سوریه ولبنان وعراق قربانی"داعش وماعش"

س وقتی که مرز دین بجای مرز جغرافیائی و امت اسلام بجای ملت ایران می نشیند و کشور "همه ممالک اسلامی" تصور میشود ، دیگر چه دلیلی دارد که سپاه پاسداران جمهوری اسلامی در سوریه نکشد و کشته نشود؟ و یا چه دلیلی دارد که برادران عراقی الاصل لاریجانی در ایران بریاست دو قوه مقننه و قضائیه نرسند و یا لات بی سر و پائی که صدام حسین او را از عراق به ایران رانده بود به فرماندهی بسیج جمهوری اسلامی مفتخر نشود ؟!

 

واژه داعش ، مخفف و مختصر شده ی عبارت "دولت اسلامی عراق و شامات " است و شامات هم در گذشته به سرزمین لبنان و سوریه اطلاق میشده است ، و نیروهای بنیادگرای سنی مذهب که امروزه با هدف برپا کردن حکومت اسلامی در"شامات" درحال پیکاربا رژیم بشار اسد میباشند و اخیراً حوزه "شامات" را به داخل عراق وشهرهای فلوجه و رمادی وجنگ با رژیم نوی المالکی گسترش داده اند ، به نیروهای "داعش" شهرت یافته اند . درمقابل اصطلاح داعش ، یکی از نویسندگان طنزپردازعراقی نیز اصطلاح ماعش را در مطبوعات عرب رایج کرده است که "ماعش"مخفف ومختصر شده ی عبارت " میلیشیای ایران درعراق وشامات " میباشد  و همه میدانند که این میلیشیا شامل نیروهای سپاه قدس وابسته به سپاه پاسداران جمهوری اسلامی و حزب الله لبنان و شبه نظامیان شیعه عراق و غیره میشود که برای دفاع از حکومت بعثی – علوی بشاراسد به این کشور اعزام شده و میشوند.

در خبرها آمده است که درکنفرانس ژنو2 ، پیشرفتی برای برقراری صلح و آرامش در سوریه بدست نیامده است و بیم آن میرود که تلاش های صلح طلبانه بسیاری از کشورهای جهان با شکست مواجه گردد و تحلیلگران مسائل سیاسی خاورمیانه علت این شکست را عدول نمایندگان رژیم بشاراسد ازتوافق های کنفرانس ژنو1 و موضع آشتی ناپذیر دولت سوریه ارزیابی کرده اند . در کنفرانس ژنو1 که در سال 2012 میلادی برگزار گردید از جمله بر سر این موارد توافق بدست آمده بود : 1- تشکیل یک شورا و یا یک حاکمیت انتقالی موقت در سوریه برای فراهم کردن شرایط انتخابات آزاد و تشکیل دولتی که نماینده اکثریت مردم سوریه باشد 2- خروج نیروهای ارتش بشار اسد از شهرهای سوریه 3 – خروج نیروی های مسلح خارجی از سوریه و پایان بخشیدن به کمک های تسلیحاتی گروههای مسلح 4 – آزادی تمام زندانیان ازجانب طرف های مخاصمه 5- فراهم نمودن شرایط برای کمک رسانی به آسیب دیدگان جنگ و آوارگان جنگی .

در آستانه تشکیل کنفراس ژنو2 ، روسیه و چین تلاش نمودند دبیرکل سازمان ملل متحد را متقاعد کنند تا از جمهوری اسلامی نیز برای شرکت در کنفرانس ژنو2 دعوت نماید که او چنین کاری را انجام داد و از جمهوری اسلامی که خود یک پای جنگ داخلی سوریه است برای شرکت در کنفرانس ژنو 2 دعوت بعمل آورد ، ولی گروههای مخالف رژیم بشاراسد که برای سرنگونی این رژیم مبارزه میکنند ، به دبیر کل سازمان ملل متحد اولتیمام 6 ساعته دادند که اگر دعوت خود را از جمهوری اسلامی برای شرکت  کنفرانس ژنو2 پس نگیرد ، آنان در کنفرانس مذکور شرکت نخواهند کرد ، و او ناگزیر گردید که دعوت خود را از جمهوری اسلامی  برای شرکت در کنفرانس مذکور پس بگیرد ، و درست از آن لحظه به بعد بود که بلندگوهای حکومت اسلامی از بی حاصلی و شکست کنفرانس ژنو2 سخن گفتند و مدعی شدند که توافقات کنفرانس ژنو1 نیز به سود برقرار صلح در سوریه نیست و جمهوری اسلامی آن را برسمیت نمی شناسد !

وجالب این است درست در زمانی که دبیر کل سازمان ملل متحد دعوت خود را از جمهوری اسلامی برای شرکت درکنفرانس ژنو 2 پس میگیرد  و انگشت اتهام از هرجهت بسمت این رژیم بعنوان یکی از طرف های جنگ در سوریه دراز شده است و افکار عمومی و مطبوعات دنیای آزاد ، حکومت اسلامی ایران را یکی از عوامل بقای رژیم بشار اسد در این کشور ویران شده معرفی میکنند ، آقای روحانی رئیس جمهور  و هیأت همراه ایشان در شهر دیگری از کشور سویس (داووس) در کنفرانس دیگری شرکت کرده و بقول خودش سعی مینماید چهره دیگری از جمهوری اسلامی به دنیا ارائه دهد و  سرمایه گذاران خارجی را تشویق به سرمایه گذاری در ایران نماید ، تا شاید از طریق روان شدن سرمایه های خارجی اقتصاد غارت شده و ورشکسته ایران را از بحران و فساد گسترده ای که در آن غوطه ور است نجات دهد ، گوئی که آقای روحانی رابطه ای را بین سیاست خارجی جمهوری اسلامی درکشورهای خاورمیانه و بطور اخص نقش این رژیم در جنگ داخلی سوریه ، با ثبات و آرامش و اعتمادی که برای سرمایه گذاری در ایران لازم است نمی بیند و یا نمیخواهد ببیند ! شاید هم تصور میکند که سرمایه گذاران خارجی با لبخند رئیس جمهور و گفتن اینکه : "مردم ایران میهمان نواز هستند" ! حاضر میشوند در کشور بی در و پیکر و بی قانونی که در هرگوشه اش یک آخوند روضه خوان و یک مداح هفت تیرکش حکومت میکنند و قوه قضائی اش خود برزگترین قانون شکن است ،  سرمایه های خود را به خطر اندازند!

درحاشیه کنفرانس اقتصادی "داووس" ، فرید زکریاء یکی از  تحلیلگران و برنامه گذاران معروف شبکه خبری جهانی سی- ان – ان ، با آقای روحانی مصاحبه کرد و نظر ایشان را درمورد چند مسئله مهم و از جمله مسئله سوریه که جمهوری اسلامی را در معرض بدبینی جامعه جهانی قرار داده است جویا شده است . آقای روحانی ‌ در پاسخ به این سوال که چرا جمهوری اسلامی ایران با وجود اسناد و مدارک زیادی مبنی بر نقض حقوق بشر  از جانب دولت سوریه ، همچنان از رژیم بشار اسد حمایت می‌کند ، چنین میگوید: « در یک جنگ داخلی نمی‌توان تنها یک طرف را دید، آنچه امروز منطقه را با معضل بسیار مواجه کرده مسأله تروریسم است . همگان حتی غربی‌ها به خوبی می‌دانند که امروز خطرناکترین گروه‌های تروریستی در سوریه تجمع کرده‌اند و متأسفانه برخی از کشورها از این تروریست‌ها حمایت مالی کرده و به آنها امکانات می‌دهند . »

آقای روحانی راست میگوید امروزه مسئله اصلی در سوریه ، وجود گروههای تروریستی در جنگ داخلی این کشور است و کشورهای خارجی که ازاین گروهها حمایت مالی و تسلیحاتی مینمایند ، ولی فراموش میکند که جمهوری اسلامی در رأس کشورهای خارجی است که به گروههای تروریستی برای دفاع از رژیم بشار اسد کمک مینماید ، گویا آقای روحانی نمیداند که دخالت مستقیم جمهوری اسلامی برای جلوگیری از فروپاشی رژیم اسد ، بحران سوریه را به شکل کنونی درآورده و  باعث گردیده است که بنیادگریان سنی مذهب نیز در این کشور مستقر گردند و از حمایت رژیم های ارتجاعی عربستان سعودی و شیخ نشین های خلیج فارس بهره مند شوند .

چگونگی شروع جنگ در سوريه را همه ميدانند : بهارعربی از تونس و مصر و ليبی به  خيابانهای دمشق ميرسد و مردم سوریه که نيم قرن زير سلطه پدر و پسری ديکتاتور زجر کشیده بودند ، بصورت مسالمت آمیز ، خواهان آزادی و دمکراسی ميگردند ، تظاهرات و راه پيمائی های آرام و مسالمت مردم سوريه  بفرمان بشاراسد به خاک وخون کشيده ميشود و جمهوری اسلامی بعنوان حامی و متحد استراتژيک حکومت بعثی – علوی بشار اسد ، برای کمک به اين رژيم در سرکوب مخالفان وآموزش نيروهای امنيتی و انتظامی سوريه ، واحدهائی از سپاه پاسداران را با پوشش کاروان های زيارتی به سوريه اعزام ميکند تا شيوه های جديد سرکوب و آدمکشی های خيابانی که این نیروها در جريان سرکوب جنبش سبز در ايران بکار برده بودند به همتايان و متحدان سوری خود آموزش دهند ، سيل اسلحه و مهمات و پول جمهوری اسلامی نيز از طريق هوا و زمين بسوی سوريه روان میشود ، همچنین به فرمان بیت رهبری خامنه ای ، حزب الله لبنان و گروههای شبه نظامی شیعه درعراق که همه جیره خوار بیت رهبری اند نیر به کمک بشار اشد میشتابند ، در این میان و در مقابل دخالت آشکار جمهوری اسلامی در سوریه ، کشورهای سنی مذهب نیز وارد معرکه میشوند و به تجهیز و تسلیح گروههای بنيادگرای سنی مذهب مشغول ميشوند ،  و بدين ترتيب مبارزه مردم سوريه که ابتدا با خواست آزادی و دمکراسی آغاز شده بود ، بصورت جنگ های فرقه ای و مذهبی و طايفه ای کنونی در ميايد که مسئولیت مستقیم آن بردوش رژیم تبهکار جمهوری اسلامی است ، چرا که اگر این رژیم به حمایت همه جانبه از دیکتاتوری بشار اسد برنمیخاست ، مردم سوریه نیز مانند مردم مصر و تونس موفق میشدند که با اتکا به مبارزات مدنی خود  رژیم دیکتاتوری را سرنگون سازند .

آقای روحانی در پاسخ به این سئوال که اگر مردم سوریه خواهان برکناری بشار اسد باشند آیا جمهوری اسلامی به این خواست مردم سوریه تمکین خواهد کرد یانه ؟ میگوید : «اصلاً بحث بشار اسد در این جریان مطرح نیست، اول همه باید تلاش کنیم تروریست‌ها را از این کشور بیرون کرده و جلوی اقدامات وحشیانه آنها را بگیریم و در این مسیر باید همه قدرت‌های بزرگ و کشورهای منطقه دست به دست هم بدهند . پس از آن باید شرایطی فراهم شود تا همه آنهایی که به عنوان معارضین در سوریه هستند با دولت این کشور سر میز مذاکره نشسته و شرایطی آرام و فضایی مناسب در این کشور ایجاد شود. »

برخلاف سخنان سفسطه آمیز آقای روحانی اصلاً بحث برسر کناره گیری بشار اسد است ، و کنفرانس ژنو 2 به بن بست رسیده است چونکه دیکتاتور خونریز سوریه حاضر به کناره گیری از قدرت نیست و میداند که رژیم جمهوری اسلامی و نیروهای وابسته به او با تمام قوا در کنارش ایستاده اند و  در صحنه جهانی و سازمان ملل متحد نیز از حمایت روسیه و چین برخوردار است . آقای روحانی که طرح بیرون راندن گروههای تروریستی از سوریه را پیشنهاد میکند اگر راست میگوید همین پیشنهاد را به بیت رهبری خامنه ای و سپاه قدس و حزب الله لبنان و گروههای شیعه عراقی و سایر گروههای تروریستی که به کمک بشار اسد رفته اند  بکند تا عکس العمل آنان را در مقابل خود مشاهد نماید ، رئیس جمهور دولت اعتدال این سخنان را برای مصرف تبلیغات خارجی میزند .

نتیجه : عقب نشینی جمهوری اسلامی در قبال برنامه هسته ای را  نباید به حساب رویکرد جدیدی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ارزیابی نمود ، واقعیت این است که سیاست خارجی حکومت دینی حاکم بر ایران از 35 سال پیش تا به امروز بر اساس آموزه های آیت الله خمینی استوار بوده است ، آموزه هائی که در آن دفاع از منافع ملی مذموم است و حمایت از منافع امت اسلامی تکلیف شرعی . هم او بود که گفت : « ما بايد با شدت هر چه بيشتر انقلاب خود را به جهان صادر کنيم و اين طرز فکر را که قادر به صدور انقلاب نيستيم ، کنار بگذاريم ، زيرا اسلام بين کشورهای اسلامی تمايز قائل نيست ... اگر ما در محيط محدودی باقی بمانيم ، قطعاً با شکست رو به رو می شويم . ما انقلاب مان را به تمام جهان صادر می کنيم ...  ما کشور را ، کشور ايران نمی دانيم ، ما همه ممالک اسلامی را از خودمان می دانيم .» صحيفه نورجلد ۲۰ صفحه۲۳۲

پس وقتی که مرز دین بجای مرز جغرافیائی و امت اسلام بجای ملت ایران  می نشیند و کشور "همه ممالک اسلامی" تصور میشود ، دیگر چه دلیلی دارد که سپاه پاسداران جمهوری اسلامی در سوریه نکشد و کشته نشود؟ و یا چه دلیلی دارد که برادران عراقی الاصل لاریجانی در ایران بریاست دو قوه مقننه و قضائیه نرسند و  یا لات بی سر و پائی که صدام حسین او را از عراق به ایران رانده بود به فرماندهی بسیج جمهوری اسلامی مفتخر نشود ؟!

طبق آموزه های بنیانگذار حکومت ولایت فقیه و جانشین مطلقه او سید علی خامنه ای که به همّت آقای رفسنجانی قبای ولایت و عبای فقاهت بر "جسم ناقص"اش پوشانده شد ، ملی گرائی کفر است و مردم ایران امت اسلام اند نه ملت ایران ! و آقای روحانی رئیس دولت "تدبیر و امید" اگر براستی خود را پیرو آموزه های بنیانگذار حکومت ولایت فقیه درسیاست خارجی نمیداند ، میبایستی علناً در حضور ملت ایران با حضور نظامی و کمک های مالی و تسلیحاتی جمهوری اسلامی به گروههای تروریستی در سوریه و عراق و لبنان وسایر کشورهای خاورمیانه  مخالفت نماید .

8 بهمن ماه 1392

28 ژانویه 2014

 

 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.