کس نخارد پشت من

اگر آمریکا این اینترنت ماهواره ای را روی فضای تمام ایران فعال کند، فقط در عرض سه روز می تواند رژیم را مجبور به ارسال نمایندگانش پای میز مذاکره در وین کرده و همه شرائط خود را به جمهوری اسلامی دیکته کند. اما مسئله اینجاست که آمریکا و متحدانش، مانند رژیم اسلامی ایران، خواهان وارد کردن عامل مردم و فشار اعتراضی آنها به معاملات و مذاکرات سیاسی خود با رژیمهای خودکامه نیستند و این را مسئولان رژیم هم بخوبی می دانند.

 

 

در اخبار آمده است که مناطق غرب کشور تحت پوشش اینترنت پرسرعت ماهواره استرلینگ قرار می گیرد و مردم این مناطق می توانند با خرید خدمات این ماهواره از اینترنت پرسرعت و دائمی آن استفاده کنند. طبعا این خبر می تواند موجب نگرانی مجلس و دولت گوش به فرمان رژیم اسلامی شود. آنان که عجولانه و برای مقابله با جنبش اخیر مردم، اقدام به طرح « صیانت از فضای مجازی و اینترنت » کرده و آنرا به کمیسیون ویژه ای برای تصویب بی سر و صدا سپرده بودند، حالا متوجه شده اند که اگر آنها اینترنت را بطور کامل هم بروی مردم ببندند، تکنیک پیشرفته امروز که از جمله در اختیار آمریکا هست می تواند امکان دستیابی به فضای مجازی را ورای دستگاههای محدود و مسدود کننده رژیم اسلامی در اختیار مردم قرار دهد. اگر آمریکا این اینترنت ماهواره ای را روی فضای تمام ایران فعال کند، فقط در عرض سه روز می تواند رژیم را مجبور به ارسال نمایندگانش پای میز مذاکره در وین کرده و همه شرائط خود را به جمهوری اسلامی دیکته کند. اما مسئله اینجاست که آمریکا و متحدانش، مانند رژیم اسلامی ایران، خواهان وارد کردن عامل مردم و فشار اعتراضی آنها به معاملات و مذاکرات سیاسی خود با رژیمهای خودکامه نیستند و این را مسئولان رژیم هم بخوبی می دانند.
مردم ایران باید بدانند که نمی توانند چشم انتظاری به غرب در مبارزه با رژیم حاکم داشته باشند. آنان از عامل مردم فقط بعنوان اهرم فشار به رژیم استفاده می کنند و حقوق بشر در کشورهای خاورمیانه خیلی هم دغدغه فکری آنان نیست. اگر بخواهیم کمی بیشتر با خودمان صریح و با غرب بی رودربایستی باشیم، می شود گفت که در پس ذهن مردمان کشورهای غربی ( تحت تاثیر تبلیغات هدفمند رژیمهایشان )، مردم خاورمیانه هنوز به آن درجه از رشد و بلوغ فکری نرسیده اند که لایق دمکراسی از نوع آنچه در کشورهای خودشان رایج است، باشند. و از این هم بدتر بسیاری از سیاستمداران شأن بر این باورند که نباید گذاشت مردم این کشورها از خواب چند صد ساله بیدار شوند و به حقوق شهروندی خود واقف گشته و فاصله بعید خود را با قافله تمدن کم کنند. آنان نمونه یک ژاپن سنتی را پیش چشم دارند که بعد از گسستن بندهای دست و پا گیر سنت های دیرپای شرقی با چه سرعتی تبدیل به یک قدرت بزرگ اقتصادی و سیاسی و رقیب غرب شده است. آنها به ژاپن دیگری در غرب آسیا و پشت دروازه های اروپا نیاز ندارند. تجربه رفتار اروپا با ترکیه به اندازه کافی گویای این معناست. اروپا بعد از سالها مذاکره طولانی با ترکیه سرانجام دروازه های خود را بروی ترکیه مسلمان باز نکرد و آن را در جمع اتحادیه اروپا و همسنگ خود نپذیرفت و این کشور را در دستان حزب اسلامی عدالت و توسعه و سلطان جدیدش اردوغان رها کرد. ترکیه اگر به اروپا می پیوست بدون شک و الزاما از سیستم های دمکراتیک رایج در اروپا تاثیر می گرفت و این تاثیرات یقینا در کشورهای همسایه اش نیز منعکس شده و منجر به اقبال بیشتر مردم به روابط دمکراتیک می گردید، چیزی که گویا سیاستمداران غربی ما را شایسته آن نمی دانند.
متاسفانه در جنبش‌های اعتراضی اخیر مردم ایران برای درخواست اصلاحات ساختاری و کمی آزادی با قبول رهبری اصلاح‌طلبان حکومتی، بجز حرفهای کلی هیچ کمک موثری را از جانب کشورهای مدعی طرفدار حقوق بشر شاهد نبوده است. در سالهای اخیر و در جریان خیزش های اعتراضی دیماه ۹۶ و آبان‌ماه ۹۸ نیز همه تلاش آمریکا و اروپا با همراهی چین و روسیه معطوف به توافق با رژیم ایران در مذاکرات مربوط به تلاش ایران برای دستیابی به انرژی هسته ای بوده است. آنان توجهی به نقص فاحش حقوق بشر توسط رژیم ایران نداشته و برعکس بکرات دیده شده که بروز اعتراضات را در ایران تبدیل به اهرم فشاری به رژیم اسلامی برای گرفتن امتیازات اقتصادی کرده اند و نه بهبود رعایت حقوق بشر به نفع مردم ایران. این معنا بوضوح در زمان جنبش سال ۸۸ و زمان پرزیدنت اوباما تجربه شد. در حالیکه مردم در خیابانهای تهران و دیگر شهرها بصورت میلیونی فریاد می زدند،« اوباما، اوباما، یا با اونا یا با ما»! اوباما بصورت پنهانی سه نامه برای خامنه ای فرستاده و به بهانه اینکه تصمیم گیرنده اصلی در ایران اوست، خواهان روابط نزدیک با شخص او و رژیمش شده بود. اوباما نیز روابط با رژیم اشغالگر، خونریز و آزادی کش ایران را به کمک و ایجاد رابطه انسانی با مردم ایران ترجیح داده بود! این تجربیات به مردم تحت ستم ایران ثابت می کند که « کس نخارد پشتشان جز ناخن انگشت شأن »!
مردم ایران باید بدانند که برای به بازی گرفته شدن در معادلات سیاسی باید روی پای خود بایستند و قوی شوند. مانع اصلی در بدست گرفتن سرنوشت خود در یک نظام دمکراتیک رژیم قرون وسطایی جمهوری اسلامی است. با اتحاد و اتفاق این رژیم را از پیش پای برداریم! آینده از آن ماست!

انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: