کمی درد دل یا شاید انتقاد به آقای زیدآبادی

در رابطه با آزادی نوری‌زاد و سئوال براندازان از او در سایت ایران گلوبال، که آیا او نوری‌زاد را می شناسد، در صفحه عیسی سحرخیز نوشته ای در پاسخ از طرف زیدآبادی آمده بود
 
 
 
کمی درد دل یا شاید انتقاد به آقای زیدآبادی 
موضوع:
 . من در آنجا کامنت یا نامه ای به زیدآبادی نوشتم که در اینجا بازنشر میدهم (نوشته زیدآبادی را در پایان مشاهده می کنید )
 تصور نمی کردم زیدآبادی را اینگونه نامهربان می توانستم بخوانم. اولین بار در کلاب هاوس زمانی که بین او و کرباسی بحث بر سر نگرش او به رای ندادن در گرفته بود ، به او آفرین گفتم ،نه فقط استدلال او بلکه کلام مهربانه او با منتقد (شاید با پیشداوری من ، خودی البته ).
البته باید اعتراف کنم :
یک -برخورد انتقادی نسبت به مختصر نوشته او ممکن است بی انصافی باشد در حق او ،اما از طرف دیگر میخواهم باور کنم که او احترام من را دارد، اگر بخواند ، دل نمی‌گیرد بلکه دلسوزانه بخواند، حتی از مخالف موقت خود، بنابراین بهتر دانستم درددل خود را بیان کنم، شاید وجود مهر آمیز سحرخیز این اعتماد برای گفتن و شنیدن را ممکن می سازد .
دو- در مورد همیشه براندازان که در واقع همجنس همان « برادران سایبری و بسیجی» تحت عناوین مختلف هستند ، با آقای زیدآبادی همنظرنم ،میخواهد پناهنده عاصی جلوی سفارت جمهوری اسلامی باشد، که فکر میکند هر چه فحش رکیک تر به رژیم بدهد و عکس بگیرد تا در فضای مجازی منتشر شود و بگوید فعال مخالف است تا پناهندگی بگیرد، یا شاه الهی های واقغآ موجود که آقای رضا پهلوی را در ذهن و رفتار خود گروگان گرفتند و دربشان به همان پاشنه می‌چرخد .
اضافه کنم در هر واکنشی در خیابانهای اروپا تعداد فحاشگران و فرصت طلبان از اینگونه تیپ ها از تعداد انگشتان دست تجاوز نمی کند ، اگر چه با بلندگوی مجازی و غیر مجازی سروصدایشان بیشتر شنیده میشود .
۳- منظور پنهان، آشکار و استناد به براندازان شاه اللهی یا سکتاریستها ، تاکتیک و بهانه همیشگی اصلاح طلبان، تحول خواهان بوده است برای به سخره گرفتن و ندیدن جبهه نامتشکل میلیونی مردم برانداز ایران . به عبارتی اینگونه استناد و انگ زدن برای ترساندن نیروی واقعی برانداز داخل بکار گرفته می شود. اگر چه مردم رای نه خود را داده اند و می شود تعابیر گوناگونی از آن داشت ،اما یک چیز مسلم است این مردم این رژیم را نمی خواهند حتی به تعابیر گوناگون آنها را دسته بندی کنیم ، ماهیت عبور از رژیم و خواست قلبی به زیر کشیدن رژیم از طرف توده میلیونی را نمی توانیم انکار کنیم . باید آقایان کینه ورز از تخریب براندازان خشونت پرهیز دست بردارند.
دم خروس زمانی پیدا میشود که زیدآبادی اشاره می کند «کار شما چه ربطی به آقای نوری‌زاد دارد ....» یعنی براندازانی بودن شما چه ربطی با کار نوری‌زاد دارد ...خودتان را بیخود قاطی نکنید . او نمی خواهد مردم داخل و خارج را در یک قطب متحد گریز از رژیم ببیند، اینگونه جداسازی شگرد سیاسی نادرستی است که کمتر بوی اعتماد بنفس میدهد 
من و هزاران براندازی که برای آزادی گنجی ، زیدآبادی و دیگر زخم خوردگان رژیم در خیابانهای اروپا فریاد می‌زدیم ،نامه نگاری ها به محافل بین‌المللی و احزاب سیاسی اروپا داشته ایم ، از کار خود پشیمان نیستیم ، ما همان هستیم که بیانیه ۱۴ نفر شجاع را جهانی کرده بودیم ، همانهایی هستیم وقتی نوری‌زاد ، زیباکلام در رابطه بازلزله کمک خواستند با جان و دل وصل شدیم ..
آنموقع هم برانداز بودیم ... زمانی دفاع از نوری‌زاد را ما در اروپا شروع کردیم ، از طرف همیشه براندازان متهم شده بودیم که چرا عامل یا فرستاده رژیم را اهمیت می دهیم ..
نوری‌زاد ،این فشرده وجدان بیدار سرزمینمان خود قهرمانه امتحان پس داد و مخربین برانداز در کنار سکوت مطلق اصلاح طلبان رژیم ادعای روسفید نمی توانند داشته باشند ... ...
آری او ، حضورش ،مبارزه اش به همه ما از هر گونه گرایش سیاسی مربوط است ... او آرش وار به همه ما از جمله به خود شما گره خورده است . بجای وقت بی جهت برای کم جلوه دادن وزن براندازان بهتر است به دیدار نوری‌زاد بروید و دست در دست او بگذارید ، که در آن صورت در جایگاه دردمندان با حفظ نظرات مستقل خود احترام بیشتری می یابید.
..........................................................................
نوشته کوتاه زیدآبادی، از صفحه عیسی سحرخیز
نوریزاد و من!
احمد زيدآبادى
در پی مرخصی استعلاجی محمد نوریزاد زندانی سیاسی معروف، سایتی به اسم ایران‌گلوبال عکس فوق را منتشر کرده و با تیتری تحت عنوان: آقای زیدآبادی این شخص را می شناسید؟نوشته است:
"این شخص یکی از نمایندگان شاخص همان براندازهائیست که شمایان برای خوشایند حاکمان و مسئولین امنیتی پرونده هایتان چپ و راست در هر مناسبتی مسخره شان میکنید..."
خب، اولاً من چپ و راست، براندازان را مسخره نمی‌کنم، گاهی آن هم به ندرت مسخره می‌کنم! ثانیاً، همۀ براندازان بخصوص آقای نوریزاد و دوستانش را مسخره نمی‌‌کنم فقط طیف فحاش و پرمدعای آنها را پس از هر بار زیاده‎روی‌شان در فحاشی شخصی مسخره می‌کنم.
ثالثاً به قول سعدی "بیار آنچه داری ز مردی و زور"! کار شما چه ربطی به آقای نوریزاد دارد؟ رابعاً، نگاهی به کامنت‌های دوستانتان در مورد نوریزاد بیاندازید. عمدتاً متهم کردن او به فریبکاری و دروغ است! خامساً آیا از مرخصی نوریزاد واقعاً خشنودید یا اینکه آن را ترفندی برای بهبود وجهه حکومت می‌دانید؟ سادساً برای نوریزاد عزیز و دردکشیده که البته شیوه و اصول کارش مورد پسندم نیست، آرزوی تندرستی عاجل و رهایی همیشگی از بند می‌کنم.
Iranglobal
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

عنوان مقاله: 
کمی درد دل ....
عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
احمد را از بن دندان !باید درک کرد و شناخت .. این مرد میدان و پهلوان دیارمان همانست که میگوید و می نویسد / بری از هر گونه ریا و تملق و بدور از تعارف و اغراق هر چند با همه اینگونه پندارها اشناست !