کبوترها و میمونها
02.10.2022 - 10:21

 

 

قرار بود در آسمان جشن باشد. کبوتران  با شادی وسرور خود را آماده رفتن به جشن میکردند. مراسم مهمی در انتظار بود. در افکارشان آینده ای روشن ترسیم کرده بودند. لحظه شماری  بود تا اینکه روز بزرگ فرا رسد.

 

 

Free Flock of White and Black Birds Flying over Green Grass Field Stock Photo

 

تعداد زیادی میمون از جشن بزرگ در آسمان اطلاع یافتند و دور هم جمع شدند که بهر طریقی شده خود را به کبوترها نزدیک کنند که از این پیش آمد خوشایند عقب نمانند. ابتدا چهار تن از میمونها با قیافه ای حق بجانب و لبخندی باز سراغ کبوترها رفتند و از آنها خواهش کردند که به جمع آنها بپیوندند. کبوترها از قبل میمونها را میشناختند و از رفتار و کردار ناپسند آنها تا حدود زیادی آگاه بودند. کبوتر ها مایل به این همکاری نبودند اما میمونها دست بردار نبودند. آنها نه دارای عقل کافی بودند و نه برخوردار از دانش. اما در حیله گری و موذی گری حرفه ای تشریف داشتند. آنها هنگام ورود با لبخند و تظاهر بطرف کبوترها رفتند و گفتند از موفقیت آنها شاد هستند و به آنها افتخار میکنند و مایلند در جشن مفتخر آمیز آنها شرکت داشته باشند.

اما پرندگان صلح و دوستی به میمونها گفتند ما شماها را خوب میشناسیم. ریاکار و ناسپاس هستید. بمحض اینکه ورود شما را تضین کنیم پلیدی شما گلهای سیاه خواهد کاشت. یکی از میمونها که درشت تر و سالخورده تر از سایرین بود قیافه ای مظلومانه بخود گرفت و گفت: شما هم اکنون ما را نمیشناسید. ما تغییر کرده ایم و موجودات خیلی بهتری شده ایم. ما میخواهیم در شادی شما شاد باشیم و در غم شما اندوهگین. میمون پیر با چاپلوسی و تظاهر موافقت کبوتران را جلب کرد. اما هم اکنون سخن بر این بود که میمون که بال ندارد و قادر به پرواز نیست چگونه پرواز کنند؟ میمون پیر به کبوترها قول های فراوانی داد که چگونه هر وقت مشکلی برای کبوتران بوجود آید آنها را حل خواهند کرد. بنابراین از آنها خواست که جشن در آسمان نباشد بلکه روی زمین. میمون پیر  نطقی ادا کرد. او سخنرانی خود را با کلمات مقدس آمیزی آغاز کرد. طوری که پرندگان صلح و آشتی را تحت تاثیر قرار دهد. او اظهار کرد که نباید فراموش کنیم هنگامیکه در ضیافت با شکوهی شرکت میکنیم باید هر گروهی نام جدیدی برای خود انتخاب کند. میزبانان ما که آسمانی هستند و بخاطر همه ما وارد زمین میشوند انتظار راستی و درستی از ما دارند که باید رعایت شود. کبوتران مظلوم و ساده دل از سخنان آقا گوریل به هیجان آمدند و او را تصدیق کردند. بنابراین هر گروهی اسمی انتخاب کرد و میمونها نیز نام گروه خود را اعلام کردند. آنها گفتند نام ما "همه شما" است. کبوترها گفتند این دیگر چه لقبی  است؟ میمون سالخورده گفت:  ما همیشه در کنار شما خواهیم بود که در این بزرگداشت پر ثمر سرافراز شناخته شوید. باور کنید هر چه ما میگوئیم بنفع  شماست. ما فقط خوبی و خوشحالی شما را خواستار هستیم.

روز جشن وشادی فرا رسید. میزبانان از وروود میهمانان خوشحال بودند. میمونها در آنجا با رنگها و ماسکهای مختلف  از میزبانان, از اینکه دعوت شده بودند, تشکر کردند. در حالیکه هیچ میمونی دعوت نشده بود بلکه با حیله  ودروغ و چرب زبانی نزد کبوترها وارد آنجا شدند.  بمحض شروع جشن, میمونها نه فقط سخنرانی میکردند بلکه خود را برتر و سرهمه میدانستند وبه میزبانان  نشان دادند که چه ایده هائی دارند.  قابل تذکر است که میمونها سالیان دراز کبوتران را به هرطریقی تقلید میکردند. عقاید آنها را میگرفتند و از آن خود میکردند. حتی در همان بدو وروود خجالت نکشیدند وطوری وانمود کردند که یعنی به کبوتران درس زندگی میدهند. کبوتران بی آلایش و خوش قلب از زود باوری و خوش باوری خود مایوس شدند.  این بدبختی بزرگ فقط شروع کار بود.

 

میزبانان غذاهای رنگین آراسته وتزیین شده  پیشنهاد دادند که همگی جمع شوند. خوردنیها در ظرفهای پاکیزه و مزین جا داشتند. یکی از مهمانداران گفت: بفرمائید, این غذاها به افتخار همه شما تهیه شده اند. ناگهان میمونها چنان با حرص وولع حمله کردند که بعضی از کبوترها در برخورد با اندام نابهنجار آنها, آسیب دیدند.  میمونها ابتدا سوپها را نوشیدند. سپس به غذاهای اصلی هجوم آوردند و از آنجائیکه هیکل گنده دارند همه میزها را اشغال کرده بودند. چندین بشکه شراب نوشیدند. اما نوشیدن مشروبات الکلی را برای بقیه منع شمردند.  سپس با خالی شدن میزها سر از آشپزخانه  در آوردند. کله ها را وارد دیگها کردند وهر آنچه بود ونبود خوردند و نوشیدند.  پس از آنکه متوجه شدند که دیگر معده آنها از نفخ بسیار, جائی برای اشبای بیشتر خوردنی ندارد, رو به کبوتران کردند و گفتند: شما هم بخورید. مقداری آشغال واستخوانهای خرد شده وکثیف باقی مانده بود. کبوتران از ناراحتی بخار شدند. احساس کردند همه اکسیژن فضا توسط قدرتی نامرئی مکیده شد. چهره آنها از خشم درهم فرو رفت و از ناراحتی دهانشان خم شد و لب به هیچ غذائی نزدند. یکی از کبوتران به میمونها رو کرد و گفت: این چه رفتار زشتی بود که انجام دادید؟ آقا گوریل مثل همیشه که بطور دائم زبان کثیفش باز است پیشقدم شد و گفت: این تابلو را ببینید نوشته شده قانون ومقرارت را لطفا رعایت کنید. ما هم همین کار را کردیم. آنها گفتند این غذاها برای "همه شما" است. همانطور که میدانید نام ما همین است. ما طبق قانون الهی رفتار کردیم که میزبانان در آسمان نیز خرسند باشند.

 

 

کبوتران تصمیم گرفتند با شکم گرسنه به لانه هایشان برگردند. اما قبل از عزیمت مصمم شدند که به میزبانان بفهمانند که چه فریبی خورده اند و چگونه تصور شخصی اشان  آسیب دیده است.  میمونها هم اکنون با شکم گندیده, گنده ووزن بی نهایت سنگین لم دادند. تعداد زیادی از پرندگان زیر دست و پای میمونها له شدند و از بین رفتند. این شد روش میمونهای بیرحم تا سالیان دراز. میزبانان فکر زندگی خود بودند و توجهی به پرندگان نداشتند. تا اینکه در یکی از روزها کبوتران مصمم شدندکه برعلیه میمونها بپا خیزند.  اما هر بار که اعتراضی شنیده میشد کبوتری سربه نیست میشد و یا زیر دست و پای میمون لندهور له میشد و یا بطریقی صدایش خفه میشد.  تا اینکه پرندگان دیگر از نوع مختلف به کمک کبوترها آمدند و باهم متحد شدند که مقابل میمونها برخورد کنند و استقامت نشان دهند.

اینبار کبوتران تصمیم گرفتند که جشن بعدی در آسمان باشد که میمونها قادر نخواهند بود در آنجا حضور یابند. اما از آنجائیکه میمونها و گوریل ها با دسیسه های مختلف بال و پر یافته بودند آنها نیز به پرواز در آمدند و کبوتران مظلوم را در حیرت فرو بردند. باز هم همان روش قبلی را مقابل میزبانان در آسمان نشان دادند و خود را برتر از همه پرندگان وانمود کردند. تا اینکه پس از پایان جشن و خوردن اکثر غذاهای خوش طعم و بو حجم معده آنها زیاد شده بود و قادر به پرواز به روی زمین نبودند. پرندگان را تهدید کردند چنانچه وسیله برگشت آنها را به روی زمین فراهم نیاورند آنها را نابود خواهند کرد. آنها از کبوتران خواستند که نزد زوج هایشان بروند که برایشان تشک های نرم به روی زمین پهن کنند. کبوتران و دیگرپرندگان از ترس سکوت کردند. تا اینکه تعدادی طوطی که بین پرندگان نیز در مراسم بزرگ حضور داشتند به میمونها قول دادند که پس از برگشت به روی زمین برای آنها تشک نرم و بزرگ و پهنی روی زمین قرار خواهند داد که بتوانند به خانه و کاشانه  خود برگردند.

 

طوطی ها از دوروئی و مکاری میمونها بخوبی واقف بودند. پس از رسیدن به روی زمین سراغ زوجهای میمونها رفتند و از آنها درخواست کردند که برایشان تشک هائی به روی زمین پهن کنند.  طوطی ها طرح هوشمندانه برای نابودی میمونها برنامه ریزی کردند.  آنها به همسران میمونها اطلاغ دادند که نزد میمونها مسابقه ای بزرگ در آسمان برقرار است. آنها مایلند که تشک هائی پر از خار و تیغ برایشان به روی زمین پهن کنید  که به دیگری نشان دهند چگونه قادرند از خارها و تیغ ها سبقت بگیرند. زوجها ابتدا مخالفت کردند اما طوطیها آنها را متقاعد ساختند.

 

  میمونها همگی از بالا زمین را نگاه کردند اما فاصله زیاد بود و چیزی تشخیص داده نمیشد.  گوریل پیر که از بقیه ناسالمتر و ترسوتر بود قبل از همه پرید. بقیه بدنبال او افتادند و افتادند و افتادند تا اینکه به سقوط کامل نزدیک شدند وبدین طریق میمونها متلاشی شدند. در همین جاست که صدق میکند چاه کن بربر خود عاقبت به ته چاه افتد.

 

01.10.2022

 

هر نوع کپی و یا انتشار داستان فقط با ذکر نام نویسنده مجاز است.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

راشل زرگریان

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما