تلاش برای تحقق آموزش به زبان مادری، مبارزه برای آزادی است!

به مناسبت روز جهانی زبان مادری
مطالبه حق برخورداری از آموزش به زبان مادری، از نگاه حکومت اسلامی که منکر چنین حقی است، به یک مسئله سیاسی و حتی امنیتی تبدیل شده و با مبارزه سیاسی علیه حکومت گره خورده است. این مقاومت ظالمانه باید درهم شکسته شود. لازم است که نیروهای مردمی، همزمان با کار فرهنگی در این عرصه، مبارزه برای احقاق حق آموزش به زبان مادری را سازمان دهند. اولین گام در این مبارزه، مطالبه حق تحصیل به زبان مادری کودکان غیرفارسی زبان است.

روز 2 اسفند برابر با 21 فوریه، روز جهانی زبان مادری است. 20 سال پیش بود که سازمان بین‌المللی یونسکو با اعلام رسمیت این روز به عنوان روز جهانی زبان مادری، طی فراخوانی خواستار رسمیت‌یابی حقوق گروه‌های ملی و اتنیکی برای آموزش به زبان مادری شد. یونسکو در خطابیه‌ای کلی، از همه دولت‌های ناقض این حق طبیعی انسان‌ها خواست که زمینه تدریس به زبان مادری در نظام آموزشی این کشورها را فراهم آورند.

این ابتکار فراملی، ابتکاری در راستای محترم شمردن حقوق ملی، حاصل مبارزه‌ی دراز مدت میلیون‌ها انسان برای برخورداری از یک حق بدیهی بود. این برآمد، تداوم منطقی لزوم پایبندی همگانی به حقوق آحاد بشر و هویت ملی هر جمع انسانی محسوب می‌شد که دو پایه بنیادین منشور حقوق بشر به شمار می‌روند. تصریح و تاکید بر ضرورت برخورداری از حق آموزش به زبان مادری فقط لازمه آزادی نیست، بلکه خود آزادی است. نوعی از ارزش‌گذاری برای ظرفیت فرهنگی انسان‌هاست که هرگونه زیر سئوال بردن آن در هر حد و سطحی، جز نقض و نفی آزادی معنای دیگری ندارد.

بهره‌مند شدن از رشد و پرورش آزادانه، در زمره حقوق مسلم و پایه‌ای همه انسان‌هاست و شناخت آنان از گنجایش‌های زبان مادری بر پایه درک علمی و تعلیم و تسلط بر آن، جزو ملزومات رشد و تعالی هر جامعه‌ای می‌باشد. هم از اینرو تحصیل به زبان مادری ضرورت درجه اول می‌یابد. عدم آموزش زبان مادری یعنی محروم کردن آن زبان از استعدادهای فرزندانش و این خود، مانع شکوفایی و خلاقیت لازم در کودکانی است که به زبان دیگری جز زبان مادری آموزش می‌بینند.

صد سالی از ورود اجباری ایران به مسیر انحصار یک زبان و تحمیل سیستماتیک آموزش به زبان فارسی بر نوباوگان غیرفارسی زبانانمی‌گذرد. راهبرد مبتنی بر آموزش فقط به یک زبان، آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی بسیاری، نه تنها بر تبعیض دیدگان بلکه بر کل کشور وارد آورده است. چند زبانه بودن یک کشور که جزو ثروت‌های ملی آن شناخته می‌شود، متاسفانه در ایران، از سوی کارگزاران این راهبرد، مانعی برای مدرنیزاسیون کشور و تحقق همبستگی ملی القا شده و در نتیجه همین گفتمان انحرافی، کشور در بهره‌گیری از ثروت ملی خودداشته‌اش محروم مانده است. پیشبرد چنین سیاستی نمی‌توانسته است بدون چوب و ترکه در مدارس، تحقیر و توهین در موسسات عمومی و تمسخر در سطح عامه و میدان دادن به یک رشته ابتذال‌ها صورت بگیرد.

این سیاست، بر ضد رشد و غنامندی چندین زبان در کشور ما بوده و مانع از زایایی فرهنگ و هنر در مقیاسی گسترده و شکوفایی این زبان‌ها گردیده است. این در حالی‌ست که شناخت و رشد زبان مادری عامل مهمی برای یادگیری زبان دوم و زبان‌های دیگر هم است. آموزش به زبان مادری می‌تواند زمینه‌ساز تاثیرگذاری متقابل زبان‌های مختلف بر روی یکدیگر شده و تقویت روند فرهنگ‌سازی در کشور و توسعه و ارتقای هنر و ادبیات و ره‌آوردها و دستاوردهای دیگر را در پی داشته باشد.

به چالش کشیدن تبعیض علیه زبان‌های غیرفارسی در ایران اما هیچگاه دچار توقف نشده است. این مبارزه، قدمتی به عمر اعمال همین تبعیض دارد و طی یک قرن گذشته، تلاش‌های سیاسی و فرهنگی گسترده‌ای برای اعاده همین حق و تحقق آن انجام گرفته است. کوشش‌ها برای رسیدن به این حق اولیه و بدیهی و خواست مطالباتی رفع تبعیض زبانی و فرهنگی آن اندازه نیرومند و تا بدانسان پر دامنه بوده است که در فردای انقلاب، حتی در قانون اساسی تبعیض‌بنیاد جمهوری اسلامی نیز ناگزیر در ماده‌های 15 و 19 گنجانیده شد. ماده‌هایی که بر حق استفاده از زبان مادری تاکید و تصریح دارند. اما همین اصول مصرح در قانون اساسی، علیرغم پیگیری‌ها و مبارزات روشنفکران و فعالین مدنی متعلق به حوزه این زبان‌ها، تاکنون و طی چهل سال بلا اجرا مانده است، زیرا که نه فقط باوری به آنها ندارند بلکه در این چهار دهه با این استدلال چوبین و بهانه که شرایط هنوز آماده نیست، اجرای آنها را به تعویق انداخته‌اند.

جمهوری اسلامی که در این زمینه معین وارث پادشاهی پهلوی است، با اتکای به حمایت و فشارهای جریان‌هایی در درون و بیرون از حکومت که مدافع سرسخت آموزش فقط به یک زبان در ایران‌اند، همچنان از اجرای حداقلی این دو ماده قانون اساسی خود نوشته سر باز می‌زند. در مقابل اما، هر پیگیری سیاسی و فرهنگی در این رابطه را بلافاصله با داغ و درفش و زندان پاسخ می‌دهد. مقاومت سیاسی حکومت و طرفدران رنگارنگ چنین تبعیضی در درون و بیرون حاکمیت، مانع از تحقق این حق بدیهی چندین ده میلیون نفر از مردم ایران گردیده است. بر همین اساس هم، مطالبه حق برخورداری از آموزش به زبان مادری، از نگاه حکومت اسلامی که منکر چنین حقی است، به یک مسئله سیاسی و حتی امنیتی تبدیل شده و با مبارزه سیاسی علیه حکومت گره خورده است. این مقاومت ظالمانه باید درهم شکسته شود. لازم است که نیروهای مردمی، همزمان با کار فرهنگی در این عرصه، مبارزه برای احقاق حق آموزش به زبان مادری را سازمان دهند. اولین گام در این مبارزه، مطالبه حق تحصیل به زبان مادری کودکان غیرفارسی زبان است.

گروه کار ملی- قومی حزب چپ ایران (فدائیان خلق)

 2 اسفند 1397 روز جهانی زبان مادری

انتشار از: 

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
سازمان فدائیان خلق ایران - اکثریت برای دچار شدن به بیماری دنباله روی از مردم کوچه و خیابان (پوپولیسم) و دچار شدن به بیماری نان به نرخ روز خوردن (اپورتونیسم) در سه سال سیاه ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰ و ۱۳۶۱ گفت: "زنده باد خمینی!" و هر گونه خوش رقصی را در برابر رژیم دوزخی ولایت فقیه انجام داد و همگان دیدند که فرجام کار چه شد! به تازگی این سازمان حزبی به نام حزب چپ ایران - فدائیان خلق را برپا کرده است که نه تنها کمونیست و چپ نیست بلکه راه رویزیونیسم و سرمایه داری و راست گرائی را در پیش گرفته و می گوید که تا دیروز ما کمونیست بودیم اما از این پس دیگر کمونیست نیستیم و از کمونیست بودن پشیمان شده ایم!

از سوی دیگر این حزب که باید آن را (حزب چپ بدنام کن ایران - فدا کنندگان خلق!) نامید چندین بار نامه "فدایت شوم" برای راست گراترین راست گراهای جهان که همانا ناسیونالیست ها باشند نوشته که .....