راه حلی برای پیروزی اپوزسیون بر رژیم
03.09.2016 - 02:12

راه حلی برای پیروزی اپوزسیون بر رژیم

 

یکی از ویژگی های رژیم جمهوری اسلامی ایران این است که میراث ساواک را که خود دست پروده موساد وسیا میباشد را به ارث برده و تجارب آن سازمان را برای خنثی کردن تلاش های مخالفان نظام در این ۳۷ سال به کار گرفته است.. باید گفت رژیم تا حدی موفق بوده است. اما بنظر میرسد سازمان مجاهدین خلق اخیرا با برگزاری کنفرانس بزرگ سالانه خود تحت عنوان ایران آزاد و دعوت ازحضور طیف های مختلف مخالفان از جمله ملیت های غیر فارس این طرفند رژیم را به چالش کشیده است.

خروج از درون گرائی

من همواره معتقد بوده ام که مجاهدین می توانستند نقش بسیار بارزتری در تحکیم و وحدت دیگر اعضاء و سازماندهی مجموعه اپوزسیون، بازی کنند. ولی متاسفانه بدلیل درون نگری (به عمد یا سهواْ) نسبت به دیگران و به خصوص نسبت به جنبش های ملیت های غیر فارس، این مهم انجام نگرفته است.

 من با سازمان مجاهدین خلق ناآشنا نیستم زیرا با برخی از موسسان و رهبران آن در زمان شاه در زندان های ایران هم بند بوده ام – نزدیک به  دو سال از ۵ سال محکومیتم را در اوین بودم - آنجائیکه آیت الله طالقانی رهبر معنوی مجاهدین نیز در بند بود.

شاید هم توقع ها از سازمان مجاهدین برای ایجاد وحدت بین مخالفان بعنوان بزرگترین سازمان  آپوزیسیون ایرانی بی جهت، غیر معقول وغیر منصفانه خواهد بود اگر شرایط تحمیل شده علیه آن را نادیده بگیریم. کشورهای غربی بویژه در زمان ریاست جمهوری کلینتون  برای خشنود کردن رژیم آخوندها در اکتوبر ۱۹۹۷ این سازمان را در لیست سازمان های تروریستی قرار دادند.

چند سال بعد یعنی در سپتامبر ۲۰۱۲ پس از آنکه غرب به این نتیجه رسید که رژیم آخوندها شریک مطمئنی برایشان نیست ابتدا آمریکا وسپس دیگر کشورهای غربی مجاهدین را از لیست گروه های تروریستی خارج کردند.

این مصادف بود با تهدید و تلاش  به کشتار بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضاء مجاهدین در کمپ اشرف و پس از آن کمپ لیبرتی که رژیم آخوندی از طریق دست نشاندگان خود در عراق به آن مبادرت کرد و عملا کلیه بدنه این سازمان را در موضع کاملا دفاعی قرار داد - که به گفته بعضی رهبران آن -تمرکز برای مواجه با این مشکل - ۹۰٪ انرژی سازمان را مجاهدین را هدر داد.

مطالبات ملیت های غیر فارس

در اوائل  دهه ۸۰ میلادی بعضی از سازمانهای ملیت های غیر فارس و از جمله حزب دمکرات کردستان ایران به رهبری مرحوم دکتر قاسملو که اکنون از اعضاء کنگره ملیت های ایران فدرال هستند در شورای مقاومت ملی که سازمان مجاهدین بزرگترین سازمان آن است، عضو بودند اما چهار سال بعد از آن جداشدند و پس از آن هم هیچ  کدام از سازمان ه به آن نپیوستند .

در اوائل سال ۲۰۰۰ میلادی برخی از نمایندگان سازمان ها  احزاب وجنبش های منطقه ای عرب، کرد وبلوچ و لر به دلیل شرایط حاکم وعدم پشتیبانی واهمال شدید از سوی سازمان های  باصطلاح سراسری مخالف رژیم تصمیم گرفتند صف مستقل تشکیلاتی و نظری خود را برای مبارزه با رژیم و تحقیق حقوق خود در پیش بگیرند. قرار بر این بود که به اینطریق و بصورت بلوکه بهتر میتوان وارد پروسه همکاری و یا احیانا اتحاد با سازمانهای باصطلاح سراسری از جمله با مجاهدین و دیگر سازمان های فارس معارض رژیم شد.

رهبران این ملیت ها  در ۱۹ فوریه ۲۰۰۵ بعد از سالها بحث و مذاکره درونی و بررسی و تدقیق خطوط مبارزاتی خود، کنگره ملیت های ایران فدرال را در هتلی در لندن بنا نهادند.  در مانفیست آن چنین آمده است:

ایران کشوری است چند ملیتی با قومیتھای مختلف که ھمه آنان حق دارند بطور مساوی در امر اداره کشور شریک باشند٬ حقی که تاکنون از آنها سلب شده است. ” کنگرهً “ بر این باور است که مشروعیت سیاسی هرحاکمیتی ،همواره از اعمال اراده مردم سر چشمه می گیرد...و اراده ملیت های مختلف و رعایت حقوق برابر آنان تحت هیچ شرایطی نباید مورد اغماض و استثناء قرارگیرد. بر قراری نظام جمهوری فدرال پایبند به اصول دموکراسی و عدالت اجتماعی ، تنها مکانیسم سیاسی قابل دوام بمنظور اعمال اراده سیاسی همه ملیتها در چارچوب ایرانی آزاد و دمکرات خواهد بود   .. و کنگره اکیدا بر روشهای صلح آمیز مبارزاتی برای برکناری جمهوری اسلامی و رسیدن به اهداف تلاش می کند.

اکنون این اعتلاف بزرگترین و پردستاوردترین جنبش معترض جمهوری اسلامی است که بیش از ۱٣ حزب و سازمان از ملیت های کرد، عرب ، ترک، بلوچ، ترکمن و لر را در بر دارد.

برخورد و کار عملی با شورای ملی مقاوم

یکی از شاخص های کیفی اجلاس اخیر پاریس مجاهدین، این بود که  ضرورت سقوط و برکناری نظام و حکومت ملایان را بصورت بسیار بارزی در در دستور روز کلیه نیروهای جدی مبارزه با رژیم  قرار داد. از قضا این امرمهم و تاریخی مسبوق به سابقه بوده است - در سال های دهه ۷۰ میلادی در بزرگترین جنبش معارض شاه در خارج یعنی در کنفدراسیون محصلین و دانشجویان و سازمانهای سیاسی حول و حوش آن  لزوم و یا عدم لزوم سقوط قهرآمیز شاه بمانند امروز مورد بحث بود. بعضی از سازمانها در جنبش چپ بدلیل نزدیکی  شاه به شوروی آنزمان آنرا قابل اصلاح می دانستند و بعضا حتی آنرا ضد امپریالیسم جهانی به سرکردگی  آمریکا قلمداد می کردند. 

ولی بعد از یک بحث داغ چند ساله نهایتا همگی بر شعار سرنگونی شاه به توافق رسیدند و این راه را تا سقوط رژیم ادامه دادند. بنابراین این مقایسه و بنا بر مضون  ومحتوای سخنرانان از جمله خانم رجوی و شعارهای مطرح شده در اجلاس “ایران آزاد” به نطر می آمد که پیشنهاد یک پلاتفرم مشترک و حداقل در مرحله کنونی برای مبارزه و تحقیق شعار براندازی رژیم ضروری و شاید در حال شکل گیری است.  که این می تواند نقطه تحولی برای توحید کلیه صفوف جدی مبارزان آزادی خواه ایرانی از تمامی طیف های آن باشد تا پایه یک ائتلاف بزرگ تر و شامل تری که در برگیرنده آپوزیسیون وسیع ایرانی بشود، بنا شود.

هرچند که کنگره ملیتهای ایران فدرال و دیگر سازمانها وجنبش های  ملل تحت ستم به طور غیر رسمی در اجلاس مجاهدین شرکت نکردند اما این نیروها خود بعنوان یکی از دو محور این ائتلاف بزرگ احتمالاْ بتوانند با سازمان مجاهدین بعنوان بزرگترین و متشکل ترین سازمان آپوزیسون از طریق ایجاد هماهنگی با دیگر نیروهای اپوزسیون فارس  - شاید بتوان این دو محور را به هم پیوند دهد.

موفقیت بزرگ مجاهدین در برقراری این اجلاس سه روزه با حضور دهها هزار تن شرکت کنندگان از نقاط مختلف جهان و پشتیبانی لجستیکی و مالی و تشکیلاتی در پاریس و بقول یکی از رهبران شان، بدون جاری شدن خون از دماغ کسی،  - مجاهدین را در موقعیتی برای ایجاد رهبری تشکیلاتی اپوزیسیون فارس ایران مهیا می کند- جنبش ملل تحت ستم که عمدتا در کنگره ملیت های ایران فدرال گردهم آمده اند و دارای یک رهبری و تشکیلاتی منسجم هستند، می تواند از طریق همیاری و همکاری تشکلیلاتی -  تشکیل و تکوین این جبهه وسیع معارض ایرانی را هموار سازد.

البته اختلافات سیاسی اساسی بین این دو جبهه معارض و اپوزیسیون ولایت فقیه کماکان موجود است. مهمترین اختلاف اساسی  این است که در افق جنبش ملیتهای تحت ستم نوع نظام حکومتی بعد از سقوط رژیم را یک سیستم غیر متمرکز فدرالی مناسب با شرایط خاص تکثر و تعدد ملی و زبانی و فرهنکی و اتنیکی ایران، بر مبنای یک قانون اساسی فدرالی - مناسب با یک کشور چند ملیتی میبیند در حالیکه سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت، با قبول چند ملیتی بودن و کثرت گرائی ایران، افق آینده ایران را یک سیستم حکومتی غیر متمرکز خود مختار و خود گردان برای مناطق غیر فارس می داند (که البته این هنوز هم در منشور ده ماده ای خانم مریم رجوی نیامده  است ولی در اصل  سازمان انرا پذیرفته است).  این برنامه  بطور مشخص فقط برای کردستان در صفحه ۳۲ قسمت ۵ - حقوق ملیت ها - در برنامه شورای ملی مقاومت و اساسنامه شورا و ظایف مبرم دولت موقت برای خود مختاری کردستان ایران به آن اشاره شده است -  که البته تعمیم منطقه خود مختار کردستان به تمام ایران را بطور واضح و شفافی اخیرا آفای محمد محدثین، رئیس کمیته بین المللی سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت در مصاحبه های خود در کانال های العربیه و اخباریه مطرح کرده است.

اساس و پایه نظری این اختلافات اینست که برخلاف سیستم حکومت فدرال، حکومت های خود مختار فاقد قانون اساسی وپارلمان منتخب و دادگاه های مستقل ونظام قضائی مستقل میباشند. بالعکس در نظام فدرالی  شرایط و حدود و ثغور اختیارات و مسئولیت های هر کدام از واحدهای های حکومت، دولت مرکزی و نیز حکومت های خود مختار محلی، با توافق هر دو جانب ، معلوم و مشخص شده است.   و نیز  جنبش ملیتهای تحت ستم دوگانه خواستار قبول اصل حق تعین سرنوشت ملی بنا بر منشور سازمان ملل متحد هستند. بر اساس این حق  حکومت مرکزی باید به حقوق ملیت های دیگر و خود گردانی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی آنها در چارچوب ایران تضمین و به آن احترام بگذارد - و این خود عامل بازدارنده تمامیت خواهی ورشد دیکتاتوری و ضمانت دمکراسی خواهد بود.

ولی با وجود این اختلافات اساسی اما ویژگی های  مشترک مبارزاتی زیاد و به مراتب بیش از اختلافات است. در صورت اصل قبول میز مذاکره برای تقارب و عدم اتخاذ مواضع حداکثری و تمامیت خواه و غیر اصولی و غیر دمکراتیک از هر طرف - این شکاف به سهولت قابل حل بوده و یا حداقل می توان آنرا به مجلس موسسان موکول کرد.  

و در مقابل راه برای اتحاد وهمکاری و پشتیبانی منطقه ای و بین المللی و افکار عمومی جهان از اپوزیسیون متحد ایرانی هموار خواهد شد. این جبهه اپوزیسیون متحد ایرانی تازه تشکیل بالطبع بدلیل دخالت ها و جنایت هایی که رژیم در عراق، سوریه، لبنان، بحرین و یمن مرتکب شده و می شود به سرعت و بلافاصله از پشتیبانی مستقیم  و همه جانبه ملت های این کشورها برخوردار خواهد شد. در حقیقت این یک فرصت مناسب برای حل اختلافات و کنارگذاشتن  لجاجت های دیرینه و تاریخی برخی احزاب اپوزیسیون ایرانی است. در غیر این صورت این گروه ها ، عملا، خواسته یا ناخواسته به بقا و طول عمر رژیم جمهوری اسلامی کمک خواهند کرد.

1 سبتامبر 2016

 

 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

یاسین اهوازی
مرکز مطالعات اهواز

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما