پاسخ به سئوالهای پنجگانه، در مورد فدرالیسم

فدرالیسم ملی جغرافیائی: که درآن هرملیت خود را اداره میکند وجمعاً دولت و پارلمان مرکزی راساخته، وکشوررا اداره میکنند. درچنین سیستمی،مشکلات اتنیکی یامشکلات ملیتها، بدستِ خودشان حل وفصل می شود زیرا سیستم مرکز و حاشیه وخود و غیر خودی، دیگروجود و معنی ندارد...
 
 
1- بین فدرالیسم و سیستم قدرت متمرکز، دوست دارید کدامین را انتخاب کنید، چرا؟
 
معلوم است، سیستم فدرالیسم وعدم تمرکز  را. زیراسیستم متمرکز آنهم درکشور چندفرهنگی وبقول معروف کثیرالملله ای مثل ایران، کشور را مبدل به زندان بزرگ می کند، چنانکه کرده است. دراین سیستم، زندانبان، همانند زندانی درزندان بسرمی بَرَد، یعنی هردو از دمکراسی (آزادی وبرابری) وداشتن رابطۀ انسانی باهم محرومند.
 
--------
   
 2-نوع فدرالیسم مورد نظر شما،چگونه است ، آیا میتواند مشکلات اتنیک ها، در ایران را حل کند؛چرا؟       
 
- فدرالیسم ملی جغرافیائی: که درآن هرملیت خود را اداره میکند وجمعاً دولت و پارلمان مرکزی راساخته، وکشوررا اداره میکنند. درچنین سیستمی،مشکلات اتنیکی یامشکلات ملیتها، بدستِ خودشان حل وفصل می شود زیرا سیستم مرکز و حاشیه وخود و غیر خودی، دیگروجود و معنی ندارد.
 
-------- 
 
3- چه روابطی میان رفع تبعیض و فدرالیسم و دموکراسی می بینید؟ 
     
- سئوال را ازآخرجواب میدهم: دموکراسی یعنی آزادی های منطبق با حقوق بشر و برابری انسانی شهروندان. برابری یعنی رفع هرنوع تبعیضِ:جنسیتی، زبانی، مذهبی، طبقاتی، کاستی وتباری وتبعیض وستم مرکز برحاشیه. دریک سیستم متمرکز که تک زبانی، تک مذهبی ومرد سالار باشد، فقر، درحاشیه به درجۀ بینوائی میرسد، عدم تمرکز درشکلِ فدرالیسم، اولین قدم برای رفع تبعض(برابری انسانی شهروندان) است که یکی از ارکان دموکراسی درکنارآزادی و سکولاریسم( که همان برابری دینی و اعتقادی است) میباشد، آنهم درکشور کثیرالمله ای مثل ایران. 
 
--------    
 
4- نظر شما در مورد رابطه ناسیونالیسم و فدرالیسم چیست؟ آیا فدرالیسم موجب تجزیه ایران میشود؛ چرا؟ 
 
- من مایلم ازرابطۀ میهن دوستی(پاتریوتیسم) با فدرالیسم صحبت کنم تا رابطۀ وطن پرستی(ناسیونالیسم) بافدرالیسم. دوست داشتنِ منطقه، ده، شهرواستان وکشورو حتی قارۀ خود بیش ازدیگران امری طبیعی است، بشرطی که این حق را بدیگران هم قائل شویم، این میهن دوستی(پاتریوتیسم) است، که با سیستم عدم تمرکز همسو و همخوان است. اما ناسیونالیسم درمعنای(وطن پرستی: هرپرستشی آنهم درسیاست خطرناک است)، همانند مذهب سیاسی بانفرت ودشمن تراشی و باخودی و غیرخودی کردن، همراه است: درمورد وطن پرستی (ناسیونالیسم) همواره باید جملۀ (فرانسوا میتران) را بیاد داشت:ناسیونالیسم یعنی جنگ. او باتوجه به بیلان ناسیونالیسم درعصرسیاه استعمار، بادو جنگ جهانی، این جملۀ طلائی را گفت.   
 
درمیان ملت ایران، ما ملیت های محروم و محکوم ایرانی، نیزستم ملی رادرایران از زمان پدر و پسرپهلوی(ه.ش1304=1925م) تاکنون، باتحقیروتوهین ها، به بخش بزرگی ازهموطنان، همراه با خود- بزرگ بینیِ توخالی مرکزنشینان با شعارِ(من آنم که رستم بود پهلوان) دیده ایم ونظاره گر هستیم.
 
 این تبعیض وتحقیرهایِ حاشیه نشینان، که با تکبرتوخالی وخود مرکزبینی مرکز نشینان همراه بوده وهست، رابطۀ دوستی را (که تنها دربرابری بوجود میآید) مبدل به رابطۀ جلاد و قربانی می کند: حاشیه نشینی وتبعیض، مبدل نفرت میگردد و نفرت به کینه مبدل می شود: کینه های نهفته همچون مادۀ منفجره ای، درشرایط مناسب، کشور را به آستانه تجزیه میکشاند ونه فدرالیسم که برابری در ادارۀ امور داخلی خود و همکاری جمعی درادارۀ نهاددفاع، سیاست خارجی واقتصاد استراتژیکِ کشوراست.
 
 
5- در رابطه با فدرالیسم،غیر از آنچه آمد ، آیا مسئله ی مهم دیگری در نظر دارید که مطرح کنید؟      
 
- ازتمرکز در کشور چند فرهنگی وچند ملیتی درایران به دموکراسی نمیشود رسید، درعصرِ گلوبالیزاسیونِ سرمایه، فدرالیسم بهترین سیستمی استکه میتوان  با آن درآیندۀ بعداز جمهوری اسلامی، با برداشتن گمرکات و یکی کردن پول، با حفظ مرزها، بسوی کنفدراسیون منطقه ای رفت وجنگ را درمنطقه(بنفع بیگانگان) پایان داد. کسانیکه با تبعیض دینی، زبانی، نژادی وجنسیتی، باد کینه میکارند، طوفان(ازجمله تجزیه ویا جنگ داخلی) درو خواهند کرد، ونه کسانیکه خواهان استقرارآزادی وبرابری وپایان یافتن سیستم مرکزوحاشیه و قیم بازی  وخود برتربینی بیمار (نود ویک سالۀ) اند که سی وهشت سال است: این گل تبعیضِ زبانی- نژادی (آریائی؟) به سبزۀ اسلام ولایت فقیهی خمینی(کاستِ آخوندی) هم آراسته شده است. 
 
بخش: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.