دادخواهی قتل هراند دینک، و "نسل کشی ارمنی"

"در گذشته، نقشی که انگلیسی ها، فرانسوی ها، روسها، آلمان ها در این سرزمین بازی کردند، همان نقش را، امروزهم بازی می کنند. در گذشته، خلق ارمنی به آنها اعتماد کرد. تصور کرد که آنها، ارمنی ها را از "ظلم عثمانی" نجات خواهند داد، ولی اشتباه کردند. زیرا، آنها آمدند و کارها و حساب های خود را انجام داده و رفتند، و در اینجا، برادر را در خون برادرغرق کردند. امروز، همان ها برای کردها در حال اتفاق افتادن است. آمریکا وارد عراق شد و در حال تاسیس یک دولت کردی است. آنجا برای برادران کردمان تبدیل به مرکز ثق

 

"در گذشته، نقشی که  انگلیسی ها، فرانسوی ها، روسها، آلمان ها در این سرزمین بازی کردند، همان نقش را، امروزهم بازی می کنند.  در گذشته، خلق ارمنی به آنها اعتماد کرد.  تصور کرد که آنها، ارمنی ها را از "ظلم عثمانی" نجات خواهند داد، ولی اشتباه کردند.  زیرا، آنها آمدند و کارها و حساب های خود را انجام داده و رفتند، و در اینجا، برادر را در خون برادرغرق کردند.  امروز، همان ها برای کردها در حال اتفاق افتادن است.  آمریکا وارد عراق شد و در حال تاسیس یک دولت کردی است.  آنجا برای برادران کردمان تبدیل به مرکز ثقلی شد.  چه شد، آیا اتفاق خاصی افتاد؟  امیدی شد؟  این روندی بسیار خطرناک است.  این آمریکا است، حساب خود را می کند، دنبال منافع  خود است، بعد از اینکه کارش تمام شد، راه خود را کشیده و میرود.  بعد از آن، انسانها در اینجا بجان هم میافتند".

(از سخنرانی هراند دینک در انجمن کارفرمایان شهر ملاطیه، 25 آوریل 2006)

هراند دینک، روزنامه نگار ارمنی تبار ترک، به دنبال تلفنی از طرف یک دوست که از او 2500 دلار می خواهد، از دفتر خود خارج و به شعبه Ak Bank  که در نزدیکی دفتر کار او قرار دارد می رود، و در همانجا به هنگام خروج از بانک بقتل میرسد (19 ژانویه 2007) . در واقع، طراحان جنایت، با این تلفن، او را به محل قتل می کشانند.  ولی، از همان ابتدا در مورد "دوستی" که به دینک تلفن کرده و از او پول خواسته بود، هیچ تحقیقی به عمل نمی آید.  همچنین، بعد از جنایت، در تشیع جنازه دینک، هزاران پانکارت از قبل آماده شده، با شعار "ما همه ارمنی هستیم"، در مراسم تشیع جنازه خودنمایی می کند،.  در این باره نیز که چگونه در مدت زمان کوتاهی هزاران پانکارت می تواند آماده شود و چه کسانی آنها را آماده کرده اند، تحقیقی صورت نمی گیرد.  بعلاوه، در هر مرحله از تحقیق در مورد هدف و آمرین جنایت، تحقیقات با موانع جدی روبرو می گردد.  در اصل همه چیز از ابتدا روشن بود، روشن بود که همه چیز از یک مرکز هدایت می شود.  مرکزی که جنایت را مرتکب شده، تلاش می کند هم، تحقیق در باره جنایت، و هم، افکار عمومی را سمت و سو دهد.  

جوانی  بنام "اوغون سامسات"  Oğun Samsat   بعنوان قاتل هراند دینک دستگیر می شود که همراه با پرچم ترک مشغول  پز دادن است، و این عکس بلافاصله سرویس می شود. (هدف، القاء این تصوراست  که قاتلین دینک ملی گرایان و یا طرفداران آتاتورک هستند، و محرک قتل نیز احساسات ضد ارمنی این جوان بوده است!).  در حالی که قتل بشکل کاملا حرفه ای انجام شده و قاتل با خونسردی، 4 بار از فاصله 1 متری شلیک کرده بود.  یعنی سؤقصد، نمی توانست کار یک جوان 19 ساله و غیرحرفه ای باشد.  در تشیع جنازه دینک، در صف اول سفیر آمریکا، و پشت سر او، "دولت پنهان" (گلادیوی آمریکا در ترکیه) -  مانند سران مافیا با عینک های سیاه - در پای قربانی خود، اشگ تمساح میریختند.  بعد از جنایت، انگشت اتهام بسوی، "بیمارانی که احساسات ملی گرایی شان به غلیان درآمده" دراز شد. هم زمان،  گروهی نیز بنام "دوستان هراند" به صحنه رانده شدند، که همگی نام های "شناخته" شده ای بودند.   در این میان، دیاسپورای ارمنی در خارج نیز طبق معمول هیاهو براه انداخته، و مدعی شد که، قتل هراند دینک دنباله "نسل کشی ارمنی" است! در حقیقت، برای محکوم کردن میهن دوستان ترکیه، سازمان سیا / فتح الله گولن دست به دست هم داده ، همه چیز را طراحی، و اجرا کرده بودند.  (1)

هدف از قتل هراند دینک چه بود؟

هراند دینک به دروغ نسل کشی ارمنی که توسط امپریالیست ها تبلیغ می شد، اعتباری قائل نبود، و فراتر از آن، به کردها مدام هشدار می داد:  "دامی که در گذشته برای ارمنی ها پهن کرده اند، اکنون برای کردها گسترده اند".  هراند دینک طرفدار اتحاد و همبستگی ملت ترک بود، و این، با طرح های آمریکا در ترکیه و منطقه خوانایی نداشت.  هراند دینک، در مقابل تکرار مکرر دروغ نسل کشی ارمنی توسط محافل امپریالیستی، خواهان حل مشکلات ترکیه در چارچوب برادری و برابری مردم ترکیه بود، وهر گونه دخالت و سؤاستفاده امپریالیستی در این قضیه را رد می کرد.   با کشتن دینک، آمرین جنایت در واقع با یک تیر دو نشان زدند.  از یک طرف، "مزاحمت" یک روزنامه نگار ارمنی را که از وحدت سیاسی ترکیه دفاع می کرد،  برطرف کردند.  از طرف دیگر،  گناه را به گردن دولت، و ملی گرایان ترکیه انداختند، که از وحدت سیاسی ترکیه در مقابل طرح های آمریکا در منطقه و ترکیه دفاع کرده، و حاضر به گردن نهادن و شرکت در این طرح ها نبودند.  مهم تر از همه، قتل هراند دینک پبش درآمد توطئه ارگنه کن بود، که قصد داشت، هر گونه مقاومت دولت، و ملت ترک در مقابل طرح های آمریکا را درهم شکسته، ترکیه را به گلستان بی خار یکه تازی های آمریکا تبدیل کند.  (2) 

نتیجه دادگاه هراند دینک

در دادخواهی قتل هراند دینک (53)، سردبیر روزنامه ارمنی "آگوس"، بعد از 14 سال، حکم قطعی صادر شد.  آمرین قتل هراند دینک به حبس ابد و مجازات های سنگین محکوم شدند.  در دادگاه مجموعا 85 متهم محاکمه شدند، که از این میان 6 نفر آنها  در زندان، 13 نفر فراری و بقیه به قید کفالت آزاد بودند.  در میان متهمین، "فتح الله گولن" رهبر "سازمان ترور فتح الله گولن" (FETÖ ) و سایر رهبران سازمان مانند، "ذکریا اؤز" (دادستان "ارگنه گن)، و مامورین بلند پایه سابق شهربانی، ژاندارمری و برخی روزنامه نگاران از جمله برخی از روزنامه نگاران "روزنامه زمان" (Zaman) و "روزنامه طرف" (Taraf) نیز قرار داشتند، که بعنوان ارگان رسانه ای  FETÖ عمل می کردند

متهم شماره یک، "رمضان آک یورک" (Ramazan Akyürek) زمانی که رئیس پلیس شهر ترابوزان بود ( 2004-  2006) از خبر چین های شهربانی بعنوان عناصر ترور و بمب گذاری استفاده کرده بود.  در این زمان در رستوران مک دونالد شهر ترابوزان بمب گذاری شد.  "آندره سانتورو" (Santoro)  کشیش کلیسای سانتا ماریا به قتل رسید.  به ماشین و محل کار خانواده دو تن از بازیکنان تیم فوتبال "ترابوزان سپور" که بازیکنان تیم ملی فوتبال هم بودند، تیراندازی شد.  تظاهرات "انجمن همبستگی خانواده زندانیان بازداشتی و محکوم شده" (TAYAD) در مقابل زندان مرکزی ترابوزان مورد حمله قرار گرفت.   ولی با این همه رمضان آک یورک ترفیع مقام یافته و به ریاست دایره اطلاعات شهربانی استامبول رسید!  رمضان آک بورک بعنوان چهره ی کلیدی در قتل دینک، کسی است که در توطئه ویدئو علیه رهبر حزب جمهوری خواه خلق (CHP) "دنیز بایکال" (Deniz Baykal) نیز دست داشت، که بدنبال آن، بایکال مجبور به استعفاء شد، و کمال قلیچداراوغلو بجای او به رهبری "حزب جهوریخواه خلق"  نشانده شد.  او در تاریخ 25 فوریه 2015 دستگیر شد.  "علی فؤاد ییلمازار" (Ali Fuad Yılmazer) متهم شماره دو، در زمان جنایت، رئیس شعبه "C"  شهربانی استامبول بود، او نیز در تاریخ 29 مه 2015 دستگیر می شود.  "یورت آتایون" ( Yurt Atayün ) رئیس دایره مبارزه با ترور شهربانی استامبول بود، که در جریان توطئه ارگنه کن نیز نقش فعالی بازی کرد.  قتل دینک در زمان وی اتفاق افتاد و توسط او ماست مالی شد.  او کسی بود که در 21 نوامبر 2008 در سفارت آمریکا برفینگی درباره ارگنه کن داده بود.  آتایون در تاریخ 29 جولای 2014 دستگیر شد.

در دادگاه جنایی شماره 14 استامبول رؤسای سابق دایره اطلاعات شهربانی استامبول "رمضان آک یورک" و "علی فؤاد ییلمازار" به جرم قتل عمد، زیر پا گذاشتن قانون اساسی، تقلب در اسناد دولتی، به حبس ابد، افسر ژاندارمری "محرم دمیرکالا" به همان جرم ها، به دو بار حبس ابد، فرمانده سابق اطلاعات ژاندارمری استان ترابوزان "علی اؤز"، و متهمین، "اوکان شیمشک"، و "ویسل شاهین" هر کدام به 25 سال محکوم شدند.  "ارجان گون" به جرم عضویت در سازمان ترور فتح الله گولن به 10 سال زندان محکوم شد.  پرونده  50 نفر از متهمین فراری از جمله فتح الله گولن، ذکریا اؤز، و ژنرال اخراجی ژاندارمری "حمزه جلپ اوغلو" از پرونده محکومین جدا شد، و ادعا نامه جداگانه ای درباره آنها آماده گردید.

از حوادث میدان تقسیم در اول ماه مه 1977 تا بامروز، روشنفکران، نویسندگان، رهبران سیاسی و سندیکایی ... و بسیاری دیگر قربانی ترور و قتل عام شدند.  آمرین این جنایات هیچ وقت تسلیم عدالت نشدند، در حالی که تمامی این جنایات به شکل حرفه ارتکاب یافته و در ارتکاب جنایت و ترور نیز از فاعلین غیرحرفه ای استفاده شده بود، که با مجازات های سبک از دست عدالت نجات یافته بودند.  در سؤقصد به هراند دینک، اولین بار، آمرین جنایت به دست عدالت سپرده شدند.  در دادخواهی جنایت هراند دینک، این موضوع اساسی، که جنایت کار یک تشکیلات سازمان یافته و بسیار حرفه ای است که در درون دولت، و ارتش، قوه قضایی، و نیروهای امنیتی و شهربانی لانه کرده اند برملاء شد.  بدون تردید، در این مهم، سرکوب گلادیوی سیا / فتح الله گولن بعد از کودتای 15 جولای 2016  نقش تعیین کننده ای داشت.  چنانکه، تا 25 دسامبر 2020 در مورد بیش از 173 هزار نفر در ارتباط با سازمان ترور فتح الله گولن تحقیقات، بازجویی، ... انجام گرفته است، که از این میان در مورد  21 هزار و 494 نفر ادعانامه حاضر شده و تاکنون بیش از 4 هزار نفر محکوم شده اند. 

ارزیانی پیامدهای دادگاه هراند دینک

"نصرت صنم" (Nusret Senem)  وکیل مدافع بسیاری از قربانیان گلادیو، حکم صادره از دادگاه هراند دینک را قدم جدیدی در مسیر تسویه گلادیوی آمریکایی در ترکیه ارزیابی کرد.  نصرت صنم در این خصوص نوشت" "از دادخواهی "قتل عام ماراش" (Maraş)  تاکنون، اولین باری است که علیه گلادیو چنین نتیجه ای بدست آمد.  در جنایات گلادیو همیشه فاعلین  محاکمه شدند، ولی آمرین همیشه در سایه ماندند.  اولین بار است که آمرین و سازمانی که قتل را طراحی کرده، بعنوان یک کل - از جمله سازمان ترور فتح الله گولن - محاکمه و مجازات می شوند. (3) 

ترکیه از 15 جولای 2016  (بعد از کودتای نافرجام  گلادیو) با مبارزه ای بی امان، گلادیوی آمریکا را تسویه می کند.  در هیچ کشور ناتو چنین نمونه ای وجود ندارد.  این به معنای گسست از سیستم گلادیوی آمریکا درآینده است.  ترکیه امروز، سازمانی را که حکومت ها را کنترل می کرد، تسویه می کند.  یعنی، ترکیه به وضعیت سابق نه گفته، و آنرا رد کرد.  این از لحاظ آینده، وضعیت بسیار سالمی است.  این روند، از منظر توسعه دموکراتیک و استقلال  ترکیه، و امنیت و آسایش مردم بسیار با ارزش است".

"فرید ایل سئور"  (Ferit Ilsever) محقق برجسته ترک، که کتاب های متعددی درباره گلادیو و فعالیت های سری و مخرب آمریکا در ترکیه، منتشر کرده است در این خصوص نوشت:

" دو تن از عناصر بسیار مهم گلادیوی فتح الله گولن در شهربانی، محکوم شدند.  آنها همچنین از معماران توطئه ارگنه کن، بالیوز .. نیز بودند. بنابراین، نقش آنها در این توطئه ها نیز روشن و افشاء شد.  قدمی بود برای پایان دادن به این وضعیت.  نقش آنها در جنایت هراند دینک، و اینکه آنها بخشی از این طرح بودند، یک بار دیگر برملاء گردید.  مهم تر از همه، نتیجه حکم دادگاه، جوابی است برای آن عده ای  که این اواخر، با سماجت ادعا می کنند، "ارتجاع دوباره سر بر آورده، حکومت در حال سازش با آمریکاست".  چه سازشی؟  ترکیه با عزم راسخ با ترور تحت کنترل آمریکا مبارزه می کند.  جمهوری ترکیه مصمم است تا راه خود در این مسیر را ادامه دهد".

"جیحان مومجو" (Ceyhan Mumcu)  وکیل مدافع برجسته و سرشناس ترک، و برادر بزرگ "اوغور مومجو" ، (Uğur Mumcu) روزنامه نگار ترک که بوسیله گلادیو بقتل رسید. (24 ژانویه 1993) دادخواهی قتل هراند دینک را چنین ارزیابی می کند: 

"هدف اصلی این جنایت، آمادگی برای عملی کردن توطئه ارگنه کن بود.  به محض اینکه دینک به قتل رسید، حمله علیه جریانات ملی گرا آغاز شد.  اظهارات فتح الله گولن دایر بر اینکه ، "از موج ملی گرایی عبور خواهیم کرد"، در این رابطه بسیار قابل تامل است.  زمینه آماده شد.  یکی درباره، "سفسطه های ملی گرایی" آغاز به سخن می کرد.

در جریان تحقیقات، برروی نکات زیادی تمرکز داده نشد، و یا عمدا سرپوش گذاشته شد.  معلوم بود که پشت این جریان مکانیسمی وجود دارد، که برخلاف روند طبیعی تحقیقات، حرکت می کرد.  در اصل، افکار عمومی ترکیه می دانست که پشت این جریان گلادیو قرار دارد.  آنها  "آک یورک" و "ییلماز" را متهم می کردند.  حتی آنهایی که از توطئه ارگنه کن دفاع کردند نیز، می گفتند که "ذکریا اؤز" (دادستان ارگنه کن)  چیزی را پنهان می کند.  کاملا روشن بود که همه چیز زیر سر گلادیو است.  حتی دیر هم شد.  توطئه ای در کار بود.  علی رغم سپری شدن زمان طولانی، حکم درستی صادر شد.  بعد از جنایت عده ای با نام "دوستان دینک" بمیدان آمدند، آنها می خواستند این جنایت را بعنوان دنباله "نسل کشی ارمنی" قلمداد کنند.  در حالی که آنها هم باید از نتایج و حکم صادره راضی باشند.  ولی می بینیم که این باصطلاح "دوستان" از نتیجه رای دادگاه راضی نیستند"، و ادعا می کنند که، "آنهم کار دولت بود و این هم کار دولت است"، اینها، با کلمات بازی می کنند"!

پروفسور "امین گورسس" (Emin Gürses) استاد روابط بین الملل، و از قربانیان ارگنه کن، در مصاحبه با روزنامه "آیدینلیک" در این رابطه چنین می گوید:  " در سالهای 1990 ترور روشنفکران سرشناس طرفدار آتاتورک و نظامیانی مانند "اشرف بیتلیس" (فرمانده کل ژاندارمری) کار گلادیو بود، (17 فوریه 1993).  زیرا، بین ترکیه و غرب گسستی صورت گرفته بود.  وقتی هراند دینک به قتل رسید، بیانیه ای به مطبوعات دادیم:  "دستور قتل هراند دینک را دیاسپورا (دیاسپورای ارمنی) داده است.  دیاسپورا باین امر اجازه داده است.  دیاسپورا به کجا وابسته است؟  به سازمان های اطلاعاتی آمریکا .  این جنایت را کی انجام داد؟  سازمان ترور فتح الله گولن.  این سازمان به کی وابسته است؟  به سازمان های اطلاعاتی آمریکا.  آنها تلاش کردند تا قتل را به گردن میهن دوستان ترکیه بیاندازند.  وقتی اردوغان و FETÖ  با هم درگیر، همه چیز برملاء شد.  اگر این درگیری اتفاق نمی افتاد، ما هنوز هم در زندان بودیم.  وقتی اردوغان در مقابل گلادیوی فتح الله گولن مقاومت کرد، اینبار، گلادیو علیه اردوغان نیز حملات خود را آغاز کرد، و با این حملات آشکار شد که  در  پشت تمامی این کارها  سیا و FETÖ قرار دارند.  در واقع FETÖ   بخشی از گلادیو است، سازماندهی گلادیو در میان جریان های اسلامی است".

توضیحات:

(1)  در این خصوص می توان به مقاله کوتاه، و درعین حال بسیار آموزنده زیر مراجعه کرد، که چه دستهایی "روشنفکران" و "فعالین مدنی" ترکیه را در جهت مقاصد خود، اجیر می کنند.  همچنین، افشاگری های رهبر "حزب کارگر" بعد از سؤقصد بسیار روشنگرانه است.

https://www.aydinlik.com.tr/haber/ozinyan-kimleri-...

https://www.youtube.com/watch?v=aT5Y74WsL5Y&ab_channel=VatanPartisi

 

(2)  برای روشن شدن ریشه های مسئله در این زمینه، لازم است این واقعیت را در نظر بگیریم که، آمریکا در آستانه حمله به عراق، این ضرورت را می دانست، که بایستی به هر نحوی، حمایت ترکیه از اشغال عراق را جلب کند، و یا مخالفت ترکیه در این زمینه را به حداقل برساند.  زیرا هدف از اشغال عراق برپایی یک حکومت  دست نشانده کردی و نهایتا تجزیه عراق  بود، که قدم اول در مسیر تاسیس "کردستان بزرگ" آمریکا محسوب می شد.  این موضوع بطور طبیعی نه تنها امنیت و وحدت سیاسی ترکیه، بلکه امنیت و تمامیت کل کشورهای خاورمیانه را بخطر می انداخت.  بدین دلیل بود که آمریکا تمام تلاش خود را برای پیروزی "حزب عدالت و توسعه" (AKP) در انتخابات 2002 بکار بست.  زیرا، عمده، رهبران آ ک پ نیز در این زمینه با طرح های آمریکا هماهنگ بودند.  ولی آمریکا، در اولین قدم خود در شکل قانونی و عملی دادن به حمایت ترکیه، دچار شکست غیرمنتظره ای شد.   لایحه ای که به پیشنهاد آمریکا، بوسیله وزیر خارجه ترکیه "عبدالله گول" دایر به اجازه عبور ارتش آمریکا از خاک ترکیه به شمال عراق به مجلس آورده شد،  در مجلس  رد شد!

آ ک پ،  بر خلاف تصور بسیاری نه یک حزب صرفا مذهبی، بلکه ترکیبی از عناصر و طیف های مذهبی، محافظه کار، لیبرال، ملی گرا، و حتی چپ است.  این ترکیب در مجموع  لایحه را رد کرد.  سر سپرده ترین جناح آ ک پ تحت رهبری عبدالله گول وزیر خارجه، و رئیس جمهور بعدی  قرارداد مخفیانه ای با "کالین پاول" وزیر خارجه وقت آمریکا، مبنی بر تعهد، و وفا داری آن به برنامه های آمریکا در منطقه و اشغال عراق امضاء کرد.  این جناح که ارتباط ارگانیکی با گلادیوی آمریکا داشت، تا زمانی که قدرت داشت از یک طرف دست FETÖ را در تسلط هر چه بیشتر بر ارتش، شهربانی، سازمان اطلاعات و وزارت کشور را باز گذاشت و از طرف دیگر، رویکرد های "جدید"  موسوم به "آچیلبم"  (Açilim) در ارتباط با مسئله ارمنی، کردی، یونانی را در ترکیه پیش کشید.  که نتیجه آن دوباره جان گرفتن پ ک ک، و دوباره مطرح  شدن "مطالبات" ارمنستان و یونان .. از ترکیه بود.  این همه در تضاد تمام عیار با سیاست های سنتی و جا افتاده داخلی و  خارجی ترکیه بود.  تا جائی که اولین بار یک رئیس جمهور ترکیه برای تماشای مسابقه فوتبال به ایروان رفت. 

مخالفت شدید جامعه ترکیه با این سیاست ها با عکس العمل توطئه ارگنه کن جواب داده شد.  این توطئه که با مشارکت مستقیم سیا و گلادیوی آمریکا در ترکیه براه افتاد، هدف پاکسازی دولت و جامعه ترکیه از عناصر مخالف آمریکا را در دستور کار خود قرار داده بود.  چرا که آمریکا با وجود این موانع قادر به پیش بردن طرح های خود نبود.  این توطئه آمریکا نیز با مقاومت ترکیه  به  شکست انجامید.  این بار خود توطئه گران و حامیان آنها زیر ضرب رفتند، و  تسویه های وسیع در تمامی سطوح دولت و ارتش و نهاد های دولتی و غیر دولتی آغاز شد.  آمریکا برای متوقف کردن روند تسویه ها، با دست گلادیوی فتح الله گولن به آخرین حربه خود کودتا متوسل شد. (15 جولای 2016)  در این کودتا فرماندهی ستاد ارتش، مرکز رادیو - تلویزیون دولتی ت آر تی اشغال شد، و مجلس ترکیه بمب باران شد.  در ساعات اولیه کودتا بیش از 300 نفر کشته شدند.  ولی کودتا با سرازیر شدن میلیون ها نفر به خیابانها و حمایت مردم، از ارتش و دولت،  شکست خورده و سریعا سرکوب گردید.

لذا، نتایج دادگاه هراند دینک را باید در سایه تحولات فوق ارزیابی کرد.  این تحولات، تحولاتی است که نهایتا، سبب رویکرد تاریخی ترکیه به شرق را نیز، رقم زد.

(3)  اشاره به قتل عام  120 علوی در شهر "قهرمان ماراش" ( 24-23 دسامبر 1978) است.  این قتل عام یکی از دلایل اصلی کودتای 12 سپنامبر 1980 شد.  در واقع گلادیو، زمینه های کودتا را با چنین جنایاتی فراهم می کرد.  زیرا چنین القاء می شد که حکومت قادر به تامین امنیت شهروندان نیست، و ضرورت دارد تا ارتش مداخله کرده و امنیت را برقرار کند.  ولی هدف اصلی کودتا چیز دیگری بود، انتگره کردن اقتصاد ترکیه در اقتصاد جهانی نئو لیبرال، و خصوصی سازی های  وسیعی که حکومت کودتا بعهده "تورگوت اؤزال" گذاشته بود.  چرا که، در رژیم پارلمانی ترکیه، تحمیل "صلح آمیز" چنین برنامه اقتصادی به جامعه ترکیه، غیرممکن می نمود.  لذا، تمامی موانع در این راه می بایستی با مشت آهنین بر طرف می شد.  قتل عام ماراش، تنها قتل عام برای زمینه چینی برای کودتا نبود.  قتل عام "چوروم" (Çorum) (مه - جون 1980)،  قتل " کمال تورک ار" (Kemal Türker) رهبر "کنفدراسیون انقلابی کارگران ترکیه"  (DISK) ( 22 جولای 1980) و ترور پروفسور "اورهان جاوید توتنگیل" (Orhan Cavit Tütengil) (7 دسامبر 1979) استاد جامعه شناسی دانشگاه استانبول، کمالیست سرشناش، و نویسنده "روزنامه جمهوریت" جزو سلسله ترورهای سیاسی در این زمینه محسوب می شود.

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: