رفتن به محتوای اصلی

ای کوته آستینان چپول!
09.07.2023 - 10:18

پیروزباد مبارزات مردم فلسطین

پاینده باد همبستگی مردم ایران با مردم فلسطین

ینی هیچ کاری نمانده و ایران امن و امان و مردم مشغول پایکوبی مانده سرریزش را به مردم مظلوم فلسطین برسانیم! 

 

امضا کنندگان بیانیه کشتار جنین... این کار.. بگذریم که در عمل هیچ کاری.. هیچ کاری از اینها بر نمیاد! اینها آمده اند که مردم ایران را دق بدهند. مردم  سلطنت طلب ایران را! وقتی یک ملت میگوید نور به قبر شاه بباره، و معترف هست که زمان شاه خیلی خوب بوده، خب این مردم سلطنت طلب هستند دیگه! فهم آن خیلی ساده است! حالا تو اگر یک مقایسه  ومعادله ساده را نمی فهمی یا نمیخواهی بفهمی مشکل ذهن توست! در این شرایطی که مردم ما قرار دارند حمایت از مردم مظلوم فلسطین فحش خواهر و مادر به ایرانی است! نگاهی به زندگی لبنانی ها و فلسطینی ها بکنید. آخه اونها بیشتر عشق می کنند یا ایرانی ها؟ اسرائیلی ها چشم کدام جوان مظلوم فلسطینی را ساچمه زدند؟ کجا مردم فلسطین را هزار هزار در نیزارهای بوشهر به دوشکا بستند این بی همه چیزهای بی عار و ننگ؟ هیچ به سواحل لبنان رفته اید؟ هیچ در پارتیهای مختلط و بزن وبرقص مردم مظلوم فلسطین رفته اید؟ البته ما هم نرفته ایم اما عکس و ویدیوهایی از این مردم مظلوم و رنج کشیده دیده ایم که جوان خوشبخت ایرانی امروز حسرت ازادی دخترو پسر مظلوم فلسطینی را می کشد. کدام فلسطینی نگران نان شب بچه اش و سفره خالی و قسط خانه و کرایه خانه و پیدا نشدن دارو است؟ کدام فلسطینی مظلوم آگهی فروش کلیه اش را میدهد؟ کدام دختر فلسطینی برای تهیه جهیزیه در دوبی و ترکیه تن فروشی میکند؟ چند درصد از زنان شوهر دارد مردم مظلوم فلسطین برای تهیه نان شب خانواده جلوی چشم شوهرشان تن فروشی میکنند؟ چند درصد از کودکان مردم مظلوم فلسطین جلوی چشم در و همسایه برای مادرشان مشتری به خانه می آورند؟ ای خاک بر سرتان کنند با آن سیاست ورزی تان! این بیانیه های شماها خاکی است که به چشم مردم ایران می پاشید و از سر شکم سیری و مزدوری خامنه ای است. من هیج تفسیری دیگری برایش ندارم. راه رفت و آمد به ایران تان را باز کرده اید و به خامنه ای باج میدهید. از آن جوان غیرتمندی که در سیاهکل جان داد شرم کنید. دستکم شماها برای آنها بزرگداشت برقرار نکنید. والا تالا زمین تا آسمان با آنها تفاوت دارید. آن جوان اگر چه کلا بر باطل بود اما شرافتمند بود و مثل شماها سوراخ دعا را گم نکرده بود. 

شما امضا کنندگان آن بیانیه محکومیت اسرائیل در حمله به جنین فقط آمده اید که ایران دوستان را دق بدهید تا عقده های تان را خالی کنید. 44 سال است که رژیم توی سرتان زده و با اردنگی از ایران بیرون انداخته و شماها در طی سالیان قربان صدقه خاتمی و روحانی اش رفتید. ما هم فرار کردیم اما هرگز مجیز قاتل مان را نگفتیم. هیچ دلیل منطقی دیگری برای این رفتار عجیب و خودزنی شماها نمیتوان پیدا کرد! بهای سنگینی میپردازید برای این که اقرار نکنید که این انقلاب اشتباه بوده.  هنوز هم اگر زنده اید و گاهی صدایی از شماها میشنویم از لج شاه است! شماها برای زنده بودن ناچارید از سلطنت طلبان کمک بگیرید. میروید کون تان را میگیرید جلوی سلطنت طلبان بی هویت تا انگشت تان کنند و ماتحت تان را فتح کنند بلکه ایران اینترنشنال نشان تان بدهد و حال کنید.  و البته هالو بدجایی سرمایه گذاری کرد. مردم دیدند که کسی که او را انگشت کرده سلطنت طلب است و هالو را بخاطر این که مخالف رضاپهلوی بوده انگشت کرده و در نتیجه این هالو بود که از چشم مردم افتاد چون مردم رضاپهلوی را دوست دارند و از شاه به نیکی یاد می کنند. هالو هم انگشت شد و هم بازی را باخت!  منشور مهسا با توجه به مشکلاتی که شاهد بودیم به محاق رفت. شماهایی که دستپاچه شدید اون هیاهو و حمایت ها از بیست تشکل صنفی و نشست کلابهاوسی شما که قراربود رژیم را جابجا کند به کجا رسید؟ شماها که از رضاپهلوی ایراد میگیرید که کارهایش سرانجام ندارد. به کجا رسیدید؟ شما دیگر وظیفه ای برای خود ندیدید؟  شکایت از پرویز ثابتی به کجا رسید؟ شکایت هالو بابت انگشت به کجا رسید؟  و حالا بخاطر بیانیه شماها بر ضد اسرائیل چه سودی برای مردم فراهم شد؟  میدونید؟... شماها زنده اید برای ضدیت با پهلوی و پهلوی ها! 

و در حرکت «انقلابی» دیگر تان - باز خدا پدر محمدرضاشاه را بیامرزه-  پرویز ثابتی را در گوشه ای از دنیا پیدا کردید و بدو بدو رفتید امضا جمع کردید که از او شکایت کنید! این همه جنایت رژیم آخوندها یک بار هم شما را از جا تکان نداد که به دادگاه مراجعه کنید و از توله های رژیم که می شناسید ساکن آمریکا هستند به دادگاه شکایت نکردید که اینها پول مردم را از ایران خارج کرده اند. اما اگر ثابتی پیرمرد را جایی یافتید باید او را به دادگاه بکشید. خب این کار نه از روی منطق که  از روی عقده و خالی کردن عقده است. بدبختی در عمل هم هیچ کاری نکردید. در عمل شکایتی نشد و ثابتی دارد راست راست راه میرود. واقعیت این است که هیچکدام تان حال شکایت ندارید. خب وقت باید گذاشت و همت کرد که شماها ندارید. اما حرف زدن و مقاله نوشتن و بیانیه دادن راحت است. یک لپتاپ کفایت می کند و شماها خیال می کنید که زنده اید. در این وانفسا که دختران پسران مردم زیر ساچمه و گلوله اربابان تان هستند شماها به صرافت شکایت از پرویز ثابتی افتادید که برای حمایت از آن جوانان به خیابان و تظاهرات آمده بود! مسخره نیست!؟ اگرنه.. در واقع از این بیانیه چه هدفی را دنبال میکردید؟ این محکوم کردن شماها به کجا رسید؟ آیا این یک واقعیت نیست که زندگی سیاسی شماها در ضدپهلوی بودن تان خلاصه شده است و از هیچ کار دیگری حتا یک اعتصاب غذای ساده بخاطر مردم ایران هم بر نمی آیید؟ و حالا با این بیانیه در مورد حمله اسرائیل به جنین به میدان آمده اید! مثل حرکت آزار دهنده تان در مورد پرویز ثابتی و انگشتی که به هالو رسید این بیانیه تان هم حتا یک ریگ را از جا تکان نداد. نه مردم ایران خبر شدند و نه مردم جنین از این بیانیه شماها استفاده ای بردند. فقط کفر ما مردم ایران را در آوردید.  آخر پدر آمرزیده کجا دیدید مردم ایران نسبت به حمله اسرائیل به جنین دلشان به درد آمده باشد؟ در فضای مجازی و در میان فامیل و آشنا چه کسی به این مساله حساسیت نشان داد که شماها یک کاره بیانیه اینجوری صادر می کنید؟ شماها ایرانی هستید یا فلسطینی؟ کجای شماها به ایرانی میخورد؟ پرچم سه رنگ ایران را که با اکراه و نه با افتخار در کنفرانس های تان تحمل می کنید. اوایل انقلاب که عارتان می آمد در جلسه های خارج کشورتان پرچم سه رنگ باشد دیگه با پرچم شیر و خورشید که مثل جن و بسم الله هستید.  آن صدهزار نفر برلین چند هزار پرچم شیروخورشید در دست داشتند ایرانی نبودند؟ ندیدید؟ آیا جرات می کنید خودتان را از آن مردم بدانید؟  آیا باید آن مردم به روی تان تف بیاندازند تا متوجه شوید که  شما را از خودشان نمی دانند؟  با آن رفیق رفیق گفتن های تهوع آورتان در نشست های تان! 

نتیجه: شما با آن کارنامه.. و این بی اثری تان در صحنه سیاست و جامعه.. آیا بود و نبود تان تفاوتی دارد؟ بیانیه بدهید یا ندهید آیا به اندازه ارزنی چیزی جابجا میشود؟ 

بفرمایید شام! 

این برنامه «بفرمایید شام» که در تلویزیون منوتو نشان داده میشد برنامه آموزنده ای بود. اغلب شرکت کنندگان انسان های معمولی بودند. اما تعدادی نه کم بلکه قابل توجه بودند که آنقدر بد طینت و بد بودند که قادر نبودند حتا جلوی دوربین هم که شده موقتا چهره خوبی از خود نشان بدهند. رفتار اینها در  برخی برنامه ها آنقدر زننده بود که در کامنت هایی که مردم در مورد آن برنامه می گذاشتند فحش های رکیکی را دریافت می کردند. در واقع شرکت کننده در آن برنامه باید نزد مردم به فضاحت کشیده میشد تا باور کند که رفتارش زشت، واپسمانده و سرشار از عقده های فروخورده است اگرنه آن چند آدم آنقدر نفهم بودند که غیر ممکن بود که توصیه اطرافیان را در مورد رفتار زشت شان و کارهای سخیف شان بپذیرند.  وقتی سیل اعتراضات نسبت به تهیه کننده بفرمایید شام سرازیر شد که این چه چهره ای است که از ایرانیان نشان میدهید، تهیه کننده که یک جوانی بود خیلی رک و راست پاسخی دااد که من لذت بردم و نقل به مضمون می آورم. او خیلی ساده گفت:« چرا اعتراض می کنید؟ ما این هستیم! باید بپذیریم که یک سری مشکلات فرهنگی داریم که اگرنه در همه ما ایرانیان اما در بخش بزرگی از ما هست. عیب در رفتار اجتماعی ماست».  وقتی سری اول برنامه ها با همه فضاحت های خجالت آور رفتارهای برخی ایرانیان تمام شد، فصل دوم شاهد تغییر بسیار بزرگی در رفتار شرکت کنندگان بودیم. و این نشان میداد که مردم زیادی با دیدن آن رفتارهای زشت خودشان را در آینه می دیدند. در یکی از برنامه ها که دیگر شاهکار بود! خانمی در آن شرکت میکرد بسیار خودپسند که چشم دیدن سه شرکت کننده دیگر را نداشت و با هر سه بد بود و پشت سر هرسه حرف میزد. و در آخر هم کفرش بشدت در آمده بود که یک خانم دیگری برنده شده، به خانمی که از او کمتر بدش می آمد گفت: اگر میدانستم که فلانی برنده میشه به تو رای میدادم که او برنده نشه! حالا حکایت این عقل باختگان ضد پهلوی است! رفتار زشت آن خانم رفتار زشت همان چپی ها و جمهوریخواهان ضد پهلوی است. اینها هیچ وجهه خوبی نزد مردم ایران ندارند واین را خوب میدانند. اما از عقده و خشم و کینه ای که به پهلوی ها دارند هر  گاه که رضاپهلوی موضعی بگیرد یا حرکتی کند اینها از لانه ها بیرون میخزند و خمیازه می کشند و حرکتی از خود نشان میدهند. تا رضا  پهلوی به دنبال منشور مهسا رفت.. اینها به در و دیوار زدند. اینور اونور گشتند دیدند که چطور میتوانند سنگی بیاندازند. گشتند دیدند بیست تشکل صنفی و ... چند ماه قبلش یک بیانیه ای داده اند. گویی تابحال مرده بودند و ندیده بودند حالا با فعال شدن منشور مهسا روح القدس در آنها دمید و  واتساپ را برداشتند باهم تماس گرفتند که آقا بهانه پیدا شد. همین بیست تشکل را علم کنیم جلوی رضاپهلوی در بیاییم. بیانیه پشت بیانیه و بوق و کرنا که آی از «منشور‌ مطالبات حداقلی» بیست تشکل صنفی ومدنی همه جانبه حمایت می‌کنیم!  و با رو انداختن و این و آن را در رژیم آخوندها واسطه کردن توانستند با سوء استفاده از زندانیان سیاسی دربند آنها را به معرکه ای در کلابهاوس بکشند و بیست نفری از داخل ایران و بیست نفری هم در خارج فراهم کنند. سوال اینجاست که رضاپهلوی عرضه اش را نداشت. شماها که با آن هیاهو و بوق و کرنا آن حمایت ها را براه انداختید کدام گوری رفتید؟ چرا دنبالش را نگرفتید؟ چرا دوباره در پیله های تان فرو رفتید؟ چرا تکان نمیخورید؟ در گورهای تان خفته اید تا رضاپهلوی حرکتی بکند و یکی تان مثل مایکل جکسون در تریلر بیافتد جلو بقیه تان پشت سرش رقص مرده ها را بکنید.  

اینها در رفتار سیاسی تفاوتی با آن خانم بی پرنسیپ شرکت کننده در برنامه بفرمایید شام ندارند. بخشی از فرهنگ شان است. اینها نه قبل از منشور مهسا لزومی به حمایت از آن بیست تشکل می دیدند و نه پس از آن.  فقط مرده اند ببینند رضاپهلوی چه میگوید و چه فعالیتی دارد تا به اشاره خامنه ای مثل خرمگس معرکه بپرند وسط موش دوانی کنند و تکه بیاندازند. یکی یقه ثابتی را میگیرد، دیگری کونش را جلوی یک سلطنت طلب میگیرد که انگشت کن! و حالا که کاری نیست انجام بدهند به اسرائیل فحش میدهند که بازهم کفر ما ایران دوستان را در بیاورند. در دنیا مشکلی ندارند حل کنند و مردم ایران در صلح و آرامش و صفا زندگی میکنند و اینها میخواهند سرریز مهرشان را نثار مردم مظلوم لبنان کنند. همان همکاران قاسم سلیمانی  که برخی شان در سرکوب وساچمه زدن به چشم جوانان آب و خاک ما فعال بودند. اگر سعیدی سیرجانی زنده بود شماها را نیز در کتاب «ای کوته آستینان» مورد خطاب قرار میداد. شماها نمونه همان خانم وقیح و بی پرنسیب شرکت کننده در برنامه بفرمایید شام هستید. 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

محسن کردی

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

ع باقرزاده

مرگ بر شاه... هنوز و همچنان شعار اصلی چپفارسی منحط مقیم کشورهای پادشاهی است!
‏جمهوری اسلامی...از هست و نیست ساقطشان کرد، رفقایشان را کشت و مدفوع بزرگترهایشان را به خوردشان داد، اما پس از چهل و چهار سال همچنان خود را در ستیز با شاه تعریف میکنند. این ترومای درمان ناپذیر از کجا سرچشمه می گیرد؟! جز آنکه در پس چندین دهه تخریب.. ترور
.. آدم‌فروشی و مزدوری و با کارنامه‌ای سیاه قافیه را به شاهی باخته‌اند که یک عمر مرگش را آرزو می‌کردند؟

چ., 12.07.2023 - 05:04 پیوند ثابت
محسن کردی

عنوان مقاله
بیانیه نویسان در حمایت از مردم مظلوم فلسطین

رقیه دانشگری، ملیحه محمدی، مهرزاد وطن آبادی، راحله طارانی، سعید شاهسوندی، بقیه امضا کنندگان را نمی شناسم. سوال من از شما این است که آنجا که شعار داده اید پاینده باد همبستگی مردم ایران با مردم فلسطین... کجا دیده اید که مردم ایران با مردم فلسطین اعلام همبستگی کرده باشند که اینجا آورده اید که این همبستگی پایدار و پاینده باشد؟ از طرف ملت ایران حرف نزنید و دهان بد بوی تان را ببندید لطفا!! 

رقیه دانشگری، ملیحه محمدی، مهرزاد وطن آبادی، راحله طارانی، سعید شاهسوندی، بقیه امضا کنندگان را نمی شناسم. سوال من از شما این است که آنجا که شعار داده اید پاینده باد همبستگی مردم ایران با مردم فلسطین... کجا دیده اید که مردم ایران با مردم فلسطین اعلام همبستگی کرده باشند که اینجا آورده اید که این همبستگی پایدار و پاینده باشد؟ تنها جایی که من خبر دارم در حرکت های نمایشی مشتی مزدوران خامنه ای، 50 تا 100 نفر که اینور آنورد جمع میشوند و شعار میدهند؟ آیا کس دیگری را می شناسید در ایران که با مردم جنین و فلسطین اعلام همبستگی کرده باشند؟ مثلا در فامیل تان در ایران، دخترخاله ای، پسرعمویی، خواهر یا برادری، برادر زاده ای؟ کسی را میشناسید که با مردم مظلوم فلسطین اعلام همبستگی کرده باشد؟ و اگر ندیدید چرا شعار میدهید که پاینده باد همبستگی مردم ایران با مردم فلسطین؟ این یک تبلیغ دروغین نیست؟ ای کوته آستینان؟ خب شماها اگر رئیس جمهور این مملکت بودید آیا برای درست در آمدن این شعار دروغین تان مردم تان را مجبور نمی کردید که بزور به خیابان ها بیایند و برای همبستگی با مردم فلسطین راهپیمایی کنند؟ نمیکردید؟ کسی که تبلیغ دروغ می کند در ذات خودت آمادگی برای چنین جنایاتی را دارد. آقای شاهسوندی، خانم ملیحه محمدی، خانم رقیه دانشگری و دیگرانی که آن بیانیه را امضا کردید.. شماها از مزدوران خامنه ای هم پست تر هستید. آنها زور که میزنند صد نفر را به حمایت از مردم فلسطین به میدان می آورند و شماها نماینده آن 100 نفر بسیجی دهان گشاد هستید. از طرف ملت ایران حرف نزنید و شعار ندهید و دهان بد بوی تان را ببندید!!
س., 11.07.2023 - 08:36 پیوند ثابت
ع باقرزاده

از هخامنشيان تا پهلويان
... و .
پرسش اساسی اين است که: در چنين مقطع هراسناکی از تاريخ ايران که اصلآ کيان مُلک و ملت در خطر نابودی است ما برای نجات خود و ميهنمان چه می کنيم؟
پاسخ هم که روشن است، يکی از عقل می لافد، آن دگری طامات می بافد چند ملافکلی حتا پس از چهل سال بی ناموسی کشيدن از دست اين اوباش لنگ برسر هم همچنان از کرامات ملا..چپی ..مجاهد.. برای ما سخن میگويند گروهی میخواهند يک جمهوری اسلامی دگری با پسوند دموکراتيک..فدرالیسم...بر سر کار آورند و دسته کوچکی هم طفلکی ها آنچنان از جاده خرد و منطق دور گشته اند که اصلآ حتا اميدی به نجات خود ايشان هم از دست اين اوهام نيست، چه رسد به اينکه بتوان چشم ياری هم از آنان داشت که مثلآ کمکی هم به آزادی مردم و ميهن خود برسانند.
چرا که اين گروه که حتا از اداره کردنه چند نانوايي هم عاجز هستند، در عالم هپروت، اصلآ به نجات ايران هم بسنده نکرده، میخواهند با متحد ساختن تمام کارگران جهان فلسطین را از دست امپرياليسم جهانی و صهیونیسم ها یهودی برهانند و در همه جای گيتی هم حکومت کمونيستی برقرار سازند!
و خلاصه با اينهمه ادعای روشنفکری و آزادی خواهی و مردم دوستی و سکولار بازی و انشاء نويسی و گنده گويی دريغ حتا از ده ـ پانزده عاقل و فرزانه در ميان اينهمه مدعی روشنفکری که اين خطر نابودی ايران را حس کرده و در انديشه ی کاری منطقی و شدنی باشند.
فراموش هم مکنيد که تمامی فرهنگ ها و تمدن های بزرگ و درخشان هم درست به همين شکل و با همين روند، رو به انحطاط رفته و نابود گشته اند که درد اصلی هم همين است. يعنی با بی عرضه گی و رذالت حکومتگران و بويژه با لااباليگری يا خيانت برجسته گان ـ که اصولآ بار گناه خيانت و رذالت حکومتگران را هم بايد برگرده همين برجسته گان افکند ـ و سرانجام هم با نهادينه شدن تدريجی بی فرهنگی و وحشيگری و فقر و نکبت و تباهی در ميان ايشان.
در مورد ما و اکنون هم، اصلآ چه نشانه هايی روشن تر از اين بی فرهنگی ها و کثافتکاری های حکومتگران از درون و اباحه گری برجسته گان از برون، برای رو به انحطاط و ويرانی رفتن فرهنگ و مدنيت و نيکنامی روزگار پهلوی که ايرانی يکی از بافرهنگ ترين و محترم ترين ملت های جهان بشمار میآمد. بويژه اين عادی گشتن پامنقل نشينی جوانان و صادر کردن فاحشه از ايران، يعنی پلشتی های چندش آور و بی ناموسی های جگرسوز و کشنده ای که اصلآ در سرتاسر تاريخ ما سابقه نداشته، حتا بروزگار حمله اسکندر و يورش تاتار و مغول.
توجه هم داشته باشيد که فرهنگ، نه يک مقوله ی ذهنی، بلکه يک پديده ی عينی و پيش چشم است. به ديگر سخن، فرهنگ راستين هر ملتی، درست همانی است که در جامعه آن ملت در جريان است و در رفتار های روزمره آنان متجلی می شود، بويژه در رفتار حکومتگران ايشان که خواهی نخواهی هم، نماينده گان آن ملت در نزد افکار عمومی جهان بشمار می آيند، نه در کتابهای تاريخی و در کتيبه ها و سنگ نوشته ها.
به ديگر سخن، فرهنگ تمامی همان کنش های پيش چشم است که ملتها در رفتار بين خود و جامعه خودی بدانها عمل می کنند که تجلی فرهنگ هر قوم و ملتی هم در خرد جمعی و وجدان عمومی آنان است. اصلی ترين نماينده گان اين خرد جمعی و وجدان هر ملتی هم، حکومتگران و همين نخبگان و سياسيون آن ملت هستند.
پس اين سخنان که اين رژيم نماينده ما نيست، ما ملت خيلی بافرهنگی هستيم، ما را اسير کرده اند، آنها کودتا کردند، اينها بردند و آنها آوردند و آن دگری ها خوردند و چين و ماچين و جن و پری پروانه ندادند که ما به آزادی و دموکراسی دست يابيم ... همه و همه سخنان پوچ و ياوه و خودفريبی و از خويشتن کام گرفتن و فرار از مسئوليت است. ملت ملت بافرهنگ و شريف آخر چنين بی غيرتی هايی را تاب نمیآورد که، آنهم زمانی به درازای پيش از چهار دهه و هنوز هم فاقد حتا يک شبه بديل برای اين نظام بی ناموسان.
چه که بسياری از فرهنگ ها و تمدنها آنچنان دچار زوال میشوند که پس از چند سده ديگر به جز چند کتيبه و سنگ نوشته هايی را پذيرای میگردند که ديگر هيچ شباهتی به فرهنگ کهن آنان ندارد. مانند خود ما پس از يورش تازيان، مصر و چين و روم و بويژه بين النهرين ـ عراق کنونی ـ که گهواره چند تمدن و فرهنگ بزرگ و درخشان هم بوده.
يا فونيکس ـ فنيقی ها ـ که اصلآ تمدن و فرهنگ آنان کهن تر از آشوری ها، بابلی ها، مصری ها و هخامنشيان ما بشمار می رود. همان تمدن و فرهنگی که به کنعانيان هم شهره است و روزگاری بر بخش بزرگی از آسيا تا مرز های چين و تقريبآ تمامی آفريقا و جنوب اروپا تسلط داشته.
پس با آنچه آوردم، بزرگترين خطری که امروزه هستی ما را تهديد میکند، خطر نابودی فرهنگی است، نه حتا ويران شدن تمامی سازندگی های مدنی عصر پهلوی که البته آنهم بسان خنجری بر قلب هر ايرانی باشرفی است. زيرا تمامی اين بلايای دلخراش و حتا فقر و فاقه، معلول همان بی فرهنگی هستند.
بنابر اين، شکوفايی اقتصادی و در سايه آنهم، سازندگی که همان شهريگری يا مدنيت باشد، تنها زمانی شکل میگيرد که فرهنگی در کار باشد. به بيانی روشن تر، رابطه ی فرهنگ با مدنيت، نه بسان مسئله مرغ يا تخم مرغ که نمیتوان گفت کدام يک از آنها اول پديدار گشته، رابطه ای بسيار بسيار روشن است، بدين سان که فرهنگ است که رفاه اقتصادی و مدنيت و آبرو و اعتبار را میزايد، نه وارون آن.
اگر آلمانی ها و ژاپنی ها توانستند که کشور های نابود شده خود در جنگ علمگير دوم را از نو ساخته و دوباره به ابرقدرت های اقتصادی و صنعتی جهان مبدل گردانند، اين رستاخيز و نوسازی، تنها در سايه ی آن فرهنگ پويا و بالنده بود که ريشه در ژرفای روان و وجدان آن دو ملت داشت. همچنان که هندی ها و حکومتگران چينی تنها با تکيه بر همان عنصر خودآگاهی تاريخی و ملی ـاسطوره اژدهای سرخ ـ ، توانستند کشور های فقير و گرسنه و ويران خود را به وزنه های صنعتی و اقتصادی بسيار مهم جهان بدل سازند.
از اينروی، هر روز ادامه اين رژيم در ايران، درست بسان فروريختن يکی ديگر از ستونهای کاخ فرهنگ ما است که دو پادشاه بزرگ پهلوی آنرا پس از چهارده سده بی فرهنگی و نکبت و بی آبرويی و خفت از نو بنا کردند. طبيعی ترين برايند فروريختن يکی پس از ديگری ستونهای اين کاخ فرهنگی هم، هر چه بيشتر نهادينه شدن همين بی فرهنگی ها و کثافتکاری ها و وحشيگری ها و فقر و فاقه و ننگ و بدنامی است.
ترديد هم نداشته باشيد که پس از مردن نسل من و يکی ـ دو نسل ديگر که آن شکوه و شوکت و غرور عصر پهلوی را با چشم خود ديده و زندگی کرده و بسان تاريخ های زنده و گويا هستند، آن فرهنگ و تمدن نيز ديگر کاملآ به تاريخ خواهد پيوست. از آن پس هم ايرانيان ميهن پرست بايد در اندوه از دست شدن يک دوران شکوهمند ديگر از تاريخ خود باشند.
يعنی جگرخون و اشکريزان برای جلال و عظمت و اعتبار ميهن شان در روزگار «پهلويان». دورانی که پس از مرگ ما، بدون شک تاريخ گواهی خواهد داد که براستی هيچ کم از دوران «هخامنشيان» نداشت و ايرانيان برای بازگرداندن آن شرف و آبرو و اعتبار جهانی روزگار «هخامنشيان»، بيست و پنج سده خون دل خورده و زحمت کشيده و خون داده بودند.
حال اگر کسانی از اين مدعيان روشنفکری اين ادعای مرا نپذيرفته و همچنان تخت بند همان نرم جاهلانه روشنفکری کهنه ايران بوده و با باسزاگويی به پادشاهان بزرگ پهلوی، هنوز هم خيال می کنند که ايران را بهتر از آن دو پادشاه میشد رهبری کرد، و امروز و هنوز هم در اين توهم ويرانگر هستند که آلترناتيوی بهتر از بازگشت به همان آيين کهن و ديرآشنای «شاهنشاهی» ايران خواهند يافت، باشند که پس از نابودی کردن ايران و مرگ خفت بار خودشان، به نادان ترين و منفور ترين چهره های سياسی و روشنفکری ايران بدل گردند. همين....

ی., 09.07.2023 - 19:15 پیوند ثابت

افزودن دیدگاه جدید

لطفا در صورتیکه درباره مقاله‌ای نظر می‌دهید، عنوان مقاله را در اینجا تایپ کنید

متن ساده

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
  • Web page addresses and email addresses turn into links automatically.

لطفا نظر خودتان را فقط یک بار بفرستید. کامنتهای تکراری بطور اتوماتیک حذف می شوند و امکان انتشار آنها وجود ندارد.

CAPTCHA
لطفا حروف را با خط فارسی و بدون فاصله وارد کنید CAPTCHA ی تصویری
کاراکترهای نمایش داده شده در تصویر را وارد کنید.