در تقابل با پروژه ماسونیزم چه باید کرد؟

منطقه و سرزمینمان ابستن حوادثی است که سرنوشت اینده مان را رقم خواهد زد.به باور من دو گزینه بیستر نخواهیم داشت یا بسان گذشته تلخ همچنان شرمسار نظاره گر باز تولید سرنوشت تلخی خواهیم که برایمان رقم میزنند و یا با اگاهی تمام از تجربیات گذشته اینبار سرنوشت خود را برای تعهد مان به شرافت انسانی و بنام ازادی و برای کسب ان و گسترش برابری و عدالت مبارزه خواهیم کرد.
در سلسله مقالات خود و در تحلیل های سابقم به نقش توطعه در شرف وقوع بسیار پرداختم وبا  ارزیابی کوتاهی از حوادث و وقایع تاریخی مشابه سعی کردم اهمیت این رویدادها را در نگارش سرنوشت اتی سرزمینمان را به عینه نشان دهم.
به باور من در تاریخ سیاسی  یک قرن گذشته هر زمان نیروی سوم غارتگر امپریالیستی برای ورود به بازارهای غارت در انحصار اربابان ماسون و شرکا تلاش کردند .سرنوشت سیاسی سرزمینمان بهمراه  حاکمان سیاسی کارگزار انان  با ایجاد بحران های سیاسی دستخوش تغییر و تحول گشته است. به باور من نقش اصلی و تعیین کننده در رقم خوردگی سرنوشت سیاسی سرزمینمان هیچگاه تنها  توسط مردمان بزنجیر گرفته صورت نگرفته است.در طی یک قرن گذشته خیزش و قیامهای متعددی توسط مردم صورت گرفته است اما هدایت و حتی رهبری این خیزشها و جنبشها و قیامها بر عهده خود انان رقم نخورده است.نقش تعیین کننده توطئه های سیاسی ماحصل تضاد امپریالیست های ارتجاعی در شکل قدرتهای جهانی بوده و هست.
برای اثبات این ادعا موارد مشابه تاریخی در ادوار مختلف تاریخی را با نتیجه های مشابه را ارائه نمودم.همشکلی سیاستهای اربابان روس و دستگاه پلید ماسونیزم حاکم بر سرزمینمان سند دیگر برای اثبات این ادعاست. همشکلی سیاست خارجی تزار روسیه و روسیه شوروی و روسیه پوتینی  در حمایت قاطع از حاکمان کارگزار شده مختلف شاهی و شیخی یکی از این نمونه های بارز تاریخیست.به باور من ماسونیزم جهانی حتی این سیاستهای روسیه را کنترل و هدایت مینماید.اثبات این ادعایم در پشتوانه مالی بنگاهها و بانکهای مالی انگلیسی و تحت کنترل ماسون از روبل و سیستم مالی روسیه شوروی و روسیه فعلیست.بدون حمایت نظامی و سیاسی روسیه شوروی و سپس روسیه فعلی رژیم کارگزار در قبال فشارهای سیاسی و نظامی و اقتصادی  نیروی سوم خصوصا امریکا دوام نمی اورد.با افزایش این فشارها در مرحله پسا فرجام این فشارها بهمراه تحریمها و همراهی بین المللی امریکا خواسته حاکمان کارگزار ماسونیزم مجبور به تسلیم گشت.یکی از شروط اصلی این تسلیم شراکت دادن  امریکا خصوصا سرمایه و نهادهای مالی و اقتصادی جناح دموکرات ان در غارت داخلی در ایران است.به باور من این اقدام رژیم که ناشی از بی چارگی و ضعف ان نیز هست سرنوشت کارگزاری و نوکران حاکم گشته توسط دستگاه ماسونیزم جهانی را تعیین خواهد ساخت.پروژه تغییر ساختاری حاکمیت سیاسی توسط ماسونیزم استارت خورده است.مستندات چنین سناریو هایی در تحلیل اخبارهای متعدد میتوان بوضوح دید   .سر تیتر  خبرها که  کوتاه شدند-سو قصد بجان رهبر -سفر تعجیلی روحانی به ارومیه و مهاباد و دستور دولت برای عملی شدن قانون حق تحصیل به زبان مادری(این خبر و بازتاب ان خیلی مهم است*) -عدم شرکت بانکهای جهانی برای ارسال سرمایه مالی به ایران-تهدید امریکا برای عملی شدن همه مفاد قرارداد برجام که پنهان نگاه داشته میشود -تهدید مجدد دولت توسط  سپاه -انتشار اسناد مربوط به رابطه خمینی و امریکا در دو مقطع تاریخی و تکذیب عجولانه این خبر توسط رهبر. 
 این خبر خیلی جالب است منتشر کننده این اسناد  ام.ای .۶ انگلیس است  متهم شونده توسط رهبر  امریکا .این اسناد درست در زادروز مرگ منحوس خمینی انتشار می یابد.این سند ثبوت تهدید مستقیم ماسونیزم حاکم بر ارگانهای رهبری و کارگزار خود در ایران است.تهدید اشکار رهبر و روحانی که اگر در قبال فشارهای امریکا تسلیم شوید همه شما را افشا خواهیم ساخت.
میلیونها برگ از نوع این اسناد در دست ماسونیزم انگلستان است که هر زمان کارگزارانش  خواستند نمکدان را بشکنند بسان رضا میر پنج به جزیره موریس و بسان محمد رضا به مصر هجرتشان دهند.
قراردادهای پنهان رژیم حاکم گشته بر ایران با امریکا را از مردم ایران و جهان میتوانند پنهان سازند اما هیچگاه نمیتوانند از ارباب پنهان سازند.حال با این تسلیم اشکار بخش اعظم دستگاه حاکمیت کارگزار اربابان چه نقشه ای در سر خواهند داشت؟ 
پروژه تنبیه جناح متحد شده رهبر و روحانی که جام زهر برجام  را بسان رهبر بگور شده شان نوش کردند چه میتواند باشد؟
۱-قتل رهبر که توسط نیروهای سپاه  در سه مرحله اجراشد و هر بار شکست خورد۲-کودتای سپاه احتمال کم اما نه غیر ممکن  ۳-برکناری جناح روحانی و رفسنجانی و باند اصلاح طلبان از قدرت رانده شده ۳-پروژه سوریه ای ویا ویران کردن ایران
براستی کدامیک از گزینه ها بر سرنوشت اینده ما حک خواهد گشت؟
ایا میتوانیم سرنوشت خود را بدست خود تغییر دهیم ؟
در مقطع کنونی رژیم در اوج استیصال و درماندگی و درگیر بحرانهای ساختاریست و عاجز از حل بحرانها است.رژِیم با وحشیانه ترین شکل  دست به سرکوب همه نهادها و جنبشها و مقاومتها زده است احکام شلاق و اعدام و یورش  وحشیانه و طرح سرکوب گسترده  نشان از اوج ترس رژیم از ظهور جرقه های شعله ور شده از جنبشهاییست که دهه هاست سرکوب میکند .این اعمال وحشیانه نشانگر ضعف  و نه قدرت رژیم است .به باور من یگانه راه حل همه مردم این سرزمین دامن زدن به جنبشهای موجود دموکراتیک در همه نهادهای مردمیست.کسب اتحاد مبارزاتی جنبشهای زحمتکشان و کارگران در کنار جنبش زنان و جنبشهای برابری طلبی ملتهای تحت ستم بهمراه جنبش دانشجویان و معلمان وپرستاران و صنفهای مختلف اجتماعی تنها راه نجات ماست.
چرا رژیم روحانی با وحشیگری تمام جنبش کارگری را به شلاق میگیرد و با عجله تمام در ارومیه و مهاباد وعده اموزش بزبان مادری را با فریبکاری تمام میدهد حقی که ۳۷ سال با سرکوب تمام نداده و نخواهد داد.ترس رژیم از اتحاد این دو جنبش و پیوستن سایر جنبشها و اغاز حرکت گسترده اجتماعیست.
بحران اقتصادی تحمیل شده به حاکمان مرتجع باعث شده در اقدامی بیسابقه  سرزمینمان را به چوب حراج بگذارند .صدها قرارداد پنهان و اشکار با شرکتهای مختلف حکایت از این حراج بیسابقه دارد.رژیم با این ترفند درصدد جلب سرمایه های مختلف جهانی و سپس جلب حمایت سیاسی انها در تقابل با هر سناریو تغییر ساختار سیاسی در ایران است.
این قراردادها و این ترفند ها نیز بنجات رژیم کمکی نخواهد کرد چون افسار اصلی در دست ماسونیزم جهانیست که اکثر  نهادهای مالی و بانکها را در جهان در دست دارند .این بانکها   عدم شرکت خود در این  پروژه های اقتصادی را بخاطر پیش بینی ناامنی سرمایه گذاری  در ایران را علنا اعلام کرده اند.عدم شرکت بانکهای بین المللی حکایت از اگاهی انان در پروژه اینده ایست که بر سرزمینمان تدارک دیده اند 
سفرهای ظریف به اسکاندیناوی و جلب شرکتهای سوئدی و فنلاندی و نروژی بعلاوه قراردادهای تجاری با اتریش و فرانسه که بیشتر شبیه حراج است عملا کارایی نخواهند داشت.چون زمان و تضمین  کافی برای اجرایی ساختن انها موجود نخواهد بود.
راهکار چیست ؟
 در مقطع فعلی این شرایط ویژّه و نقطه اوج ضعف رژیم بهترین فرصت را برای نیروهای بر انداز مستقل و دموکراتیک  فراهم ساخته است.ضمینه های شورش گرسنگان و خشم اماده طغیان کارگران و زحمتکشان و همه ستم دیدگان جامعه بهترین شرایط را برای هدایت نیروهای انقلابی برای ساخت انقلاب اجتماعی مهیا ساخته است.تنها کافیست در پروژه های اتحاد عمل مقطعی در حمایت از کارگران و زحمتکشان و نمایندگان همه جنبشها که در سیاهچالهای رژیم اسیر و دربندند خود را در یابیم.
تنها کافیست باور داشته باشیم نجات دهنده ای جز خود نداریم.با گسترده ساختن اتحاد عمل در حمایت مادی و معنوی از کارگران و زحمتکشان و زندانیان سیاسی میتوان اتحاد عمل نیروهای انقلابی سازماندهی شود.در مرحله  بعد از کسب این اتحاد عمل ها به سازماندهی و اجرایی شدن  صندوق حمایت از اعتصاب عمومی و صندوق های مختلف کمک به مبارزات مردم  میتوان دست یافت
میتوان در این مقطع حساس با هدف براندازی کامل رژیم کارگزار توده ها را به صف انقلاب کشاند.سرخوردگی توده های مردم از نتایج  ترفندها و فریبکاریهای مختلف رژیم از وعده های پوچ و توخالی تا بازیهای مسخره انتصابات و به سخره گرفتن ارای انها ذهنیت مردم را برای تغییر اساسی و ساختاری و چگونگی نجات کامل اماده ساخته است.این نیاز فوری جامعه است
میتوان با فراخوان به همه نیروهای سیاسی و انقلابی که تجربه سازماندهی وتشکیلاتی نبرد را در تاریخچه خود دارند انها را به تشکل و اتحاد عمل دعوت نمود.میتوان فرمان بسیج عمومی نیروهای انقلابی را صادر کرد 
میتوان با فراخوان مشترک نهادها و شوراهای انقلابی حمایت جهانی و مردمی جهانی را برای کمک به این حرکت و جنبش و صندوق های حمایتی از انان  جلب کرد.میتوان امید لگد مال شده و باورمندی توده های زحمتکش و ستم دیده  را که دهه هاست توسط نیروهای بیخاصیت و دکانهای سیاسی به سخره گرفته شده را باز یافت.میتوان نهال امید را کاشت و و عملا چه باید کرد را به انان  نشان داد.
منطقه و سرزمینمان ابستن حوادثی است که سرنوشت اینده مان را رقم خواهد زد.به باور من دو گزینه بیستر نخواهیم داشت یا بسان گذشته تلخ همچنان  شرمسار نظاره گر باز تولید سرنوشت تلخی خواهیم که برایمان رقم میزنند و یا با اگاهی تمام از تجربیات گذشته اینبار سرنوشت خود را برای تعهد مان به شرافت انسانی و بنام ازادی و برای کسب ان و گسترش برابری و عدالت مبارزه خواهیم کرد.
باریش نصیریان 
..........................................................................
* خبر دستور دولت برای عملی شدن اموزش بزبان مادری براستی چرا بعد از ۳۷ سال عمر رژیم انجام میشود؟با ان همه سرکوب وحشیانه دستگاهها و فعالین  مدنی حرکتهای اذری و کردی  که در طی  دو سال از عمر حاکمیت اخرین مهره ماسون روحانی تکرار میگشت  شگفت اور نیست؟
افسار پروژه بازی تجزیه ایران در دست نیروهای سپاه  و نیروهای ماسونیست که هر از چند گاهی برای وارد اوردن فشار به انواع و اقسام دولتها مورد استفاده ابزاری قرار گرفته و میگردد.
دو قطبی شدن مناطق مشترک ترک و کرد نشین و بر افروختن اتش کینه و نفرت مابین دو خلق کرد و ترک در زنجیر سناریو مشترک سپاه و ماسونیزم حاکم بر ایران است.اخرین بهره برداری از این تفرقه در رونق دهی به بازار کساد شده انتصابات بود که عملی گشت.
روحانی برای عقیم گذاشتن این حرکت دست به فریبکاری زده  و با توسل به وعده و وعید که احتمالا بخشهایی نیز سریعا عملی خواهد شد میخواهد این افسار را از انحصار نیروهای سپاه خارج ساخته و یا در کنترل خود قرار دهد 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
چرا باید زیر بار تکه تکه کردن ملت ایران به بهانه زبان وقوم برود حکومت ایران؟ زمانی که براساس باور شیعه که مذهب اکثریت ملت ایران در نهایت هم حتی فراتر از ملیت زیر یک پرچم قراره جمع بشوند؟ داره سعی میکنه کل شیعیان رو از هرملیتی متحد کنه شما میگید مرز جدید درست کنه در ایران ؟اساسا چرا؟تا زمانی که قم میتونه همه رو زیر پرچم مرجعیت نگه داره چه نیازی حکومت بخواد به این تکه تکه کردن و مهم شمردن زبان تن بده؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام وعرض ادب،ما تقریبا دویست کشور موجود داریم وبیش از صدوپنجاه کشور موجود داریم،که تنوع قومی ملتی زبانی فرهنگی اقتصادی ومحیط زیستی دارند،ودهها تفاوتهای دیگر،وایران نیز یکی از این گشورهاست،که از نظر تنوع ملتی قومی زبانی فرهنگی تاریخی ومحیط زیستی..در حد متوسط میباشد،یعنی نه درحد هند است که شامل صدها باشد نه در حد کانادا یا بلژیک دویا سه مورد باشد،درایران اولویت وحساسیت بیشتر از نوع زبانی شامل ترکها فارسها کردها عربها بلوچها ترکمنها ،ودر مرحله بعدی مذهبی یعنی شیعه وسنی ودیگر اقوام مذهبی مثل یهودی زرتشتی حق الهی .....وبقیه تنوعها بر انگیخته نیستند.حال دهها کشور مثل ایران وجودارد ضریب امنیت ملیشان بسیار بالاست،وتمام مردمانش از نظر زبانی مذهبی اقتصادی فرهنگی احساس ازادی وبرابری میکنند،ودر عین حال اتحاد واقعی وعمیقی باهم دارند،همه اینها با یک مدیریت وقانون اساسی ساده حل شده،...مدیریت فدرالیستی،