گفتمان جدائی دین ازدولت ، ضرورت امروزاست

زمانی که اکثریت مردم ایران طی 34 سال گذشته ، آثارشوم حکومت دینی را در تمامی عرصه های زندگی فردی و اجتماعی با پوست و گوشت خود احساس کرده اند و زمانی که حتی بسیاری از پیروان سابق خط امام ، خسارات جبران ناپذیری که حکومت اسلامی بر ایران وایرانیان وارد نموده است را با چشمان خود دیده اند و برگذشته وآرمانهای برباد رفته خویش افسوس میخورند ، به جرأت میتوان گفت که گفتمان جدائی نهاد دین از نهاد دولت ، هم اکنون به گفتمان غالب در میان گروههای سیاسی و نهاد های مدنی تبدیل گردیده است و بی تردید جنبش ملی دمکر

 

در روز یکشنبه گذشته بدعوت "کنشگران سیاسی جنوب کالیفرنیا" ودر خدمت جمعی از ایرانیانی که دل در راه آزادی و عدالت اجتماعی دارند ، یک سخنرانی با عنوان "ضرورت اتحاد نیروهای سکولار-دمکرات جمهوری خواه در خارج از کشور" ایراد کردم که نظر به اهمیت این موضوع ، دراین نوشته اشاراتی به مطالب آن سخنرانی میکنم :

1- تلاش و تجربه یکصد ساله ایرانیان و نیز هر تغییر و تحّول اجتماعی که در گوشه کنارجهان اتفاق افتاده این واقعیت مشترک و انکار ناپذیر را به اثبات رسانده است که مقدمه و پیش درآمد تمام تغییر و تحولات اجتماعی ، گفتمان و بستر فکری بوده است که روشنفکران و تحوّل طلبان آن جوامع ایجاد نموده  تا تغییر و تحولات بتوانند در آن بستر و گفتمان فکری به پیش روند ، در صد و اندی سال گذشته  تاریخ معاصر ایران علاوه بر دهها جنبش محلی و خرده جنبش ، شاهد دوانقلاب و یک جنبش عظیم ملی بوده است که درهر یک از این تحولات  تاریخی و سرنوشت ساز ، یک گفتمان به شکل گفتمانی ملی در آمده و آن گفتمان بسترمناسبی را برای تحقق انقلاب و جنبش عظیم ملی فراهم ساخته است .

-        در انقلاب مشروطه ، گفتمان تشکیل عدالتخانه و تدوین قانون و تجدّد خواهی ، به گفتمان اصلی منوّرالفکران  مشروطه خواه تبدیل میشود و در بستر آن اتحاد نیروهای مشروطه خواه برای خاتمه دادن به حکومت مطلقه شاهان مستبد قاجارشکل میکرد که حاصل آن اتحاد ، پیروزی جبهه مشروطه خواه و شکست جبهه استبداد و مشروعه خواه بوده است .

-         در جریان ملی شدن صنعت نفت ، کوتاه کردن دست استعمارگران انگلیسی و ایادی داخلی آنان از منابع نفت ایران ، به یک گفتمان ملی درمیان ایرانیان تبدیل میشود ، و تمامی اقشار و طبقات و گروههای سیاسی در بستر یک خواست ملی و همگانی برای بیرون راندن استعمارانگلیس و مبارزه با سر سپردگان داخلی آنان با یکدیگر  متحد میشوند .

-        در جریان انقلاب بهمن ماه 57 ، سالها قبل از اینکه خمینی به عنوان رهبرانقلاب وارد صحنه سیاسی ایران شود ، گفتمان سرنگون سازی رژیم دیکتاتوری شاه به شکل قهر آمیز ، در جامعه روشنفکری و گروههای سیاسی ایران بصورت گفتمان غالب درآمده بود و آیت الله خمینی دربهمن ماه 57 درشرایطی رهبری انقلاب را بدست گرفت که گفتمان جنگ مسلحانه و مبارزه قهر آمیز، از مدتها پیش توسط گروههای مارکسیست و مذهبی  به گفتمان اصلی جنبش چریکی و بسیاری ازفعالان سیاسی و فرهنگی و هنری جامعه تبدیل شده بود .

بنابراین تجربه ی دو انقلاب و یک جنبش عظیم ملی و سرتاسری و دهها خرده جنبش وجنبش های محلی به ما ایرانیان  میآموزد که وجود یک گفتمان غالب در جامعه روشنفکری و نیروهای سیاسی ، ضرورتی است اساسی برای برپا شدن هرانقلاب و هر جنبش ملی و سرتاسری . ناگفته نماند که جنبش ملی کردن صنعت نفت ، چه بلحاظ مضمون استقلال طلبانه و آزادیخواهانه  و چه بلحاظ رهبران و شخصیت هائی که دررأس آن جنبش بودند ، در پیوند تنگاتنگ با ادامه جنبش مشروطه خواهی ایران بوده است ، اما پس از کودتای 28 مرداد و ناکام ماندن جنبش اصلاح طلبانه جبهه ملی در سالهای 39 تا 41  و سرکوب خونین غائله 15 خرداد در سال 1342 و همچنین تحت تأثیرجنبش های چریکی شهری و روستائی که درآن سالها در گوشه و کنار جهان جریان داشت ، متأسفانه اکثرروشنفکران ایران و گروههای سیاسی درآن سالها ، خود را از دومنبع بزرگ تجربه یعنی انقلاب مشروطه و جنبش ملی نفت  محروم ساختند و با گسست از تجارب گران بهای مبارزات پدران خویش ، در بزنگاه تاریخی  بهمن 57 ، راه برای بقدرت رسیدن ارتجاعی ترین نیروهای سیاه ضدملی هموارشد .

2-      بقدرت رسیدن خمینی و نیروهای مذهبی در ایران برخلاف باور و  شبهه پراکنی برخی ازگروههای سیاسی و روشنفکران سکولار برای گریز از مسئولیت پذیری و اعتراف به خطاهای گذشته خود ، مبنی براینکه گویا مردم ایران به آخوندها و روحانیت شیعه یک حکومت دینی بدهکار بوده اند ، و با بیان این گفته سخیف میکوشند که تشکیل حکومت اسلامی درایران را جبر تاریخ و امری اجتناب ناپذیرجلوه دهند و دامن خود را   ازخطاهای فاحشی که موجب قدرت گیری خمینی و دارودسته های پیرامون او گردید پاک سازند ، بهرحال گفتمان غالبی که ده سال قبل از انقلاب 57 در میان اغلب روشنفکران و گروههای سیاسی ایران شکل گرفته بوده ، گفتمان مبارزه مسلحانه برای سرنگون سازی رژیم شاه ومبارزه با امپریالیسم جهانی به سرکردگی امریکا بوده است و آنچه که خمینی و دارودسته های هوادار او درجریان انقلاب  بهمن 57 برآن سوار شده اند همین گفتمان و مضافاً زد وبند با شرق غرب برای کسب قدرت سیاسی در ایران بوده است . 

3-       پس از فرو پاشی رژیم سلطنتی و تشکیل دولت موقت به فرمان خمینی ، گفتمان غالب در اکثر احزاب و گروههای سیاسی ایران ، گفتمان تقویت و حمایت از "خط انقلابی خمینی" و افشای دولت لیبرال بازرگان به عنوان "جاده صاف کن امپریالیسم" در ایران بوده است ! وخمینی یکبار دیگر بخوبی از آن گفتمان برای تثبیت قدرت مطلق و یکدست کردن دولت "انقلابی و اسلامی" خویش استفاده نمود . در گفتمان "خط انقلابی و ضد امپریالیستی امام" ، دمکراسی خواهی و آزادی های فردی و اجتماعی و حقوق بشر و غیره مذموم و پلید شمرده میشد و میشود و حامیان آن عوامل دشمن خارجی معرفی میشدند و میشوند !     

4-      گفتمان "خط ضد امپریالیستی امام" پس از آنکه شخصیت ها و جریان هائی که نام نشانی از انقلاب مشروطیت و جنبش ملی نفت را با خود حمل میکردند در میان هلهله و شادی "انقلابیون" از صحنه خارج نمود و برای قلع و قمع و کشتار و نسل کشی دگراندیشان ایران تیغ های خود را تیز کرد و دیری نپائید که گفتمان خط انقلابی و ضد امپریالیستی امام ، هولناکترین شکنجه ها و کشتارهای تاریخ معاصر ایران را بنام خود به ثبت رسانید و جالب این است که پس از آنکه 34 سال ازشکنجه و کشتارسیستماتیک دگراندیشان و آزادیخوان توسط پیروان خط انقلابی خمینی و خامنه ای میگذرد ، امروزه برخی از"اندیشمندان" ایرانی که از ترس تیغ جانیان حکومت ولایت فقیه ، در خارج از ایران ودر مکانی امن آشیانه گرفته اند ، برسر اینکه آیا جمهوری اسلامی "رژیم کشتار" است یا نه ، به صف آرائی و قلمفرسائی علیه یکدیگر میپردازند !

5-       در پاسخ به کودتای انتخاباتی خامنه ای – احمدی نژاد در خرداد ماه سال 1388 ، جنبش مدنی موسوم به جنبش سبز و با شعار "رأی من کو" ، بستری شد برای گفتمان دمکراسی خواهی و تقاضای حقوق شهروندی  که سه دهه و اندی توسط حکومتگران جمهوری اسلامی پایمال شده است . گرچه این جنبش مدنی و خشونت پرهیز، بفرمان خامنه ای خودکامه وحشیانه سرکوب و به خاک وخون کشیده شد و رهبران آن به زندان و زندان حانگی گرفتار شدند ، اما این جنبش مانند آتشی در زیر خاکستر است که در هر فرصتی خود را نمایان خواهد ساخت . آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد به عنوان نمادهای جنبش سبز به این خاطر پس از چهار سال هنوز مورد کینه و غضب شدید خامنه ای و جیره خواران او قرار دارند که اولاً اینان سخن از تغییر و تجدید نظر در موادی از قانون اساسی جمهوری اسلامی  به میان آورده اند ، ثانیاً حاضر نیستند به مردم و هوادران خویش پشت کنند و از رهبر جنایتکار و فاسد جمهوری اسلامی که خو د مجرم است برای آزادی خویش تقاضای عفو نمایند .

نتیجه و جمعبندی از آنچه که در بالا گفته شد  :

ازعمرحکومت نوظهوری که خمینی به گفته خودش با "خدعه" برای مردم ایران به ارمغان آورد 34 سال گذشته است ، کارنامه سؤمدیریت و جنایات و غارتگری ها و تجاوزات جمهوری اسلامی به حقوق و آزادی های مردم ایران در حافظه تاریخی شهروندان ایرانی گشوده است ، خوردن جام زهر توسط خامنه ای و عقب نشینی های اخیر او در مقابل قدرت های خارجی برای نجات ولایت مطلقه فقیه خویش ، نباید کسی را فریب دهد ، هیچ مصلح با تدبیری قادر نخواهد بود حکومتی که دین و دولت را درهم آمیخته و معجون بنام جمهوری اسلامی پدید آورده است را اصلاح نماید .

زمانی که اکثریت مردم ایران طی 34 سال گذشته ،  آثارشوم حکومت دینی را در تمامی عرصه های زندگی فردی و اجتماعی با پوست و گوشت خود احساس کرده اند و زمانی که حتی بسیاری از پیروان سابق خط امام  ، خسارات جبران ناپذیری که حکومت اسلامی بر ایران وایرانیان وارد نموده است را با چشمان خود دیده اند و برگذشته وآرمانهای برباد رفته خویش افسوس میخورند ، به جرأت میتوان گفت که گفتمان جدائی نهاد دین از نهاد دولت ، هم اکنون به گفتمان غالب در میان گروههای سیاسی  و نهاد های مدنی تبدیل گردیده است و بی تردید جنبش ملی دمکراسی خواهانه مردم ایران درآینده ای نزدیک در بستر این گفتمان به حرکت در خواهد آمد و حکومت خودکامه خامنه ای را گام به گام به عقب خواهد نشاند تا روز سرنگونی اش فرا رسد .  

7 آذر ماه 1392

28 نوامبر2013     

 

  

انتشار از: