تبریز، باکو، آنکارا
19.11.2014 - 18:40

آنکارا(الف

   دولت اسلام گرای حزب حاکم ترکیه از همان روزهای نخستی که بر اریکه قدرت نشسته است، با شعارها و عملکردهای خود، چهره ای را از خود به عنوان یک دولت ترک ملی گرا نشان نداده است و همواره بنیاد سیاست های خارج و داخل خود را براساس اسلام سنی گرا برقرار نموده است. بر اساس همین سیاست خویش توانسته از حمایت اکثریت قریب به اتفاق مردم سنی مذهب ترکیه سود جوید. به همین خاطر در سیاست و نگرش خارجی وی، یک ترک ایرانی که دارای مذهب شیعه می باشد هیچ گونه جایگاهی نداشته است.

مثال هایی که به عینه شاهد آن بوده ایم:

1- پناهندگان سوری، افغانی و عراقی که مذهب سنی دارند، به راحتی می توانند پس از مراجعت به اداره پناهندگان و اتباع خارجی پلیس ترکیه اقامت دائم ترکیه را اخذ نمایند و حتی از حقوق ماهیانه نیز بهره مند گردند و همچنین می توانند از شرایط مساعد امکان اشتغال در ترکیه برخوردار شوند. برعکس آنها، پناهنده ایرانی، می خواهد عرب باشد ویا ترک و یا کرد و یا فارس، به هیچ عنوان قادر به اخذ اقامت دائم ترکیه نبوده و بایستی مدت های مدیدی منتظر جواب از سوی کمیساریای عالی پناهندگان سیاسی سازمان ملل مستقر در ترکیه بماند و در این مدت انتظار شاهد سختی های عدیده ای شود و پر واضح است که ترک بودن وی هئچ مزایایی برایش به همراه نخواهد داشت.

2- پس از روی کار آمدن حزب حاکم کنونی،  بورسیه  تحصیلی مخصوص دانشجویان خارجی دارای ریشه و اصل و نسب  ترک ، من جمله ترک های ایران لغو گردید.  از این بورسیه برای مدت های مدیدی کلیه ترک هایی که تابعیت کشورهای دیگر را داشتند بهره مند می شدند، که با روی کار آمدن حزب آ.ک.پ بساط آن برچیده شد.

2- در سالهای اخیر اداره دولتی بورس دانشجویان خارجی در ترکیه تاسیس شد. محض نمونه، شما نمی توانید یک ایرانی من جمله ترک ایرانی را پیدا کنید که طی  سالهای اخیر توانسته باشد این بورس را اخذ نماید در حالیکه اکثریت قریب به اتفاق دانشجویان خارجی که به این اداره مراجعت میکنند، براحتی از آن بهره مند می شوند.

 

ب) باکو

دولت مستبد و دیکتاتور الهام علی یف، نه تنها شرایط مساعد برای فعالان سیاسی ایرانی علی الخصوص آذربایجانی ساکن کشور آذربایجان را فراهم ننموده است بلکه:

1- معرفی فعالان سیاسی فعال در کشور آذربایجان به اداره اطلاعات ایران و فراهم آوردن شرایط دستگیری آنها به هنگام مراجعت به ایران.

2- لغو ویزای تحصیلی دانشجویان ایرانی که در زمینه حقوق مدنی مردم آذربایجان ایران فعالت داشته اند و تهدید و ارعاب آنها

3- عدم پذیرش تقاضای پناهندگی فعالان مدنی آذربایجانی و اخراج آنها از کشور

 

 ج) تبریز

1- نفوذ مامورین اطلاعاتی در تجمعات مردمی از جمله استادیوم های ورزشی و سر دادن شعار " تبریز باکو آنکارا " به قصد تحریک  جوانان و نیروهای بالفعل جهت همراهی با آنها و به دنبال آن، شناسایی و دستگیری جوانانی که نیت اصلی آنها زبان مادری، هویت تاریخی و حقوق مدنی شان بوده است. هدف اصلی این سیاست کثیف، معرفی فعالان مدنی آذربایجان به عنوان عوامل بیگانه بوده است.

2- با نفی هویت زبانی و تاریخی یک ترک آذریایجانی از طرف رژیم و معرفی او با القابی همچون آذری و یا کسی که با حمله ترکان، زبان فارسی خود را از دست داده که بعد از هجوم آنها مجبور به تکلم به زبان آذری شده است، بذر نفرت در درون این جوان ترک زبان آذربایجانی می افکند و برای ابراز این نفرت درونی خود از سر دادن شعارهایی نظیر  " تبریز باکو آنکارا " ابایی نمی بیند.  قبلا نیز به سر منشا اینگونه شعارها اشاره شد.

 

هدف از آوردن این مثال ها نشان دادن چهره واقعی مزدورانی است که در خدمت اطلاعات رژیم هستند و به عناوین و اسامی مستعارعدیده سعی دارند،  فعالان اجتماعی و سیاسی را به عنوان عوامل و جاسوسان در خدمت بیگانه معرفی نمایند. در این نوشتار روی سخن بیشتر  با این جیره خواران و نان به نرخ روز خورها نمی باشد ، چرا که هدف و ماموریت آنها از پیش تعیین شده است و امکان تغییر در افکار و رویکرد آنها امری محال و غیرممکن می باشد، بلکه طرف مخاطب بیشتر آن دسته از آزاده اندیشانی هست که به یاوه گویی های این افراد اعتنا می کنند و ناخواسته خود را همسو با جریانات انحرافی و تخریبات فکری آنها نشان می دهند. توجه به جریانات فکری این افراد، افتادن در دام رژیمی است که هر مخالفتی را به نام نفوذ عوامل بیگانه معرفی می کند و سعی در به انحراف کشیدن و انشقاق نیروهای مخالف خود را دارد. هدف نهایی وی ایجاد تفرقه و دشمنی بین این نیروها ست.

اما چرا حتی آزاده اندیشان ما نیز فریب این شعارها را می خورند؟

باالطبع هیچ کس نمی خواهد سرزمینی که سالیان سال ماوای آبا و اجدادی او بوده است به این آسانی ها از هم پاشیده شود و در آینده به اشکال مختلف کردستان، آذربایجان و عربستان تقسیم گردد. و شنیدن اینکه خائنین و مزدوران بیگانه زمینه های این امر را فراهم می کنند، وی را ناخودآگاه وادار به نشان دادن عکس العمل می کند. بدون توجه به این امر که اینچنین جاسوسان بیگانه، هیچوقت وجود خارجی نداشته اند.

 اما سخن اینجاست، هر کس که به نام هویت طلبی و مساوات قومی به پا می خیزد، هدفی جز رفاه و آسایش فرزندان سرزمین مادری خود را ندارد. حتی بلوچ و یا کردی که سلاح بر دوش می گیرد و جهت احقاق حقوق خود، راه  نادرست مبارزه مسلحانه و ترور را انتخاب می کند، هدفش رسیدن به آزادی مردمش از زیر یوغ استبداد می باشد و نشان دادن اینگونه مبارزات به اسم عوامل بیگانه از سوی رژیم حاکم، هدفی جز تهییج افکار عمومی بر علیه آنها را ندارد.

اگر واقعا خواهان رهایی تمامی مردمی هستیم که هم اکنون در زیر ظلم و استبداد به سر می برند، بایستی نشانه های آن جامعه موعود و دموکراتیکی را که در سر خود می پرورانیم ، از همین امروز نشان بدهیم. هدف اصلی رهایی از استبداد دینی و رسیدن به یک جامعه مدنی است. جامعه ای که در آن احزاب، چه استقلال طلب، جه فدرال طلب و یا خواهان یک کشور واحد، براحتی بتوانند به فعالیت  بپردازند و ایده هایی که در آینده  برای رفاه و آسایش مردم خود  دارند در شرایط  یکسان ، در معرض نمایش بگذارند. 

اگر واقعا خواهان رفع استبداد هستیم، قبل از هر اقدامی بایستی خود را از یوغ  زنجیرهای استبداد فکری خودمان برهانیم. من میتوانم شخصی باشم که ایده استقلال طلبی در سر دارم و یا خواهان فدرالیسم و یا خواهان کشور واحد وهر ایده و عقیده ای دیگری باشم، هر آنکسی که  شعار آزادی و رهایی در سر دارد، بایستی از همین قدم نخست به خواسته من ویا امثال من احترام بگذرد. سرنوشت ملت را خواسته من و یا خواسته آن شخص به تنهایی  تعیین نخواهد کرد. رای، رای اکثریت مردم  در یک جامعه دموکراتیکی خواهد بود که سنگ بنای آن، از هم اکنون به دستان ما چیده خواهد شد.

 

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

آ. ائلیار
برگرفته از:
ایمیل رسیده

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما