دمتان گرم مسئولان ازبکی سازمان دهندگان مبارزه با کرونا

مقصدم بیمارستان جدیدی است در قسمت انتهائی شهر تاشکند منطقه" زنگی آتا" .بیمارستانی برای بیماران کرونائی که وضعیت بیماری آن ها حاد و احتیاج به اکسیژن ومراقبت های ویژه دارند . پسر خوانده ام یورا در آن جا بستری است . سال هاست به این قسمت شهر نیامده ام .هنوز تصورم از این منطقه همان آپارتمان های بتونی بدون هیچ گونه زیبائی است .برایم باور نکردنی است قادر به شناسائی من
 
دمتان گرم مسئولان ازبکی سازمان دهندگان مبارزه با کرونا.
ننگ بر حکومت اسلامی ایران که هنوز قادر به تصمیم گیری برای واکسناسیون مردم نیست!
مقصدم بیمارستان جدیدی است در قسمت انتهائی شهر تاشکند منطقه" زنگی آتا" .بیمارستانی برای بیماران کرونائی که وضعیت بیماری آن ها حاد و احتیاج به اکسیژن ومراقبت های ویژه دارند .
پسر خوانده ام یورا در آن جا بستری است . سال هاست به این قسمت شهر نیامده ام .هنوز تصورم از این منطقه همان آپارتمان های بتونی بدون هیچ گونه زیبائی است .برایم باور نکردنی است قادر به شناسائی منطقه نیستم !شهری عظیم ساخته شده با آپارتمان هائی بغایت زیبا با فضای سبز، زمین های بازی، مدارس، خیابان های عریض و ساختمان های اداری مدرن!دفاتر نمایندگی شرکت های معتبر آمریکائی و اروپائی با پرچم های رنگارنگ کشور ها که درمقابل ساختمانهای مدرن افراشته شده اند. نشانه ای از سیاست تعامل با جهان وجذب سرمایه گذاری خارجی.کشوری که در اوج بحران رکود ناشی از کرونا رشد اقتصادی پنج و هفت دهم را در کارنامه خود دارد.
در جائی دورتر ازاین مجموعه شاید یکی از بزرکترین ومدرن ترین کارخانه نورد فولاد ساخته شده است. بنائی که در نگاه نخست فکر می کنم یک مجموعه بزرگ شهری است!
راننده می گوید:" کارخانه نورد است که میلیاردر ازبک علیشر عثمان اف با آخرین تکنولوژی معاصر ساخته است."
اندکی دورتر در میانه دشتی وسیع بیمارستان تازه ساز برای مقابله با کرونا قرار دارد.آمبولانس ها مرتب در حرکت هستند .دکتری با لباس کامل ایمنی در ورودی بر کار حمل بیماران وجوابگوئی به خانواده ها ایستاده است.مودب ومهربان.اثری از ترشروئی وتندی بر خورد در او نمی بینی .
چنان نظمی بر محوطه بیرونی حاکم است که آرامشت میدهد. بیمارستانی بزرگ که در آن برای تمامی بیماران بد حال تخت برای بستری شدن وجود دارد.تمامی تخت ها یک ست کامل مجهز به دستگاه های لازم است. از مانیتور های کامپیوتری تا دستگاه اکسیژن .دارو کاملا مجانی با روزانه پنج وعده تغذیه و پزشکانی که تمام وقت در حال مراقبت می باشند.
باتحسین وافسوس به این مجموعه مدرن وکامل نگاه می کنم به خانواده ها که با متانت و آرامش در انتظار دادن وسیله ای به بخش پذیرش وسایل برای بیمار خود هستند.من هم وسایل شخصی آورده ام راتحویل می دهم .تحویل گیرنده مردی است بنام انور با چنان دقت و محبتی بر خورد می کند که از التهاب وسیله دهنده می کاهد و تسلی خاطر می دهد.
به فارسی شکسته بمن که در این جند روز شناخته می گوید:" نگران نباش همه این جا در خدمت بیماران هستیم . با خیال راحت برو!"
دولت در شروع اپیدمی با ایجاد منع رفت آمد بین شهر ها ،کنترل مرزهای ورودی ، استفاده اجباری برای زدن ماسک .بستن مراکز پر تردد و اطلاع رسانی مرتب نخستین هجوم کرونا را به بهترین شکل ممکن کنترل کرد طوری که میزان تلفات بسیار اندک بود .تخت های بیمارستانی خالی ماند .
موج جدید دلتا دور جدیدی است که شروع گردیده است .دولت بلافصله بیمارستان هارا فعال و با تمام توان تلاش در جهت مهار وکنترل آن دارد.واکسناسیون با نظم ودقت همزمان با آمدن واکسن شروع گردیده و کمیته های انتخابی محلات به تک تک خانه هائی که ساکنان بالای پنجاه سال دارند مراجعه و ضمن دادن اطلاعات لازم برای آن ها زمان معین کرده که به کلنیک های محله مراجعه و واکسینه شوند .در حال حاضر بخش وسیع افراد بالای پنجاه سال واکسن های دو گانه را گرفته اند.
جامعه بدون التهاب کار روزانه خود را پیش میبرد. وزارت بهداشت درتعاملی اعتماد برانگیز با مردم کار های لازم را سازماندهی و جوابگوست .هرچند که مردم نیاز به توضیحات وزیر بهداشت ندارند.چرا که هر کس باید بکار خود باشدو آن را به بهترین نحوه انجام دهد تا چرخ جامعه را مشترکا بچرخانند .
به دور دست به جائی که سرزمین مادری ام آن جاست می نگرم بجائی که دیگر گورستان های آن ظرفیت پذیرش مردگان را ندارد .جائی که وزبرش انتقاد کنندگان را با رکیک ترین کلمات مورد هجوم قرار می دهد وبیمارستان هایش لبریز از مریضان کرونائی است.سرزمین به افلاس نشسته ای که حتی قادر به تامین اکسیژن بیماران خود نیست.
لعنت ابدی بر حاکمانی که از کشوری ثروتمند وتاریخی که در مسیر ترقی افتاده بود جهنمی ساختند که در آن دیگر کسی به نوای عاشقی وزمزمه حیات نمی اندیشد.سرزمینی غرق شده در فساد ،دروغ و خشونت .سرزمینی ویران شده که مردمانش برای واکسن زدن به ارمنستان می روند .سرزمینی که شادی از آن رخت بر بسته ونا امیدی از چشم انداز های آتی بر دل ها چنگ انداخته است .
حاکمان متحجر وابله بحای چاره حوئی مقابله با مصائب ریز ودرشت ناشی از عملکرد چند دهه حکومت نکبت خود .هنوز در فکر گذرانبدن طرح وقانونی برای رعایت حجاب و برخورد جدی با دارندگان سگ می باشند .نیروی انتظامیش برای بیرون کشیدن سگ از آغوش صاحب آن متوسل بسلاح گرم می گردد .
حکومتی که بزرگنرین دغدغه فکریش نه جان انسان بل افزودن بر اعدام ها و سازماندهی قاتلان برای ربودن وکشتن مخالفان خویش است.جانیان بی یقه و بی مسئولیت!کوتوله های تاریخی، بی هیچگونه جوابگوئی . "با کشورم چه رفته است؟ ما در کحای جهان ایستاده ایم ؟ دمتان گرم دولت مردان ازبکسانی که سگتان "توهین به سگ تلقی نشود" بر رجاله گان و فاسدان پر مدعای حاکم بر ایران ارجح تراست.ابوالفضل محققی
Kan være et billede af himmel og skyskraber
 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: 

دیدگاه‌ها

تصویر نظرات رسیده

عدم انتشار شده: 
false
نظر: 
Ali Ekhlasi
تصویری که از تاشکند به‌ویژه بیمارستان مذکور داده‌ای با آنچه من سه دهه پیش دیده بودم و نیز با حد انتظار من بسیار متفاوت، شگفت‌انگیز و تحسین شونده است. در آن دوره بیمارستان جای