اولویت ملتهای غیر فارس، قبل از رفتن رژیم، سیستم جایگزین بجای رژیم کنونی است

سکت و تزریق ذهنیت سکتاریستی می تواند احساس ذاتی تنازع بقا را در انسانهای دگم به صفر برساند و به تحمل شکنجه و شهادت مهیا سازد، بدین جهت سکتهای اسطوره ائی و دینی و ایدئواوژیک، مشکل ساز و خطر آفرین می باشند


اولویت ملتهای غیر فارس در ایران، قبل از رفتن رژیم، سیستم جایگزین بجای رژیم کنونی است

سکت و تزریق ذهنیت سکتاریستی می تواند احساس ذاتی تنازع بقا را در انسانهای دگم به صفر برساند و در نتیجه  به تحمل شکنجه و شهادت مهیا سازد، بدین جهت سکتهای اسطوره ائی و دینی و ایدئواوژیک، مشکل ساز و خطر آفرین می باشند، که البته در صد سال اخیر در ایران، نوع اسطوره ائی آنرا بشکل کورش در دوران پانفارسیسم پهلوی و نوع دینی آن را بشکل تشیع فارسی در دوران رژیم جمهوری اسلامی، و نوع اولترا ناسیونالیستی آنرا، یعنی تقدس تمامیت ارضی و مرزهای پرگهر ، را در اپوزسیون پانفارسیست سرتاسری می بینیم و تجربه می کنیم، که در حال مهیا ساختن و تعلیم نژاد برتر آریائی برای آینده می باشند.
انسانها زمانی می توانند در کنار هم زندگی کنند که احساس امنیت و خوشبختی بکنند که حیات همدیگر را به مخاطره نیندازند، در ایران بدون حضور چشمگیر ملت ترک، هیچ ملتی جرئت نکرده به تنهائی پا بمیدان مبارزه بگذارد و رژیم را عوض کند.
اگر ملتهای غیر فارس مخصوصا ترکها تکانی به خود بدهند قطعا رژیم مثل آب خوردن از هم فرو می پاشد، ولی مساله اساسی عدم وجود جایگزین است، آیا جایگزین مناسبی شما سراغ دارید که به حقوق واقعی ملتها ایمان داشته و به جبران ضربات فرهنگی که توسط پانفارسیسم بر علیه ملتهای غیر فارس اعمال شده اعتقاد راسخ داشته باشد؟ و از صمیم قلب بخواهد برای جبران این بی عدالتی صد ساله عذر خواهی کند و تاوان بپردازد و در حضور سازمان ملل به این اجحاف تاریخی اقرار کرده و عذر حواهی کند و برای بر آورد خسارات ناشی از زبان کشی و اقدام به نابودی فرهنگی از سازمان ملل بخواهد که تعیین خسارت کند؟
تاریخ نشان داده که تمام زحمات ترکها، در مرکز، در نهایت بر ضد ترکها تبدیل شده، انرژی ستارخان برای اصلاح دولت ترک قاجار عملا تبدیل به محو دولت ترک قاجار و کودتای رضا خان و ممنوعیت زبان ترکی گردید،  و شروع انقلاب در ۲۶ بهمن سال ۱۳۵۶ در تبریز که برای اولین بار عکس شاه  پائین کشید شد، که البته بعد از پیروزی انقلاب باز هم تبدیل به ممنوعیت زبان ترکی گردید.
همیشه بعد از هر دگرگونی پانفارسبسم، قوانین این مملکت را بر اساس، اختلاس، فامیل بازی، پارتی بازی، دزدی و فريبكاری، تعارف و بد عهدی و هرزگی و دروغ گویی و گول زدن دیگران بر پا داشته، و شاید عامل اصلی این همه عقب ماندگی و اجحاف ما ملتهای در بند ترک و عرب هستیم كه از این قوانین سرپيچی می كنيم و باعث بدبختی عقب ماندگی هستیم !
در مثال زیر ذهنیت پانفارسبسم دگم چاله ائی، که نمی توانند دنیای بدون چاله را تصور کنند، بخوبی به تصویر کشیده شده
در اتوبانی چاله ائی ایجاد شده بود، که هر روز تعداد زیادی ماشین واژگون می شدند، تا اینکه سه نفر کارشناس راه برای چاره جوئی به محل عازم می شوند، کارشناس اول پیشنهاد می کند که یک آمبولانس ۲۴ ساعته در اینجا کشیک بدهد تا مصدومین را به نزدیکترین بیمارستانی که در ۵۰ کیلومتری واقع است، برسانند، دومین کارشناس می گوید که بخاطر مصافت زیاد امکان مرگ و میر بیشتر است، بهتر است که بیمارستان را تخریب کنیم و مشابه آنرا در نزدیکی این چاله بسازیم، سومین کارشاس می گوید که هزینه این کار زیاد می شود، بهتر است این چاله را پر کنیم و مشابه آنرا درست جلو بیماستان ایجاد کنیم تا مصدومین بلافاصله به بیمارستان منتقل شوند،
کلیه گروههای سیاسی در ایران در برخوردشان با ملتهای غیر فارس دقیقا شبیه نظریه این سه کارشناس عمل می کنند، آنها به همه چیز می توانند فکر کنند بجز پر کردن چاله، و اگر هم چاله ائی را پر می کنتد ، در جای دیگر چاله جدید و مشکل جدیدی را تولید می کنند، آنها دنیائی بدون وجود چاله را نمی توانند تصور کنند، آنها بجز زبان فارسی هیچ زبانی را زبان آدمیزاد حساب نمی کنند، اگر هم الکی فیلم احترام بزبان مادری دیکران را  بازی می کنند، ولی در عمل هرگز نمی توانند حتی یک تومان بودجه برای آموزش زبان مادری دیگر ملل اختصاص دهند، در حالی که حاظرند میلیونها دلار برای پیدا کردن لغات جدید فارسی بپردازند، تنگ نظری و انحصار طلبی نهادینه شده را با التماس نمی شود از بین برد.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

عنوان مقاله: 
آقای سانسورچی... بنازم به این دموکرات از نوع رستاخیزی و استالینیستی..
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ســـلام دوســـلار...
همانطور که مشاهده میشود آقای سانسورچی درست همان کلمات استفاده شده از پان فارسیست قیرمیزی در کامنت مرا سانسور میکند ولی در کامنت ایشان میماند..
"" در مکتب سوسیالیسم همه برابرند ولی بعضی ها برابرتر از سایرین هستند "". جرج اورول...

عنوان مقاله: 
من هم واقعآ بنازم ...
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
ســـالام دوســـلار...
اگر این قیرمیزی پان فارسیست یک خورده کم قیرمیزی میشد و در تبریز زندگی میکرد میدانست که در تبریزی محله است بنام ( بارناوا ) که ارمنی ها ( غیر فارس ) در آن زندگی میکردند. تعداد جمعیّت این افراد در تبریز خیلی خیلی کم بود. ولی حتی قبل از آمدن رژیم ولایت فقیه بر سر قدرت , ارمنی ها هم دبستان و هم دبیرستان داشتند که با زبان مادری , با زبان پدری, بازبان عمه ای و بازبان خاله ای ارمنی تا کلاس ششم دبیرستان درس میخواندند . در ضمن ارمنی ها هم در آخر های خیابان شهناز هم یک قبرستان مخصوص هم داشتند. در محله بارناوا یک از ودکا فروش معروف بنام (( بارون )) بود که مسلمان ها در روزهای ماه رمضان نوشیدنی های الکلی را از بارون میخریدند. ذر خود محله ما هم یک خانواده ارمنی مشهور بنام (( نیوایان ....)) زندگی میکردند که این خانواده در براندازی حکومت ملی دکتر مصدق
تصویر تبریزی

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
اولویت ملت های غیر فارس قبل از رفتن رژیم ولایت فقیه جایگزین کردن رژیمی است که این کارها را انجام دهد:

یک - ساختن دبستان به زبان مادری

دو - ساختن دبستان به زبان پدری

سه - ساختن دبستان به زبان عمه ای

چهار - ساختن دبستان به زبان خاله ای

حتما پس از ساخته شدن دبستان به زبان مادری و زبان پدری و زبان عمه ای و زبان خاله ای کباب هائی به پهنای یک وجب و درازای سه وجب به همراه نان سنگک برشته کنجدی از آسمان خواهند بارید و در همه جا نیز جوی های شیر و عسل روان خواهند شد!

بنازم به این عقل! بنازم به این فهم! بنازم به این درک! بنازم به این شعور!