کرونا و مبارزە

بنابراین می توان گفت کە در چنین دورانی، حفظ زندگی اولویت و اهمیت اساسی می یابد و همە بنوعی برای حفاظت از زندگی بر می خیزند. حفظ زندگی بە شاخص اپوزیسیون بودن بدل می شود و اپوزیسیون می تواند از طریق مشارکت فعال در چنین روندی اعتماد عمومی را جلب کند.
زندگی گاهی اوقات دستخوش اتفاقات غیرە منتظرەای می شود کە کل روندهای آن را بشدت تحت تاثیر خود قرار می دهد. بعنوان نمونە یک روز بهاری در خانە نشستەایم و در حالیکە متاثر از یک اختلاف شدید خانوادگی هستیم و تصور می کنیم کە روزها و ماههای آیندە زندگی ما را چگونگی این اختلاف رقم می زند، اما ناگهان هواپیماهای نظامی کشور همسایە دست بە بمباران شهر می زنند و بە این ترتیب کل تصویر زندگی ما از این رو بە آن رو می شود؛ و بلافاصلە می فهمیم کە ماجرائی غیرمنتظرە بناگاە هویت و ماهیت سالهای آیندە را بدون ارسال هیچگونە سیگنال اولیەای رقم زدەاست.
 
نمونەهائی از این دست در زندگی انسانها فراوانند. و کرونا هم یکی دیگر از این حوادث غیرمترقبە و پیش بینی ناپذیر بود کە در عرصە جهانی کل تصویر زندگی آدمها را متحول کرد. بە نظر می رسد حتی تاثیرات جنگ اول و دوم جهانی هم در این حد نبودند. این دو جنگ نە بە همە جوامع مستقیما رخنە کردند و جان ستاندند، و نە بعلت شدت جهانی شدن اقتصاد در مقطع کنونی تاثیرات مادی آن بر کشورها در سطح کنونی بودند. در واقع هیچ حادثەای در تاریخ بشری این چنین دارای ابعاد تاثیرات جهانی نبودە و کل جوامع را در این سطح متاثر نکردەاست.
 
یکی از این کشورها، ایران است. کشوری کە قبل از کرونا درگیر تشدید محاصرە اقتصادی، گسترش اعتراضات مردمی و حضور مردم در خیابان بود، تصور آن می رفت علیرغم سرکوب مردم اعتراضات دوبارە سر بلند کنند، اما با شیوع بیماری کرونا این احتمال بە محاق رفت و دیگر بمانند سابق نە تنها خبری از اعتراضات مردمی نبود، بلکە کل تلاش و روانشناسی اجتماعی مردم متمرکز بر مبارزە با این بیماری و جان بدربردن از آن بود. پس عمل اجتماعی مردم در شکل اعتراض جمعی و خیابانی عقب نشینی کرد و دیگر از اهمیت سابق برخوردار نیست.
 
البتە بعلت عدم حل مشکلات بنیادین مردم و تعمیق شکاف میان ملت و حاکمیت، کماکان پایەهای اجتماعی ـ طبقاتی خیزش بە جای خود ماندگاراند، اما حتی تندروترین بخشهای اپوزیسیون هم امر خیزش را منوط بە دوران بعد از کرونا می دانند. ظاهرا ترس از تجمع (کە ضریب مسری بود این ویروس را بشدت بالا می برد) اصلی ترین علت فرض می شود. (بماند کە در شهرهای بزرگ حضور مردم در خیابان بشدت عادی شدە، اما تمرکز روانشناسی مردم بر بیماری آنها را بمانند سابق با امور دیگر پیوند نمی دهد).
 
در این شکی نیست کە کرونا یک بیماری عموم بشریست و بە همین علت با خود حامل روانشناسی اجماع بشری برای غلبە بر آن است. و هنگامیکە چنین روحیەای تسلط می یابد، فواصل اجتماعی و ایدئولوژیکی کمتر می شوند و تمرکز بر روی فصلهای مشترک می رود. مردم در چنین شرایطی با کردار خود نە تنها این فواصل را تعمیق نمی بخشند، بلکە از آن حذر هم می کنند. نمی توان در شرایط فروپاشی زندگی، خود باز با عمل خود و ایجاد تشنج بە تشدید روند فروپاشی کمک کرد.
 
بنابراین عقل سلیم می طلبد کە حتی نیروهای معترض هم بە اجماع ملی و جهانی برای غلبە بر خطر مشترک بپیوندند. اما آیا چنین فلسفەای منجر بە نابودی نقش خود بعنوان اپوزیسیون نمی شود؟
 
باید گفت اپوزیسیون بودن همیشە بە معنای اصرار بر ضد حاکمیت بودن با تبعیت از تئوری ها و اعمال تضعیف نیروی مقابل نیست. اپوزیسیون بودن در مقاطع دشواری ها و معضلات عموم بشری بە معنای برخورد درست در حین بروز چنین مشکلاتی هم هست. در چنین شرایطی تمرکز اپوزیسیون هم بر روی نوع تدارک و تمرکز نیرو علیە عامل تهدیدکنندە علیە کل بشریت می رود و اگر بنابراین آنها هم در مبارزە علیە آن نقش ایفاء می کنند.
 
اما این نقش دیگر ناظر بر سرنگونی و یا تغییر حاکمیت نیست آنقدر کە یک روند انتقادیست برای تجهیز بیشتر نیرو علیە عامل تهدیدکنندە تا پایان دوران آن. اپوزیسیون از طریق تعقیب روندها و ارائە برنامە و پیشنهاد، بە تجهیز بیشتر نیروهای موجود علیە بیماری، حضور فعال می یابد.
 
پس نقش اپوزیسیون در چنین دورانی یک نقش اثباتی است تا سلبی. و در نقش اثباتی هم هدف تقویت آن مولفەهائیست کە می توانند بە پس زدن عامل تهدیدکنندە یاری رسانند. در واقع تمرکز اساسا بر مبارزە با بیماریست و این علاوە بر تمهیدات درمانی و بهداشتی شامل آن بخش از تمهیدات اجتماعی و سیاسی هم می شود کە برای غلبە بر بیماری لازم اند. بعنوان نمونە ایجاد حداقلهای زندگی مادی برای گذار از دوران بحران.
 
بنابراین می توان گفت کە در چنین دورانی، حفظ زندگی اولویت و اهمیت اساسی می یابد و همە بنوعی برای حفاظت از زندگی بر می خیزند. حفظ زندگی بە شاخص اپوزیسیون بودن بدل می شود و اپوزیسیون می تواند از طریق مشارکت فعال در چنین روندی اعتماد عمومی را جلب کند.
 
 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: