جنبش زنان ایران رشد یافته ‌ترین جنبش مدنی‌ داخل ایران

اگر امروز جوانان ایران در شرایطی‌ هستند كه‌ نمی‌توانند ولی‌ من این امیدواری‌ را دارم كه‌ روزی‌ یك سری‌ از این جوانان كه‌ در رشته‌های‌ مختلف تحصیل میكنند برای‌ هویت یافتن خودشان به‌ این تاریخ ها مراجعه‌ كنند و اینكه‌ چرا اینگونه‌ بود و چرا انقلاب به‌ این شیوه‌ عمل شد و به‌ این شیوه‌ ادامه‌ یافت.

عفت ماهباز از جمله‌ فعالین جنبش زنان بشمار می‌ آ‌‌ید كه‌ به‌ امید تحقق عدالت و آزادی‌ همچون بسیاری‌ از آ‌‌زادیخواهان دیگر در انقلاب 1357 شركت جسته‌ است.

به‌ دنبال پیروزی‌ انقلاب، موج سركوب و اعدام و حذف فعالین سیاسی‌ از سوی‌ حکومت آ‌‌خوندی براه‌ افتاد و در سال 1360 علی‌ ماهباز برادر ایشان و از اعضای‌ گروه‌ فدائیان اكثریت تنها به‌ جرم اینكه‌ زندانی‌ سیاسی‌ در زندان شاه‌ بود، از سوی‌ رژیم اعدام گشت. عفت و همسرش ، نیز به‌ اتهام عضویت در گروه‌ فدائیان اكثریت در عید نوروز 1363 بازداشت و روانه‌ی‌ زندان اوین گشتند.

شوهر ایشان علیرضا اسكندری‌ در جریان كشتار زندانیان سیاسی‌ در سال 67 اعدام گردید. عفت بعد از سپری کردن 7 سال دوران سخت در اوین بیرون آ‌مد. دو سال و نیم بعد ایران را ترك نمود . در كشور آلمان به‌ ادامه‌ی‌ تحصیل در رشته‌ی‌ فمینیسم و مطالعات زنان مشغول شد. عفت ماهباز اكنون نیز در لندن مشفول کار و تحصیل است. وی‌ قریب به‌ 15 سال به‌ حرفه‌ی‌ روزنامه‌نگاری‌ و تلاش جهت احقاق حقوق زنان همت گماشته‌ و تاكنون دو كتاب تحت عناوین "زنان ایران، چراغی‌ در دست، چراغی‌ در راه‌" و "فراموشم مكن" را به‌ رشته‌ی‌ تحریر درآ‌‌ورده‌ است. آ‌نچه در زیر می‌‌آید متن مصاحبه‌ی‌ روزنامه‌ "كوردستان" با خانم ماهباز است.

خانم ماهباز! 20سال از كشتار 1367 زندانیان سیاسی‌ ایران توسط رژیم خمینی‌ گـذشته‌ است. سازمان ملل هنوز كه‌ هنوز است این فاجعه‌ی‌ انسانی‌ را به‌ رسمیت نشناخته‌ است. می‌توانید بگویید چرا؟

همانگونه که ذکرنمودید. بیست سال گذشته‌است و متأسفانه‌ جهان هنوز ابعاد فجیع این فاجعه‌ی‌ انسانی‌ را به درستی آ‌گاه نشده تا آ‌ن را به‌ رسمیت بشناسد. اما گوشه هایی از آ‌ن را ایرانیان خارج از کشور و مراکز حقوق بشر تلاش نمودند تا به اطلاع مردم جهان برسانند اما این تلاشها همانگونه که می گویی کافی نبوده است . شاید ابزار این اطلاع رسانی‌ ما کهنه بوده و با جهان نوین کمی فاصله‌ داشته و یا گروهای فعال حقوق بشر خیلی متحد عمل نکردن و یا اشکال شاید در جهانی جستجو کنیم که گاها مسایل اقتصادی حرف اول را می زند.‌. الان فعالین حقوق بشر ایرانی حداقل در خارج از كشور تلاش میكنند كه‌ اسنادی‌ كه‌ لازمه‌ی‌ اینكار است برای‌ سازمان ملل فراهم كنند. ا‌لازم است که در اینجا بگویم كه‌ بخش حقوق بشر سازمان ملل ازبخشی از كشتار زندانیان سیاسی سال‌ 67 مطلع شدند. آ‌‌‌قای‌ گالیندوپل رئیس بخش حقوق بشرایران در سازمان ملل در آ‌‌ن زمان، زمانی‌ كه‌ در زندان بودم و جزو 80 زنی‌ بودم كه‌ در معرض اعدام بودیم ، آنها تلاش كردند برای‌ آ‌‌‌زادی‌ ما تلاش كردند . خود آ‌‌‌قای‌ گالیندوپل به‌ ایران آ‌‌مدند و از خاوران محل دفن زندانیان سیاسی از سال 1360به بعد، بازدید بعمل آ‌وردند. اسنادش در سازمان ملل وجود دارد. اینها بخشی‌ از تلاشهای‌‌ جامعه جهانی ست ‌ جامعه‌ی‌ حقوق بشر ایران نیز در این زمینه‌ کوشش بسیار كرده،‌ این كارها باید ادامه‌ یابند تا در آ‌‌ینده موفق شویم ‌و بتوانیم آ‌ن را در جهان به ثبت رسانیم ،‌ عاملین این كشتار باید شناسایی‌ شوند، حق خانواده‌های‌ زندانیان سیاسی‌ است‌ که بدانند كه‌ چرا حکومت اینگونه‌ رفتار کرده، چرا سرنوشت فرزندانشان بدینجا رسیده ، پدران و خانواده ها حق دارند بدانند که چرا این بچه ها کشته شدند؟ چگونه کشته شدند و کجا دفن شدند؟ آنها احتیاج به‌ پاسخ دارند .

خانم ماهباز عزیز! اما جوانانی‌ كه‌ بعد از كشتار 67، در ایران متولد شده‌اند از این فاجعه‌ كمتر می‌دانند یا اصلاً نمی‌دانند بنظر شما جهت آ‌‌شنا ساختن آ‌‌‌نان با سرگـذشت تلخ نسل پیشین انقلابیون چه‌ كارهایی‌ باید انجام شود؟

ماهباز: این سوال بسیار خوبی‌ هست. برای‌ اینكه‌ جامعه ما همیشه‌ ازنداشتن حافظه تاریخی‌ در رنج بوده است. بسیاری‌ از اتفاقاتی‌ كه‌ در سالهای اخیر، اتفاق افتاد‌ تكرار شده برای‌ اینكه‌ نوشته‌ نشده‌ و یا شاید خوانده نشده است، امروز تلاش ما باید بر این باشد آنچه را كه‌ بر نسل ما رفت گفته‌ نوشته‌ شود. خوشبختانه‌ به‌ نسبت گـذشته‌ بسیاری‌ نوشته‌اند و این نوشتن‌ها ادامه‌دارد‌. و اگر اطلاع داشته باشید كتاب خاطرات زندان من جزو 31مین كتابیست كه‌ چاپ شده است‌.‌ اینها بخشی‌ از حقایق ناگفته‌ ایی هستند كه‌ برای‌ نسلی‌ که به‌ قول شما بی‌ اطلاع هستند. اینها باید بدانند اگر امروز جوانان ایران در شرایطی‌ هستند كه‌ نمی‌توانند ولی‌ من این امیدواری‌ را دارم كه‌ روزی‌ یك سری‌ از این جوانان كه‌ در رشته‌های‌ مختلف تحصیل میكنند برای‌ هویت یافتن خودشان به‌ این تاریخ ها مراجعه‌ كنند و اینكه‌ چرا اینگونه‌ بود و چرا انقلاب به‌ این شیوه‌ عمل شد و به‌ این شیوه‌ ادامه‌ یافت.

آیا کتاب "فراموشم مكن" خاطرات‌تان از زندان و شلاق و اعدام زندانیان است، آ‌یا با نوشتن آ‌‌ن همین هدف‌ را دنبال كرده‌اید؟

ماهباز كتاب، "فراموشم مكن"خاطرات 7 سال زندان من ، در زندان جمهوری‌ اسلامی‌است سعی‌ كردم درکتاب، در مورد مسائلی‌ كه‌ در آنجا با آ‌‌ن روبرو بودم، بنویسم. در مورد انسانهایی که به خاطر آرمان آزادی و برابری، و هر کدام با انگیزه ی خاص خود، که امروز ممکن است من ایده هایشان را قبول نداشته باشم یا در چارچوب فکری من نباشند، کشته شدند اما میدانم همه ی این جوانان که به خاطر وطن کشته شدند، یک چیز را مشترکا میخواستند: آ‌‌زادی و عدالت اجتماعی. من این خواسته را امروز هم قبول دارم. سعی کردم در مورد افراد با دیدگاهای‌ مختلف و مسائلی‌ كه‌ بر من و ما گـذشت را بنویسم . و از جمله‌ در مورد عشق من به همسرم. در كشتار سال 67 اعدامش كردند در مورد عشقی‌ كه‌ به‌ او داشتم و در مورد این نوشته ام که‌ چگونه‌ دو عاشق را از هم جدا میكنند. لحظه آ‌‌‌خرین دیدار با او را ثبت کردم. این کتاب در عین دردناك بودن، داستان شیرین‌ عشقیست كه‌ به‌ دست كسانی‌ نابودی کشیده شد كه‌ در ایران حقوق بشر را رعایت نمیكنند، و از انسانا متنفر هستند. بسیاری‌ از مسائلی‌ كه‌ طی این مدت در زندان گـذشت در این كتاب آ‌‌مده است‌ . امیدوارم كه‌ این كتاب به‌ دست شما هم برسد و به‌ كردی‌ هم ترجمه‌ بشود‌ و آرزو می کنم و‌ تلاشم بر این است كه‌ به‌ زبانهای‌ دیگر هم ترجمه‌ شود‌ و جهانیان در این مورد بیشتر بدانند.

معتقدم هر روایت از زندان، هر روایت از این عزیزانی که دیگر نیستند، یادهایی هستند که به حافظه های تاریخی کشور ما اضافه خواهد کرد و مجموع آ‌‌ن کمک به تاریخی می کند که به آ‌‌ن می شود استناد کرد. امروز جوانان کشور ما از این گذشته ی ویران سی ساله خبری ندارند؛ شاید آ‌نها روزی بخواهند تاریخ این سی سال را بنویسند. شاید روزی روانشناسان جوان ما بخواهند به کمک آ‌‌دم های زخم دیده از زندان ها بیایند. جامعه شناسان جوان ما بخواهند دلایل اینکه انسان ایرانی چگونه است و چرا این گونه است را تدوین کنند. پس ضرورتا نیاز هست تا این یادها و خاطره ها گفته و نگاشته شود. اگرچه امروز زخمه ای بر زخم های بی شمار انسان ایرانی باشد

خانم ماهباز! آمران و عاملان كشتارهای‌ 1367 كه‌ هنوز بر ایران حكومت می‌كنند. این روزها شنیدیم كه‌ می‌خواهند خاوران را ویران كنند تا این واقعه‌ را از حافظه جامعه‌ پاك كنند، آ‌‌‌یا ایرانیان خارج از كشور برای‌ پیشگیری‌ از این اقدام رژیم كاری‌ كرده‌اند؟ مثلاً با سازمانهای‌ حقوق بشر تماس گرفته‌اند تا بر این رژیم فشار بیاورند كه‌ دست از این كار غیر انسانی‌ بردارد؟

ماهباز: ‌ نیروهای حقوق بشری ایرانی که در خارج فعال هستند پیگیر این كار هستند تا همانگوركه‌ گفتم بعنوان یك سند و در مورد خاوران به عنوان یک مکان که زندانیان اعدامی در آن دفن شدند، در سازمان ملل و جهان پـذیرفته‌ گردد. حركتهایی‌ از طرف این نیروها در سراسر اروپا اصورت گرفت از جمله‌ جوانهایی‌ كه‌ پدر و مادرانشان را اعدام كرده‌ بودند نیز در برلین دو روز تحصن داشتند تا صدای‌ شان را به‌ جهان برسانند. از جهانیان بخواهند تا به کمک انها بیایند و با اعتراض خود مانع‌ این عمل غیر انسانی‌ شوند.. بهرحال این حداقل كاریست كه‌ آ‌دمهای‌ خارج از كشور می توانند ، انجام دهند و در ایران هم علیرغم اینكه‌ در آ‌‌نجا خاوران را بستند، خانواده‌ها همچنان تلاش می کنند به سر خاك بچه‌هایشان بروند البته مزاری‌ كه‌ وجود ندارد.‌ روی‌ خاك خالی‌ كه‌ در این سالهای درد و تنهایی دست خانواده‌ها بود و اینکه به آ‌‌نجا پناه می بردند و غصه هایشان را به خاک و خاک می گفتند و امروز حتی این خاک هم از دستشان گرفته شده!. اما آ‌نچه را که باید اضافه کنیم اینست که، خاوران و خاوران های این چنین ساخته شده اگرچه امروز ویرانند، اما فراموش نحواهند شد خاوران در نوشته ها و در یاد ها مدون شده است پس باقی می ماند

ترور شخصیتهای‌ سیاسی‌ از جمله‌ رهبران حزب دمكرات كردستان در كشورهای‌ اروپایی‌، بخشی‌ از جنایات جمهوری‌ اسلامی‌ علیه‌ مردم ایران طی‌ سالهای‌ گـذشته‌ بوده‌ است. به‌ عنوان یك روزنامه‌نگار و یك فعال حقوق بشر آیا در این زمینه‌ هیچ كاری‌ انجام داده‌اید؟

ماهباز: از نظراحساسیً واقعیتش را برایتان بگویم كه‌ هیچگاه‌ من تاامروز افراد و رهبران كرد را از خود و جامعه ایران جدا ندانسته ام و نمی‌توانم جدایش كنم. آ‌‌نها همچون رهبر و یا افراد ایرانی برایم عزیز بودند و هستند. اینكه‌ کردها نهایتاً تصمیم به این داردند که سرنوشت كرد باید به‌ دست خودشان باشد و می خواهند مستقل و جدا باشند قضاوتی نمی‌كنم، من احساساً هیچوقت آنها را از خودم جدا نكرده‌ام

من وقتی‌ كه‌ دكتر قاسملو را به‌ ان شكل وحشتناك كشتند، وقتی‌ كه‌ نوری‌ دهکردی عزیزرا در برلین بدان شكل كشتند، احساساتم همانگونه بود که برای‌ یك فرد ایرانی‌ هم میهنم بود آین شخصیت ها، جزوی‌ از وجود من و سرمایه ملی کشورم محسوب می شدند،. برای‌ من آ‌‌‌قای‌ قاسملو ضمن اینکه رهبر کردهای دمکرات بودند، یك رهبر ایرانی‌ هم محسوب می شدند، امروز حضور زنده‌ ایشان می‌توانست به‌ جامعه‌ی‌ ایران به‌ مردم كردستان کمک بزرگی بکند و در امر پیشبرد صلح آمیز آ‌‌‌ن چیزی‌ كه‌ امروز مردم ایران كردستان خواستارش هستند اما دریغ و صد دریغ . قاسملو برایم‌ یك شخصیت بزرگ تاریخی ، در عین کرد بودن یك انسان ایرانی‌ بود. اما من چكار كردم، آنوقت كه‌ متأسفانه‌ آ‌‌‌نان را كشتند من در زندان بودم. اما وقتی‌ آ‌‌‌مدم خارج جریان میكونوس بود و من یادم هست‌ در اعتراضاتی‌ كه‌ در این زمینه بود من هم رفتم برلین در کنار بقیه که آ‌نجا بودند یک صدا شدم.، به‌هرحال برای‌ من آ‌‌‌قای‌ فروهر و خانم پروانه اسكندری‌‌ همسر آقای‌ فروهر و مختاری‌ و دكتر قاسملو جدا از هم نیستند، فقدان واز بین رفتن آ‌نها ضربه بزرگی به کشور و مردم ایران محسوب می شود .

برای‌ مثال در كردستان فشار و سركوب در همه‌ زمینه‌ها (كشتار مردم زحمتكش، سركوب زنان، جوانان ، سازمانهای‌ مدنی‌، زندانی‌ كردن فعالین مدنی‌ و فعالین حقوق بشر) از هر جای‌ دیگر ایران بیشتر است ولی‌ ایرانیان خارج از كشور و رسانه‌های‌ فارسی‌ زبان كمتر به‌ این وضعیت در كردستان توجه‌ می‌كنند. دلیل این بی‌ توجهی‌ چیست؟

ماهباز: كویستان جان! یك چیزی‌ به‌ شما بگویم یادم می آید آ‌‌ن وقتی‌ كه‌ برادران ناهید (كرد) را خلخالی در سال 58 در کردستان اعدام كردند، برادران ناهید كرد در دانشگاه پلی‌ تیكنیك‌ درس میخواندند، اتفاقاً عكسشان هنوز در بسیاری جاهای دنیا هست هیچ وقت این صحنه‌ از یادم نمیرود‌ كه‌ همسرم هنگامیكه به خانه آ‌‌‌مد چشمش گریان بود. احسن ناهید دوست نزدیکش بود و ما با هم به عزانشستیم . بعنوان یك انسان ایرانی‌ از فجایعی‌ كه‌ در كردستان سال 58 و بعد تر رخ داد از آ‌نچه‌ بر مردم كردستان گذشته‌ در گذشته‌ و امروز میگذرد‌ شرمسار بودم، اینها همیشه‌ برای‌ من یك درد بزرگ بوده كه‌ اینگونه بر مردم کرد روا می شود ا‌. اما واقعیت جامعه‌ ایران اینست كه‌ ما در گذشته بسیاری‌ از حقوق را به درستی نمی شناختیم و در ان زمینه ها حركت نكردیم، یعنی‌ حقوق اقلیتهای‌ قومی‌ و مذهبی‌ و حقوق بشر در ایران، بطور كلی‌ ناشناخته‌ مانده‌ و برای‌ انسان ایرانی‌ كه‌ در خارج از كشور هنوز در پی‌ شناسایی‌ اینهاست، و اینقدر مسائل حاد دیگری‌ كه‌ درواقع آنها درگیر‌ بوده‌اند كه‌ به‌ این بی‌توجه‌ بودند. و اینكه‌ امروز مسئله‌ی‌ دیگر مطرح كه‌ هست و ذهنم را به خود مشغول نموده است . مسائل و مشکلات بهائیها در ایران است . نمی‌دانم چقدر اطلاع داری ‌؟ خانه هایشان آتش می زنند و دوباره‌ دستگیری‌، دوباره‌ اعدام دوباره‌... قبرهاشون كندند.و.... و درایران ما تنها با یك مسئله‌ مواجهه‌ نیستم و این برای‌ من روزنامه‌نگار مطرحه‌،‌ سعی‌ كنم در جهت شناسایی‌ حقوق بشر و حقوق اقلیتها بنویسم و حركت كنم و اینکه چقدر ما نیازمند این هستیم و بدانیم و جوانهای‌ ایرانی‌ با آن آ‌‌‌شنا بشوند و بدانند كه‌ چرا انگونه‌ است وچنین و چرایی‌.این دردهای بی شمارمان..

دوستهای‌ كردی‌ دارم كه‌ الان در ایران زندگی‌ میكنند‌ در زندان هم كه‌ بودم بهترین و صمیمی ترین دوستم یک كرد بود.او برای‌ من عزیزترین كسم بوده‌، اولین عیدی‌ كه‌ از زندان بیرون بودم در خانه‌ آ‌‌نها بودم . خاطره‌ی‌ فراموش نشدنی‌ از این دوستانم دارم و اینکه‌ آنها چقدر با مهر و محبت بودند من و هیچوقت فكر نكردم آ‌‌نها غیر از من هستند و اگر روزی‌ قرار باشد ‌آ‌‌نها سرنوشتشان، كه‌ من هم دلم می‌خواد به‌ دست خودشان باشد ، آ‌رزو می کنم آ‌‌نگونه که آ‌‌نها صلاح می دانند پیش برود. اما به‌ نوعی‌ سرنوشت من با سرنوشت آنها گره‌ خورده و (این گره و پیوند تاریخی است پارس و ماد تاریخشان مشترک است) ‌ و آنها مورد تبعیض بیشتر از من واقع شدند آ‌رزوی روزی‌ را می کنم که حكومتی دمكرات بر سر کار باشدو در آ‌‌ن زمان درواقع منهم بتوانم به‌ رفع آن تبعیضها كمك برسانم

اما سوالی‌ در مورد مسائل زنان دارم: در طول 30 سال حكومت جمهوری‌ اسلامی‌ زنان تحت سلطه قوانین این رژیم رنجهای‌ زیادی‌ دیده‌اند. در این 30 سال به‌ رغم همه‌ محدودیتها و فضای‌ بسته‌ای‌ كه‌ حاكم بوده‌ زنان مدام در برابر رژیم مقاومت كرده‌اند برای‌ دستیابی‌ به‌ حقوق مساوی‌ با مردان مبارزه‌ كرده‌اند. شما وضعیت امروز زنان ایران را چگونه‌ ارزیابی‌ می‌كنید؟ آیا جنبش زنان ایران در چه‌ مرحله‌ای‌ بسر می‌برد و نگاه‌ شما نسبت به‌ كمپین یك میلیون امضا و ویژه‌گی‌ای‌ كه‌ این حركت داره‌ چگونه‌ است؟

ماهباز: چیزهایی‌ شما برشمردید در واقع بخشی از واقعیت جنبش زنان ایران است، ا‌ما علیرغم تلاشها و فداکاری ها، زنان در یک قرن اخیر هنوز در زمینه برابری حقوقی زن و مرد در ایران راه درازی را باید طی کنیم.. در 8 مارس 1357 بلافاصله بعد از انقلاب اسلامی زنان ناچار شدند در اعتراض به حجاب اجباری و برقراری قوانین زن ستیز راهی خیابانها شوند اما با توجه به شرایط انقلاب، جنبش زنان تنها ماند. و صدای زنان انعکاس در خور را نیافت بعد از جنگ هشت ساله ایران و عراق، شرایط مناسب تری برای فعالیت و بیان خواسته های زنان برای مبارزه با تبعیض جنسیتی به وجود آ‌مد. فعالان حقوق زن 17 سالی است که به طور مشخص فعالیتشان را روی مسائل زنان متمرکز کرده اند از نظر من جنبش زنان ایران رشدیافته‌ترین جنبش مدنی‌ داخل ایران هست. زنان آ‌‌‌گاهانه‌ تلاش می كنند ‌ با فرهنگی پیشرفته‌ای‌ خشونت پدرسالار را پس بزنند و برابری‌ را در جامعه‌ ایران نهادینه‌ بكنند.

هدف اصلی جنبش اجتماعی زنان ایجاد دگرگونی عمیق حقوقی و اجتماعی در جهت بهبود وضعیت زنان است، این امر تنها با مشارکت و همکاری زنان سراسر کشور، از دورترین روستاها تا بزرگ ترین شهرهای کشور، تحقق می یابد. زیرا جنبش زنان نخبه به تنهایی قادر به پاسخگویی به خواسته های متفاوت زنان نیست. پیروزی تنها با تلاش زنان اسلامی، زنان سکولار و همراهی این دو با هم امکان پذیر است همراهی و همکاری با دیگر جنبش های دموکراتیک، رشد جنبش زنان را سرعت می بخشد. فعالین کارزار جمع آ‌وری یک میلیون امضا‌و برای تغییر قوانین تبعیض آمیز که با هدف آ‌گاهی رسانی با استفاده از روش‎های سنتی و مدرن که از دل مبارزات زنان ایران در دهه های اخیر، بیرون کشیده شده است تلاش خود را برای رسیدن به برابری جنسیتی آغاز کردند. نگفه آ‌غاز این حرکت در 22 خرداد 1384 در جلوی دانشگاه تهران بسته شد. دستاوردهای کمپین یک میلیون امضا در کوتاه مدت خود به‎خود مثبت، فرهنگ‎ساز و آگاهی‎بخش بوده است، حتی اگر به این زودی‎ها به تغییر و تحول در قوانین منتهی نشود. زنان با این حرکت توانسته اند مسئله برابری را به طور نسبی به خواستی عمومی و همگانی بدل کنند. .بسیج افکار عمومی و بسیج اجتماعی و نشان دادن ریشه های تبعیض، کار فعالان جنبش زنان در این حرکت است

از ویژگیهای این جنبش مدنی‌ حرکت بسیار عاقلانه‌ آنها در مقابل رژیمی است به خواسته های زنان باشیوه های خشونت آمیز پاسخ می دهد اما‌ زنان در مقابل این فشارها از پای ننشسته اند و عاقلانه‌ راهی‌ را پیدا کردند و شیوه‌ی‌ یك ملیون امضا یكی‌ از دستاوردهای‌ این انسانهای‌ آگاه‌ جامعه‌ ایران هست كه‌ تلاش می کنند‌ خودشان را بشناسند و با پی گیری به اهدافشان دست یازند.

با وضعیتی که جنبش زنان پیش میرود‌ شاهد روزی خواهیم بود که زنان به خواسته هایشان دست یابند. رژیم اگر چه‌ تا امروز از براوردن خواسته های عادلانه زنان روی‌ برگردانده‌ ولی‌ چندان موفق نبوده‌است

امیدوارم روزی‌ جامعه‌ای‌ داشته‌ باشیم كه‌ برابری‌ در آن حرف اول را بزند و زنان با فرهنگ پیشرفته‌كه‌ از خودشان نشان دادند، خشونت پدرسالار جامعه را با آ‌‌‌گاهانه‌ پس بزنند و برابری‌ را در جامعه‌ ایران نهادینه‌ بكنند

خانم ماهبازعزیز! گفتنی‌ بسیارهست اما متأسفانه‌ باید اینجا گفتگویمان را به پایان برسانم.. اگر پیام دیگری دارید لطفاً بفرمایید:

ماهباز: در پایان ضمن تشکر از شما، پیام عشق محبتم را به مرم کردستان برسانید ‌آ‌روز می کنم مسائل و مشکلاتشان بزودی پایان گیرد. كردهای ایران را جزوی‌ از مردم کشورم ایران به شمار می آ‌ورم می دانم که سالیان متمادی هم میهنان كردم بیشتر از من در ستم بودند .. امیدوارم زنهای‌ كرد كه‌ بیشتر از زنان بخشهای دیگر ایران تحت ستم بودند. ازیک طرف تحت فشار رژیمهای‌ مختلف در ایران واقع شدند و از طرف دیگر پدرسالاری‌ بشدت در جامعه‌ كرد عمل میكند‌ . امیدوارم همانگونه‌ كه‌ امروز تلاش میكنند این خشونت و این پدرسالاری‌ را بشناسند و آ‌گاهانه در جهت رفع آ‌‌ن حركت نمایند. امیدوارم مردم كردستان به آ‌‌‌ن چیزی‌ كه‌ درخورشان است دست بیابند..

 

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.