درگیری های اخیر آذربایجان - ارمنستان، و آینده قره باغ
30.10.2022 - 16:11

 

چرا درگیری ها بین آذربایجان - ارمنستان دوباره شعله ور گردید؟

واحدهای خرابکاری ارتش ارمنستان که اقدام به مین گذاری در مسیرهای حرکت مرزبانان، جاده ها و اراضی آذربایجان کرده بودند، با عکس العمل مرزبانان آذربایجان روبرو شدند.  ارمنستان با این عمل آگاهانه، بار دیگر توافق نامه آتس بس ( 10 نوامبر 2020) را نقض کرده، و از جبهه های وسیعی در ایالات گروس، قارا کلیسه، ایستی سو، و باسار گئچر ارمنستان، مواضع آذربایجان در لاچین، کلبجر داش کسه ن، و زنگیلان را زیر آتش سنگین توپخانه گرفت. (13 سپتامبر 2022)  نیروهای مسلح ارتش آذربایجان بدنبال نقض آتش بس، وارد درگیری شده و مواضع ارمنستان را بشدت کوبیدند. ارمنستان بلافاصله دست به دامن روسیه، و "جامعه جهانی" (اتحادیه اروپا - آمریکا) برای متوقف کردن "تجاوز آذربایجان به خاک ارمنستان" شد.  در حالی که درگیری ها در خاک آذربایجان و با طرح و نقشه قبلی ارمنستان و متحدین غربی اش آغاز شده بود.  زمان بندی نقض آتش بس و تجاوز ارمنستان نیز بسیار قابل تامل است .  یعنی  دو روز قبل از آغاز گردهمایی پیمان همکاری شانگهای در ازبکستان. (16-15 سپتامبر)   البته، روند نقض آتش بس و تحریکات ارمنستان از ماهها قبل و  بطور منظم و سیستماتیک با شدت و ضعف متفاوت ادامه داشته است.  چنانکه وزارت دفاع جمهوری آذربایجان این تحریکات را نشانی از یک آمادگی برای یک تحریک نظامی گسترده ارزیابی می کرده است.

ارمنستان از یک طرف به تحریکات نظامی علیه آذربایجان ادامه می دهد و از طرف دیگر با "مظلوم نمایی" که به سرشت تاریخی ارمنستان برای جلب حمایت افکار عمومی غرب مسیحی تبدیل شده است، ادعا می کند که ارتش آذربایجان وارد خاک ارمنستان شده است!  در حالی که عکس العمل ارتش آذربایجان، عکس العملی در مقیاسی محدود، محلی، و ماهیتی تلافی جویانه داشته، و ارتش آذربایجان در هیچ نقطه ای وارد خاک ارمنستان نشده و ادعاهای ارمنستان دارای جنبه تبلیغاتی بوده، و ساختگی است.

در ساعاتی که درگیری ها ادامه داشت، مقامات ارمنستان با پوتین تلفنی صحبت کردند، و سپس دست به دامن ماکرون، آنتونی بیلینکن و شارل مایکل ( رئیس شورای اروپا) شده و از آنها خواستند تا درمقابل آذربایجان عکس العمل نشان دهند.  بدنبال آن از "سازمان همکاری و امنیت اروپا" (OESC) و سپس از "سازمان پیمان امنیت جمعی" (CSTO) درخواست کمک کردند.  (1)

عکس العمل آمریکا - غرب

"باب منندز"  Bob Menendez  رئیس "شورای روابط خارجی سنای آمریکا" در جواب درخواست ارمنستان اظهار داشت: " بشدت نگرانیم.  بمباران شهرهای ارمنستان و شهروندان بیگناه غیرقانونی و غیر قابل قبول است.  دنیا باید در مقابل "خشونت اوتوریتر" قد علم کند.  آمریکا بلافاصله باید کمک های امنیتی خود به آذربایجان را متوقف کند."

"آدام شیف"  Adam Schiff رئیس کمیته اطلاعات مجلس نمایندگان آمریکا نیز، آذربایجان را به: "زیرپا گذاشتن وحشتناک آتش بس و حمله مستقیم به حاکمیت ارمنستان" متهم کرد.  او درخواست کرد که "آمریکا باید بلافاصله، و برای همیشه ، کلیه کمک های خود به آذربایجان را متوقف کند. "

اظهارات بالاترین مقامات آمریکا علیه جمهوری آذربایجان، و بدنبال آن سفر نانسی پلوسی رئیس گنگره آمریکا به ارمنستان، و اظهارات یکجانبه، دور از واقعیت، و سر تا پا  تحریک آمیز، علیه جمهوری آذربایجان، و اشگ تمساح ریختن بر پای باصطلاح یادمان نسل کشی ارمنی نشان میدهد که پشت تحریکات و جنگ افروزی های ارمنستان چه نیروهایی قرار دارند و کدام مقاصد شوم و ضد انسانی خود را در منطقه قفقاز دنبال می کنند.  (2)

ژنرال حسین محمود اوف، رئیس دایره همکاری های نظامی وزارت دفاع آذربایجان ، در گزارش مفصلی که به وابسته های نظامی خارجی مقیم آذربایجان در مورد تحریکات نظامی ارتش ارمنستان در مناطق داشن کسه ن، لاچین، کلبجر و زنگیلان داد، گفت: " هدف اصلی ارمنستان در به زیر آتش گرفتن مناطق مرزی آذربایجان، به تاخیر انداختن امضای قرارداد صلح، و در عین حال به تاخیر انداختن و اخلال در فعالیت های همه جانبه آذربایجان در احیای زیر ساخت های مناطق آزاد شده است."  او ادامه داد:  "آذربایجان صمیمانه به توافق نامه سه گانه 10 نوامبر2020 پایبند بوده و معتقد است که با عملی شدن این توافق نامه، ترسیم و تعیین خطوط مرزی آغاز، و با امضای قرارداد صلح، صلح و آرامش به منطقه باز خواهد گشت.  ولی طرف مقابل در جهت مقابل توافق نامه حرکت می کند و در داخل خاک آذربایجان بین خطوط ارتباطی آذربایجان اقدام به مین گذاری کرده است.  ارمنستان مسئول درگیری ها و ویرانی و تلفات انسانی است."  (3)

عکس العمل کشورهای همسایه

وزیر خارجه ترکیه چاووش اوغلو، بعد از گفتگوی تلفنی با وزیر خارجه جمهوری آذربایجان جیحون بایرام اوف در رابطه با تحریکات اخیر ارمنستان گفت: "ارمنستان باید از تحریکات دست بردارد و در چارچوب توافق نامه با آذربایجان، به مذاکرات صلح و همکاری متمرکز شود."

وزارت خارجه روسیه اعلام کرد:  " آذربایجان و ارمنستان باید در چارچوب توافق های انجام شده سه گانه حرکت کرده و رفتار متعادلانه ای پیش گیرند و آتش بس اعلام شده را قطعن مراعات کنند."

ارمنستان بدنبال درگیری نظامی با آذربایجان، از "سازمان پیمان امنیت جمعی" (CSTO)  در خواست استقرار نیروی نظامی کرد.  فرمانده  نیروهای سازمان پیمان امنیت جمعی، ژنرال آناتولی سیدوروف  Anatoli Sidorov،  در رد ادعاها و درخواست های ارمنستان در گردهمایی مطبوعاتی گفت: "استقرار نیروی صلح در ارمنستان در دستور کار نیست".  او اضافه کرد: "نباید به نتیجه گیری نادرستی برسیم.  در 13 سپتامبر، رهبران دولت هایمان به اتفاق آرا تصویب کردند که مسئله بین ارمنستان و آذربایجان باید از طریق سیاسی - دیپلماتیک حل شود.  بنابراین، نه دیروز و نه اکنون و نه در آینده نزدیک نیروی نظامی داخلی سازمان مورد استفاده قرار نخواهد گرفت.  امیدواریم آتش بس که با میانجیگری روسیه برقرار شد، با نظارت نزدیک روسیه در آینده نزدیک بدون استفاده از نیروی نظامی و از طریق صلح آمیز حل گردد."

ابراهیم رئیسی رئیس جمهور ایران نیز گفت:  "طرفین باید به توافق نامه سه گانه و شرایط آتش بس 10 نوامبر و احکام آن پایبند باشند و از تنش در منطقه خوداری کنند."

سخنگوی وزارت خارجه ایران ناصر کنعانی نیز گفت: " تغییر مرزها را قبول نداریم.  احترام به تمامیت ارضی و حل اختلافات از طریق صلح آمیز هدف ما است."  (4)

اعترافات ارمنستان از زبان  پاشینیان و رفتار ارمنستان در مناطق اشغالی

پاشینیان که تا چند سال پیش ادعا می کرد آذربایجان را از نقشه جغرافیایی حذف خواهد کرد،  بدنبال شکست توطئه و تحریکات نظامی مشترک آمریکا - ارمنستان علیه آذربایجان، در 15 سپتامبر در مجلس ارمنستان گفت:  "من حاضرم سندی را که تمامیت ارضی آذربایجان را برسمیت بشناسد امضا کنم."  این نشان می دهد که ضربه آذربایجان در عکس العمل به تحریکات نظامی ارمنستان در درگیری های اخیر بسیار کاری بوده است.  ولی ادامه سخنان پاشینیان در مجلس، در عین حال نشان می دهد که جمهوری آذربایجان با چه نوع همسایه ائی رو در روست:  " سرانجام خائن اعلام شده و بلکه حکومت را از دست خواهم داد.  ولی ارمنستان با 29.800 کیلومتر مربع مساحت خود در صلح زندگی خواهد کرد.  در نظر دارم سند راه حلی را امضا کنم که صلح و امنیت ارمنستان را تامین کند.  مهم نیست چه برسرم می آید.  آینده ارمنستان برای من مهم است."

دقت کنید، با رهبری روبرو هستیم که بخاطر قبول تمامیت ارضی همسایه اش، با عکس العمل هیستیریک مخالفین اش در داخل و  خارج رو در رو  بوده ، و بخاطر آن از احتمال از دست دادن حکومت خود و بلا هائی که بر سرش خواهد آمد، سخن می گوید.  در حالی که یکی از اصول اساسی و بنیادین سازمان ملل، احترام به تمامیت ارضی اعضای خود می باشد و این اصل در 30 سال گذشته در مورد تمامیت ارضی جمهوری آذربایجان که شامل قره باغ نیز است، با 4 قطعنامه شورای امنیت نیز تسجیل شده است!  

مساحت قره باغ 11.500 کیلو متر مربع، و مساحت 7 منطقه اشغالی آذربایجان نیز 8.800 کیلومتر مربع است.  یعنی مناطق اشغالی آذربایجان بوسیله ارمنستان مساوی با  %70 خاک اصلی ارمنستان (29.800) بوده است.  پاشینیان دارد این واقعیت آشکار را به زبان می آورد.  ارمنستان بعد از جنگ دوم قره باغ دارد برای اولین بار از زبان رئیس جمهور خود می گوید که حاضر است از ادعاهای ارضی خود علیه آذربایجان دست بردارد.  ولی در عین حال، ماشین تبلیغاتی ارمنستان که "گوش های شنوا"ی بسیاری درغرب دارد، مدعی است که آذربایجان به خاک ارمنستان تجاوز کرده است!  در حالی که  پاشینیان می داند که ادعاهای ارضی ارمنستان علیه همسایگان خود دیگر قابل دوام نیست، ولی، عکس العمل بخشی از افکار عمومی ارمنستان در مقابل این واقعیت بسیار شدید و هیستریک است.   آنها به  خیابانها ریخته، مجلس را اشغال کرده، در و پنجره های مجلس را می شکنند!  مخالفین در مجلس 107 نفری ارمنستان برای عزل پاشینیان می توانند 35  امضا جمع کنند.  رسانه های ارمنستان تبلیغات وسیعی علیه پاشینیان پیش می برند.  تحریکاتی که  هنوزهم ادامه دارد.  چرا ؟  زیرا او از احتمال شناسایی تمامیت ارضی آذربایجان سخن می گوید! 

تخریب و ویرانی کامل سرزمین های اشغالی آذربایجان بوسیله اشغالگران ارمنی نیز گویای این حقیقت است که ارمنی ها نیز، خود را اشغالگر دانسته، و می دانستند که روزی باید سرزمین های اشغالی را ترک کنند.  لذا تا توانستند کوشش کردند تا سرزمین های سوخته ای تحویل آذربایجان بدهند. غافل از این که روزی مجبور خواهند شد تاوان ویرانی و نابودی عمدی سرزمین های اشغالی آذربایجان را در نزد دادگاههای بین المللی بپردازند، و  این مسئله ای است که دیر یا زود دامن جمهوری اسلامی را نیز خواهد گرفت.

مشگل تاریخی ارمنستان

ارمنستان بعنوان یک دولت تحت الحمایه روسیه تزاری،  از بدو تاسیس خود تاکنون، بدنبال "ایده آل" (بخوانید مالیخولیای) "ارمنستان بزرگ" بوده است.  یعنی، ارمنستان بخشی از خاک آذربایجان، گرجستان، ایران، و ترکیه را جزو خاک خود تلقی می کند.  سیاست مداران ارمنی در هر فرصتی پایبندی خود به این "ایده آل" را تکرار می کنند.  آموزش های درسی مدارس ارمنستان بر اساس دشمنی با ترک ها بنا شده است.  کودکان خردسال ارمنی در مدارس را وادار به سوگند انتقام می کنند.  آنها را با "ایده آل" ریختن خون همسایگان، و فتح سرزمین هایشان تربیت می کنند.  دهه ها تبلیغ نفرت علیه همسایگان، جامعه ارمنستان را بنوعی دچار "شیزوفرنی" کرده، رابطه آنها با واقعیت های جهان امروز را قطع کرده است.  در این رابطه، نسل کشی ارمنی نیز، بعنوان ابزاری عمده در دست ملی گرایان افراطی دیاسپورا و لابی ارمنی در جهت نفرت پراکنی و ممانعت از هرگونه سازش و صلح بین ارمنستان و همسایگانش عمل می کند.  ادعاهای ارضی، و تبلیغ نفرت علیه همسایگان، که زیرکانه زیر لوای نسل کشی - که تبدیل به امزاده ی جدیدی شده است - پیش برده می شود، از یک طرف، تجارت پرسودی برای افراطیون و لابی ارمنی در کشورهای غربی بویژه آمریکا و فرانسه است،  که سالیانه دهها میلیون دلار به جیب این سوداگران مرگ سرازیر می کند، و از طرف دیگر، ابزاری در دست امپریالیست های غرب است تا به بهانه "همدردی"  با ارمنی ها بتوانند با مداخله در امور منطقه مقاصد شوم خود را دنبال  کنند.  چنانکه، آمریکا که سال قبل، باصطلاح نسل کشی را برسمیت شناخت، امروز، پا را فراتر گذاشته، و در ایالت کالیفرنیا، آنروز را تعطیل عمومی اعلام  کرد! 

توضیحات:

(1) 

--  سازمان امنیت و همکاری اروپا (OSCE)  نوعی فوروم دیالوگ و مذاکره است  و در دوران جنگ سرد، هدف فراهم کردن زمینه های دیالوگ و کاهش تنش ها و امنیت اروپا را دنبال می کرد.  ولی، علی رغم  4 قطعنامه شورای امنیت در برسمیت شناختن تمامیت ارضی آذربایجان، در عرض 30 سال هیچ اقدام مثبتی در این زمینه انجام نداد.  چرا که گردانندگان اصلی آن طرفدار راه حلی به نفع ارمنستان بودند، و تا توانستند در احقاق تمامیت ارضی آذربایجان وقت کشی کردند تا شاید فرجی حاصل شود.  موضع استوار دولت آذربایجان، با تکیه به حقانیت قطعنامه های شورای امنیت، تا جنگ 44 روزه (2020) ادامه یافت و نهایتا آذربایجان موفق شد تا با نیروی نظامی سرزمین های اشغالی خود را آزاد کرده و قطعنامه های شورای امنیت  را با دست خود اجرا کند.  جالب است که پارلمان فرانسه، بعد از آزادی قره باغ ، قره باغ را بعنوان "جمهوری ارتساخ" برسمیت شناخت (!!)  کاری که حتی خود دولت ارمنستان نیز تاکنون جسارت چنین اقدامی را از خود نشان نداده بود.  سوال این جاست، با وجود دولت هایی نظیر فرانسه در رهبری OSCE، دولت آذربایجان چگونه می توانست انتظار راه حل عادلانه را در چارچوب این سازمان داشته باشد؟

--  "سازمان پیمان امنیت جمعی" ((CSTO  پیمانی امنیتی است بین 6 کشور: فدراسیون روسیه، بلاروس،ارمنستان، تاجیکستان، قیرقیزستان و قزاقستان.  فدراسیون روسیه بعد از فروپاشی اتحاد شوروی و تضعیف روسیه، به منظور تقویت نیروی سیاسی - اقتصادی خود، چنین سازمانی را از کشورهای سابق شوروی سازماندهی کرد تا بتواند این کشورها را حول خود متحد نگه دارد.  هدف اصلی روسیه از تشکیل چنین سازمانی، دور نگه داشتن ناتو و آمریکا از آسیای میانه و قفقاز است.  ارمنستان از آغاز جنگ دوم قره باغ تاکنون، با استناد به ماده 4 سازمان پیمان امنیت جمعی، بارها و بارها  خواستار مداخله نیروهای نظامی این سازمان برای کمک به ارمنستان شده است.  در خواستهای مکرر ارمنستان  به این دلیل محکم که ارمنستان مورد تجاوز قرار نگرفته، و جنگ نه در خاک ارمنستان، که در خاک اشغالی آذربایجان و برای آزادی سرزمین های اشغالی در جریان است، رد شده است. 

(2)  در همین اثناء، نانسی پلوسی همچون درنده ای که بوی خون به مشام اش رسیده باشد،  به بهانه اعلام حمایت آمریکا عازم ارمنستان می شود تا از یک طرف  پاشینیان را زیر فشار بگذارد که مبادا زیر بار توافق نامه برود، و از طرف دیگر حمایت بی دریغ  خود را نثار مخالفین پاشینیان  کند.  هدف سفر نانسی پلوسی بسیار آشکار است:  چوب گذاشتن لای چرخ صلح و آرامش در منطقه و باز کردن جبهه ی جدیدی علیه روسیه در قفقاز، با هزینه مردم و کشور ارمنستان.  یعنی، همان هدفی که با رفتن به تایوان علیه چین دنبال می کرد.  سفر نانسی پلوسی پیام آشکاری به حکومت ترکیه نیز بود.  زیرا اردوغان،  که با دعوت شخصی پوتین به عنوان "عضو دیالوگ" در پیمان همکاری شانگهای در ازبکستان  شرکت کرده بود (15 - 16 سپتامبر)،  درهواپیما به هنگام بازگشت به ترکیه در مقابل سوال خبرنگاران که پرسیده بودند:  آیا هدف نهایی {ترکیه} عضویت در پیمان همکاری شانگهای است؟  بلافاصله پاسخ داده بود: "البته".   و این چیزی است که برای  آمریکا غیر قابل قبول است.  زیرا در جلوی چشمانش شاهد سمت گیری استراتژیک ترکیه بعنوان یک عضو ناتو ( هر چند لنگان لنگان ) به سمت شرق است.  لذا، آمریکا به هر وسیله ی ممکن قصد دارد این روند را متوقف کرده، و یا آنرا را بتاخیر بیندازد.  در اینجا، نقشی که آمریکا برای ارمنستان در نظر دارد، همان نقش اوکرائین در شرق اروپا، و نقش یونان در جنوب شرق اروپاست.  در واقع، آمریکا قصد دارد دولت مردان و افکار عمومی ارمنستان را قانع کند که، تا  آخرین سرباز ارمنی نباید از ادعاهای ارضی علیه آذربایجان دست بردارند و تن به صلح دهند!  هر چند، این هدف خود را ریاکارانه و با اشگ تمساح ریختن برپای یادمان باصطلاح نسل کشی ارمنی و پشت گفتمان بشر دوستانه، صلح، گفتگو .... پیش می برد! 

(3)  ارتش ارمنستان، از زمان جنگ اول قره باغ، بیش از 1 میلیون مین در اراضی آذربایجان کاشته است.  بعد از جنگ 44 روزه تاکنون، بیش از 250 نفر از شهروندان آذربایجان بر اثر انفجار مین کشته شده اند.  ارمنستان، تا به امروز، از درخواست های مکرر آذربایجان دایر بر تحویل نقشه مناطق مین گذاری شده، طفره رفته است.  مین های کار گذاشته شده، یکی از موانع عمده بازسازی و احیای سرزمین های اشغالی است که آزاد شده اند.

(4)  مقامات رسمی جمهوری اسلامی،  که تا به امروز در مورد ماهیت و چگونگی "تغییر مرزها" و جزئیات این تغییر برای افکار عمومی توضیح نداده اند، در هر فرصتی مخالفت خود با "تغییر مرز ها" را اعلام کرده اند. اگر چه قضاوت در مورد ادعا های ایران و آثار زیانبار "تغییر مرزها" برای ایران، به دلیل معلوم نبودن جزئیات موضوع زود است، ولی، حقیقت این است که  جمهوری اسلامی ایران که رسما و بارها حمایت خود  از توافق نامه 10 نوامبر و برقراری آتش بس و حل اختلافات از طریق مذاکره را اعلام کرده و طرفین را به پایبندی به توافق نامه دعوت کرده است، هنوز خود قادر به هضم تغییرات بعد از جنگ 44 روزه، و تبعات آن، یعنی تسجیل تعلق قره باغ و سایر مناطق اشغالی به آذربایجان و تحت اشغال بودن آنها و رانده شدن اشغالگران ارمنی نبوده، و هنوز، منافع خود را در برسمیت شناختن "مرز"های قبل از جنگ می بیند و آنرا بصورت مخالفت با "تغییر مرزها" بیان می کند! 

باید در نظر داشت، در مدت 30 سال اشغال خاک آذربایجان، 132 کیلومتر مرز آذربایجان با ایران نیز اشغال شده بود. در این مدت جمهوری اسلامی هیچ وقت اعتراضی به اشغال آذربایجان و"تغییر مرز ها"  نکرده بود، و تا توانسته بود از منابع سرزمین های اشغالی آذربایجان که ارمنستان در اختیار شرکتهای جمهوری اسلامی گذاشته بود، از معادن و جنگل های آذربایجان گرفته تا زمین های کشاورزی حاصلخیز آن،  بطورغیرقانونی و برخلاف کلیه اصول و موازین بین المللی بهره برداری  کرده بود.  زمین های وسیع کشاورزی آذربایجان اشغال شده در اختیار عوامل سپاه پاسداران قرارگرفته بود تا از آن برای کشت گیاهانی که در تولید مواد مخدر بکار می رود، استفاده کنند.  وقتی سرزمین های اشغالی آذربایجان در جنگ 44 روزه آزاد گردید،  کلیه ماشین آلات کشاورزی - معدنی شرکت های ایرانی و محصولات آنها بدست ارتش آذربایجان افتاد و در تلویزیونهای جمهوری آذربایجان نمایش داده شده و افشاء گردید. 

"مخالفین" جمهوری اسلامی، از سلطنت طلبان گرفته تا باصطلاح ملیون و چپ نماها نیز، همین تفکر را داشته و آن را در مراحل مختلف آزاد سازی مناطق اشغالی آذربایجان، در طی جنگ 44 روزه ، آشکارا به نمایش گذاشتند. در آغاز، ریاکارنه با شعار "نه به جنگ" (بخوانید آری به اشغال) به میدان آمدند.  با پیشروی ارتش آذربایجان، مزورانه خواهان " آتش بس فوری و توقف جنگ" شدند، تا بخیال خود، مانع شکست اشغالگران ارمنی، و آزادی خاک اشغال شده آذربایجان شوند.   در ادامه،  به دروغ های مضحک "انتقال جهادی ها و داعشی ها از سوریه  توسط ترکیه" متوسل شدند.  ما نه به حرف ها و ادعا های این جماعت، بلکه به اعمال و رفتارشان نظر داریم.

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

دکتر علی قره جه لو

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما