آه خسرو، خسرو!

یادداشتی کوتاه در جایگاه خسرو گلسرخی، در شعر و سیاست آن روز ایران.

آه خسرو، خسروِ!

م. روان‌شید

۲۹ بهمن ۱۳۹۸ سوئد

https://t.me/ravanshidpoet

در مورد خسرو گلسرخی چه بگویم؟

روزنامه‌نگاری شاعر مسلک بود، شاعر نبود، شاعرمسلک به‌نظرم نزدیک‌ترین کلمه به احساس‌ام باشد. شعرگونه‌هایی با احساس داشت که ضرباهنگ‌ِ نوشته‌هایش از «شعر» قوی‌تر کار می‌کرد. خوشحال نیستم که اعدام شده، راستش دوست‌اش هم دارم، اما اگر امروز هنوز زنده بود، بعید می‌دانم از او چیزی بیش از دل‌نوشته‌های معمول‌ که مدام می‌بینیم و می‌خوانیم، می‌دیدیم. نمی‌دانم، اما آن نوشته‌های زیبا، عموما شعر نیستند، یعنی هر زیبایی‌ای نمی‌تواند شعر باشد، حتی برای همان زمانه‌ی خودش.

 ما قضایا را با هم قاتی می‌کنیم. خسرو گلسرخی آدم خوبی بود، قطعا. خیر‌خواه بود برای مردم و جامعه، اما به نظر من نه شاعر بود نه حتی سیاسی. مرگ او را معروف کرد نه شعر، و نه حتی بیانیه‌اش در دادگاه. بگذار یک چیزی را رک بگویم، چرا پنهان‌اش کنم:

به نظرم خسرو گلسرخی توی رودربایستیِ با خودش گیر کرد. «کسِ» عجیب و غریبی نبود، با یک سوءتفاهم گرفتار شد، انگار خودش هم خیلی بدش نمی‌آمد، و انگار فکر می‌کرد  قضیه بازی‌ست، حکومت هم این بازی را در هوا گرفت.

خسرو شعارهایی داد و به نظرم توی رودربایستی با خودش مجبور شد تا آخرش بماند، بی‌خود و بی‌جهت شاید. حکایتِ آن هم‌شهری ماست؛ گفتند لافِ آخر کار دست‌اش داد.

متاسف‌ام. دوست‌اش داشت‌ام، اما نمی‌توانم قصه‌ی هم‌شهری بخت برگشته‌مان را فراموش کنم.

-------------

بعد‌التحریر:

ایران، سرزمینِ بت‌پرستان شمشیر به دست

م. روان‌شید

۱ اسفند ۱۳۸۹

https://t.me/ravanshidpoet

حضراتی که وقتی در مورد خسرو گلسرخی نوشتم، به جای فکر کردن یا تحقیق، سینه چاک دادند و فریاد وااسفاها برآوردند و با توهین و تمسخر برایم نوشتند: فلانی جز خودش هیچ‌کس را شاعر نمی‌داند، یا: قحط‌الرجال‌ است که تو دهن باز کردی، به من بگویند خسرو گلسرخی تا پیش از محاکمه و انتشار دفاعیه‌اش(بیانیه) در دادگاه، و تا پیش از اعدام چقدر به عنوان شاعر، یا شاعری صاحب‌نام شناخته شده بود و جدی گرفته می‌شد؟ چقدر به عنوان تئوریسین یا یک فرد سیاسیِ صاحب‌نظر شناخته شده بود؟کجای سیاست و شعر ایران قرار داشت؟ بت‌پرستی و تابوسازی در قشر مدعی روشنفکری دست مذهبیون را در تعصب و بلاهت، از پشت بسته.

 رفقا!

پیش از اینکه خودتان را پاره کنید، بروید مطبوعات دهه‌ی چهل و پنجاه را بالا و پایین کنید و این‌قدر ستونِ بلاهت‌تان را برای دیده شدن بالا نبرید.

.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

عنوان مقاله: 
آه خسرو، خسرو!
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
با سلام،
اینکه خسرو گلسرخی شاعر بود یا نبود و یا اینکه آنچه او می نگاشت شعر بود یا شعرگونه، هیچ اهمیتی ندارد و چیزی از ارزش والای او بعنوان یک عنصر سیاسی و انقلابی کم نمیکند. آنچه مهم است رسالتی است که خسرو با اهدای جان خود، به دوش کشید و تاثیر شگرفی است که او بعنوان یک روشنفکر مسیول در ذهن و روح توده های مردم ایران باقی گذاشت. او روشنفکری مردمی بود که حاضر نشد در بیدادگاه صاحبان زر و زور و تزویر زانو زده، سر خم کرده و برای جانش چانه بزند.خسرو گلسرخی رسالت یک روشنفکر مسئول و انقلابی را در شب سیاه استبداد ستم شاهی، به زیبایی به نمایش گذاشت و با دفاع عقیدتی سیاسی خود در دادگاه نظامی، اگاهانه مرگ را بر تسلیم پذیرفت.