سمت درست تاریخ کجا بود و ما کجا ایستادیم؟
05.06.2022 - 20:29

به عبارتی 60 سال پیش، محمد رضا شاه پهلوی که بسیاری او را به مسامحه و سازشکاری با روحانیون متهم می کنند، برای عملی کردن وعده ی «انتخابات انجمن های ایالتی» پیش شرط «مسلمان بودن» را برای نمایندگان از میان بر می دارد.
محمد امینی یکی از مورخان، علاوه بر این سه موضوع «لایحه حمایت از خانواده» را هم یکی از آن لوایحی می داند که خشم روحانیون را فزون تر ساخت. این لایحه ی مترقی بعد از انقلاب اسلامی 57 حذف شد.

 

نگاهی از زاویه ای دیگر به تاریخ.

امروز 15 خرداد است. سالگرد قیام خمینی در سال 1342. قیامی که بسیاری از پژوهش گران آنرا منشأ، مبدأ و نقطه‌ ی آغازین‌ انقلاب‌ اسلامی‌ می دانند. بسیاری بر این باورند که سرنگونی رژیم پهلوی نتیجه ی انقلابی است که 15 سال قبل ازآن کلید خورده بود! به عبارتی آیا اگر اتفاقات قبل از خرداد 42 توسط شاه رقم نمی خورد، انقلاب 57 بوجود می آمد؟

سوالی که بسیاری از انقلابیون روشنفکر و غیر دینی ما نه تنها حاضر به پاسخ نیستند، بلکه هرگز به طرح چنین پرسشی هم نمی پردازند. پرسشی که برای یافتن پاسخ باید اندکی به عقب بازگردیم: فقط به 4 ماه قبل! به بهمن 1341! زمانی که محمد رضا شاه آماده می شود تا اصلاحات خود را به رای مردم بگذارد. و این اصلاحات به منزله ی شلیکی است بر پیکره ی روحانیت که شاه آنها را «ارتجاع سیاه » می نامد!

اصلاحات شاه شلیکی به روحانیت

این شلیک کدام است؟ «عباس خلجی» درجریان شناسی پانزده خرداد، این واقعه را واکنشی از طرف روحانیون آن زمان به اصلاحات شاه که امری «ضد اسلامی» بود می داند. او می نویسند «برنامه های اصلاحی رژیم [شاه]»، «تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی» واکنش تند نیروهای مذهبی به رهبری امام خمینی را برانگیخت. چرا که اینها بیانگر «اهداف ضد مذهبی رژیم پهلوی بود».

عباس خلجی در این مقاله ادامه می دهد که: « این‌ مصوبه‌ سه موضوع‌ اساسی‌ را در برمی‌گرفت:

نخست: حذف‌ اعتقاد به‌ دین‌ اسلام‌ از شرایط‌ نمایندگی؛

دوم:سوگند به‌ کتاب‌ آسمانی‌ به‌ جای‌ قرآن‌ مجید در مراسم‌ تحلیف؛

و سوم، اعطای‌ حق‌ انتخاب‌شدن‌ و انتخاب‌کردن‌ به‌ زنان.»

به عبارتی 60 سال پیش، محمد رضا شاه پهلوی که بسیاری او را به مسامحه و سازشکاری با روحانیون متهم می کنند، برای عملی کردن وعده ی «انتخابات انجمن های ایالتی» پیش شرط «مسلمان بودن» را برای نمایندگان از میان بر می دارد.

محمد امینی یکی از مورخان، علاوه بر این سه موضوع «لایحه حمایت از خانواده» را هم یکی از آن لوایحی می داند که خشم روحانیون را فزون تر ساخت. این لایحه ی مترقی بعد از انقلاب اسلامی 57 حذف شد.

به عبارتی زمستان 41 شاه «مفاد انقلاب سفید» را به رای مردم می گذارد، و در بهار 42 خمینی در نطقی همراه با دستگاه روحانیت ضمن حمله به شاه، او را متهم به تبعیت از «بهاییت» و «اسرائیل» می کند. خمینی در سخنرانی شدیداللحن روز عاشورا 13 خرداد می گوید: «تساوی حقوق زن و مرد، رای عبدالبهاء است؛ آقایان از او تبعیت می کنند. آقای شاه هم نفهمیده می رود بالای آنجا، می گوید: تساوی حقوق زن و مرد. آقا! این را به تو تزریق کردند که بگویند بهایی هستی، که من بگویم کافر است؛ بیرونت کنند. نکن اینطور، بدبخت!»

حجت الاسلام فلسفی هم یکی دیگر از همین روحانیون محافظه کار در نطقی اعلام می دارد که: «می خواهند با این رفراندم [انقلاب سفید] حسین را دوباره بکشند. زینب را اسیر کنند. وصحرای کربلای دیگری برپا کنند»!

(ارجاع می دهم به سخنان امام جمعه ها در رابطه با ورود بانوان به ورزشگاهها توجه کنید… همان ادبیات!)

اما محمد رضا شاه این عکس العمل روحانیون را پیش بینی کرده بود. عباس میلانی تاریخ پژوه خطابه شاه به روحانیون را بسیار جسارت آمیزتر و قاطع تر از بیانات خمینی میداند. شاه مخالفین اصلاحات خود را «مارهای افسرده» «دزد» «قاتل» و«راهزن» می نامد. ایشان در یک سخنرانی در 23 اسفند 1341 می گوید:

«یکی دو هفته‌ای است که همین طور که سرمای زمستان دارد کم می‌شود، می‌بینیم یا می‌شنویم که بعضی عناصر مثل مارهای افسرده‌ای که دارد کم کم اشعه آفتاب به آنها می‌خورد، فکر می‌کنند که موقع خزیدن دو مرتبه رسیده است، این عناصر دزد و قاتل و راهزن با همفکران ارتجاع خودشان اگر از خواب غفلت بیدار نشوند، چنان مثل صاعقه مشت عدالت را در هر لباسی که باشند بر سر آنها کوفته خواهد شد که شاید برای همیشه به آن زندگی ننگین و کثافتشان خاتمه داده بشود»

(رجوع شود به مجموعه تالیفات، نطق‌ها و پیام‌ها و مصاحبه‌ها، محمدرضا پهلوی، ج4، ص 31-34)

عکس العمل نیروهای سیاسی

به نظر شما در چنین شرایطی نیروهای سیاسی و اپوزسیون باید در کجای کار و کدام سمت می ایستادند؟

آنچه که به نسل امروز کمک می کند تا بعد از 43 سال تجربه رژیم روحانیون به واقعیت های تاریخی نزدیکتر شود این است که دیگران و نیروهایی را که در این پروسه به روحانیون کمک کردند را به پاسخگویی وادارند. چگونه و چرا گروههای سیاسی ای مثل «جبهه ملی» و «نهضت آزادی» و بسیاری دیگر از روشنفکران مثل جلال آل احمد به جای اینکه از اصلاحات شاه (که یکی از آنها حق رای زنان می باشد) حمایت کنند، در کنار خمینی با آن مواضع مرتجعانه ایستادند؟ نهضت آزادی که اعضایش را روشنفکران و تحصیلکرده گان در غرب تشکیل می دادند، (و بسیاری از جمله مهدی بازرگان حتی از طرف خود رضا شاه به خارج از کشور برای تحصیل اعزام شده بودند) در همراهی با خمینی و مخالفت با بند «حق رای زنان» از او هم پیشه گرفته و حق تساوی رای زنان را برابر با «گسترش فحشاء» اعلام کردند. (بیانیه نهضت آزادی در واکنش قیام 15 خرداد) بعدها حزب توده هم این اصلاحات را امریکایی (و ناشی از فشار کندی بر شاه برای جلوگیری از انقلابات در کشورهای جهان سوم ) ارزیابی کرده و به مخالفت با آن برخاستند. عباس میلانی دربخشی از مصاحبه ای می گوید: « بسیاری از روشنفکران چپ نخواستند اصلاحات شاه را باور کرده به رسمیت بشناسند. آنها می گفتند از آنجایی که «ازادی» وجود ندارد، پس دادن حق رای به زنان مهملی بیش نیست.»

خلیل ملکی یکی از معدود روشنفکرانی بود که در ارزیابی هایش شاه را در سویه ی درست تاریخ دیده و خمینی را در سویه ی باطل آن. او از انقلاب سفید شاه حمایت کرده و از دیگر روشنفکران و اپوزسیون خواست تا این اصلاحات شاه را به رسمیت بشناسند.

کدام سمت تاریخ؟

بعد از گذشت 43 سال، هنوز وفاداران به انقلاب 57 حاضر به پذیرش این واقعیت مسلم نیستند. آنها مدعی اند انقلاب 57 امری ضروری بوده و ماهیتی «ضد استبدادی» و «ضد دیکتاتوری» داشته است. این مدعیان با سرباز زدن از پذیرش مسئولیت خود در بوجود آمدن و کمک به انقلابی که دستاوردش جز نابودی و ویرانی کشور و قتل عام هزاران نفر نبوده، با اعلام اینکه «فریب خمینی» را خورده اند، فریبی دیگر را رقم می زنند. پیشینه ی خمینی و دستگاه روحانیت برای ضدیت با مدنیت و توسعه، به گونه ای روشن است که نیازی به فریب خوردن نبود و نیست.

اکنون در شرایط بحرانی کنونی، شرایطی خطیر رقم می خورد. دوباره باید فکر کنیم که در کدام سمت تاریخ ایستاده ایم و کجا باید بایستیم؟

مختار برازش

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـ منابع:

جریان شناسی سیاسی قیام «پانزده خرداد» ـ عباس خلجی

ـ متن سخنران خمینی در خرداد 42

ـ گفتگوی حسین مهری با محمد امینی در باره خرداد 1342

ـ گفتگوی میبدی با عباس میلانی

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما