روضه خوانی"قهرمانانه" آقای روحانی درسازمان ملل متحد

چند سالی سید محمد خاتمی در مقام ریاست حکومتی که ضد تمدن و فرهنگ بشری است ، از تریبون سازمان ملل متحد برای طرح "گفتگوی تمدنها" استفاده نمود ! چند سالی هم محمود احمدی نژاد ، بساط رمالی و شعبده بازی در سازمان براه انداخت و طرح مدیریت جهانی مهدی موعود وانکار هولوکاست ومحو نمودن اسرائیل را به جهان عرضه نمود و حالا نوبت شیخ اعتدال گرای جمهوری اسلامی است که در مقام رئیس جمهور حکومتی که از ابتدای تأسیس ، پایه اش بر خون و کشتار مردم ایران نهاده شده و ذات اش خشونت و ترور و جنگ و خون ریزی است

نمیدانم در تریبون سازمان ملل متحد چه خاصیتی نهفته است  که هر رئیس جمهوری ازحکومت ولایت مطلقه اسلامی به آن تریبون میرسد احساس پیغمبری و ناجی بشریت  به او دست میدهد و رئیس جمهورحکومت اسلامی ، قبل از طرح مسائل و مشکلات  و دفاع از منافع ملی کشور خویش  ، با ارائه نظریات پوچ و بی ارزش در سازمان ملل متحد ، مدعی نجات بشریت در روی زمین میگردد ! سابقه حضور رؤسای جمهور اسلامی در اجلاس سالانه سازمان ملل متحد ، این واقعیت تکراری را یادآور میشود که سخنان رؤسای جمهور حکومت اسلامی در مقر سازمان ملل متحد مثل یک موضوع انشاء تکراری است که همه ساله توسط نماینده مخصوص بیت رهبری ، تکرار و رو خوانی میشود و از حد و حدود نصیحت و کلی گوئی تجاوز نمی نماید . فرقی ندارد که رئیس جمهوری اسلامی یک اصلاح طلب باشد  یا اصول گرا  و یا اعتدال گرا ، وجه مشترک تمام آنان این است که وقتی به تریبون سازمان ملل متحد میرسند ،  در سخنان خود قبل از هر چیز میبایستی رضایت مقام خاطر رهبر و ازاذل و اوباش پیرامون او و "نظاام الهی" را فراهم سازند تا در بازگشت به کشور مورد مؤاخذه قرار نگیرند ! روی همین اصل تا کنون تمام رؤسای جمهوری اسلامی به هنگام حضور در مقر سازمان ملل ، درلباس معلم اخلاق و حلاّل مشکلات جوامع بشری ،  به منبر رفته و در وصف چیزی هائی که خود و جمهوری اسلامی عاری از آن است روضه خوانی  کرده اند ، چون در روضه خوانی ها است که میتوانند از حملات دارودسته های پیرامون بیت رهبری از قماش حسین شریعتمداری  مصون بمانند !

چند سالی سید محمد خاتمی در مقام ریاست حکومتی که ضد تمدن و فرهنگ بشری  است ، از تریبون سازمان ملل متحد برای طرح "گفتگوی تمدنها" استفاده نمود ! چند سالی هم  محمود احمدی نژاد ، بساط رمالی و شعبده بازی در سازمان براه انداخت و طرح مدیریت جهانی مهدی موعود وانکار هولوکاست ومحو نمودن اسرائیل را به جهان عرضه نمود و حالا نوبت شیخ اعتدال گرای جمهوری اسلامی  است که در مقام رئیس جمهور حکومتی  که از ابتدای تأسیس ، پایه اش بر خون و کشتار مردم ایران نهاده شده و ذات اش خشونت و ترور و جنگ و خون ریزی است ، دنیا را به صلح و آرامش و امتناع از خشنونت و جنگ و ستیز دعوت نماید و برچهره کریه و خون آلود جمهوری اسلامی نقاب صلح دوستی و خشونت پرهیزی بزند و چنین وانمود سازد که گویا حکومت اسلامی ، خود قربانی خشونت و ترور است !

پیش از سفر آقای روحانی به نیویورک  و سخنرانی اش در سازمان ملل متحد ، با توجه گفته ها و ادعاهای ایشان مبنی بر داشتن اختیارات کامل برای حّل و فصل اختلافات حکومت اسلامی با دنیای غرب ، وهمچنین با توجه به شرایط ویژه و تنگنائی که امروزه  جمهوری اسلامی  درآن گرفتار آمده است ،  گمانه زنی میشد که آقای روحانی از این فرصت تاریخی استفاده خواهد کرد و با سخنانی متفاوت از سخنان اسلاف خویش ، چهره جدیدی را از کشور ایران در اذهان جهانیان ترسیم کند، ولی با کمال تأسف ، پس از موعظه و آسمان ریسمان بافی های آقای روحانی در سازمان ملل متحد ، معلوم شد که ایشان نیزجسارت خروج از دایره بسته ای که بیت رهبری برای او ترسیم کرده است را ندارد . قبل از ورود حسن روحانی به مقر سازمان ملل متحد ، بسیاری از مفسران و تحلیلگران داخلی و خارجی ، پیش بینی میکردند که برای شکسته شدن یخ روابط ایران و امریکا و گشایش تازه ای در روابط کشورهای غربی و ایران  ، تمام شرایط فراهم است و کافی است که رئیس جمهور ایران اراده انجام این کار را داشته باشد ، غافل ازاینکه اراده عدم انجام چنین کاری از قبل در بیت رهبری خامنه ای رقم زده شده است !

آقای حسن روحانی و هیأت همراه ایشان ، از شرکت در میهمانی نهار سازمان ملل متحد ، یعنی جائی که برای مواجهه احتمالی و دیدارکوتاه دو رئیس جمهوری امریکا و ایران گمانه زنی شده بود امتناع ورزید و هنگامی که علت عدم حضور او در ضیافت نهار سازمان ملل و دیدار کوتاه و احتمالی با رئیس جمهور امریکا از ایشان سئوال شد ،  "کوتاه بودن فرصت برای برنامه ریزی کردن چنین ملاقاتی " ! جواب آقای روحانی بود به خبرنگاران !  ولی یکی از همراهان حسن روحانی ، دلیل شرکت نکردن ایشان و هیأت ایرانی در ضیافت نهار سازمان ملل متحد را چیز دیگری عنوان کرد ، .خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایسنا) در این خصوص چنین مینویسد:

"  یک عضو هیات همراه رییس‌جمهور در نیویورک در گفت‌ و گو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، با تائید این خبر گفت: بر اساس پروتکل‌های تشریفاتی رسمی ایران ، هیأت‌های ایرانی در ضیافت‌هایی که در آن مشروبات الکلی سِرو می‌شود شرکت نمی‌کنند. وی خاطرنشان کرد هیأت‌های ایرانی در گذشته هم هیچگاه در این مراسم شرکت نکرده‌اند."

اگر آنچنانکه یکی از همراهان حسن روحانی گفته است : دلیل شرکت نکردن رئیس جمهور در میهمانی  سازمان ملل متحد بخاطر نوشیدن یک جرعه شراب و یا هر مایع دیگری از طرف سران کشورها  بوده است ! براستی باید به حال مردم ایران که نمایندگان کشورشان در مجامع بین المللی ، چنین موجودات خشک مغز و عقب افتاده ای هستند گریست ! و کسی نیست به این موجودات تهی مغز  بفهماند در یک چنین میهمانی هائی هیچکس شما را  مجبور نمیکند که برای احترام به این نماد صلح و دوستی  که ریشه در سنت ها و فرهنگ مردم بسیاری از کشور ها و از جمله ایران قبل از جمهوری اسلامی دارد ، جرعه ای شراب بنوشید ، شما میتوانید جرعه ای  آب بنوشید و  مطمئن باشید که کسی به شما اعتراضی نخواهد کرد و  گناه شرابخواری دیگران هم به حساب شما نوشته نخواهد شد ! ولی گویا مشکل نمایندگان جمهوری اسلامی با آشامیدن نوشابه های غیر الکلی در این اینگونه مجالس حل نمیشود ، آنها میخواهند در حضورشان  "عمل قبیح شرب خمر " از جانب دیگران نیز انجام نگیرد ! مشکل نمایندگان جمهوری اسلامی این است که آنها میخواهند همه را با خود  به عمق جهالت ببرند ! کما اینکه همه روزه  در خیابانهای تهران و سایر شهرهای ایران ، دهها هزار ولگرد ، از صبح تا شام میچرخند و تحت عنوان "امر به معروف و نهی از منکر"به آزار و اذیت مردم مشغول اندکه بگویند چه بخورند و چه نخورند و چه بپوشند و چه نپوشند ! به هرحال امید است که عدم حضور آقای حسن روحانی در میهمانی نهار سازمان ملل متحد بخاطر نوشیدن جرعه ای شراب از طرف سایر سران و نمایندگان کشورهای دیگر نبوده باشد که این خود نشانه ای است برعقب ماندگی و تحجر و بی دانشی رئیس جمهور اسلامی است که نمیداند  کشورش در صنعت شراب سازی تبحر چند هزار ساله دارد و اکنون نیز با وجود تازیانه و زندان و قوانین ضدبشری جمهوری اسلامی در مورد ساختن و نوشیدن شراب ، درهزاران هزار خانه ایرانی ، صنعت شراب سازی بصورت دست ساز همچنان رونق خود را حفظ کرده است . اما عاقلان میدانند که دلیل "سِرو شراب" در ضیافت سازمان ملل برای عدم حضور آقای روحانی در آن مراسم  فقط یک بهانه است ، که دستور عدم شرکت در میهمانی و دیدارنکردن و دست ندادن با رئیس جمهور امریکا از بیت رهبری به روحانی رسیده است .

 سخنان آقای روحانی در مجمع سازمان ملل متحد ، در میان ایرانیان بازتابی مختلف و متضادی داشته است و تحلیلگران و کارشناسان مسائل سیاسی و اجتماعی ، ارزیابی های گوناگونی را از سخنان ایشان نموده اند ، در اینجا بد نیست به ارزیابی یکی از هوادران دولت اعتدال اشاره کنم ، چرا که اگر ارزیابی مخالفان جمهوری اسلامی ارائه شود ، بلافاصله از جانب دار و دسته حسین شریعتمداری و سایر اراذل و اوباش ذوب شده در ولایت فقیه ، برچسب ضد انقلاب و جاسوس اسرائیل و امریکا  خواهد خورد ! آقایدکتر صادق زيباکلام استاد علوم سياسی دانشگاه تهران در گفتگو با خبرنگار  "فرارو " در مورد سخنان حسن روحانی در سازمان ملل چنین میگوید :

«بنده فکر می کنم آقای روحانی آن مقدار که می خواست بگويد ، نگفت و آن مقدار که می خواست انجام دهد ، انجام نداد ؛ بلکه آن مقدار که می توانست گفت و انجام داد. شايد اگر آن موانع و ملاحظات و آن دغدغه هايی که من و شما به خوبی از آن آگاه هستيم وجود نداشت آقای روحانی خيلی بيشتر از اين می گفت و انجام می داد. شما رسانه های اصولگرا را در چند روز اخير نگاه کنيد که منتظر بودند آقای روحانی مقداری پای خود را کج بگذارد تا سر ايشان بريزند. بنابراين دوستانی که از آقای روحانی گله مند هستند که چرا ايشان جسورانه تر صحبت نکردند و آن ديدار تاريخی با آقای اوباما را انجام ندادند ممکن است انتظارات درستی داشته باشند اما بايد توجه کنند که آقای روحانی قرار نبود برای هميشه در نيويورک بمانند، بلکه فردا يا پس فردا به تهران باز می گردند.»

آقای دکتر زیبا کلام ، موانع و واقعیت های موجود  در صحنه سیاسی ایران و  اینکه ازاذل و اوباش پیرامون بیت رهبری ، برای دریدن دولت حسن روحانی در کمین نشسته اند را درست ارزیابی مینماید ولی ایشان فراموش میکند که  این صحنه ، بازیگر سومی هم میتواند داشته باشد ، بازیگر سوم ملیونها شهروند ایرانی هستند که با رأی خود آقای روحانی را به ریاست جمهوری رسانده اند و مشکل آقای روحانی این است که میترسد بازیگر سوم  یعنی همان کسانیکه با امید و آرزو به او رأی داده اند ، وارد صحنه سیاسی ایران گردند ، برای مثال اگر آقای روحانی بجای روضه خوانی ، یک سخنرانی مستدل و منطقی در سازمان ملل ارائه میداد و از سیاست خارجی دولت احمدی نژاد انتقاد به عمل میآورد و دست دوستی بسوی همه کشورها دراز میکرد و در میهمانی نهار سازمان ملل در جمع سران و نمایندگان کشورهای جهان حضور پیدا میکرد و  بخود جرأت میداد که با رئیس جمهور امریکا دست دهد و احوال پرسی نماید و بدین ترتیب یخ 35 ساله روابط ایران و امریکا را بشکند ، چه اتفاقی می افتاد؟ آقای روحانی به هنگام بازگشت به ایران ، مورد استقبال خود جوش و  حمایت ملیونی مردم  قرار میگرفت و  آن استقبال ملیونی میتوانست بمثابه یک همه پرسی برای تأیید سیاست خارجی و داخلی دولت اعتدال باشد ، اگر براستی آنگونه که حسن روحانی ادعا میکند ، بیت رهبری برای حل و فصل مناقشه هسته ای به او اختیار تام داده است  ، پس چرا از اختیارات خود در فرصتی که بدست آمده بود به  نحو خوبی استفاده نکرد؟ جواب روشن است : آقای روحانی مایل نیست  نیروی سوم  که همانا قدرت مردم است وارد صحنه سیاسی ایران گردد ، او ترجیح میدهد که آرام آرام در سایه رهبر حرکت کند و  کاری نکند که خامنه ای  از او  دل چرکین شود !  چون بزرگترین وحشت رهبر ، حضور مجدد مردم ایران در صحنه سیاسی این کشور است .

آقای روحانی که قبل و بعد از انتخابش به ریاست جمهوری ، حتماً وفاداری خود را  به بیت رهبری تضمین نموده است ، در نخستین آزمون نتوانست از یک فرصت تاریخی استفاده نموده و پایگاه  اجتماعی خود را  در میان مردم  ایران تقویت کند ، آقای روحانی خوب است بداند که بدون داشتن یک پایگاه اجتماعی نیرومند و بدون برآورده کردن مطالبات عادلانه و برحق مردم ایران ، دولت اعتدال او به سرنوشت دولت اصلاحات دچار خواهد شد و از دل همین دولت اعتدال ، احمدی نژاد دیگری سر برخواهد آورد .

فریب درماندگی و عقب نشینی تاکتیکی خامنه ای و باندهای تبهکار پیرامون او  را نباید خورد ، خوردن جام زهر توسط رهبر ، بمنزله از پای درآمدن او نیست  ، دیکتاتوری که خود را به خدائی رسانده است به این آسانی کنار نخواهد رفت  و قدرت را به مردم تفویض نخواهد کرد ، جنبش مدنی و جنبش های اجتماعی مردم  ایران که تجربه گرانبهای جنیش سبز را در کارنامه خود دارند میبایستی از هر فرصتی برای تحکیم و سازماندهی خود استفاده نمایند تا در آینده ای که چندان دور نیست قادر شوند با مبارزه متحد و سرتاسری مردم ایران ،  امر گذار از جمهوری واپسگرای اسلامی  به یک جمهوری مدرن و سکولار و مبتنی بر اعلامیه جهانی حقوق بشر را در ایران عملی سازند . چون تا زمانی که دین و دولت در این کشور با هم عجین باشند ، مصیبت همچنان باقی است و دولت  اصلاحات گرا و اصول گرا  و اعتدال گرا نیرنگی بیش نیستند .    

5 مهر ماه 1392

27 سپتامبر 2013

انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
شما برخورد دوگانه پانفارسیسم حاکم در ایران را در فرهنگ آنها باید جستجو کنید، زمانی که در رأس قدرتند به همه ملتها پیله می کنند، و شروع به تحقیر و جوک سازی می کنند، یه ترکه بود، یه رشتیه بود، یه لره بود، یه قزوینیه بود، و وقتی هم که دمشان لای در گیر می کند، شروع می کنند به تملق، نوکرتم، چاکرتم، مخلصتم، عبدتم، عبیدتم، نمک پروده اتم، خاک زیر پاتم، و در مسائل سیاسی هم وقتیکه طناب تحریم گلویشان را می برد، به عشوه های حسن گونه و رقص بابا کرم متوصل می شوند، تا دل رهبران دنیا را بدست بیاورند و دوباره به محض اینکه در سازمان ملل یک کمی تحویلشان می گیرند، تبدیل می شوند به منجی بشریت و برای جهانیان نقشه راه معین می کنند، خدا بداد ملتهای غیر فارس برسد که در عرض این ٨٥ سال حاکمیت پانفارسیسم در ایران چه ها کشیده اند،

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سر نخ را در مسکو جستجو کنید. تمام اختیارات دست پوتین است