ترامپ احساساتی

بە نظر می رسد آمریکا تصمیم گرفتەاست در کنار صداهای اعتراضی علیە جمهوری اسلامی در خیابانهای این کشور، از توان نظامی خود برای فشار بیشتر بر ایران استفادە کند، اما اشتباە آمریکا درست در این نقطە است، زیرا در عدم وجود نیروئی زمینی کە ریشە در خود عراق داشتەباشد، عملیاتهای نظامی هوائی تنها شرایط ایالات متحدە در این این کشور را پیچیدەتر می کند و آن را در شرایط نامناسب تری قرار می دهد.

مردم عراق در میان دو سنگ بزرگ نفوذ ایران از یک طرف و آمریکا و کشورهای سنی عربی از طرف دیگر کاملا گیرافتادەاند. دو سنگی کە فشار می آورند و استقلال و حاکمیت این کشور همسایە را با خطرات جدی مواجە کردەاند.

طرف دوم کە ابتدا تصور می کرد می توانست با ایجاد نیروئی مانند داعش جایگاە ایران را در عراق تضعیف کند و سرانجام آن امتیازاتی را کە لازم داشت بگیرد و یکی از پایگاههای مهم نفود ایران در منطقە را از زیر نفوذ این کشور خارج کند، اما با شکست داعش شاهد آن شد کە روند رویدادها طور دیگری پیش رفت و جمهوری اسلامی پر قدرت تر از همیشە در عراق دوبارە سربرآورد.

با شکست داعش حال بە نظر می رسد خیابان بە انتخاب اصلی یا بهتر بگوئیم سوءاستفادە طرف دوم از آن تبدیل شدەاست. درست است کە مردم عراق از فساد حکومت موجود بشدت در رنج اند، اما همین حضور خیابانی درست مردم بە موردی برای سوءاستفادە این کشورها از آن برای فشار بر ایران هم تبدیل شدەاست. و شاید یکی از عناصری کە جنبش مردمی در این کشور را با معضل روبروکردەاست همین استفادە این قدرتها از اعتراض مردم بە جان آمدە علیە نفوذ جمهوری اسلامی بە نفع خودشان می باشد. چونکە اعتراضی کە اگر عملا بە جایگزینی نیروهای طرف دوم بە جای طرف اول تبدیل شود، می تواند نقض غرض محسوب شود. در واقع عراق نیاز بە بازگشت استقلال واقعی خود دارد.

در این گیرودار بویژە آمریکا فرصت را بشدت مناسب دید و از تمام توان سیاسی و دیپلماسی خود برای بە عقب راندن جمهوری اسلامی در این کشور استفادە کردە و می کند، و درست در اوج اعتراضات مردمی در مدتی کە گذشت بە عملیات نظامی علیە نیروهای شبەنظامی نزدیک بە ایران هم دست زد.

اما اشتباە محاسباتی آمریکا در آنجا خود را نشان می دهد کە فراموش کردەاست با کشتن عراقی ها و دور زدن حاکمیت دولت این کشور می تواند عملا ورق را دوبارە بە نفع جمهوری اسلامی در شرایط بحرانی عراق برگرداند. بە این معنی کە تمرکز افکار عمومی بە سوئی دیگر  منحرف شدە و این بار روی آمریکا متمرکز شود، کە البتە عملا این کار هم بنوعی صورت گرفتەاست.

البتە آمریکا یک مشکل دیگر هم دارد آن هم اینکە اگر در عراق نیروهائی وجود دارند کە عملا از جمهوری اسلامی دفاع می کنند، اما ایالات متحدە فاقد چنین نیروئیست. این کشور حتی در میان سنی ها هم نفوذ ندارد. پس تنها بە پول و توان نظامی خود متکی است، اما ایران نیروهائی در آنجا دارد کە متحد استراتژیک آن محسوب می شوند.

بە نظر می رسد آمریکا تصمیم گرفتەاست در کنار صداهای اعتراضی علیە جمهوری اسلامی در خیابانهای این کشور، از توان نظامی خود برای فشار بیشتر بر ایران استفادە کند، اما اشتباە آمریکا درست در این نقطە است، زیرا در عدم وجود نیروئی زمینی کە ریشە در خود عراق داشتەباشد، عملیاتهای نظامی هوائی تنها شرایط ایالات متحدە در این این کشور را پیچیدەتر می کند و آن را در شرایط نامناسب تری قرار می دهد.

سئوال این است آیا ترامپ بە این نتیجە رسیدەاست کە باید وارد یک جنگ مستقیم با نیروهای شبە نظامی نزدیک بە ایران شود و یا اینکە این تنها یک گوشمالی بود؟

باید گفت در هر دو صورت برافروختن چنین جنگی بە نفع ایالات متحدە نیست زیرا کە صرفا با عملیاتهای هوائی نمی شود بر زمین کنترل داشت و اوضاع را بە زیر نفوذ خود درآورد.

بە نظر می رسد تشنج در عراق وارد فاز جدیدی از خود می شود: فاز یک جنگ نیمە نیابتی. جنگی کە اگر ادامە داشتە باشد تیم ترامپ ناچار است در پی آن حضور خود را در این کشور محدودتر کند.

آیا ترامپ عملا بە دام جمهوری اسلامی نیافتادەاست؟!

 

بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: