شیرین کردن جام زهررهبر با اعدام و شکنجه وحمله به زندانیان سیاسی !


خمینی و دارودسته های برآمده از اعماق منجلاب تاریخ ، تلخی جام زهری که در انتهای جنگ بی حاصل ایران و عراق نوشیدند را میخواستند با حلق آویز کردن بیش از چهار هزار زندانی سیاسی بیگناه به کام خود شیرین کنند ، اینک پس از 26 سال که از آن جنایت هولناک میگذرد ، خامنه ای که به همت "یاران امام"در مسند جانشینی او بر اٌلقرای اسلام حکم میراند ، درست همان سیاست خمینی را پس از نوشیدن جام زهر دنبال میکند ، با این تفاوت که برخلاف خمینی که فرمان کشتار دستجعی زندانیان سیاسی را صادر کرد ،

 

خمینی و دارودسته های برآمده از اعماق منجلاب تاریخ ، تلخی جام زهری که در انتهای جنگ بی حاصل ایران و عراق نوشیدند را میخواستند با حلق آویز کردن بیش از چهار هزار زندانی سیاسی بیگناه به کام خود  شیرین کنند ، اینک پس از 26 سال که از آن جنایت هولناک میگذرد ، خامنه ای  که به همت "یاران امام"در مسند جانشینی او بر اٌلقرای اسلام حکم میراند ، درست همان سیاست خمینی را پس از نوشیدن جام زهر دنبال میکند ، با این تفاوت که برخلاف خمینی که فرمان کشتار دستجعی زندانیان سیاسی را صادر کرد ، سیاست خامنه ای براعدام های پراکنده و کشتن تدریجی آنان در زندان و شکنجه گاه  استوارگردیده است ، البته این سیاست و عدم صدور فرمان کشتارهای جمعی را به حساب "رأفت اسلامی" خامنه ای نگذارید ، که اگرترس از قدرت دهکده جهانی و  شبکه وسیع ارتباط جمعی نیرومند سرتاسری وشبکه گسترده نهادهای حقوق بشری ایرانی و بین المللی نمی بود ، او نیز مانند سلف خویش پروائی نداشت که هزار هزار فرمان اعدام صادرکند و خاوران های جدیدی را بوجود آورد .

طنز و تراژدی تاریخ است که پس ازگذشت 26 سال ازفاجعه  فراموش ناشدنی کشتار67  ، خامنه ای نیز مانند خمینی در سالهای پایانی عمرخود ، پس از نوشیدن جام زهر"هسته ای" به همان  جنونی مبتلا شده است که بنیانگذار حکومت اسلامی پس ازنوشیدن جام زهر"آتش بس" در جنگ ایران وعراق بدان مبتلا شده بود . گوئی که سرنوشت هر دو رهبر جنایتکار چنین رقم خورده است که هردو قاتل تا واپسین دم حیات  میبایستی جنون و توحش خود را به  جهانیان نشان دهند و در اوج بد نامی در دل خاک جای گیرند تا  نفرین ملیونها ایرانی بدرقه راه ابدی شان گردد ، که یاد این دو رهبرخونریز ، بجز مرگ و تباهی و فقرو فساد و تبعیض برای ایرانیان چیز دیگری تداعی نمیکند .

 بدون تردید در انتهای جنگ ویرانگر ایران و عراق ،  بیم وهراس اصلی خمینی وسایر رهبران جمهوری اسلامی این بوده است که مبادا مردم ایران و مخالفان حکومت ، نوشیدن جام زهرآتش بس را به حساب ضعف و شکست این رژیم در جبهه جنگ بگذارند و زمان را برای طرح خواسته های آزادیخواهانه و عدالت طلبانه خود مناسب تشخیص دهند ،علیه بیدادگری ها وجنایات حکومت ضدملی و مطلقه خمینی بپا خیزند و زنگ مرگش را به صدا در آورند ، پس برای اینکه به فکر مردم ونیروهای مخالف حکومت اسلامی خطور نکند که این رژیم ضعیف شده است ، باید قدرت قهار"اسلام" را به

آنان نشان داد  و آنها را چنان مرعوب ساخت تا هرگز بفکر مبارزه برای کسب حقوق پایمال شده خویش نیفتند ! آری با چنین منطق ارتجاعی بود که خمینی با یک فرمان چند خطی ، بزرگترین و بی سابقه ترین قتل عام زندانیان سیاسی ونسل کشی دگر اندیشان ایران را درتابستان 67 رقم زد و با ارتکاب آن جنایت هولناک ، نام خود را در ردیف چهره های منفور و جنایتکار تاریخ  قرار داد ، و شگفتا خامنه ای خودکامه نیز همان راهی در پیش گرفته است که اوج رسوائی و بدنامی را برایش به ارمغان خواهد آورد .

و اما یورش اخیر نوچه های رهبر به زندانیان سیاسی-عقیدتی  در زندان اوین تهران و سر و دست شکستن زندانیان بی دفاع  در شرایطی انجام میگیرد که طشت رسوائی جنایات و اعمال ضد بشری حکومت اسلامی در جهان به صدا درآمده است و به کوشش خستگی ناپذیر نهادها و شخصیت های مدافع حقوق بشر در ایران و سرتاسر جهان ، پرونده سیاه نقض گسترده و سیستماتیک حقوق بشر درایران ، بر روی میز سازمان ملل متحد ، اتحادیه اروپا و مجامع و نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر قرار گرفته است و همگی اینها خواهان رعایت حقوق بشر از طرف جمهوری اسلامی هستند و بر اعزام گزارشگر ویژه  سازمان ملل متحد و هیأت هائی به ایران برای بررسی وضعیت حقوق بشردراین کشور و تماس با زندانیان سیاسی و وخانواده های آنان و فعالان سیاسی و اجتماعی اصرار میورزند . و یورش مذکوردرحقیقت حلقه ای است از زنجیر دهن کجی خامنه ای و باند های نظامی –امنیتی پیرامون او به تلاش های مجامع بین المللی حقوق بشرو شخصیت ها و نهادهای حقوق بشری ایرانی که برای رفع تبعیض ها و توقف اعدام و شکنجه و آزار زندانیان سیاسی –عقیدتی مبارزه میکنند .  پیام روشن خامنه به مردم ایران و مجامع ایرانی و بین المللی مدافع حقوق بشر ، در موج اعدامهای چند ماه اخیر و چنگ و دندان نشان دادن های سران حکومت اسلامی وبلندگوهای تبلیغاتی آنان ،  حمله به زندانیان سیاسی و ضرب و شتم آنها نهفته است که اعلام میدارند : عقب نشینی در زمینه سیاست خارجی و مسئله هسته ای بمنزله عقب نشینی دربرابر مردم ایران و خواسته های برحق آنان نمی باشد و حکومت اسلامی قصد دارد مانند گذشته به جنایات و نقض حقوق بشر و پایمال کردن ابتدائی ترین آزادی های فردی و اجتماعی در این کشور ادامه دهد .

کلام آخر – دو صد گفته چون نیم کردار نیست . در محکوم کردن  و اعلان انزجار از یورش وحشیانه  جیره خواران استبداد مطلقه ولایت فقیه به زندانیان سیاسی بند 350 اوین  ، تا کنون صدها اطلاعیه و بیانیه  از طرف شخصیت ها و احزاب و سازمانهای سیاسی و اجتماعی  و مجامع حقوق بشری ایرانی و بین المللی صادر گردیده است که البته در خور تحسین است ولی اثر بخشی گفته ها و نوشته ها وقتی است که به فعل و عمل در آید . در خبرها آمده است که : "شبکه همبستگی برای حقوق بشر در ایران" که دربرگیرنده دهها نهاد مدنی وحقوق بشری ایرانی در خارج از کشور است ، بزودی مراسمی را در برابر مقر اتحادیه اروپا سازماندهی خواهد کرد تا از این طریق فریاد زندانیان سیاسی مجروح و مضروب ایرانی را به گوش جهانیان برسانند . بدون شک در تدوام یک چنین مبارزه ای است که میتوان کارزاری جهانی را علیه جنایات وتبهکاریهای روزمره  جمهوری اسلامی سامان داد و زنگار یأس و ناامیدی و ترس را از دلها زدود . شعار لغو شکنجه و اعدام و آزادی بی قید شرط تمام زندانیان سیاسی-عقیدتی در ایران  ، درخواست و مطالبه ای است که اگر نیروهای آزادیخواه و مدافع حقوق بشر بر محور آن متحد شوند از این نیروها قدرت شگرفی بوجود میاید که آن قدرت قادر خواهد بود جانیان حاکم برایران را مجبور به عقب نشینی سازد .

تجربه نویشیدن جام زهر خمینی و سازش قهرمانه خامنه ای پس از سالها رجزخوانی و شعار دهی  این دو آخوند مزور و عوامفریب ، این واقعیت را می بایستی به ایرانیان آموخته باشد که جمهوری اسلامی فقط در مقابل قدرت به عقب نشینی تن خواهد داد ، پس اگر چنین است مردم ایران نیز چاره ای ندارند که صفوف خود را در برابر حکومت اسلامی متحد ساخته و قدرت عظیمی را برای عقب راندن حکومت جانیان و غارتگران بوجود آورند . فراموش نکنیم  که تمام بگیر و ببندها و شکنجه ها و اعدام ها و ضرب و شتم زندانیان سیاسی یک هدف را تعقیب میکنند ، و آن ایجاد رعب و وحشت است در جامعه ای که بر روی آتشفانی از بی عدالتی و تبعیض و فقر و فساد آرمیده و هرلحظه امکان فورانش وجود دارد. تجمع خانواده های زندانیان سیاسی در مقابل زندان اوین و اعتراض به ضرب و شتم عزیزان خود در زندان ، میتواند سرآغاز شکستن فضای رعب و وحشتی باشد که حکومت اسلامی به ضرب کشتار و اعدام و شکنجه و زندان بر مردم ایران تحمیل کرده است . وظیفه تمام آزادیخواهان و مدافعان حقوق بشر در داخل و خارج از کشور است که از حرکت و درخواست های خانواده های زندانیان سیاسی –عقیدتی  پشتیبانی نمایند وصدای آنان را بگوش جهانیان برسانند .

2 اردیبهشت 1393

22 آوریل 2014

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.