جشن همبستگی اول ماه مای و شعار «کارگران جهان متحد شویم»

-نگاه من در مخالفت با جشن همبستگی نیست.
-مخالفت من با مفهوم کهنه و عدم باور به کلیشه «کارگران جهان متحد شوید » است.
- مخالفت من به انترناسیونالیسم کارگری است ، مخالفت من با چیزی است که نمی تواند واقعی باشد .
- نگاه من طبعا متاثر از خاستگاه اولیه جشن ماه مای در کشورهای دموکراتیک است
رویکرد گلوبالیسم موجب شده است که سرمایه از مرزها عبور کند و تولید از کشور «آ» به کشور « ب » به علت ارزان بودن نیروی کار ، منتقل شود. در نتیجه آن موجی از تاثیرات تعیین کننده در نگاه همبستگی جهانی طبقه کارگر در طی سی سال اخیر به مفهومی که ما به جهات تاریخی وارث آن بوده ایم، بوجود آورده است .
تولید کارگران ویا مزد بگیران غیر یدی روی دیگر سکه است که هم از مرزها گذشته است و هم مفاهیم کار و کارگری را به کلی تغییر داده است . به عنوان مثال آنچه گوگل ، مایکروسافت ، فیسبوک ، آمازون و.... تولید می کنند با میلیونها نیروی کاری مستقیم و غیر مستقیم را ، دیگر به عنوان کارگر به مفهو کلاسیک نمی توانیم در نظر بگیریم .‌ بحث همبستگی در پهنه جهانی، انترناسیونال، از طرف خود کارگران یا کاربران سیستم های مولتی بین‌المللی جدی گرفته نمیشود . این تغییرات جهانی در عصری که ربات‌ها هم بتدریح نقش پررنگ تری می یابند ، موضوع کار ، کارگری و همبستگی بین‌المللی را سالهاست دگرگون کرده است .
اثر تغییرات
اثر این تغییرات در نمایشات روز اول ماه مای به عنوان مثال در کشورهای دموکراتیک مشهود است. در سوئد جشن روز کارگر ، به روز نمایش تبلیغاتی ماشین رای جمع کنی احزاب با گرایش های چپ تبدیل شده است. حداقل اگر در ظاهر روز جشن و قدردانی از حق خواهی کارگران است اما در ماهیت خود فرصتی است برای نمایش نیروهای خودی . قطعا در طول دهه ها این زور آزمایی لازم بود، اما اینک در خدمت پروپاگاندای احزاب چپ کلاسیک (به جهت ساختاری ) بکار گرفته می شود. درصد استقبال و توجه کارگران شرکت کننده و دیگر مزدبگیران بمراتب کمتر شده است ‌. یادآوری این نکته ضروری است که میزان استقبال زحمت‌کشان در کشورهای دیکتاتوری و آلوده به مافیای سیاسی در جشن و یا اعتراض اول ماه مای از نوع دیگری است . در کشورهای دیکتاتوری به عنوان روز اعتراض و همبستگی داخلی رنجدیدگان و محرومان قابل فهم است و به گمان من فرصتی است برای حق خواهی و مبارزه داخلی که باید دفاع کرد. اما در کشورهای صنعتی و دموکراتیک موضوعیت تاریخی آن تغییر کرده است.
 
منافع کارگران شرکتهای تولیدی ماشین الات به عنوان مثال سوئد، بشدت در تضاد با منافع کارگران لهستان یا چین ، هندوستان قرار دارد. گلوبالیسم بیکاری و کم کردن استاندارد زندگی کارگران اروپایی را بسود دیگر کارگران کشورهای کم درآمد، رقم زده است ، البته نتیجه عملی مورد نظر است ،قصد کاپیتال تولید ارزان بوده و نمیشود ایرادی گرفت . در اینجا بحث اشتراکات منافع کارگران کشورها بسیار نادرست است . پایه در اینجا اصل کار است که برای گروهی از بین می‌رود تا گروهی دیگر آنرا در دست گیرند .
 
روز جشن و یادآوری برای کار و نیرو های کارگری در کشورهای دموکراتیک اهمیت اخلاقی و اجتماعی دارد، اما آنرا نباید به توقعات ایدئولوژیک و تاریخی آویزان کرد . در رابطه با همبستگی بین‌المللی کارگران موضوعی است که تاریخ مصرف آن تمام شده است ، اعتراض به این عنصر کاذب است که از هدف اصلی و ایجابی خود دهه ها دور شده است.
ما نباید به سمتی برویم که جشن روز کار در انحصار ایدئولوژی خاصی قرار گیرد ، بهتر است آنرا به مراسم تشیع جنازه یک ایده تاریخی تبدیل نکنیم .
 
 
شعار همبستگی کارگرانی که در تولید ملی شرکت داشتند و می توانستند بطور مستقل در درون مرزهای خود ، در مقابل سرمایه سالاری حریم جغرافیایی ایستادگی کنند ، چندین دهه است که خاصیت جمع کننده خود را از دست داده است ، زیرا، نه تولید, ملی می شناسد و نه سرمایه, جغرافیایی را چنگ میزند ‌ . حال چه چیزی را باید جایگزین کرد که بیانگر نوعی عدالت خواهی مشترک جهانی باشد موضوعی است که آینده نشان خواهد داد .
شاید همانطور که پیش می روز جشن کار و قدردانی بخودی خود کافی باشد اما باید جرئت کرد و شعار کهنه کارگران جهان متحد شوید را کنار گذاشت و یا فکر عدالت خواهانه ای دیگری برایش جایگزینش کرد.
 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: