تنها نیست ، هزاران هزار حامیانی وجود دارند و همچنین میلیونها مردم ایران چشم انتظارند ، تا ببینند تیر آرش در کجا فرود خواهد آمد .....

آرشان زمان ، ایرج ها، سیامک ها و... دادخواهان بیشمار با صلابت بی نظیر این کمان را در دست گرفته بودند، آنها به خود باور داشتند حتی زمانی که تردیدها هم جان می گرفته بود ...

اکثر موقع مادر عصمت را در حوالی دادگاه می دیدم . در جشنی که بود کنارش ایستاده بودم . هیچوقت با او حرف نزدم ، فکر کردم من را نمی شناسد ،دلیلی ندارد مزاحم آرامش و خلوت درونی اش شوم . او را در جمع می‌دیدم ولی فکر میکردم توی دنیای خودش است ... با حمع نیست ، فقط هست .‌..

در روز نشست دو ردیف صندلی پشت سر مادر عصمت نشسته بودم . برگزارگننده نشست گفت ، حالا مادر عصمت برایمان صحبت خواهد کرد. ....چند نفری کمکش کردند تا از پله ها بالا رود و در مقابل میکروفن قرار گیرد . تا این لحظه من، همان مادر عصمت ساکت ، توی خود بودن و تنها در خلوت خویش را، در ذهن خود داشتم ....

با چند کلمه مادر عصمت تمام ذهنیت من فرو پاشید ، یک آذرخش نبود یک آتشفشان بود ، کلامی قوی ، از فکر و از قلب درهم تنیده ... من میخکوب شدم ...بی اختیار بارها برایش دست زدیم ...‌ قدرت گیرایی سخنش را نمی توان با کلمات اینجا توضیح داد ........

خمینی کسی نبود ....این اسلام بود که دشمن ما بود.... و از کشور باید رخت بر بندد ، او فروتنانه تمنا می کرد که مردم ، جوانان این اسلام را از ایران دور بیاندازید ... قاتل واقعی این مذهب است... (نقل به مضمون حرفهای مادر عصمت )

او مفهومی جدیدی از «بازمانده » را در ادبیات دادخواهان وارد کرد .... ..

من مادر ایران دردکشیده را ستودم ... تا زنده ام صدای مادر عصمت را فراموش نمی کنم ....‌

 

سخنرانی مادر عصمت چهارشنبه ۴ ماه مای ۲۰۲۲ در استکهلم. در نشستی که به مناسبت پایان دادگاه حمید نوری برگزار شده بود ، دادخواهان از جمله مادر عصمت سخنرانی کرد .

 

 

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: