چرا اسلام ضد زن است؟

مسئله بی حقوقی زن در جامعه ای مثل ایران، یک معضل بزرگ است. هم اکنون سی سال است که جمهوری اسلامی نیمی از مردم آن جامعه را به شهروندان درجه دو و سه تقسیم کرده و بی حقوقی وسیعی را دامن زده است. علت و ریشه های این ستم و نابرابری چیست؟ چرا این سیاست هایی که جمهوری اسلامی بر جامعه حاکم کرده، اینقدر جان سخت است؟

میزگرد تلویزیون انترناسیونال با

سهیلا شریفی: تاثیر بیحقوقی زن و سنت های عقب مانده، چه لطمه ای به مبارزه مردم برای رهائی از این زندگی نکبت بار، برای رسیدن به جامعه ای انسانی و برابر و به مبارزه علیه جمهوری اسلامی میزند؟

اصغر کریمی: "ایجاد انعطاف پذیری نیروی کار در اشتغال و اخراج، ایجاد شکاف و رقابت و کشمکش درونی در اردوی مردم کارگر، تضمین وجود بخش های محروم تر در خود طبقه کارگر که پائین نگهداشتن سطح زندگی کل طبقه را مقدور میسازد و بالاخره مخدوش کردن خودآگاهی انسانی و طبقاتی بشریت کارگر و دوام بخشیدن به آراء و افکار و تعصبات کهنه و پوسیده و فلج کننده، برکات ستمکشی زن برای سرمایه داری مدرن معاصر و از ارکان انباشت سرمایه در دنیای امروز است." این تکه ای از متن برنامه حزب "یک دنیای بهتر" است که برکات ستمکشی زن برای سرمایه داری را بخوبی توضیح میدهد. وجود افکار کهنه و عقب مانده سطح توقعات را پائین نگه میدارد، مانع مهمی درمقابل تلاش و مبارزه برای احقاق حقوق مردم ایجاد میکند، نیمی از نیروی مردم کارگر و زحمتکش را از شرکت فعال و دوش بدوش کارگران مرد در مبارزه به بند میکشد، شکاف درونی طبقه کارگر را تشدید میکند، و بعنوان مانع بزرگی بر سر اتحاد طبقه کارگر عمل میکند. به همین دلیل بخش تعطیل ناپذیری از فعالیت سیاسی و تبلیغی حزب کمونیست کارگری صرف نقد و کوبیدن این افکار و آگاهی دادن به طبقه کارگر و مردم برای غلبه بر این عقب ماندگی ها میشود. خوشبختانه جنبش قدرتمند و گسترده ای علیه بیحقوقی زن در ایران در جریان است و این کار ما را تسهیل میکند.

سهیلا شریفی: جنبش برابري طلبانه زنان در ايران را چگونه مي بينيد، ابعاد و اشکال مبارزه مردم و بويژه جوانان عليه بي حقوقي وستمي که به زنان در ايران ميرود چيست؟

مينا احدي: جنبش برابري طلبانه زنان در ايران يک جنبش گسترده، عمومي و سياسي و ضد حکومتي است. اين جنبشي است که در اعتراض به موقعيت فرودست زنان در ايران و در اعتراض به قوانين و سنتهاي ارتجاعي و قرون وسطايي اسلامي است. با آمدن حکومت اسلامي در ايران، جنبش اسلامي و اسلام سياسي کوشيد با حمله به زنان و پس راندن آنها به موقعيت زن در هزار و چهارصد سال قبل، پايه هاي حکومت و جنبش اسلامي را محکم کند. اين واقعه هيچگاه اتفاق نيافتاد. زن پيشرو و معترض و طرفدار مدرنيسم و زندگي انساني، زن فعال در يک انقلاب عظيم اجتماعي عليه حکومت پهلوي را نميشد و نميشود، به اين راحتي به پستوي خانه ها راند و امر و نهي مردان مردسالار و حکومتيان را بر او مسلط کرد.

از اعتراضات دهها هزار نفره هشت مارس در اولين سال اعلام وجود حکومت اسلامي، نطفه هاي جنبش اعتراضي زنان عليه حکومت و نطفه هاي جنبش برابري طلبانه زنان عليه قوانين اسلامي در ايران بسته شد. جنبشي چپ، انسانگرا، برابري طلب، انترناسيوناليستي و مخالف همه سنتها و قوانين متحجر اسلامي. اين جنبش در تندباد حوادثي قرار گرفت که بسيار غير مترقبه و غير انساني و انسان ستيزانه بود. اين جنبش در مقابل خود، حکومتي را ديد که با حمله به زن و با تکه پاره کردن زنان در خيابانها و با سنگسار و اسيد پاشيدن به صورت زنان به يک انقلاب عظيم حمله ميکرد، حکومتي که با حمله به "ضعفا" و زنان "بي دفاع"، زمينه هاي حمله به کارگران و دانشجويان و حمله به مردم در کردستان و ترکمن صحرا را فراهم ميکرد. اولين حمله اسلاميون و حکومت اسلامي، عليه زنان و با فرمان حجاب و يا شعار معروف "يا روسري، يا تو سري" بود. اين چکيده و جوهر برنامه و مانيفست اسلام سياسي عليه زنان است. حجاب پرچم جنبش اسلامي است و پس راندن زنان و وادار کردن آنها به ورود به زندان و سلول انفرادي حجاب، زمينه ساز باز پس گرفتن دستاوردهاي انقلاب و حقوق زنان و تحميل قوانين اسلامي به آنها بود.

امروز در ايران زنان در همه عرصه ها و زمينه ها عليه حکومت و همه ابعاد بي حقوقي و ستم بر زنان مبارزه ميکنند. مبارزه عليه آپارتايد جنسي، عليه حجاب، مبارزه براي حق طلاق و حضانت، مبارزه در عرصه هنر و فرهنگ که طبق قوانين اسلامي ورود زنان به آن ممنوع اعلام شده است، مبارزه روزمره در خانه و مدرسه و دانشگاه و محيط کار، براي اعلام اينکه ما انسانيم و حاضر به پذيرش سنتها و قوانين نابرابر و ضد زن نيستيم، يک جنبش گسترده و ميليوني را شکل داده است که پاشنه آشيل حکومت اسلامي است.

جوانان در ايران با پشت پا زدن به قوانين و سنتها و با پياده کردن يک فرهنگ و مناسبات آلترناتيو و مدرن در زندگي روزمره، عملا حکومت را به چالش گرفته و نيروي عظيم انقلاب عليه حکومت اسلامي هستند. بنظر من جواني که در ايران اعلام ميکند که من از زندگي همه آن را ميخواهم و فرقي با جوان اروپايي ندارم و هيچ چيز اين حکومت و جنبش اسلامي را قبول ندارم، جواني که با اينترنت و ساتلايت سر و کار دارد و به دنيا وصل است، دير يا زود تکليف موميايي هاي از گور برخاسته را روشن خواهد کرد.

سهیلا شریفی: تفاوت مبارزه امروز با دهه هاي قبل چيست؟

مينا احدي: مبارزه امروز شفاف تر، روشن تر، با برنامه تر و متاثر از جنبش و آلترناتيو برابري طلبانه و سوسياليستي در ايران است. اگر اين مبارزات را با دوره قبل و زمان حکومت پهلوي مقايسه کنيم، مي بينيم که در آن دوران نيز زن بیحقوق بود، سنت های عقب مانده و مذهب مورد حمایت حکومت بود و دولت با مذهب عجین بود و از قانون اساسی تا بسیاری از قوانین آن دوره رسما و عمیقا ضد زن تعریف شده بود. مذهب در آن دوران در کنار و همراه سايه شاه حرکت ميکرد و قوانين و سنتهاي ضد زن، بهمراه فقر و بي حقوقي، ديکتاتوري و خفقان زندگي ميليونها زن را تحت تاثير داشت. اما حکومت قرون وسطايي اسلامي، چنان زن را به موقعیت بیحقوقی تبدیل کرد که در اذهان بسیاری قباحت و شناعت سياستها و رفتار حکومت شاه با مردم و زنان، دامنه و ابعاد فقر و بي حقوقي مطلق مردم و خفقان و ديکتاتوري و ساواک و دستگاه جهنمي پهلوی در اذهان رنگ باخت. در دوره شاه، ابراز عقيده و بيان و ايجاد تشکل، حزب و يا اتحاديه و سازمانهاي مدافع حقوق زن ممنوع بود و کوچکترين انتقاد در مورد خانواده پهلوي و سياستهاي حکومت با دستگيري و زندان و يا با اعدام پاسخ ميگرفت. و از طرف ديگر جریانات سیاسی اپوزیسیون و اکثر نویسندگان و ادبا و شعرا در دوره شاه نیز چنان شرق زده و "علیه غرب زدگی" بودند که کوچکترین اعتنايي به مسئله زن نداشتند. اما امروز در ايران به يمن مبارزات اجتماعي گسترده زنان و به يمن هژموني سياسي چپ مدرن بويژه کمونيزم کارگري، کمونيزم منصور حکمت، کمونيزمي که عميقا انسانگرا و مدافع برابري انسانها و برابري زن و مرد است، شاهد شکوفايي جنبش برابري طلبانه زنان در ايران هستيم.

نميشد در ايران از يک جنبش گسترده مدافع حقوق زن حرف زد، مادام تکليف ما با مذهب و اسلام و تزهايي نظير اسلام "مترقي و خلقي" روشن نشده باشد. نميشد در ايران شاهد شکوفايي جنبش برابري طلبانه بود، مادام تکليف ما با پروبلماتيک حجاب و جايگاه آن در جنبش اسلامي روشن نباشد. نميشد حجاب را "خلقي و مترقي" و "کمک" به بيرون آمدن زنان از کنج خانه دانست و توضيحي قانع کننده به زناني داد که بدليل عدم رعايت حجاب روي صورتشان اسيد پاشيدند و به تن و بدن آنها شلاق زدند. سي سال است که حاکمان اسلامي بر ايران اين کار را تکرارميکنند. نميشد در مورد سکس و حق زنان در مورد رابطه جنسي آزاد و بدون قيد و بندهاي اسلامي و سنتي حرف نزد و مجدانه مخالف سنگسار بود. اينها همگي به هم ربط دارند و ما اگر از همان روز اول تولد حکومت منحوس اسلامي در مقابل همه اینها ايستاديم و سر سوزني به اين جنايتکاران و اين جنبش قرون وسطايي امتياز نداديم، به اين دليل بود که متعلق به جنبش سوسياليستي چپ و انسانگرايي بوديم که نه در ادامه چپ سنتي بلکه در نقد آن به ميدان آمديم.

ما براي برون رفت از دايره فرهنگ سنتي- اسلامي بايد تکليف بسياري از معضلات سياسي، اجتماعي، فرهنگي و قانوني را از جنبه تئوريک و عملي روشن ميکرديم. ما با جسارت و بدون بدهکاري به سنتهاي عقب مانده و شرق زده اين کار را کرديم و سنت شکني را به امري عادي تبديل کرديم. اين روشني در عرصه تئوريک با مبارزات گسترده و روزمره زنان و با جنبش اعتراض اجتماعي عظيمي چفت شد که از همان روز اول فرمان حمله به زنان و دستور حجاب خميني به خيابان آمد و اعلام کردکه حکومت اسلامي نميخواهيم.

جنبش برابري طلبانه زنان هيچ بدهکاري به جنبش ملي اسلامي ندارد، جوان اين دوره، هيچ بدهکاري به چپ خلقي و شرق زده و وابسته به اسلام ندارد. اين جنبش برابري طلبانه بند نافش نه به فرهنگ شرق زده و سنتي- اسلامي بلکه به فرهنگ پيشرو درغرب و فرهنگ و اخلاقيات مدرن و آزاد بسته است. ما در اين جبهه با همه قامت خود ايستاده ايم. ما قاطعانه عليه فرهنگ و اخلاقيات پوسيده اسلامي، قرون وسطايي و مردسالار هستيم. ما مدافع آزادي و برابري مطلق زن و مرد هستيم. وجود حزب کمونيست کارگري و اين ستون فقرات بزرگترين دستاورد و قوت قلب است که بايد به رسميتش شناخت. حزبي که از دستاوردهاي مترقي و پيشرو درغرب و از مارکس و انسانگرايي عميق آن دفاع ميکند و به اين معني ضديت عميقي با هر نوع ستم و از جمله ستم بر زنان به دليل جنسيت آنها دارد.

سهیلا شریفی: اجازه بدهید از زاویه دیگری هم این بحث را پیش ببریم. اصغر کریمی، حزب کمونیست کارگری ایران، هم اکنون سالهاست که از واژه "آپارتاید جنسی" استفاده کرده و تلاش می کند این واژه را در سطح بین المللی مطرح کرده و آن را به یک واژه شناخته شده درمورد جمهوری اسلامی تبدیل کند. چرا مهم است که جمهوری اسلامی با "آپارتاید جنسی" تداعی شود؟

اصغر کریمی: جمهوری اسلامی حکومت آپارتاید است و من اجازه می خواهم با اشاره ای به حکومت آپارتاید نژادی آفریقای جنوبی این مسئله را بیشتر توضیح بدهم. حکومت نژاد پرست آفریقای جنوبی را حکومت آپارتاید نژادی می نامیدند. به این دلیل که حکومتش را بر اساس برتری یک نژاد دیگر سازمان داده بود. اکثریت مردم سیاه پوست بودند اما برای اینکه سرکوب و بطور کامل بی حقوقشان بکنند، استثمارشان را سازمان داده و در معادن و مزارع کارهای سخت به آنها تحمیل کنند، بسیاری از بی حقوقی ها را به آنها تحمیل می کردند. راستش را بخواهید، تاریخ سرمایه داری در همه جا با جنایت، سرکوب، بی حقوقی و کثافت عجین است. در آفریقا هم، این بخشی از تاریخ سرمایه داری است همچنانکه فاشیسم در آلمان بخشی از تاریخ سرمایه داری است و همینطور طالبان و جمهوری اسلامی بخشی از تاریخ این نظام هستند. در آفریقای جنوبی انواع تئوری ها ارائه دادند که مثلا مغز سیاهپوستان با مغز سفیدپوستان متفاوت است. سفیدها از نظر فکری برتر هستند و انواع تئوریهای غیر انسانی را ردیف کردند برای اینکه حکومت خودشان را توجیه کنند و به آن مشروعیت بدهند. امور جامعه را بر اساس برتری نژاد سفید سازمان دادند و بر سردر بسیاری از هتل ها و رستوران ها نوشته شد که ورود سیاه ممنوع! سگ ها را همردیف سیاهان قرار دادند و نوشتند ورود سگ و سیاه ممنوع! این، رفتاری بود که آن حکومت نسبت به سیاهان مرتکب شد و در ایران هم، چنین رفتاری را نسبت به زنان شاهدیم. همه امور بر اساس مرد تنظیم شده است. در مسئله قضاوت، شهادت دو نفر زن به اندازه یک مرد است. به این دلیل که در احکام اسلامی، زن از عقل کمتری نسبت به مرد برخوردار است. بیمه بیکاری شامل حال زن نمی شود و بسیاری از حقوق اجتماعی دیگر هم. زن باید در خانه بماند. مرد می تواند بطور همزمان سه زن داشته باشد اما زن چنین حقی ندارد. مرد است که از برتری در قوانین برخوردار است و می تواند کتک بزند و بر اساس قوانین قرآن، مثل کشتزار خودش و هر طور که دلش خواست، با زن رفتار کند. مرد است که حتی در همخوابگی و رابطه جنسی هم مسلط است و خارج از احساس زن حق تصمیم گیری دارد. حتی در بخشی از این جوامع اسلام زده، زن را ختنه می کنند تا هیچ لذتی در رابطه اش با مرد نداشته باشد و مادام العمر برده مرد بماند. اینها، نمونه رفتارهای به غایت ضد انسانی، کثیف و جنایتکارانه است که جمهوری اسلامی نسبت به زنان مرتکب می شود و به هیچ وجه، احساسات و عواطف زن بعنوان یک انسان در این نوع تفکر اسلامی و مذهبی جایی ندارد. این نوع آپارتاید جنسی خودش را در انواع و اقسام قوانین و جداسازیهای مختلف نشان می دهد. در اتوبوس زن باید از در عقب وارد شود. استخرها و بسیاری اماکن ورزشی دیگر برای زنان ممنوع است و حداکثر لطفشان این بوده که تعدادی استخر هم مخصوص زنان درست کرده اند. زن نمی تواند فوتبالیست ها را در ورزشگاه ها نظاره کند چون شورت پوشیده اند و از این نوع مزخرفات. کودکان دختر را از همان سنی که به مدرسه می روند، از پسرها جدا می کنند و حتی اگر بتوانند این کار را در مهد کودک ها هم میکنند. می خواهم بگویم که بخشی از این آپارتاید، خودش را در این جداسازی ها نشان می دهد که روزبروز هم ابعادش بیشتر میشود و بخشی هم در قوانین و همینطور در اخلاقیات و سنت های پوسیده ای که جمهوری اسلامی حاکم کرده است. همانطور که مینا احدی اشاره کرد، حجاب، سمبل اصلی این آپارتاید است. آن جایی که این آپارتاید می خواهد خودش را تعریف بکند، به حجاب متوسل می شود و بنظر من، اگر زن این حجاب را از سرش بردارد، آنوقت، تمام این قوانین و اخلاقیات ارتجاعی هم فرو می ریزد. حتی اگر بتوان برخی قوانین را تغییر داد و بعنوان مثال جداسازی زن و مرد در اتوبوس را کنار زد، باز هم این حکومت، حکومت آپارتاید جنسی است اما اگر بتوان حجاب را برداشت، دیگر تمام این ساز و کار و قوانینی که جمهوری اسلامی تحمیل کرده است هم، فرو خواهد ریخت. حکومت لرزانش فرو خواهد ریخت و بی دلیل نیست که بقول مینا احدی وقتی یک ذره روسری زنان عقب می رود، جمهوری اسلامی به وحشت می افتد و با تمام توان و نیروی سرکوبش عکس العمل نشان میدهد و زنان را سرکوب میکند. بی دلیل نیست که زنان با حجاب می جنگند و موهای خودشان را بیرون می اندازند، تلاش می کنند رنگ لباسشان را تغییر دهند تا بهردرجه که بتوانند شادتر و آزادانه تر زندگی کنند.

سهیلا شریفی: مینا احدی، بخشی از برنامه حزب کمونیست کارگری، به مسئله برابری اختصاص دارد و بخش ویژه ای از فعالیت فعالین حزب کمونیست کارگری ایران، و از جمله خود شما، در سال های گذشته به مبارزه علیه بی حقوقی زن مربوط بوده است. علیه نابرابری و شناساندن وضعیت زنان ایران در سطح بین المللی و در کل با هدف مبارزه با این وضعیتی که حاکم است. اگر ممکن است توضیح بدهید که چرا مسئله زن و بی حقوقی زن، برابری و جنبش مطالباتی زنان تا این اندازه برای حزب کمونیست کارگری ایران اهمیت دارد و همواره بطور ویژه ای به این مسئله می پردازد؟

مینا احدی: حزب کمونیست کارگری ایران، حزبی است که برای انسانیت، آزادی مطلق، برابری و یک زندگی انسانی در حال مبارزه است. ما حزب کمونیست کارگری ایران هستیم و در ایران، در طول سی سال گذشته، یک حکومت فاشیستی و ارتجاعی بر سر کار است که یکی از عرصه های مهمش برای سرکوب، از همان روز اولی که روی کار آمد، حمله به زنان و زدن زنان برای تثبیت قدرت خودش بوده است. حکومت اسلامی ایران، یک حکومت مذهبی، فاشیستی و ضد زن است که یکی از کاراکترهای اصلی اش ضدیت با زنان است و همانطور که گفتم، زنان را سرکوب می کند، سنگسار می کند و حجاب را به آنها تحمیل می کند برای اینکه بماند. برای اینکه قدرت داشته باشد و قدرت سیاسی خودش را حفظ کند. اگر حزبی که در ایران برای قدرت سیاسی و سرنگونی جمهوری اسلامی مبارزه می کند، این فاکتور اساسی و این رابطه دولت با مردم و بخصوص رابطه حکومت با زنان را نبیند، بنظر من، فعالیت های سیاسی اش پشیزی ارزش نخواهد داشت. از جانب دیگر، همانطور که گفتم، ما حزبی هستیم در دفاع مطلق و بی چون و چرا از انسانیت و حقوق انسانی. وقتی در آن جامعه نیمی از شهروندان در این قرن بیست و یک، با چنین رفتار فاشیستی، ارتجاعی، وحشیانه و زن ستیز روبرو هستند، برای آن حزب سیاسی که برای آزادی، رفاه و برابری و انسانیت مبارزه می کند، بطور طبیعی مسئله زنان به یک مسئله بسیار مهم تبدیل می شود. ما از زاویه کمونیسم و از زاویه انسانگرایی عمیقی که این حزب دارد، از همان روز اول و قبل از اینکه وارد بحث های تئوریک شویم و وقتی جمهوری اسلامی دستور حمله به زنان را صادر کرد، به صورتشان اسید پاشید و روسری را با پونس بر سرشان چسباند، در مقابلش ایستادیم. با تمام قوا علیه آن سیاست ها مبارزه کردیم و در ادامه هم سنگر به سنگر بحث های تئوریک را جواب دادیم و این بنظر من، یک نکته مهم و درخشان در تاریخ حزب ما است. ما بحث حجاب را از همان روز اول مهم تلقی کردیم و علیه آن به مبارزه برخاستیم. حزب کمونیست کارگری، حزبی بود که حجاب سوزان را در ایران مطرح کرد. حزبی بود که در مبارزه علیه حجاب، چه در زمینه تئوری و چه در زمینه عملی، مبارزه کرد و حرف زد. ما حزبی بودیم که تابوها را شکستیم. در ایران، حکومت عقب مانده اسلامی تلاش می کرد بحث در مورد زن، حقوق و روابطش و کلا تمام مسائلی را که به زنان مربوط بود، در هاله ای از تقدس و ناموس پرستی گذاشته و به مردم تحمیل کند. این حزب ما بود که از همان روز اول جلو آمد، بر سر این مسئله حرف زد و آزادی و برابری زن را بعنوان فاکتور آزادی جامعه مطرح کرد و همانطور که گفتم، تابوها را شکست و با تمام قوا برای حقوق اساسی و پایه ای زن جنگید. بنظر من، وقتی کسی می خواهد تاریخ جمهوری اسلامی و تاریخ برخورد این حکومت نسبت به زنان را بررسی کند، باید تاریخ حزب کمونیست کارگری ایران را، چه از زاویه تئوریک و چه از زاویه تبلیغی و عملی، در نظر داشته باشد. حزب کمونیست کارگری در دفاع از حقوق زنان یکی از درخشان ترین عرصه های فعالیتش را ارائه داده و در پیشرفت مبارزه زنان در ایران علیه جمهوری اسلامی، تأثیرات مهمی از خود به جای گذاشته است.

سهیلا شریفی: اصغر کریمی، مینا احدی به فعالیت های درخشان حزب کمونیست کارگری در دفاع از حقوق زنان اشاره کرد. می خواهم سئوال کنم اگر حزب کمونیست کارگری ایران بقدرت برسد، چه برنامه ای برای آزادی و رفاه جامعه ایران دارد؟ چطور می توان این را تضمین کرد؟

اصغر کریمی: بله، ما در برنامه "یک دنیای بهتر" که برنامه حزب کمونیست کارگری است، خیلی صریح و روشن به مواردی اشاره کرده ایم که من سعی می کنم، حداقل برخی رئوسش را در اینجا مطرح کنم.

به مجرد اینکه حزب کمونیست کارگری قدرت سیاسی را با سرنگونی جمهوری اسلامی بدست بگیرد، اولین کاری که میکند، این است که برابری بی قید و شرط و کامل زن و مرد را در همه عرصه های مختلف زندگی اعلام می کند و همان روز اول، تمام قوانین ضد زن اسلامی را ملغی می کند. اولین کار باید همین باشد. باید تمام آن قوانین ملغی شود و برابری بی قید و شرط بر پرچم جمهوری سوسیالیستی، بر پرچم حکومتی که ما در نظر داریم، نقش ببندد. تأمین برابری برای شرکت در حیات سیاسی جامعه. زن و مرد باید از حقوق کاملا برابر در انتخابات، تصدی پست های مختلف در سطوح مختلف، مقامات و عرصه های متعدد برخوردار باشند. این، یکی از عرصه های مهمی است که بی حقوقی ها از آنجا شروع می شود و اینکه زن حق ندارد رئیس جمهور شود، زن نمی تواند قاضی شود، فلان پست را بگیرد و غیره. ما تمام اینها را ملغی می کنیم و بلافاصله برابری کامل را در تصدی پست ها و مسئولیت ها اعلام می کنیم. در خانواده هم، بسیاری از امتیازاتی که مرد بعنوان سرپرست خانواده دارد، لغو می شود. بعنوان سرپرست خانواده، سرپرستی کودک (حضانت کودک)، نگهداری از کودک و غیره. در این موارد هم برابری کامل حقوق زن و مرد را اعلام خواهیم کرد. همچنین در مورد مسئله طلاق، کنترل دارایی های خانواده، مسئله ارث و غیره که برابری کامل را در این موارد هم اعلام خواهیم کرد. تعدد زوجات و صیغه از دیگر مواردی است که بلافاصله ملغی می شود و به این معنا، در سطح خانواده هم، این مقررات بلافاصله به اجرا درخواهد آمد. برابری کامل در زمینه اقتصادی و اشتغال حرفه ای اعلام می شود. اگر بیمه ای وجود دارد، زن و مرد در برخورداری از آن کاملا برابرند. دستمزدها و مرخصی زن و مرد برابر است بعلاوه اینکه زن از مرخصی دوران بارداری و زایمان برخوردار خواهد شد و حق خواهد داشت از شانزده هفته مرخصی در اینمورد استفاده کند. کارفرما به هیچ وجه حق ندارد زن را به دلیل دوران حاملگی و زایمان از کار اخراج کند و ضمنا یکسال هم مرخصی برای دوران نگهداری از نوزاد پس از زایمان. زن و مرد با هم تصمیم می گیرند که کدامشان از این یکسال مرخصی استفاده کنند تا بتوانند فرزندشان را پس از زایمان، نگهداری بکنند. این رابطه انسانی کاملا برسمیت شناخته خواهد شد که مثلا شش ماه مرد از مرخصی برخوردار باشد و شش ماه هم زن تا هر دو بتوانند در نگهداری نوزاد سهیم باشند و در واقع، هر دو، لذت نگهداری از فرزندشان را لمس کنند، چیزی که در برخی کشورهای اروپائی هم وجود دارد. همچنین ایجاد نهادها و مؤسساتی مثل شیرخوارگاه و مهد کودک که زن بتواند از کار خانگی نجات پیدا کند و در حیات سیاسی- اقتصادی جامعه نقش بیشتری بر عهده بگیرد. همچنین تمام قوانین و مقررات عقب مانده و ارتجاعی مثل نابرابری در سفر ملغی می شود. زن، مجرد یا متأهل، می تواند سفر کند. همانطور که مرد از این حق برخوردار است و لازم نیست زن برای اینکار از مرد اجازه بگیرد. برابری در لباس و پوشش. آزادی زن در معاشرت، لغو تمام جداسازی ها در جامعه و حتی لغو کاربرد اصطلاحاتی مثل دوشیزه، بانو، خواهر و از این نوع اصطلاحات در مکاتبات رسمی و اداری که می خواهند زن را به اعتبار مرد تعریف کنند. به مرد نمی گویند که ایشان شوهر فلان خانم است اما تا به زن می رسد، می گویند زن فلانی است. دوشیزه فلانی به این معنا که هنوز به ازدواج کسی درنیامده است. در این نوع اصطلاحات، موجودیت خود زن برسمیت شناخته نمی شود و موجودیتش بر اساس اینکه ازدواج کرده است یا نه و اختیارش بدست مردی افتاده است یا نه، تعریف می شود.

اینها، فقط گوشه ای از برنامه مطالباتی ما است که به مجرد اینکه سر کار بیاییم، آنها را اعلام و قوانین ضد زن و ضد انسان موجود را ملغی خواهیم کرد.

سهیلا شریفی: فعالیت حزب کمونیست کارگری در داخل و در سطح بین المللی، بیلان حزب چه بوده است؟

اصغر کریمی: فعالیت حزب در این زمینه سطوح مختلفی دارد. از مباحث تئوریک و سیاسی و تدوین مطالبات روشن و همه جانبه علیه تبعیضات و نابرابری زن و مرد تا تبلیغ و جا انداختن این مطالبات، تبلیغات مستمر علیه بیحقوقی زن، شکستن تابوها و موانع ذهنی، افشای جریاناتی که در قالب اپوزیسیون و شبه اپوزیسیون تلاش میکنند پلی بین زنان و رژیم ایجاد کنند و تلاش میکنند حکومت یا جناح هائی از آن و اسلام را بی گناه جلوه بدهند، علیه مینیمالیسمی که بخش هائی از اپوزیسیون رواج میدهند تا زنان و مردم را به اصلاحات ناچیزی تسلیم کنند، تا سازمان دادن کمپین های سیاسی بی وقفه در خارج کشور و آگاهگری و بسیج افکار عمومی بین المللی علیه رژیم آپارتاید جنسی در ایران و جلب همبستگی با زنان در ایران اینها رئوس فعالیت های حزب کمونیست کارگری را تشکیل میدهد. درمورد هر کدام از اینها میتوان به تفصیل صحبت کرد و فعالیت های دوره طولانی حزب را برشمرد. بنظرم حزب کارنامه بسیار روشنی در این زمینه دارد. بعنوان مثال در سطح بین المللی همانطور که برای اولین بار و در گسترده ترین سطح ممکن مبارزه و خواستها و امیال طبقه کارگر ایران را معرفی کرد و عظیم ترین کمپین های بین المللی در دفاع از حقوق کارگران را سازمان داد، درمورد بیحقوقی زن و مبارزه و مقاومت عظیمی که علیه بیحقوقی و ستم به زنان وجود دارد نیز کمپین های مستمری داشته و افکار عمومی مردم آزادیخواه در کشورهای مختلف را نسبت به این مساله مدام آگاهی داده و به همبستگی های بزرگی دامن زده است. ما نگذاشتیم فی المثل تصویر دو خردادی از اسلام و جمهوری اسلامی و "جامعه مدنی" اسلامی آنها به خورد افکار عمومی داده شود. سنگر به سنگر آنها را افشا کردیم و امروز در سطح بین المللی جمهوری اسلامی بعنوان یک حکومت زن ستیز شناخته شده است و تلاش میکنیم همه آنرا به عنوان رژیم آپارتاید بشناسند و منزوی اش کنند شبیه کاری که با دولت نژادپرست آفریقای جنوبی کردند. در داخل کشور نیز بی امان جریانات به اصطلاح فمینیست اسلامی را افشا کرده ایم و نگذاشتیم و نمیگذاریم جریانی که با این جناح و آن جناح رژیم کنار میایند آبروئی داشته باشند. یک وجه بسیار مهم کار ما تدوین برنامه مطالباتی در زمینه بی حقوقی زن بوده است. مطالبات برنامه ما کم و بیش توسط بسیاری از فعالین این عرصه حتی کسانی که خود را منتقد ما میدانند کم و بیش پذیرفته شده است.

در ایران جنبش قدرتمند و گسترده ای علیه بیحقوقی زن در جریان است، جنبشی که سالانه صدها هزار طبق آمار دولتی تذکر میگیرند جریمه میشوند شلاق میخورند و بازداشت میشوند. این بخوبی گواه عمیق و دامنه این جنبش و میلیتانسی آنرا نشان میدهد. این جنبش نباید به پلاتفرمی کمتر از برنامه یک دنیای بهتر رضایت بدهد و ما نیز همه تلاشمان را در این زمینه خواهیم کرد. اگر خلاصه کنم بنظر من این وجه از مبارزه حزب یعنی مبارزه علیه بیحقوقی زن و جهنمی که به زنان تحمیل شده است یکی از افتخارات بزرگ حزب محسوب میشود. چهره های شناخته شده حزب در ایران و در سطح بین المللی نیز یکی از دستاوردهای مهم حزب و یکی از اهرم های مهم ما برای گسترش نفوذ حزب و ایده ها و مطالبات آن بشمار میرود.

سهیلا شریفی: اصغر کریمی و مینا احدی، با تشکر از شما که در این میزگرد شرکت کردید.

 

برگرفته از: 
روزنه
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.