با انتقادی از خود در آستانه انتخابات ریاست جمهوری

در آستانه انتخابات ریاست جمهوری قرار گرفته ایم! در این چهار ساله دوم ریاست روحانی کسانی چون من که همیشه دل مشغولیم سرنوشت کشورو مردمان سرزمینی است که من نیزجزءناچیز اما پاره ای از تن آن هستم بوده بسیار درس ها گرفتیم.

در آستانه انتخابات ریاست جمهوری قرار گرفته ایم! در این چهار ساله دوم ریاست روحانی کسانی چون من که همیشه دل مشغولیم سرنوشت کشورو مردمان سرزمینی است که من نیزجزءناچیز اما پاره ای از تن آن هستم بوده بسیار درس ها گرفتیم.
چهار سال قبل من بانفرت از جلادی چون رئیسی و خامنه ای که فکر می کردم در پشت سر رئیسی ایستاده است و شور شوق میلیون ها جوان آرزومند تحول از روحانی دفاع کردم ورای بر او دادم .در بازی ننگین وشرم آوری شرکت کردم که طراحی شده اطاق های فکری بود که با طرفند انتخاب بین بد وبدتر مردم را در هراس از جنایتکاری چون رئیسی به حمایت از بزدلی که شعار های انقلابی "هل من ناصر ینصرنی" بمردم می داد کشید .
تخم مرغی که از همان نحستین روزهای زمانداری تو زرد در آمد و جبه بر آستان ولایت فقیه سائیدودر برابر تمامی خود رائی های ایران بر باده ده ولی فقیه کوتاه آمد وهم کاسه شد. چهار سال قبل بدرد نوشتم!
"قرن‌هاست که در این سرزمین سوخته آهنگی حزین بر آمده از جور حکومت ها نواخته می شود. حزنی تاریخی که جان وروح مردم را فرسوده ساخته است و این حکومت، سرآمد این فرسوده کنندگان روح ملت است. این انتخابات نیز هیچ نشاط هیچ رضایت وهیچ حسی ازتغییر ودیدن سیمای کاندیدایی که نماینده واقعی مردم باشد، درخود ندارد. اما بازی چنان پیچیده است که تورا مجبور می کند این بارنه میان بد وبدتر، بل، میان آمر جنایت که یادآورریشخند و تحمیق مردم است و روحانی که حداقل مستقیم چنین نقشی نداشته، یکی را انتخاب کنی. من به تفاوت های این دو، به وابستگی‌های جناحی آن‌ها، به نگاه تخصص گرای روحانی که تا حد زیادی در این شرایط پیچیده جهانی با واقع گرائی گره خورده کاری ندارم! چرا که در کنار این تفاوت‌ها، روحانی نیز بخشی از همین حاکمیت ارتجاعی است. کسی که تنها به خاطر محدودیت های رژیم نیست که لب ازلب نمی گشاید، وحداقل اشاره ای به زخم عمیق کشتارها سال 67 نمی کند؛ بلکه بن مایه خود او نیز از همین رژیم است و رشد یافته آن. لیکن در این بازی صرف افشای جانی وندادن رای به او مانع از بالا آمدن او نیست. تنها راه نشان دادن نفرت و ممانعت از بالا آمدن چنین موجود ی دادن رای ناگزیر به روحانی است. رای بالائی که بتواند راه تقلب را ببندد ومیزان نفرت یک ملت را نشان دهد. نفرت نه تنها نسل پیر شده در غربت و زجر دیده در میهن را، بل، نفرت نسل جوان امروز را نیز نشان دهد. نسلی که می گویند بی تفاوت است؛ حافظه تاریخی ندارد؛ تنها منافع خود را دنبال می کند و فاقد آرمان‌خواهی است. حال آن که در وجه غالب این چنین نیست. این نسل حماسه سبز را با خود دارد و دنبال رای خود تا کهریزک‌ها رفته وده‌ها شهید داده است. برای آن‌ها نیز این رای دادن ها هرگز اید آل نیست. اما برای حذف رئیسی این تنها راه است چه برای منافع کوتاه مدت وچه برای طولانی مدت آن‌ها..
این بار نه با شعار «رای من کو؟»، بلکه با شعار:«رای من این است!» «نه! به منتخب ولی فقیه»، «نه! به سرداران»، «نه! به جمنائیان دلواپس»، «نه! به امامان جمعه»، «نه! به تن پروران حوزه های علمیه»، «نه! به جنگ افروزی ودشمن پروری»؛ درست است که رائی است به روحانی، اما «نه!» بزرگی است که در بطن خود نفرت از نظام و ارگان نظام رادارد. نه به رئیسی! نبخشیدن وفراموش نکردن جنایت هولناک سال67 است وجنایت کارانی چون رئیسی." " 07 2017 کارآنلاین"
حال وظیفه خود می دانم که از خود در برابر کسانی که متاثر از این نوشته ونگاه با من همراهی کردند عذر بخواهم .کسی که راه نمی رود مسلم پایش نیز بسنگ نمی خورد. مهم صادقانه در مسیر برگشتن و نگاه کردن به رد پائی ایست که نهاده ای وباید به درستی یا نادرستی آن بدون کوچکترین ترحم برخود،بدون تکیه بر غرور کاذب نظر دهی وخود را نقد کنی. من در راه رفتن چهار ساله تلاش کردم هر روز وهر کارم را بنقد بکشم و واقعیت را آنطور که هست ،نه آن طور که من می خواهم ببینم وعمل خود در قبال آن تصحیح کنم ودر حد بضاعتم که مطمعنا نسبی است نتیجه گیری نمایم! تا بتوانم راه خود را ادامه دهم.
در این مسیر مورد شماتت بسیار یاران قدیمی قرار گرفتم ،مورد اتهام ،خیانت به آرمان های گذشته گردیدم. اما با قبول تمامی این ها نهایت ر پای بیانیه "نه به جمهوری اسلامی را "امضا نهادم .
بیانیه که از نظر من سنگ محک میزان خلوص جریان های سیاسی در مبارزه با جمهوری اسلامیست .صریح وروشن بدون اما واگر. بیانیه ای که قبول آن راه مماشات با حکومت اسلامی را می بندد و در همین نخستین چالش انتخابات ریاست جمهوری.امکان بازی از رهبری که در روزهای قبل انتخابات مشت آهنین وسرکوب گر خود را مخفی می کند وجسم ناقص خود را عوام فریبانه قربانی مردم می نماید می گیرد و مانع از عوام فریبی وی می گردد.
نمی توان شعار نه به جمهوری اسلامی داد اما در عین حال دل به تغیر رفتار رهبری بست ،دل به اصلاح طلبانی که بسیاریشان دماسنجشان را بر آستانه بیت رهبری آویخته وبا هوای رهبر بالا پایئن می شوند و اگر شده مخفیانه دردماوند رای بر صندوق می ریزند .چرا که قادر به بریدن بند ناف خود از این حکومت که خود بخشی از آن هستند نیستند. حکومتی که بدرجات مختلف اکتریت دولت مردان آن ، نه بهتر است بنویسم اطرافیان خود را از اصلاح طلب تا اعتدالی ،ساندیس خور آلوده بفساد کرده است و........ ادامه دارد ابوالفضل محققی

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر نظرات رسیده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Abolfazl Abdi
فرض کنید همه ی انچه انتظار دارید چند صد نفر فعالان سیاسی ساکن کشورهای مختلف باید انجام دهند ، اتفاق بیفتد و همه هم قسم و هم کلام شوند ۔ که تقریبا چنین است و دیگه قرار هم نیست این
تصویر نظرات رسیده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Siamak Naderi
« در بازی ننگین وشرم آوری شرکت کردم که طراحی شده اطاق های فکری بود که با طرفند انتخاب بین بد وبدتر مردم را در هراس از جنایتکاری چون رئیسی به حمایت از بزدلی که شعار های انقلابی "هل م