هرگز نخورد آب زمینی که بلند است !

دون مایه گان مزور چه به ساده گی عطش حرص ناک عفن شان را یر سرمان خالی می کنند و ما گویی اختیاری نداریم و توان تصمیم سلب ! هر گاه که خواستند و می خواهند به زنجیر چنان می بندند که تا استخوان فرو می رود و گر با تحمل فراوان درد بی حس شد پنداشتیم زنجیر گسسته شده است و این حکایت تلخ روزهای سردرگمی ٬ باهم بی هم بودن مان !

شگفتی ی شگرفی است که با تجربه ی سی و پنج ساله ی حکومت اسلامی  و به قهقرا کشاندن کشور به یک باره نگاه را عوض کرد به حکومتی که کوچک ترین شفافیت و صداقتی از خود نه نشان داده است و نه نشان دارد و تنها با آزادی ی چند زندانی که مرتکب جرمی هم نشده اند آن نیز به بهانه ی اجلاس سازمان ملل متحد به دل خوشی رسید که تغییرات حاصل شده و در ادامه روزهای بهتری  خواهند رسید  وگرنه واقعیت جمهوری اسلامی همان کلام روزهای اخیر علوی وزیر اطلاعات می باشد که گفت « مردم باید گونه یی رفتار کنند که نظام آنها را زندانی نکند ! هر کسی که در داخل کشور زندگی کرده است به درستی در می یابد که این حکومت یک ضد فرهنگ و نا هنجاری است که گریبان مردم و مملکت را گرفته است و در حداقل برخورد های ساده ی روزانه در جامعه این را می توان لمس کرد و همین هم باعث شده که گسستی فراخ بین افراد و پس از سال ها سایه ی این جغد شوم بوجود آورد تا حس مسوولیت پذیری در مقابل یکدیگر به فراموشی و ملایان خود را حقی بر مردم به حساب آورند . اما آن دسته از کسانی که هنوز بارقه یی از مسوولیت در دل دارند به نیک می دانند که این حکومت از بدو تولد نامیمونش هیچ گاه بر راه راستی نبوده و هرگز هم نه توان این را دارد و نه می خواهد بر راه خدمتگزاری و پیشرفت گام بردارد . با روی کار آمدن شیخ کلید ساز پنداری مشکلات جامعه همان دوران هشت ساله ی ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد بوده است و با رفتنش همه چیز روند عادی به خود خواهد گرفت اما غافل از اینکه محمد خاتمی از این شیخ بر سر کار آمده خود چهره یی دمکرات می نمود اما بدترین فجایع بعد از کشتار 67 در زمان وی حادث گردید ٬ جای سوال است برای کسانی که در ماهای اخیر و باور کردن سخنان زبان اتو کشیده ی حسن روحانی فراموشی ی دیگر بر فراموشی های تلخ گذشته می گذارند ! تجربه نشان داده است که هر گاه لحن این حکومت فاسد رو به کرنش رفته برنامه یی در دستور کار دارد برای حفظ بقای خویش چنان که خامنه یی هم بار دیگر به آن جمله ی نرمش قهرمانه متوسل گردید که برگرفته ازجریان کذایی ی صلح امام حسن است البته با تحریف ذی نفع ٬ این کلام که قرینه ی رفتار شیخ حسن روحانی می باشد مصداق همان ضرب المثل با پنبه سر بریدن است که همانطور اشاره شد در زمان محمد خاتمی به اجرا درآمد . با رجوع به اندکی حافظه ی تاریخی پیرو گفته های بنیانگزار این حکومت که گفت : برای حفظ انقلاب لازم باشد از اسلام که یگانه درآمد شان بوده و هم هست خواهد گذشت ٬ علی خامنه یی نیز برای ماندگاری اش از اسلام که سهل است از بنیانگزارش که اکنون بر جایگاه او تکیه زده است خواهد گذشت ٬ و بی گمان این عقب نشینی آماده شدن برای خیز بلندی است که دردش تنها بر پیکر مردم و کشور وارد خواهد آمد و مسوولیتش هم بر گردن همین کسانی است که خواسته یا ناخواسته آب بر آسیاب حکومتی می ریزند که با جان گرفتن انسان ها حیات داشته و دارد . 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.