مجبوریت های ترکیه محمد بدری گولتکین ترجمه ی: علی قره جه لو

آمریکا در وضعیت یک امپریالیست پوسیده در حال سقوط است .. "دنیای قدیمی" که رهبر آن بود، قدم به قدم از صحنه خارج می شود. آسیا صعود می کند. اروپا از آمریکا جدا می شود، و به سمت آسیا جهت گیری می کند. ترکیه نمی تواند در خارج از این سمت گیری عمومی بماند.... آمریکا می داند که ترکیه را از دست داده است. از این ساعت به بعد، پرفایده ترین ترکیه از منظر آمریکا، ترکیه ی تجزیه شده و تکه پاره شده است. درست به همین دلیل است که آمریکا با تمام توان خود پشت FETO-PKK است.

مجبوریت های ترکیه
محمد بدری گولتکین
ترجمه ی: علی قره جه لو
25 اکتبر 2018
"مجبوریت های" ترکیه
بویژه در سال های اخیر، در نوشته هایمان مدام از "مجبوریت های ترکیه" سخن می گوئیم. آنچه که می خواهیم با "مجبوریت ها" بیان کنیم، قانونی است که در تحلیل نهایی، جوامع و تک تک انسان ها در شرایط معینی مطابق ان حرکت می کنند.
این حقیقت در هر زمانی صادق است. ولی در دورانی که گذارها و تحولات مهم تاریخی اتفاق می افتند، بخاطر آوردن این قانون تاریخی و اجتماعی دارای اهمیت ویژه است، زیرا تحولات "غیر منتظره" خیلی بیشترند. با نگاه به وضعیت های قبلی، درک تحولات جدید و پرشتاب ممکن نیست. بعنوان مثال، در زمان کنونی، سمت گیری ترکیه به سوی آسیا یک "مجبوریت" است. بهبود روابط اش با همسایگان اش هم ... و نیز، البته، پایان روند 70 ساله "آمریکای کوچک"، تسویه بنیادهای این روند در کشورمان نیز، یک مجبوریت است.... (1)
در مرحله کنونی، سمت گیری بسوی "اقتصاد تولیدی" از منظر ترکیه، یک مجبوریت است. چنان که، ترک "اقتصاد بازار آزاد" هم ... باز هم، در شرایطی که دنیای اسلام بوسیله سازمان های ترور اسلامی تحت کنترل و هدایت امپریالیسم در آتش و خون خفه شده اند، لائیسیسم در ترکیه یک مجبوریت است. کسی نمی تواند به مقابله با این مجبوریت ها برخیزد. تسویه شدن آنهایی که با این روند مخالفت می ورزند نیز، یک مجبوریت است. الی آخر
خواندن درست، و ناتوانی از خواند مجبوریت ها
حرکت سیاسی که "مجبوریت ها" را درست می خواند، و سیاست های خود را نسبت به آن اتخاذ می کند موفقیت اش بدون تردید است. حرکت های سیاسی که "مجبوریت ها" را درک نمی کنند، از دشمنی ها و صف بندی های سال های گذشته حرکت می کنند، بطور اجتناب ناپذیری از مسیر حرکت تاریخی کنار می افتند.
حرکت سیاسی که قادر به درک روندها نبوده، و الزامات آنرا بجا نمی آورد، دنبال "مجبوریت ها" کشیده می شود. اگر در موقعیت حکومت است، به علت زیگ زاگ زدن، و موانع ناشی از ذهنیت گذشته نمی تواند بخاطر منافع کشور، عکس العمل لازم در زمان ضروری نشان دهد، نمی تواند کشور را اداره کند .... از این رو، خطاها، ضعف ها و عدم کفایت شان از منظر کشور، تاوانی برای پرداخت می گردد. در حالی که کشورها، تا حد معینی حاضر به پرداخت تاوان هستند. تحولات روزهای اخیر از این منظر بسیار آموزنده است.
تهران - ریحانلی
طیب اردوغان در گردهمایی تهران، بشار اسد رهبر سوریه را مورد هدف قرار داده، و در ادلیپ از آتش بس سخن بمیان آورد. بدنبال آن از محافل حکومتی و رسانه های طرفدار حکومت بشکل هماهنگی صداهای "اسد قاتل" بلند شد. مقالات منتشره شده طیب اردوغان در دو روزنامه آمریکایی که در آنها از آمریکا دعوت به مداخله در سوریه می کرد، تابلو را تکمیل کرد. تحریکات "ریحانلی" در این شرایط روی صحنه آورده شد. (2)
"مامور"ی بنام "یوسف نازیک" ادعا کرد که دستور انفجار در ریحانلی از طرف اسد داده شده و اجرای آنرا نیز "مخابرات" سوریه عملی کرده است. تمامی این تحولات بشکل آشکاری نشان می دهد که آنچه اتفاق می افتد، از اساس برضد "روند آستانا" در دو سال اخیر است. ولی آیا همه این ها بمعنای این است که ترکیه از روند آستانا کنار کشیده است؟ همچون فکری بمعنای درک نکردن "مجبوریت های"ترکیه است.
"آستانا" خود را در "سوچی" نشان می داد
دیدار طیب اردوغان با پوتین در سوچی، امضای اعلامیه مشترک، و بدنبال آن قدم های برداشته شده، نشان داد که ترکیه مصمم است تا در مسیر آستانا پیش برود.
"گفتمان اسد قاتل" در رسانه های حکومتی ناگهان قطع شد. بجای آن دقت ها روی سخنرانی اردوغان در سوچی، که در آنجا اظهار داشته بود: "مسئله اساسی شرق فرات است" متمرکز شد، و سپس گفتمان هماهنگ با آن آغاز گردید. سوریه نیز اعلام کرد که از توافق در سوچی پشتیبانی می کند. شب امضای توافق نامه در سوچی، آمریکا بوسیله اسرائیل به حمله موشکی علیه سوریه دست زد، و بدین وسیله موضع خود را نشان داد.
در نتیجه، ترکیه به موضه گیری خود، مطابق با روندی که وارد آن شده است، ادامه می دهد. زیرا، زمینه رو در رو قرار دادن ترکیه و سوریه با سیاست های دشمنی، توطئه و تحریک علیه سوریه وجود ندارد. چرا چنین است؟
مجبوریت های ترکیه
در این نقطه باز هم برگشته و به مجبوریت هایی که تمامی این تحولات را توضیح می دهند، باید نگاه کرد:
- اقتصاد ترکیه در آسیا تنفس می کند. چین و روسیه شریک تجاری اول و دوم ما هستند. تامین کننده های انرژی مان در شرق اند. (روسیه، ایران، آذربایجان) بهبود روابط مان با همسایگان مان بمعنای این است که اقتصاد در حال بحران مان خواهد توانست نفس بکشد. هیچ کس نمی تواند به این واقعیت پشت کند.
- آمریکا در وضعیت یک امپریالیست پوسیده در حال سقوط است .. "دنیای قدیمی" که رهبر آن بود، قدم به قدم از صحنه خارج می شود. آسیا صعود می کند. اروپا از آمریکا جدا می شود، و به سمت آسیا جهت گیری می کند. ترکیه نمی تواند در خارج از این سمت گیری عمومی بماند.
- آمریکا می داند که ترکیه را از دست داده است. از این ساعت به بعد، پرفایده ترین ترکیه از منظر آمریکا، ترکیه ی تجزیه شده و تکه پاره شده است. درست به همین دلیل است که آمریکا با تمام توان خود پشت FETO-PKK است.
- در یک سال و نیم اخیر، آمریکا 20 هزار کامیون تریلر سلاح های سنگین به PKK داده است. در ترکیه کسی نمی تواند به این واقعیت نیز پشت کند. (3)
- هیچ موجودی، - البته دولت - ملت ها نیز مشمول این قانون اند - نمی تواند به تهدیدی که متوجه اش است بی تفاوت بماند. این هم یک قانون است، "مجبوریت" است.
- هم اشخاص و هم دولت ها، ظرفیت معینی برای زیر بار قرض رفتن دارند. ترکیه با "اقتصاد مبتی برقرض" (Borçlanma Ekonomisi) تا سال 2018 طی طریق کرد. سال 2018 آخرین ایستگاه است. آلترناتیو، "اقتصاد تولیدی" (Üretim Ekonomisi) است.
- تولید، امروز نه در غرب، که در شرق است. از منظر ترکیه، سمت گیری به اقتصاد تولیدی، بمعنای سمت گیری به شرق است. این هم یک "مجبوریت" است.
- بدنبال ویرانی که در 40 سال اخیر دنیای اسلام زندگی کرده است، سمت گیری به جمهوری لائیک و دموکراتیک، دیگر یک "مجبوریت" است. تحولات فقط با در نظر گرفتن این "مجبوریت ها" ست که می توانند بشکل درستی مورد ارزیابی قرار گیرند.
توضیحات مترجم:
1) "آمریکای کوچک" اصطلاحی است که اولین بار نخست وزیر ترکیه "نیهات اریم" (Nihat Erim) زمانی که نماینده مجلس از "حزب جمهوری خواه خلق" (CHP) بود، در گنگره حزبی CHP بزبان آورد: " ترکیه را آمریکای کوچک خواهیم کرد". (1949) در واقع در آن زمان همه احزاب سیاسی ترکیه در روندی که منتهی به عضویت ترکیه در ناتو گردید، (1952) سهیم بودند. ترکیه آمریکای کوچک نشد، ولی لشگری از روشنفکران طرفدار آمریکا تربیت شدند که بیشتر از خود آمریکا طرفدار آمریکا و منافع آمریکا در ترکیه اند! در این خصوص می توانید به لینک دو مقاله آموزنده در این زمینه مراجعه کنید:
http://vatanpartisi.org.tr/genel-merkez/makaleler/...
https://www.ulusal.com.tr/zihnimizdeki-amerikancil...
2) اشاره به حادثه بمب گذاری در "ریحانلی" (در ایالت "هاتای" ترکیه در مرز سوریه) است که منجر به کشته شدن 55 نفر و زخمی شدن عده بسیاری گردید که در 11 مه 2013 اتفاق افتاد. هدف آمرین بمب گذاری، رو در رو قرار دادن ترکیه با سوریه بود. همچنان که سرنگونی جنگنده روسی در مرز سوریه نیز با هدف دور کردن ترکیه از نزدیکی و اتحاد با روسیه انجام گرفت.
3) آمریکا که تا دیروز حضور نظامی خود در شمال سوریه را به بهانه مبارزه با داعش و سازمان های سلفی توجیه می کرد، امروز از زبان عالی ترین مقامات سیاسی - نظامی خود ادعا می کند: "سوریه را ترک نخواهیم کرد"! هدف آمریکا در مرحله کنونی از حضور خود در شمال سوریه، حمایت و کمک های بیدریغ به PKK، تاسیس حکومتی مانند حکومت بارزانی در شمال سوریه برای PKK است. تحلیل "سمیر امین" اقتصاد دادن بزرگ و مارکسیست معاصر در خصوص ماهیت PKK گویای حقیقت عریانی است: "PKK محصول استراتژی آمریکاست".
لینک اصل مقاله:
https://www.ulusal.com.tr/turkiyenin-mecburiyetler...

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر کیانوش توکلی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
جناب علی قره جه لو گرامی ، دو اشکال کوچولو در اینجا هست:1-نام تا ن دو بار آمده است ، شما بهتر است گزینه مترجم را انتخاب کنید و2- مطلب تان فاقد عکس است