چرا گفتند" ترکیه، احترام" ؟

سیاستی درست است که لبخند بر چهره کودکان بنشاند.
سیاستی غلط است که اشک از چشمان کودکان سرازیر کند.

 

« روز جمعه ۱۰ آبان، در دیدار میان تیم‌های فوتبال استقلال و تراکتور در تبریز، برخی از هواداران تراکتور در حمایت از ترکیه شعار و سلام نظامی دادند. این حرکت واکنش‌های زیادی را در شبکه‌های اجتماعی ایجاد کرد. برخی رسانه‌های ایران می‌گویند کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال دستور تشکیل پرونده‌ای برای رسیدگی به 'شعارهای نامتعارف' در این مسابقه را داده‌ است. این مسابقه با نتیجه ۴ بر ۲ به سود تیم استقلال به پایان رسید. سلام نظامی پیشتر، برای حمایت از حملات ارتش ترکیه در شمال سوریه توسط بازیکنان و هواداران تیم فوتبال ترکیه خبرساز شده بود.» BBC

اینجا منظور از " قوم فارس" نه مردم فارس، بل " ناسیونالیست های فارسی زبان"اند. اینها عاشق کلمه " قوم" اند.
*
کم و بیش با شعارهای توهین آمیز، که طرفداران تیم های ورزشی علیه همدیگر میدهند، آشنا هستیم. این بار
گروهی از هواداران تراکتور  شعار " ترکیه، احترام" سردادند، که نسبت به شعارهای دیگر بیشتر جلب نظر کرد.

 خبر در " مدیای فارسی زبان" بازتاب فراوانی یافت. گفتند:
-شعار دهندگان از حمله ترکیه به شمال سوریه و علیه سازمانهای نظامی کرد در آنجا، حمایت کردند.
-شعار " ترکیه وطن من" سردادند. علیه " کرد و فارس" فریاد زند. ( علیه ناسیونالیست های کرد و فارس)
- شعار" چکسلواکی یا یوگسلاوی، انتخاب با شماست" سردادند.
**
این که چرا این شعارها داده شد، علت چه بود، گفتند:
-شعار دهندگان پان ترکیست اند. از ترکیه  تحریک می شوند و فرمان می برند.
- اردوغان به مخالفت تهران( با حمله نظامی به سوریه)، توسط این " شعار دهندگان"، جواب داد. 
- شعار دهندگان  "تجزیه طلب اند و شعار استقلال آذربایجان جنوبی " میدهند.
- آنها به کرد و فارس توهین میکنند و فریاد میکشند.( به ناسیونالیست های کرد و فارس، با مردم عادی قاطی نشود)
-سپاه ج.ا. از آنها حمایت می کند، و " تفرقه بیانداز و حکومت کن" را پیش می برد.

در مورد این که چه باید کرد، گفتند:
- ارزشهای اخلاقی و فرهنگی و ورزشی صدنه دیده باید جلو این حرکات گرفته شود. ( یک قرن است فرهنگ و هستی ملیت ها را نابود می کنند، ککشان هم نمی گزد!)
- تمامیت ارضی در خطر است، فرهنگ ایرانی توسط پان ترکیسم تهدید می شود، باید خطر را جدی گرفت. 
- هم دولت ج.ا. و هم "جامعه ی ایرانی" باید برخورد کند. ( اتحاد دو مرتجع در سرکوب نقض حقوق شدگان)
منهای واکنشهای فرعی عمدتاً چنین برخوردی با " شعار ترکیه، احترام" ، صورت گرفت.
**
شعار مذکور در چه اوضاع و احوال سیاسی مطرح شد؟ 
ترکیه مدعی ست:
- به شمال سوریه وارد شده و میخواهد منطقه امن درست کند. 
* برای پناهندگان، و ترکمانها و اعراب، که زندکی و سکونت خود، در محل را از دست داده اند.
تحت تأثیر عامل جنگ و شبه نظامیان کرد که آنها را پاکسازی قومی کرده اند.
*  امنیت  ترکیه توسط شبه نظامیان کرد سوریه و PKK ، در خطر است.
* حملات راکتی شبه نظامیان کرد سوریه، خانه های مردم در مرز ترکیه  را مورد هدف قرار داده است. 

 کرد های سوریه مدعی اند:
* شبه نظامیان کرد، و مردم عادی، توسط " « ارتش ملی سوریه، مورد حمایت ترکیه"  و ارتش ترکیه سرکوب و کشته می شوند.
* ترکیه مرتکب جنایت جنگی شده است.
**
واکنش  کردها در مقابل این وضعیت
* معمولا " تظاهرات و اعتراض" بود. در ایران نیز تظاهرات برگزار کردند.

عکس العمل جوانان  تبریز در برابر این وضعیت
* واکنش گروهی از جوانان ورزش دوست  تبریز دادن شعار " ترکیه. احترام." بود.
**
چرا گروهی از جوانان در تبریز شعار مذکور را دادند؟
چرا علیه ناسیونالیست های فارس، کرد شعار میدهند؟ چرا به جدایی خواهی میگرایند؟

در پاسخ پرسشها، همانطور که در آغاز اشاره شد، اینکه موضوع را به خارج و داخل وصل کرده و با تمامیت ارضی، ناموسی اش کنید، یا مسئله پان مطرح سازید، و چیزهایی از این دست، راه به جایی نمی برید.  لازم است بعد از یک قرن، بر مسئله ملیت ها ، چاره ی اساسی پیدا کنید.
به خاطر خودتان و همه. 
تحمل اتحاد یا جدایی داوطلبانه را ندارید. تحمل فدرالیسم را ندارید. تحمل تحصیل به زبان مادری را ندارید. تحمل انتخاب زبان رابط  سراسری را ندارید. فارسی را با زور به دیگری فرو می کنید. همه جا و همه چیز را توسط  فرهنگ ناسیونالیستی فارسی، دیکتاتور منشانه در تسلط خود گرفته اید. در داخل و خارج  همه چیز در تسلط شماست. کی می خواهید پایتان را بر گلیم تان محدود کنید؟ 

مسئله با حرفهای دایی جان ناپلئونی، تئوری توطئه، و ناسیونالیسم فارس و پان بازی و غیره ، حل شدنی نیست.
روشنفکر و سیاسی کار فارس ملی گرا، همان برخوردی با  مسئله ملیت ها دارد که حکومت پهلوی و اسلامی داشته و دارد. برخورد ساواکی و ساوامایی. ملاک اوست.
و سطح فکراش. که فاجعه است. 
البته این قشر چاره ای جز این هم ندارد. یا باید دیدگاه خودش را نفی کند یا مجبور است سیاست و برخورد حکومتی نشان دهد که میدهد.
شعار او این است:

:

 

-همه چیز زیر چتر دولت و ملت فارس، فرهنگ و کشور فارس! ( منظورش نه  مردم عادی فارسی زبان، بل ناسیونالیست های سیاستمدار و به اصطلاح روشنفکر است)
بله، -همه چیز زیر چتر دولت و ملت فارس، فرهنگ و کشور فارس!

حتی برابری و آزادی و دموکراسی! حتی حقوق بشر و شهروندی و اخلاق وانسانیت!
همه شهروند و برابر حقوقیم، ولی فقط،  زبان و فرهنگ فارسی رسمیت دارد و دولتی ست!
این معنی مدرن " برابری" ست!
آموزش به زبان مادری یعنی تجزیه طلبی. همه برابر حقوقیم، نیازی به تحصیل به زبان مادری نیست. این یعنی مدرنیت و برابری و حقوق شهروندی!
 حقوق برابر شهروندی، یعنی من همه چیز، تو هیچ چیز! 
تحصیل به زبان مادری؟!
کار پیدا نمی کنید. 200 زبان مادری داریم، نشدنی ست. هزینه اش را نداریم.و...

می فهمید؟ همه برابریم، حقوق مساوی داریم، مهم همینه. حقوق شهروندی! زبان و فرهنگ و تحصیل و همه چیز فارسی، این یعنی برابری.
من همه چیز، تو هیچ چیز!؟ درسته،  بخواهی نخواهی، فارسی، زبان تحصیل و فرهنگِ دولت و ملت است، و زبانِ همه چیز.
نباید فکر کنی حقوق ات ضایع شده. بهتر است " قوم گرایی و پان بازی" نکنی.
برابری و حقوق شهروندی، تنها راه چاره همین است. همه فارسیست می شویم. هم مدرن است و هم کار گیر میاوری.
ولی بالاخره باید  به آن لهجه ی مادریت یک فکری بکنی. اینجوری می بازی!

 هدف اینجا نه یافتن راه حل مسئله، بل " حفظ حاکمیت قومی-طبقاتی فارس" برهمه چیز است. طبق معمول.
و  اعمال سیاست حکومتی ها.

حکومت ج.ا. از " اتحاد" مردمان وحشت دارد.
 خواهان اختلاف و جنگ و دعوا بین ترک و کرد و فارس و عرب و بلوچ و غیره است.
از کامنت نویس اش گرفته تا خود  خامنه ای.
حکومت از " اتحاد"  وحشت دارد. هر جا توانست دعوا راه میاندازد. آدمهای خود را در جلد ملیت ها وارد کرده، شب و روز، تشدید اختلاف می کند.
ساده لوحان نیز، این و آن، اختلاف آفرین را برپایه خصلت " عمو خرسه"ی شان ، حمایت می کنند. مثلاً به خیال خود، جهت تقویت گرایش سیاسی
مشترک یا به اصطلاح دهان پرکن، " حفظ منافع ملی" قوم فارس، می کوشند . غافل از اینکه زنجیر های اسارت خود را سفت می کنند. 

جوان ترک آذربایجان چه مشکلی با فارس ناسیونالیست(ملی گرا) دارد؟
- حدود یک قرن است " قدرت سیاسی، فرهنگی، اقتصادی(نفت)" در دست قوم فارس است. دیگرانی برایش و جود ندارند. 
این است که علیه او شعار میدهد. و جدایی خواهی پیشه کرده است.
تا این علت، وجود دارد به نظر نمی رسد واکنش دیگری داشته باشد.

جوان ترک آذربایجان چرا علیه کرد ناسیونالیست شعار میدهد؟
- کرد ناسیونالیست همه جا را کردستان می بیند و در گام نخست قصد تسخیر آذربایجان را دارد. از ماکو تا دریای عمان برایش کردستان است.
و در گام دوم، این کردستان او هیچ حد و مرزی ندارد. می تواند کره زمین را نیز در برگیرد!
چرا جوان تبریز میگوید" ترکیه . احترام" ؟
- او می بیند ارتش ترکیه " نیروی کرد" را، که امنیت و هستی آذربایجان را تهدید میکند، دفع می کند. 
تا کرد ناسیونالیست به  این سیاست ( زیاده خواهی و اشغالگری)  ادامه میدهد، به نظر نمی رسد تغییری در واکنش او رخ دهد. 

***

 

متأسفانه وضعیت علی رغم میل انسان دوستانه ی برخی ها، در جهت نفع حکومت، و به زیان " همه"، جریان دارد. 
نه سران  قوم فارس میل دارند از تخت قدرت شاهی پایین بیاید، و نه قوم  کرد میخواهد  از زیاده خواهی خود دست بردارد. 
بنابرین علی رغم میل ما، تکلیف جوان ترک و ملی گرای آذربایجان توسط سیاست مخرب فارس و کرد مشخص شده است.
او از هر چیزی علیه این سیاست استفاده خواهد کرد. هر چند  که صحیح هم نباشد.

**
"ناسیونالیست-سوسیالیست ها"
چپ شکست خورده و گیج و توخالی و ملی گرای " ایرها" نیز، چنان خودش را باخته که مکان های تحت کنترول و حکومت نظامی کردهای ناسیونالیست و اوجالان ایست
سوریه را " کمون پاریس" و " شهرکهای سوسیالیست" می بیند و برای آنها شعر و سرود می سازد، تا شاید شعله های آتش شکست خود را فرونشاند.
چپی که نگذاشت  هیچ  آبرویی برای تفکر چپ بماند.

**'

 

 

سیاستی درست است که لبخند بر چهره کودکان بنشاند.
سیاستی غلط است که اشک از چشمان کودکان سرازیر کند.
با این معیار سیاست های مورد اشاره به تمامی نادرست اند.

 

 

 

مردم هنگ کنک، شیلی، الجزایر، لبنان، عراق ...در غلیان اند. چه میخواهند؟
زندگی بهتر؟ از چه کسان و نهادی؟ از رهبران سیاسی و دولتها.
هرگز نخواهند رسید!

تا وقتی که چون رمه به دنبال چوپان اند، هرگز "زندگی بهتری" نخواهند داشت.
تا وقتی که بالای سرشان، سیاستمدار و دولت دارند، تا وقتی که یاد نگرفته اند بدون سیاستمدار و دولت زندگی کنند، 
زندگی بهتری نخواهند داشت.

تا وقتی که نتوانسته اند در باره همه چیز، مستقیم خود تصمیم بگیرند، تا وقتی که به جای خود، نماینده می فرستند، 
زندگی بهتری نخواهند داشت.

تا هنگامی که در اسارت " عروسک"های خوداند، حیات نفرین شده ای خواهند داشت. محال است که زندگی بهتری داشته باشند.
 آنها آنقدر به بت های خود نگریسته اند، که دیدگان شان کور شده است. سیاه و سیاه می بینند!
حتی چشمان فرزندان پیامبران بدون خداوندشان!
 آنها تا زمانی که نتوانند بدون سیاستمدار و دولت زندگی کنند،
همواره زیر گیوتین خویش، شقه خواهند شد!  
 گریزشان نیست!

 

* اشک و لبخند کودکان
معیار درست و نادرست.
*
اینجا گوسفندان
بع-بع کنان
به دنبال قصاب خویش می دوند،

که علف
نشان شان میدهد. 

و بداگاه که به او میرسند،
معلق،
زیر گیوتین شقه میشوند!... 

*
اینجا دیوانگان
علف از دست همدیگر می ربایند.

 پیش از آنکه گیوتین
برگردنشان بوسه زند!

*
گفتند،
-دیوانگانیم! 

جواب آمد: 
-به دنبال ما! 
که از شما دیوانه تریم! 

آنها  بر زمین فرمان راندند .
چون گیوتین!

*

 نه کودکی می دیدند،
و نه اشک و لبخدی! 
آنها نفرینیان زمین بودند.
مهمانان گیوتین!

 

 

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر آ. ائلیار

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
حمله، به مردمان غیر نظامی، چه به صورت مسلحانه و چه غیر مسلحانه، در هر فرهنگی مذموم است و عمل جنایی محسوب می شود. از نظر قوانین جنگی بین المللی حمله مسلحانه به مردم عادی و کشتار ،جنایت جنگی ست. همینطور کشتن اسیر هم جنایت جنگی نامیده میشود.
در ویدئو زیر کرد ایرانی به نام " هیوا آرگیش" حمله به مردم عادی را تشویق می کند. با هدف نجات " روژاوا".
او میخواهد با جنگ علیه مردمان غیر نظامی روژوای اش را حفظ کند. نمی داند به هدف خوب باید با وسیله خوب رسید. نه با هر وسیله ای.
او یک ناسیونالیست است و فاقد اخلاق و عمل انسانی، جهت رسیدن به حقوق خود.
---
با دولت و ارتش ، می توان جنگید اما در هیچ فرهنگی جنگ با مردمان عادی موجه به حساب نیامده است.
این فرهنگ، فرهنگ کشتار جمعی ست. که ارتش هیتلر مرتکب آن شد.
---
حل «مسئله حقوق» راه حل نظامی ندارد. چه از سوی مردمان و چه از سوی دولتها.