راه حلی برای پیروزی اپوزسیون بر رژیم

من همواره معتقد بوده ام که مجاهدین می توانستند نقش بسیار بارزتری در تحکیم و وحدت دیگر اعضاء و سازماندهی مجموعه اپوزسیون، بازی کنند.

راه حلی برای پیروزی اپوزسیون بر رژیم

 

یکی از ویژگی های رژیم جمهوری اسلامی ایران این است که میراث ساواک را که خود دست پروده موساد وسیا میباشد را به ارث برده و تجارب آن سازمان را برای خنثی کردن تلاش های مخالفان نظام در این ۳۷ سال به کار گرفته است.. باید گفت رژیم تا حدی موفق بوده است. اما بنظر میرسد سازمان مجاهدین خلق اخیرا با برگزاری کنفرانس بزرگ سالانه خود تحت عنوان ایران آزاد و دعوت ازحضور طیف های مختلف مخالفان از جمله ملیت های غیر فارس این طرفند رژیم را به چالش کشیده است.

خروج از درون گرائی

من همواره معتقد بوده ام که مجاهدین می توانستند نقش بسیار بارزتری در تحکیم و وحدت دیگر اعضاء و سازماندهی مجموعه اپوزسیون، بازی کنند. ولی متاسفانه بدلیل درون نگری (به عمد یا سهواْ) نسبت به دیگران و به خصوص نسبت به جنبش های ملیت های غیر فارس، این مهم انجام نگرفته است.

 من با سازمان مجاهدین خلق ناآشنا نیستم زیرا با برخی از موسسان و رهبران آن در زمان شاه در زندان های ایران هم بند بوده ام – نزدیک به  دو سال از ۵ سال محکومیتم را در اوین بودم - آنجائیکه آیت الله طالقانی رهبر معنوی مجاهدین نیز در بند بود.

شاید هم توقع ها از سازمان مجاهدین برای ایجاد وحدت بین مخالفان بعنوان بزرگترین سازمان  آپوزیسیون ایرانی بی جهت، غیر معقول وغیر منصفانه خواهد بود اگر شرایط تحمیل شده علیه آن را نادیده بگیریم. کشورهای غربی بویژه در زمان ریاست جمهوری کلینتون  برای خشنود کردن رژیم آخوندها در اکتوبر ۱۹۹۷ این سازمان را در لیست سازمان های تروریستی قرار دادند.

چند سال بعد یعنی در سپتامبر ۲۰۱۲ پس از آنکه غرب به این نتیجه رسید که رژیم آخوندها شریک مطمئنی برایشان نیست ابتدا آمریکا وسپس دیگر کشورهای غربی مجاهدین را از لیست گروه های تروریستی خارج کردند.

این مصادف بود با تهدید و تلاش  به کشتار بیش از ۳۰۰۰ تن از اعضاء مجاهدین در کمپ اشرف و پس از آن کمپ لیبرتی که رژیم آخوندی از طریق دست نشاندگان خود در عراق به آن مبادرت کرد و عملا کلیه بدنه این سازمان را در موضع کاملا دفاعی قرار داد - که به گفته بعضی رهبران آن -تمرکز برای مواجه با این مشکل - ۹۰٪ انرژی سازمان را مجاهدین را هدر داد.

مطالبات ملیت های غیر فارس

در اوائل  دهه ۸۰ میلادی بعضی از سازمانهای ملیت های غیر فارس و از جمله حزب دمکرات کردستان ایران به رهبری مرحوم دکتر قاسملو که اکنون از اعضاء کنگره ملیت های ایران فدرال هستند در شورای مقاومت ملی که سازمان مجاهدین بزرگترین سازمان آن است، عضو بودند اما چهار سال بعد از آن جداشدند و پس از آن هم هیچ  کدام از سازمان ه به آن نپیوستند .

در اوائل سال ۲۰۰۰ میلادی برخی از نمایندگان سازمان ها  احزاب وجنبش های منطقه ای عرب، کرد وبلوچ و لر به دلیل شرایط حاکم وعدم پشتیبانی واهمال شدید از سوی سازمان های  باصطلاح سراسری مخالف رژیم تصمیم گرفتند صف مستقل تشکیلاتی و نظری خود را برای مبارزه با رژیم و تحقیق حقوق خود در پیش بگیرند. قرار بر این بود که به اینطریق و بصورت بلوکه بهتر میتوان وارد پروسه همکاری و یا احیانا اتحاد با سازمانهای باصطلاح سراسری از جمله با مجاهدین و دیگر سازمان های فارس معارض رژیم شد.

رهبران این ملیت ها  در ۱۹ فوریه ۲۰۰۵ بعد از سالها بحث و مذاکره درونی و بررسی و تدقیق خطوط مبارزاتی خود، کنگره ملیت های ایران فدرال را در هتلی در لندن بنا نهادند.  در مانفیست آن چنین آمده است:

ایران کشوری است چند ملیتی با قومیتھای مختلف که ھمه آنان حق دارند بطور مساوی در امر اداره کشور شریک باشند٬ حقی که تاکنون از آنها سلب شده است. ” کنگرهً “ بر این باور است که مشروعیت سیاسی هرحاکمیتی ،همواره از اعمال اراده مردم سر چشمه می گیرد...و اراده ملیت های مختلف و رعایت حقوق برابر آنان تحت هیچ شرایطی نباید مورد اغماض و استثناء قرارگیرد. بر قراری نظام جمهوری فدرال پایبند به اصول دموکراسی و عدالت اجتماعی ، تنها مکانیسم سیاسی قابل دوام بمنظور اعمال اراده سیاسی همه ملیتها در چارچوب ایرانی آزاد و دمکرات خواهد بود   .. و کنگره اکیدا بر روشهای صلح آمیز مبارزاتی برای برکناری جمهوری اسلامی و رسیدن به اهداف تلاش می کند.

اکنون این اعتلاف بزرگترین و پردستاوردترین جنبش معترض جمهوری اسلامی است که بیش از ۱٣ حزب و سازمان از ملیت های کرد، عرب ، ترک، بلوچ، ترکمن و لر را در بر دارد.

برخورد و کار عملی با شورای ملی مقاوم

یکی از شاخص های کیفی اجلاس اخیر پاریس مجاهدین، این بود که  ضرورت سقوط و برکناری نظام و حکومت ملایان را بصورت بسیار بارزی در در دستور روز کلیه نیروهای جدی مبارزه با رژیم  قرار داد. از قضا این امرمهم و تاریخی مسبوق به سابقه بوده است - در سال های دهه ۷۰ میلادی در بزرگترین جنبش معارض شاه در خارج یعنی در کنفدراسیون محصلین و دانشجویان و سازمانهای سیاسی حول و حوش آن  لزوم و یا عدم لزوم سقوط قهرآمیز شاه بمانند امروز مورد بحث بود. بعضی از سازمانها در جنبش چپ بدلیل نزدیکی  شاه به شوروی آنزمان آنرا قابل اصلاح می دانستند و بعضا حتی آنرا ضد امپریالیسم جهانی به سرکردگی  آمریکا قلمداد می کردند. 

ولی بعد از یک بحث داغ چند ساله نهایتا همگی بر شعار سرنگونی شاه به توافق رسیدند و این راه را تا سقوط رژیم ادامه دادند. بنابراین این مقایسه و بنا بر مضون  ومحتوای سخنرانان از جمله خانم رجوی و شعارهای مطرح شده در اجلاس “ایران آزاد” به نطر می آمد که پیشنهاد یک پلاتفرم مشترک و حداقل در مرحله کنونی برای مبارزه و تحقیق شعار براندازی رژیم ضروری و شاید در حال شکل گیری است.  که این می تواند نقطه تحولی برای توحید کلیه صفوف جدی مبارزان آزادی خواه ایرانی از تمامی طیف های آن باشد تا پایه یک ائتلاف بزرگ تر و شامل تری که در برگیرنده آپوزیسیون وسیع ایرانی بشود، بنا شود.

هرچند که کنگره ملیتهای ایران فدرال و دیگر سازمانها وجنبش های  ملل تحت ستم به طور غیر رسمی در اجلاس مجاهدین شرکت نکردند اما این نیروها خود بعنوان یکی از دو محور این ائتلاف بزرگ احتمالاْ بتوانند با سازمان مجاهدین بعنوان بزرگترین و متشکل ترین سازمان آپوزیسون از طریق ایجاد هماهنگی با دیگر نیروهای اپوزسیون فارس  - شاید بتوان این دو محور را به هم پیوند دهد.

موفقیت بزرگ مجاهدین در برقراری این اجلاس سه روزه با حضور دهها هزار تن شرکت کنندگان از نقاط مختلف جهان و پشتیبانی لجستیکی و مالی و تشکیلاتی در پاریس و بقول یکی از رهبران شان، بدون جاری شدن خون از دماغ کسی،  - مجاهدین را در موقعیتی برای ایجاد رهبری تشکیلاتی اپوزیسیون فارس ایران مهیا می کند- جنبش ملل تحت ستم که عمدتا در کنگره ملیت های ایران فدرال گردهم آمده اند و دارای یک رهبری و تشکیلاتی منسجم هستند، می تواند از طریق همیاری و همکاری تشکلیلاتی -  تشکیل و تکوین این جبهه وسیع معارض ایرانی را هموار سازد.

البته اختلافات سیاسی اساسی بین این دو جبهه معارض و اپوزیسیون ولایت فقیه کماکان موجود است. مهمترین اختلاف اساسی  این است که در افق جنبش ملیتهای تحت ستم نوع نظام حکومتی بعد از سقوط رژیم را یک سیستم غیر متمرکز فدرالی مناسب با شرایط خاص تکثر و تعدد ملی و زبانی و فرهنکی و اتنیکی ایران، بر مبنای یک قانون اساسی فدرالی - مناسب با یک کشور چند ملیتی میبیند در حالیکه سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت، با قبول چند ملیتی بودن و کثرت گرائی ایران، افق آینده ایران را یک سیستم حکومتی غیر متمرکز خود مختار و خود گردان برای مناطق غیر فارس می داند (که البته این هنوز هم در منشور ده ماده ای خانم مریم رجوی نیامده  است ولی در اصل  سازمان انرا پذیرفته است).  این برنامه  بطور مشخص فقط برای کردستان در صفحه ۳۲ قسمت ۵ - حقوق ملیت ها - در برنامه شورای ملی مقاومت و اساسنامه شورا و ظایف مبرم دولت موقت برای خود مختاری کردستان ایران به آن اشاره شده است -  که البته تعمیم منطقه خود مختار کردستان به تمام ایران را بطور واضح و شفافی اخیرا آفای محمد محدثین، رئیس کمیته بین المللی سازمان مجاهدین و شورای ملی مقاومت در مصاحبه های خود در کانال های العربیه و اخباریه مطرح کرده است.

اساس و پایه نظری این اختلافات اینست که برخلاف سیستم حکومت فدرال، حکومت های خود مختار فاقد قانون اساسی وپارلمان منتخب و دادگاه های مستقل ونظام قضائی مستقل میباشند. بالعکس در نظام فدرالی  شرایط و حدود و ثغور اختیارات و مسئولیت های هر کدام از واحدهای های حکومت، دولت مرکزی و نیز حکومت های خود مختار محلی، با توافق هر دو جانب ، معلوم و مشخص شده است.   و نیز  جنبش ملیتهای تحت ستم دوگانه خواستار قبول اصل حق تعین سرنوشت ملی بنا بر منشور سازمان ملل متحد هستند. بر اساس این حق  حکومت مرکزی باید به حقوق ملیت های دیگر و خود گردانی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی آنها در چارچوب ایران تضمین و به آن احترام بگذارد - و این خود عامل بازدارنده تمامیت خواهی ورشد دیکتاتوری و ضمانت دمکراسی خواهد بود.

ولی با وجود این اختلافات اساسی اما ویژگی های  مشترک مبارزاتی زیاد و به مراتب بیش از اختلافات است. در صورت اصل قبول میز مذاکره برای تقارب و عدم اتخاذ مواضع حداکثری و تمامیت خواه و غیر اصولی و غیر دمکراتیک از هر طرف - این شکاف به سهولت قابل حل بوده و یا حداقل می توان آنرا به مجلس موسسان موکول کرد.  

و در مقابل راه برای اتحاد وهمکاری و پشتیبانی منطقه ای و بین المللی و افکار عمومی جهان از اپوزیسیون متحد ایرانی هموار خواهد شد. این جبهه اپوزیسیون متحد ایرانی تازه تشکیل بالطبع بدلیل دخالت ها و جنایت هایی که رژیم در عراق، سوریه، لبنان، بحرین و یمن مرتکب شده و می شود به سرعت و بلافاصله از پشتیبانی مستقیم  و همه جانبه ملت های این کشورها برخوردار خواهد شد. در حقیقت این یک فرصت مناسب برای حل اختلافات و کنارگذاشتن  لجاجت های دیرینه و تاریخی برخی احزاب اپوزیسیون ایرانی است. در غیر این صورت این گروه ها ، عملا، خواسته یا ناخواسته به بقا و طول عمر رژیم جمهوری اسلامی کمک خواهند کرد.

1 سبتامبر 2016

 

 

منبع: 
مرکز مطالعات اهواز
انتشار از: 

         

 

دیدگاه‌ها

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب آقای بهمن موحدی بنده سوالی از شما دارم اینکه میفرمائید مجاهدین خلق تنها آلترناتیو پس از جمهوری اسلامی هستند دقیقا منظورتان چیست؟ یعنی اینکه جمهوری اسلامی برود و مجاهدین خلق به جای جمهوری اسلامی به قدرت برسند؟ و دوباره یک رفراندوم فرمایشی مانند سال 58 برگزار شود اینبار به جای جمهوری اسلامی به عنوان مجاهدین خلق آری یا نه؟ یا اینکه منظور جنابعالی نقش موثر این سازمان در سرنگونی جمهوری اسلامی میتونه باشه و در فردای آزادی ایران ملت آزادانه نوع حکومت را از پادشاهی تا جمهوری و هرچه دلشان خواست تعیین کنند و مجاهدین خلق هم مثل یک حزب سیاسی فعالیت نمایند؟ میشه توضیح بفرمائید؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب حسن احسنت بر شما حق سخن را ادا کردید
این شعر از ملا عبداﷲ هاتفی خبوشانی جامی خواهرزاده ٔ عبدالرحمن جامی شاعر و عارف ایرانی قرن نهم (متوفی 927 هَ . ق .) بوده است . چهار کتاب لیلی و مجنون ، شیرین و خسرو، هفت منظر، تمرنامه (ظفرنامه ) را به تقلید خمسه ٔ نظامی به نظم کشیده ولی از کتاب پنجم وی نامی در جایی و اثری در کتابی نیست . شاید توفیق به مبادرت جواب مخزن الاسرار نیافته باشد
گویند مولانا جامی برای آزمایش او را واداشت تا قطعه ٔ فردوسی را (درختی که تلخ است ... الی آخر) جواب گوید. هاتفی جواب گفت :
اگر بیضه ٔ زاغ ظلمت سرشت
نهی زیر طاووس باغ بهشت
به هنگام آن بیضه پروردنش
ز انجیر جنت دهی ارزنش
دهی آبش از چشمه ٔ سلسبیل
بدان بیضه گر دم دمد جبرئیل
شود عاقبت بیضه ٔ زاغ زاغ
برد رنج بیهوده طاووس باغ .

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
از زبان ادبیات به ان دسته که هنوز در کشور ایران پس از چند قرن زندگی نمک نشناسی میکنند و هدفی جز تخریب در سر ندارند .
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
همانطور که عرض کردم، سازمان مجاهدین خلق ایران، تنها آلترناتیو دموکراتیک خلق ایران پس از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی است و ضروری است ما ایرانیان با هر عقیده و تفکر و دید سیاسی و دین و مذهبی و با هر قومیت و نژادی ، این آلترناتیو دمکراتیک را بپذیریم. در پاسخ به مخالفین سازمان مجاهدین خلق ایران، قسمتهایی از سخنان زنده یاد احمد شاملو( م. بامداد) را در اینجا می آورم:
«"تودۀ نا آگاهی که منافع خود را تشخیص نمی دهد و ناگزیر از پایگاه تعصب ، قضاوت می کند ، معمولاً درست با همان چیزهایی دشمنی می ورزد که نجات دهندۀ اوست. و لاجرم پایه های قدرت و نفوذ حرامزادگانی را استحکام می بخشد که دشمنان سوگند خوردۀ او هستند"»
به نظر بنده، دشمنی و مخالف با مجاهدین ، باعث تقویت و استحکام پایه های رژیم جمهوری اسلامی می شود ، و باعث تقویت گروههای خائن به ایران و خلق ایران و دیگر دشمنان داخلی و خارجی ایران می شود.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
منم بابک خرم دین از آذربایجان: بیسوادی و نادانی از او ضا ع حدی دارد علت تداوم حکومت انگلیسی روسی جمهوری جهل و جنون اسلامی داعش شیعه ترکی همین امثال شما کریم عبدیان بنی سعید و همپا لگی هایشان و شما که مخرج مشترک بسیار دارید است .وزارت اطلاعات با در اختیار دادن ضد اطلا عات به شما وهمانند شما ترکان مهاجم به سرزمین ایران طوله عمر حکومت را اضافه میکنند.راست در بند ایمان گرفتاراست وبا جهالت اسلامی درحال تخریب اقتصاد, طبیعت,آثار باستانی ,ارجمندی انسانها چه زن چه مرد چه کودک چه کنهنسال ادامه میدهد . چپ .... هم که از توده ای, اصولگرا ,و و وبا هما نندی هایشان قابله انکار نیست. قلم بدستانی که هنوز فرق قو م و ملت را نمیدانند جامعه ای که ملت بود بافریب امت کردند. سر بزنگاه ملت خودش ملت بودن خودش را به امت بودن ارجحیت داد.به فردیت گرای اهمیت فو ق العاده ای می دهد که یکی از ارکان دمکراسی است .
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
بنده به عنوان یک سوسیالیست میهن پرست اعلام می کنم که شورای ملی مقاومت ایران و سازمان مجاهدین خلق ایران، تنها آلترناتیو دموکراتیک خلق ایران هستند، بسیاری از مارکسیستها نیز همین عقیده را دارند و مجاهدین را تنها آلترناتیو می دانند از جمله رفیق مهدی سامع سخنگوی سازمان چریکهای فدائی خلق ایران. سازمان مجاهدین خلق ایران بیش از 50 سال است که با رژیم های شاه وشیخ جنگیده است و هزینه داده است. سازمان مجاهدین خلق ایران برای مبارزه با رژیم جمهوری اسلامی، قیمت گزافی را پرداخته است. قیمتی که در دوران حاکمیت جمهوری اسلامی، سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان اصلی ترین سازمان مخالف رژیم، بهای آنرا با نثار جان بیش از صدوبیست هزار تن از اعضا و هوادارانش و قتل عام سی هزار تن از مجاهدین و مبارزین در سال 67 پرداخته است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سلام-این آقای موحدی بامدادان خودش راعلامه وقیم ملت های ایران فرض کرده است.برای همه تعیین تکلیف میکند.زبان ملی اش راتعیین میکند.ولایت فقیه رجوی مرحوم رارسمی میکند.مرزهارامشخص میکند.قانون تعیین میکند.
انسان نمی دانم چرابه نوشته های خودنبایدیک نگاه بکند؟آیاهرکس میتواندواجازه داردبرای دیگرشناسنامه وشجره نامه بنویسدوخودراباسوادومبارزبخواند؟
مامیخواهیم خط قرمزهارابراداریم ولی این آقادراین عصراینترنت برای اززبان فارسی آیه قران درست کند.
دراین برای چهل میلیون تورک ایرانی میخواهند خودرارضاشاه جابزند.
مردم ورهبران سیاسی ومبارزان تورک راماست هم حساب نمیکند.
اگربه نوشته های این دورگه نگاه کنیدبه موسیلینی وهیتلر.استالین.صدام وانورسادات.حاکمیت آپارتایدی آفریقای جنوبی ذکی گفته است.
بجای اینکه بره بالوتکه ماهی بگیری میخواهدچهل میلون تورک رادرایران به اسارت گیرد.
می بلاتی جانه قوربان دانی چی بگفتی؟

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
موحدی عزیز ، تمامیت ارضی ایران در کدام سوره و آیه قران اینچنین دو قبضه پیچ مهره شده و رویش باندرول زده شده که شما اینقدر برای یکپارچگی خود را هلاک می کنید فکر نمی کنید وعده سر خرمن برای ملت ترک آزربایجان در رابطه با وعده های احترام به زبان مادری باد هوا است، مجاهدین خلق در آزربایجان هیچ شانسی برای فرصت طلبی ندارد، مجاهدین در آزربایجان قربانیان زیادی را تقدیم مریم و مسعود کردند ولی زن و بچه آنها همگی دربدر شدند و برادران مجاهد در کشورهای آزاد آنها را به امان الله سپردند و من زن جوانی را بچشم خود دیدم که با کودکی خردسال که شهرش اعدام شده بود برای نان شب بچه اش با پیر مرد ۶۵ ساله ازدواج کرده بود و در سرمای آزربایجان در حیاط لباس شوهر پیرش را با آب یخ می شست
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
«"ما مدافع برابری کامل همه ملیتهای کشورمان هستیم و زبان و فرهنگ هموطنانمان را ، از هر ملیتی که هستند، در زمره سرمایه های انسانی تمام مردم این کشور می دانیم که باید در ایران فردا گسترش و ترویج پیدا کند."»
مادۀ پنجم از بیانیۀ ده ماده ای مریم رجوی برای ایران فردا.
شورای ملی مقاومت ایران، خودمختاری کردستان ایران را تصویب کرده است و زبان و فرهنگ تمامی ساکنین ایران را محترم می شمارد.
این را هم باید بگویم که سازمان مجاهدین خلق ایران به هیچ وجه اجازه نخواهد داد که ایران تجزیه بشود و به هر طریقی که شده تمامیت ارضی ایران را حفظ خواهند کرد.
اگر هم قرار باشد در ایران آزاد و بدون آخوند فردا ، به غیر از کردستان ، مناطق خودمختار دیگری شکل بگیرد این بدان معنی نیست که دیوار های نژادی و قومیتی بین ساکنین ایران شکل می گیرد، بلکه به این معنی است که مناطق خودمختار در امور داخلی حق خود گردانی دارند و آموزش

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
در ایران بدون آخوند فردا، مجاهدین و کمونیستها که دو جریان ارتجاعی و بسیار خطرناک هستند، هیچ جایی ندارند. مجاهدین باید در همان پاریس بمانند و با خفت و خواری به سر برند، کمونیستها هم تشریف ببرند چین و روسیه.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهمن موحدی، از کجا معلوم که خود شما هم طرفدار جمهوری اسلامی نباشی؟! چرا مغلطه میکنی؟! مجاهدین منفور مردم شریف ایران هستند. ....تمام مردم ایران از مجاهدین متنفر هستند و به آنها لعنت و نفرین میفرستند.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای بهمن موحدی، از کجا معلوم که خود شما هم طرفدار جمهوری اسلامی نباشی؟! چرا مغلطه میکنی؟! مجاهدین منفور مردم شریف ایران هستند. این را در مغزت فرو کن. تمام مردم ایران از مجاهدین متنفر هستند و به آنها لعنت و نفرین میفرستند.
تصویر بهمن موحدی(بامدادان)

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آن کسانی که می گویند مجاهدین منفورتر و مطرود تر از رژیم جمهوری اسلامی هستند در واقع دارند با زبان بی زبانی از رژیم اعدام و شکنجه، و تجاوز به دختران و پسران ایرانی در زندانها و سیاهچالهای رژیم جمهوری اسلامی حمایت می کنند ، بنابراین بدون اغراق شایستۀ کلمۀ مزدور هستند. حق هرکسی است که مخالف مجاهدین باشد و یا نباشد ولی وقتی مرزها را با این رژیم مخدوش می کنیم به این بهانه که مجاهدین منفورتر هستند دیگر جای هیچ شک و شبهه ای نمی ماند که گویندگان این کلمات وابسته به دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم جمهوری اسلامی هستند. بازهم تاکید می کنم حق هرکسی است که مخالف مجاهدین باشد، اعمال و مشی سیاسی وعقیدتی مجاهدین را نپسندد و از مجاهدین بدش بیاید، ولی وقتی یک فردی از ادبیات حکومتی علیه مجاهدین استفاده می کند و تبلیغات وزارت اطلاعات علیه مجاهدین را به کار می گیرد، مانند "مجاهدین از آخوندها منفورتر هستند"

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
مجاهدین خلق یک سازمان مرتجع اسلامی است. بنده در ایران زندگی میکنم و کم و بیش در میان مردم و صحبتها و دیدگاه مردم هستم. مجاهدین هیچ جایگاهی در میان مردم ندارند و مورد نفرت مردم ایران هستند. ننگ همکاری مجاهدین با صدام بر علیه ایران در جنگ 8 ساله، هیچ گاه از پیشانی مجاهدین و همچنین از ذهن مردم ایران پاک نمیشود. مجاهدین را باید یک مرده متحرک فرض کرد. این نویسنده مقاله هم احتمالا از طرف مجاهدین تحت فشار قرارگرفته و یا پولی به او داده اند که مجبور به نگارش این مقاله مغرضانه شده است.

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
آقای کریم عبدیان بنی سعید ضمن احترام به نظرات شما ولی هم در اساس و هم در موارد مشخص با نظرات شما اختلاف عقیده دارم و به عنوان عضو کوچک حرکت ملی آذربایجان و به خاطر سوابق و تجربیات مبارزه در زمان شاه و شیخ و آشنائی نزدیک با تشکیلاتهای باصطلاح سراسری و کادر هایشان از جمله مجاهدین در یک جمله بگویم که اینها به لحاظ دیدگاه ناسیونال شونیستی هیچ احترامی به حقوق ملل غیر فارس قائل نیستند و آن ماده کذائی که در رابطه با خود مختاری برای کردستان در برنامه باصطلاح شورای ملی مقاومت در سال ١٣٦١ گنجانده شده بخاطر عضویت حزب دمکرات کردستان و با فشار عبدالرحمن قاسملو بود نه بخاطر اعتقاد اعضای دیگر دیگر از جمله مجاهدین به حقوق ملل غیر فارس .حتی مجاهدین در سال ١٣٦٦ تکلم و صحبت کردن در سازمان را به غیر از زبان فارسی را ممنوع میکنند و در این رابطه یک گزارش مفصل از طرف یکی از اعضای سابق این تشکیلات گزارش شده و

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اگر صد سال دیگر جریان ضد ایرانی چپ و عوامل بیگانه شعار خلقهای تحت ستم را فریاد بزنند ما مردم ایران زیر پذیرش این ننگ تاریخی نباید برویم. در ایران ملیتها وجود ندارند بلکه مردم ایران . حزب توده عامل تروریسم سرخ جهانی با این شعار ایران و جامعه چپ را به ورطه یک جنگ داخلی میبرد. اما چرا نویسنده مقاله دیگر به حزب توده دخیل نمی بندد و به سازمان مجاهدین متوسل شده است ؟ سازمان مجاهدین روی دیگر سکه همین نظام اسلامی است که با هر ترفندی و رزالتی میخواهد با کمک غرب و عرب به قدرت برسد . سازمان رجوی اکنون عامل سرسپرده دولت سعودی و غرب است . سازمان مجاهدین اساسن باوری به ازادی و دمکراسی و ملی گرائی ندارد و جریانی ارتجاعی تر از خود خمینی است و هر نیروئی که بخواهد روی رجوی مرده ویا زنده او حسابی باز کند بازنده