جنگِ فاشیسم حاکم با آمریکا، جنگ ستم دیدگان نیست

مخالفت فاشیسم حاکم با آمریکا از نوع مخالفت استثمارشدگان با انحصارات جهانی نیست، بل از نوع تضاد و مخالفت « هیتلر و موسولینی» با آمریکا و دیگران است. جنگ این باند فاشیست با آمریکا جنگ مردمان ستمدیده ما نیست.
هیچ سنگی نباید به نفع او پرتاب شود. در عین حال نباید به دنبال جریانهای سیاسی مستبد و نژاد باور و دکماتیک دینی و غیر دینی راه افتاد.
این همه زیان که جامعه متحمل شده از سرش هم زیاد است...

 « باند مرتجعِ حاکم» بر جامعه، که نماینده ی سلطه‌ی اقتصادِ سرمایه‌داریِ دولتی-‌ خصوصی، با ویژگی‌های واپس‌مانده‌ و دینی- استبدای، و توتالیتر و فاشیستی و فامیلی ست، چهل سال است علیه جامعه، مردمان ستم کشیده و استثمار شده و تبعیض دیده اعلام جنگ کرده و می جنگد.
بیش از 6 میلیون آواره، کشته و زخمیان میلیونی جنگ 8 ساله ، قتل عام هزاران زندانی در مدت چند هفته، کشتار و زندانی کردن هزاران آزادیخواه در نقاط مختلف کشور بهنگام جنبشها، ویران کردن محیط زیست، وارد شدن به تختخواب و بدن انسانها، ماجراجویی های هسته ای و زیانهایش ، و هزاران فجایع دیگر، از جمله ترور ها ، گوشه ای از اسناد و عملیات ضد بشری این حکومت نه، باند جنایکار و فاشیست، را نشان میدهند.

این « باند تروریست» که به ناحق اصطلاحات « حکومت و دولت و حاکمیت و عضوسازمان دول متحد» را یدک میکشد، در پی « صدور خیالات مالیخولیایی انقلاب شیعی-اسلامی» به منطقه و جهان، و تکرار آنچه در ایران کرده، در نقاط دیگر، با به هدر دادن سرمایه های گوناگون مردمان ستم دیده و بیچیز، در مقابل « یکی از نمایندگان نو انحصارات جهانی یعنی دولت آمریکا» در اختلافی "ارتجاعی" گیر کرده است. مخالفت او با آمریکا از نوع مخالفت استثمارشدگان با انحصارات جهانی نیست، بل از نوع تضاد و مخالفت « هیتلر و موسولینی» با آمریکا و دیگران است. جنگ این باند فاشیست با آمریکا جنگ مردمان ستمدیده ما نیست.  هر عملی که این هیولا را تضعیف کند، در صورت بهره گیری درست، میتواند به سود رهایی ستم دیدگان باشد. ضروریست  شرایط را برای "آزادی" مهیا نمود. 
هیچ سنگی نباید به نفع این حکومت  پرتاب شود. در عین حال نباید به دنبال جریانهای سیاسی مستبد و نژاد باور و دکماتیک دینی و غیر دینی راه افتاد.
این همه زیان که جامعه متحمل شده از سرش هم زیاد است.

نفع ستم دیدگان و استثمار شدگان و تبعیض دیدگان در سرنگونی فاشیسم حاکم است. نیاز ما حاکمیت دموکراتیک خود مردمان جامعه است.  انجام این کار نیز وظیفه خود مردم است. ترامپ تنها به دنبال قرار داد خود است. گرچه لازم باشد و شرایط اجازه بدهد به خاطر قراردادش از نیروی نظامی نیز بهره خواهد گرفت.

من بسیار متاسفم برای روشنفکران و افراد و جریانهای سیاسی که به « اصلاح و تحول» باند حاکم چشم دوخته اند و بر انجماد و خصایل فاشیستی و جنگ چهل ساله او علیه مردمان جامعه دیده بربسته اند.

 دولت آمریکا به ریاست ترامپ حکومت ایران را در بن بست و آچماز قرار داده است. تحریم اقتصادی، توجه به تروریسم سپاه، فشار نظامی، همه برای آن است که به « قرارداد، و قراردادهای جدیدی» دست یابد و منافع منطقه ای و جهانی خود را بهتر تأمین کند. اگر رژیم ایران تسلیم نشود و شرایط جهانی مهیا باشد « وقوع جنگ نظامی محدود و تمام عیار» حتمی به نظر میرسد.
فاجعه ویرانگر جنگ، که ممکن است جامعه ناخواسته در آن گیر کند، در واقع باتلاقی ست که توسط حکومت پدید آمده و میتواند، در حالت عدم هوشیاری و آمادگی، به همراه رژیم، جامعه را نیز ببلعد. در چنان اوضاع و احوالی مردمان ما رهایی شان در گرو سرنگونی فاشیسم حاکم و استقرار دموکراسی بر جامعه است. 

در گام نخست، نهادهای مدنی، کارگری، تبعیض دیدگان، زنان و همه اقشار اجتماعی لازم است « جهت حفظ حقوق افراد جامعه و خارجیان، در همه جا، نظم و اداره جامعه» را به عهده گیرند و به یاری مردم بشتابند. 

 اپوزیسیون، طبق خصلت و متد معمول خود، بگذار تا میتواند متفرق باشد، نهادهای خود جوش مترقی و مستقل جامعه، در شرایط شکست اختناق، تشکلهای مورد نیاز برای پیروزی را میافرینند. 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: