قهرمانهای هفت تپه قربانی بعدی احزاب کاغذی و کارگری و بلشویکی

بدون پایان دهی به تقدس در باورها به هیچ تقدسی پایان داده نمیشود. مبارزات کارگری تنها در جوامع عقب نگهداشته شده بسان سرزمینمان خصلت انقلابی خود را حفظ کردند زیرا انان بسان کارگزان دوره مارکس چیزی برای از دست دادن ندارند! پس بنابر این تنها با حمایت مادی از این جنبشها ی کارگری در کنار سایر جنبشهای زنان و دانشجویان و ملتهای تحت ستم میتوان شعله انقلابی گری انان را هدایت و گسترده ساخت.بدون ایجاد صندوقهای حمایت از اعتصابیون سرنوشت مختوم یکسانی در انتظار جنبشهای کارگری در سرزمین اشغالیمان بوده هست
دهه هاست مبارزات جنبش کارگری در سرزمین اشغالیمان قهرمانانه مبارزه میکند و متاسفانه شکست میخورند.علت شکست انان در عدم حمایت مادی از جنبش های انان است. 30 سال است که فریاد میزنیم برای حمایت از جنبشهای کارگری میبایست صندوق اعتصابات و حمایت از زندانیان سیاسی را راه اندازی کنیم. دکانهای چند نبشه سیاسی بنام احزاب کارگری بلشویکی با مخالفت علنی خود مانع ایجاد این صندوقها میشوند.زیرا نیاز انان (بسان همه بلشویکها) برای استفاده ابزاری از جنبش کارگری برای رسیدن به قدرت سیاسی و یا شهرت رهبران خود خوانده انان است و نه سرنوشت مختوم و محکوم شده انان!
 
اینک کارگران هفت تپه قهرمانانه بسان هزاران اعتصاب و اعتراضهای جنبش کارگری مبارزه میکنند. گسترده ترین شعار این کارگران که با تحریفهای عمدی احزاب بلشویکی روبرو گشته و میگردد طرخ اداره شورایی بر اساس شعار حکومتهای شورایی است.این شعار گسترده ترین شعار جنبشهای کارگری اخیر و اعتراضات دانشجویی و جنبشهای برابری طلبانه ملی است! * نان کار آزادی حکومت های شورایی *
شکنجه و شلاق و زندان و قتل و کشتار پاسخ همیشگی جنایتکاران حاکم گشته در سرزمینمان ؛ در تقابل این مبارزات قهرمانانه بوده ؛ هست و خواهد بود . این مبارزات و مبارزان قهرمان بجای دریافت کمک مادی حد اقل برای خرید مرهم برای تسکین زخم شلاق و شکنجه و یا کمک به خانواده زندانیان سیاسی از طرف احزاب کاغذی هزاران بیانیه کاغذی و درخواست انقلابیگری و دستور مقاومت را دریافت کرده و میکنند.
(اشاره من به شلاق خوردن هفده کارگر بود که هفده هزار ورق بیانیه صادر گشت اما دریغ از هفده دلار ارسالی برای خرید مرهم زخم شلاق!)
جنبش کارگری در همه اعتراضات و اعتصابها خواستار احقاق حقوق طبیعی خود هستند و از ابتدا قرار نبود که برای این حضرات پدر خوانده در دکانهای سیاسی انقلاب بکنند.این واقعیت تحریف شده توسط تفکر بلشویکی غیر قابل کتمان است که جنبشهای کارگری صرفا بر اساس منافع طبقاطی خود مبارزه کرده و میکنند و در صورت کسب بخشی از منافع خود از خصلت انقلابی خود رویگردان خواهند شد.همانگونه که در جوامع مرفه ؛ جنبش های کارگری دهه هاست که ماهیت انقلابی خود را از دست داده و حتی در قدرتهای حاکم تبدیل به بخشی از قدرت حاکم گشته اند.بسان احزاب کارگری و سندیکاها که در تمامی نهادهای قدرت حاکمه در غرب و در تمامی جوامع مرفه شرکت داده شدند! جنبش کارگری در سطح جهان که قرار بود بسان مسیح نجات بخش بر گرفته از احکام مقدس مارکسیزم و انترناسیونالیزم پرولتری به نجات بشر مبادرت کنند ؛ حتی شریک غارت هم طبقه ایهای خود در جهان غیر مرفه گشتند!دولتهای برگزیده شده توسط رای اکثریت انان برای تامین رفاه انان روابط استعماری خود را به جوامع غیر پیشرفته ادامه میدهند و کوچکترین اعتراضی از نهادهای کارگری این جوامع شنیده نمیشود! ماهیت خصلت انقلابی طبقاتی دهه هاست بخاطر اصلاحات اجرایی در جهان مرفه سرمایه داری از دست رفته است.زنجیرهای طلایی رفاه نسبی طبقه کارگر این جوامع مدرن برای حفظ و افزایش این رفاه برگرفته از منافع طبقاطی انان است. کدام طبقه میتواند بر علیه منافع طبقاطی خود بشورد؟! بلشویکها و تمامی احزاب کارگری از دیدن این واقعیت محض عاجز نیستند بلکه انها بر اساس منافع حزبی خود صرفا برای کسب قدرت سیاسی و یا شراکت در ان به تداوم , و یا تبلیغ دور باطل این تئوریها ی ضد انقلابی عمل میکنند. احزاب کارگری کاغذی در سرزمینمان نیز آگاهانه با اصرار خود در باورمندی به ایات مقدس گشته مارکسیزم مانع گسترش روند انقلابی در جنبشهای انقلابی فرا طبقاطی در جوامع عقب نگهداشته میشوند.زیرا در باور مقدس گشته انان همه جنبشهای اعتراضاتی میبایست صرفا دارای ماهیت طبقاتی و تنها متعلق به طبقه کارگر میبایست باشند تا مورد لطف دیدن و شنیدن و احیانا حمایت کاغذی از انان را دریافت نمایند! بهترین مثال عینی این نگرش شرم الود به جنبش زنان است ! زیرا همگی انان الوده به عنصر مذهب بوده و یا خود مذهبی هستند.بدون پایان دهی به تقدس در باورها به هیچ تقدسی پایان داده نمیشود. مبارزات کارگری تنها در جوامع عقب نگهداشته شده بسان سرزمینمان خصلت انقلابی خود را حفظ کردند زیرا انان بسان کارگزان دوره مارکس چیزی برای از دست دادن ندارند! پس بنابر این تنها با حمایت مادی از این جنبشها ی کارگری در کنار سایر جنبشهای زنان و دانشجویان و ملتهای تحت ستم میتوان شعله انقلابی گری انان را هدایت و گسترده ساخت.
انتخاب عمدی شعار *نان کار آزادی حکومتهای شورایی* توسط قهرمانهای هفت تپه علاوه ب اینکه لرزه بر اندام فرتوت و در حال فروپاشی حکومت کارگزار جنایتکار اسلامی انداخته؛ پاسخ درست به نیاز مبرم  برای ایجاد اتحاد مبارزاتی همه جنبشهای موجود در سرزمینمان نیز است.زیرا تنها در حکومتهای شورایی با پایان دادن به قدرت متمرکز دولتهای همیشه  کارگزاری شده به ستم گری طبقاطی و جنسی و ملی میتوان پایان داد.جنبشهای ملتهای تحت ستم و جنبش زنان و کارگران و همه ستم دیدگان جامعه تنها در یک الترناتیو شورایی و تقسیم قدرت در نهاد حکومتهای شورایی به آزادی و نان و کار و رفاه میتوانند دست بیابند .از این روست که جنبشهای دانشجویان و کارگران و ملیتهای تحت ستم و فعالین جنبش زنان و همه ستم دیدگان بسان قهرمانهای هفت تپه و سایر اعتصابات و اعتراضات ستم دیدگان جامعه در جنبش سراسری گسترده میبایست این شعار را سرلوحه تمام شعارهای خود قرار دهند .گزینش شعار حکومتهای شورایی هم در  مرحله سرنگونی  باعث اتحاد عمل سرنگونی خواهان میگردد و هم الترناتیو اینده بعد از مرحله سرنگونی را بطور واضخ و شفاف بیان میکند.اما برای گسترانیدن جنبشهای سراسری در دل تمامی اعتراضات و اعتصابها و برای جلوگیری از شکست حتمی انان چه باید کرد؟! 
سخن کوتاه به باور من ؛
بدون حمایت مادی و عملی و بدون  ایجاد صندوقهای مالی حمایت از اعتصابیون و زندانیان سیاسی در تمامی جنبشهای موجود ؛سرنوشت مختوم یکسانی در انتظار جنبشهای کارگری و همه جنبشها  در سرزمین اشغالیمان بوده هست و خواهد بود.
 
سی سال پیش با تقدیم طرح ایجاد صندوقهای اعتصاب اعلام کردم که با ایجاد شوراهای مردمی برای جمع اوری کمک ها در داخل و خارج اتحاد عمل نیروهای مخالف عملا بر حول یک هدف مشخص حاصل میگردد.بعد از تشکیل شوراها و با انتخابات دئموکراتیک و مستقیم و مشخص شدن نمایندگان انتخابی از هر شورا در هر شهر در هر کشور از جمع مهاجران میلیونی میتوان مجمع و یا کنگره متشکل از همه شوراها را ایجاد کرد. کنگره جهانی شوراها که از نمایندگان حقیقی و حقوقی ارسال گشته از شوراها از کشورهای مختلف که با رای مستقیم اعضا انتخاب میگردند اعضای حقیقی شورای مرکزی و یا مجکع و یا کنگره جهانی شوراها میگردند!  بدین طریق کنگره یا مجمع و یا شورای مرکزی عملا تبدیل به مرکز حمایت مادی و سخنگوی جنبشهای داخل میگردد. با ایجاد این مجمع و حمایت مادی و معنوی از جنبشها و خانواده های انان و زندانیان سیاسی هدایت و رهبری شورایی این جنبشها در مرحله سرنگونی مسجل خواهد گشت .با ایجاد رهبری شورایی عملا نمونه حکومتهای شورایی اینده در مدل کوچکتر ان بنمایش در خواهد امد! با این روش ساده و با تشکیل شوراهای کوچک و سپس کنگره جهانی عملا ؛ اپوزسیون حقیقی و متشکل با اهداف مشخص میتوانست تشکیل گردد.این کنگره میتوانست با جمع اوری کمکهای مردمی در سطح جهان و یا نهادهای حقوق بشری با قدرت روز افزون گشته مادی خود  از همه جنبشهای مردمی حمایت مادی و عملی بنماید.با گسترش حمایت مادی در کوتاهترین مدت جنبشها در داخل سرزمینمان سراسری گشته و سرانجام به انقلاب اجتماعی مبدل میگشت!با گسترش ایجاد و با ایجاد عملی  مدل شورا در خارج تشکیل و سازماندهی شوراهای مقاومت در داخل در تمامی شهرها و روستاها و محلات مسجل میگشت. طرحی که حاکمان و مزدوران رژیم جنایتکار را بر اشفت و بناعا با همه توان مانع از گسترش این طرح شدند! از طرف دیگر ؛خطر ذهنیت ایجاد اپوزسیون واقعی و کارامد و شورایی خواب رهبران خود خوانده و اکثر قریب به اتفاق دکانهای چند نبشه اپوزسیون نما (همه احزاب و سازمانها*) را بر اشفت و انان بهمراه مزدوران رژِیم با جدیت تمام مانع از گسترانیدن این ایده و طرح گشتند. زیرا در صورت موفقییت این طرح دکان کاسبی انان نیز به یکباره بسته میگشت. تسخیر قدرت متمرکز خیالی انان نیز نابود میگشت!   همه احزاب و سازمانها که با تمامی قوا در جهت حفظ مقام و موقعیت متزلزل با هواداران انگشت شمار و چند پارچه شده  و شهرت معیوب خود در کریدورهای دراز قدرتهای بزرگ منتظر گزینش بعدی اربابان برای مزدوری له له میزدند با مطرح شدن این طرح ساده و عملی بیکباره رویاهایشان بر سرشان خراب گشت. انان  چاره ای جز سانسور و تحریف و دشمنی و مسکوت کردن این طرح نداشته و ندارند. همچنان که دشمنی کرده و میکنند! قربانیان بعدی انان قهرمانهای هفت تپه اند که میبایست در نطفه این نغمه شوم که رویاهای تسخیر قدرتشان را بر هم زده اند نابود گردد!ابتدا با تحریف شعار انان و اینک با بی اعتنایی این احزاب منتظر  سرکوب  وحشیانه و شکست حتمی انان هستند! شرم و ننگشان باد!
اخرین تلاش من و جمعی از رفقا برای دوباره رسانه ای کردن این طرح پنج سال پیش دوباره با مخالفت اپوزسیون نماها و با ایجاد سانسور در صدها رسانه محکوم به شکست دوباره گشت. تنها رسانه ای که برای رسانه ای کردن این طرح به ما یاری داد تیشک تی وی بود که به سرنوشت مختوم کانالهای مستقل دیگر دچار گشت و اجبارا بسته شد. اینک با یاد اوری این طرح بمناسبت اعتصاب قهرمانان هفت تپه و گسترش دهها اعتصاب جنبش کارگری در تنها رسانه های موجود دوباره مطرح میگردد. تا برای چندمین بار با دیدن بازتکرار سرنوشت تلخ جنبش قهرمانان کارگری به این حقارت تحمیل گشته توسط اپوزسیون نماهای حقیر و مزدوران رژیم دوباره حقیرانه بگریم.
باریش نصیریان
سپتامبر 2020
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: