هدف از تولد داعش و تغییر تاکتیک و استراتژی

هدف از ایجاد این پروژه عقب نگهداشته نگاه داشتن منطقه و اسارت ابدی مردمان ساکن بوده و هست تا منافع بدست امده از غارت ثروتهای این منطقه بسهولت انجام پذیرد .این کارگزاران ارتجاع جهانی در کسب امتیازات حاکمییت همیشه درگیر جنگ و حذف یکدیگر بوده و هستند .

 

داعش با زایش دوباره اش در عراق توانست بر روی موج نارضایتی سنیها و همه ستمدیدگان ازدیکتاتوری دولت نوری المالکی سوار شده و در کوتاه مدت توانست با خیانت ارتشیان و حزب بعث عراق تجهیزات بیشماری را بدست گیرد.اکثر قریب به اتفاق قبیله های سنی و همچنین معترضینی که کشور خود را در اشغال کامل ایران توسط مزدور ان دولت نوری المالکی میدیدند , تصور این را داشتند که میتوانند به اشغال ولایت فقیه پایان دهند .اما هدف داعش فراتر از اینها بود .ناراضیان و بعثیون و قبیله های سنی ابزاری برای رسیدن به این اوج قدرت بودند تا بتوانند به اهداف ارتجاعی خود دست پیدا کنند

درست در زمانی که نیروهای داعش در 40 کیلومتری بغداد بودند و خطر سقوط دولت نوری المالکی میرفت تا محقق بشود .داعش با تغییر مسیر عملیات و جنگ خود به سمت شمال و سوریه تمامی معادلات این جنگ را بر هم زد .علت واقعی این تغییر مسیر در چیست؟

به نظر من نیروهای داعش نه تنها با همزاد و هم ذات خود در منطقه در شکل ارتجاع شیعه در قالب دولتهای ارتجاعی نوری المالکی یا ولایت فقیه ایران مشکل خاصی و دشمنی ندارند بلکه هر کدام مکمل همدیگرند .تغییر مسیر پیشروی داعش به مناطق کرد نشین و قتل عام کردهاو  ایزدیها و مسیحیها و تصرف شهرهای بزرگ و کوچک نشان از افشا استراتژی پنهانتولد دوباره داعش بود .این تغییر مسیر دقیقا در پی سازش با ایران و دولت عراق صورت گرفته است .داعش و نیروهای حامی وی در برپایی حکومت اسلامی و خلافت خود عراق را به دو پارچه میخواهند تقسیم کنند .هدایت داعش در همیاری و همگامی دولت عراق و ایران بر اساس سازش مابین انان علیه دشمن مشترک صورت میگیرد

اصلیترین دشمن داعشیان هر دو طرف نهاد مردمی و شکل گیری ان در شمال کردستان سوریه بود این کردها در نتیجه جنگ داخلی در سوریه توانسته بودند نهادهای مردمی را بشکل عملی در دل شوراهای مردمی و حاکمیت ان تحقق بخشند .انان توانسته بودند با حذف نهاد دولت در حاکمییت شوراها به این امر جامعه عمل بپوشانند .این الگو زنگ خطر جدی برای دولتهای ارتجاعی منطقه از جمله ترکیه عراق ایران و سوریه و سپس سایر مناطق از جمله عربستان و همه شیخ نشینهای منطقه را بصدا در اورد.ردر روند جنبش برابری خواهی خلق کرد در عراق و مبارزه انان در ایران و ترکیه این الگو مقبولیت و جذابییت ویژه ای را از طرف مردم کردکسب کرد .کرد اسیر در 4 کشور منطقه در اسارت نهادهای حزبی وسازمانی و حکومت اقلیمی اولین نهاد رهایی بخش را تجربه میکرد علت تنها ماندن مقاومت کوبانی و عدم حمایت احزاب و سازمانها و حتی حکومت اقلیمی در یورش وحشیانه در ابتدای این حرکت, حس خطر از طرف انان بود .خوشبختانه مقاومت قهرمانانه شوراها و کمون توانست سد سانسور جهانی و کشوری  را بشکند و در ارتباط با مردم کرد انها را به حمایت علنی و عملی و پیوستنشان به جبهه متحد فرا خواند .هر یک از این نهادها و سازمانها و احزاب در زیر فشار افکار عمومی مردمی مجبور گشتند عملا وارد جنگ بشوند روند کند ورود نیروهای پیشمرگه اقلیم کردستان و عقب نشینیهای بقول انان تاکتیکی و عدم دستور مقاومت از نهادهای رهبری و همچنین عدم شفاف بودن موضع گیریهای پ.ک.ک و سایر احزاب در ابتدای این یورش وحشیانه داعش اثبات این ادعای من است.(لازم به ذکر است نیروهای کرد ترکیه  در سازش با حکومت اردوغان به دستاوردهای این سازش دلخوش بودند و همچنین انتخابات پیش رو برای تعیین ریاست جمهوری مانع ازشرکت انان در این مقاومت میگشت) خوشبختانه کوبانی و مقاومت قهرمانانه کموناردهای ان توانست با شکستن مرزهای جنسیتی و سپس مرزهای کشوری و قومیتی به مرزهای پرچمی اخزاب و سازمانها نیز پایان بخشد.اکنون با پیوستن گریلاهای متشکل از زن و مرد هر 4 کشور در جبهه مشترک متحدانه علیه داعش برای پیروزی در نبرد هستند .این پیروزی بزرگی برای نهاد تفکر حاکمییت شوراهای مردمی است که همه مرتجعین منطقه از دولتهای ارتجاعی منطقه و حهانی قصدنابودی ان را داشته و دارند.خوشبختانه نیروهای پیشمرگه زیادی از جانب سایر گروهها و احزاب به این مبارزه میپیوندند که از نظر من این پیوند مبارکیست

به باور من ,حامیان اصلی داعش تمامی  دولتهای ارتجاعی حاکم در منطقه به علاوه دولت حاکم در اسراعیل و نهادهای ارتجاع جهانی در قالب شرکتهای مالی و نفتی چند ملییتی  و تولید سلاح هستند.این نهادها حتی در هدایت سازمانهای جهانی و دولتهای جهانی(اروپایی و امریکایی) را برای  پیشبرد اهدافشان  تحت کنترل دارند .علت اصلی بی اعتنایی و عدم مداخله و موضع گیریشان در همین نکته نهفته است .

پروژه ایجاد حاکمیت اسلامی درست در سال 1979 در ایران بدست این نیروها و با هماهنگی دولتهای قدرتمند جهانی عملی شد.سپس توسط ولایت فقیه داعشی ایرانی در منطقه وسعت یافت .نیروهای حزب اللاه ,حماس, القاعده, طالبان, النصر, سلفیها وهابیون و حتی ابو حرام وسازمانها و احزاب این دست در جهان  دقیقا بعد از پیروزی داعش ایرانی به تولید انبوه رسیدند.

 هدف از ایجاد این پروژه عقب نگهداشته نگاه داشتن منطقه و اسارت ابدی مردمان ساکن بوده و هست تا منافع بدست امده از  غارت ثروتهای این منطقه بسهولت انجام پذیرد .این کارگزاران ارتجاع جهانی در کسب امتیازات حاکمییت همیشه درگیر جنگ و حذف یکدیگر بوده و هستند .با گسترش جنگ و نابودی این مناطق ملیاردها دلار مصارف لازم برای ابزار الات جنگ و همچنین مصالح لازم برای باز سازی  بعد از ویرانی ,میتواند بحرانهای ساختاری اقتصادی جهانی را منحرف کرده و تا حدودی از شدت ان بکاهد سخن اخر داعشیان منطقه با هر نقاب و در هر حاکمییت کشوری در منطقه صرفا برای نیاز به در امدهای ملیاردی جهان سرمایه تولید و باز تولید گشته و میشوند .تنها راه نجات از این داعشیان اتحاد مبارزاتی خلقهای اسیر منطقه علیه همه نهادهای ارتجاعی در قالب همه  حاکمییتهای دولتی منطقه است .با ساختن و حمایت بیدریغ و شعله ور کردن  جنبشهای برابری خواهی و ازادیخواهی در منطقه است که میتوان به این سناریو ضد بشری و ضد انسانی که روزانه هزاران نفر بیگناه را به همراه منطقه به نیستی و نابودی میکشاند پایان داد.

باریش جلال زاده (نصیریان)

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای باریش، کلمه (ایزدی ) دیگر چه صیغه ای است. قبیله کرد تبار یزیدی خود را یزیدی مینامد، و در تمام مطبوعات دنیا از جمله در مطبوعات اعراب نیز به نام "یزیدی" معرفی میشود، و قبله یزیدی بر درستی نام قبله خود همچنان تاکید دارد، چرا شما مثل پان ایرانیستهای فارس، نام قوم یزیدی را، به " ایزدی" تغییر نام میدهی؟ آیا یزید، که قاتل حسین بود، او هم "ایزدی" نام داشت؟ البته نام یزیدی داشتن به معنای تعلق نژادی به یزید نیست. اما هدف پان ایرانیستها از تغییر نام قبیله یزیدی چیست؟ آیا هدفشان این است که با تغییر نام آنها میخواهند نظرمثبت شیعه یان منطقه را به حمایت از آنان تشویق بکنند. لازم بگفتن است، بنا بر روایات اسلام شیعه، یزید قاتل امام حسین دردهن شیعیان بعنوان عنصر منفی تداعی میشود. اما مقایسه و تداعی ایندو، دور از واقعیات زمان ماست زیرا از آن دوران تقریبا 1400 سال میگذرد. و این موضوع

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب بارش! شما از همه گروههای سرکوب شده در عراق سخن میگوئید، اما متاسفانه تحت شعاع تبلیغات غربی، ترکمن های شمال عراق که اصلا آذربایجانی هستند، یادتان میرود. عرض بمحضرتان، هزاران تن از زنان، کودکان، تا پیر و جوان آنها نیز، از طریق سازمان تروریستی داعش، و دیگر گروهای مسلح در شمال عراق، قتل عام، سرکوب و کشتار میشوند. و از زندگی و خانه و کاشانه شان رانده شده اند. و تشنه و گرسنه در بیابانهای اطراف، و کوههای منطقه، بدون هر گونه دست یاری و کمکی، ناله های دلخراش و صدای مظلومیت شان به جائی نمی رسد. اگر انسان آزاده و خواهان عدالت هستی، از قتل عام و سرکوب و کشتار، و آواره گی آنان نیز صحبت بکن. زیرا آنها نیز مثل شما، و دیگر خلقها انسان هستند و حق و حقوق انسانی دارند، و این وظیفه هر انسان بشر دوست است، که از حقوق انسانی پایمال شده آنان نیز سحن بگوئید. ممنون.