"نسل کرونا" و خانواده های نگران

بیماری کووید 19 بیش از یکسال است که مردم دنیا را درگیر خود کرده و تا کنون قربانیان زیادی گرفته است اما موضوع به همین سادگی نیست و به نظر می رسد که ما پس از این با نسل جدیدی با عنوان"نسل کرونا" مواجه هستیم. کودکانی که مهمترین روزهای زندگی خود را در قرنطینه سپری کرده و نیاز تعلق به گروه در آنها بدون پاسخ مانده است. از طرفی حضور در جامعه برای آنان بسیار مهم است و از طرفی محکوم به ماندن درخانه و سپری کردن اوقات خود با خانواده کوچکی که دارند، هستند.

بیماری کووید 19 بیش از یکسال است که مردم دنیا را درگیر خود کرده و تا کنون قربانیان زیادی گرفته است اما موضوع به همین سادگی نیست و به نظر می رسد که ما  پس از این با نسل جدیدی با عنوان"نسل کرونا" مواجه هستیم. کودکانی که مهمترین روزهای زندگی خود را در قرنطینه سپری کرده و نیاز تعلق به گروه در آنها بدون پاسخ مانده است. از طرفی حضور در جامعه برای آنان بسیار مهم است و از طرفی محکوم به ماندن درخانه و سپری کردن اوقات خود با خانواده کوچکی که دارند، هستند.
ماندن در خانه وابستگی کودکان به خانواده را بیشتر می کند و شاید در آینده تاثیرات منفی در مستقل شدنشان داشته باشد.
از لحاظ آموزشی نیز در این دوران کودکان و نوجوانان مجبور هستند تا بصورت مجازی از راه دور تحصیل کنند و همین مساله کیفیت آموزش را تحت تاثیر قرار خواهد داد.
مشکلات مالی در سرگرم کردن کودکان و نوجوانان در خانواده و نداشتن امکان استفاه از تلفن هوشمند نیز از موضوعات جدی است که حتی سبب خودکشی کودکان نیز شده است.
دکتر "سیمین صبری" روانپزشک، درباره اهمیت حضور کودکان در جامعه می گوید: کودکان از طریق معاشرت با دیگر کودکان، هویت خود را کسب می کنند و بخشی از جامعه می شوند.
وی با تاکید بر اینکه باید به کودکان خود در زمینه اجتماعی شدن کمک کنیم، می افزاید: اجتماعی شدن به چگونگی انطباق "کودک امروز" و فرد "بالغ فردا" با فرهنگ اجتماعی در محیط و جامعه اطلاق می شود. از طریق معاشرت ، کودک می فهمد که چه چیزی در جامعه و مهم تر از همه در ارتباط با دیگر انسانها درست و غلط است. یادگیری به محض تولد آغاز می شود و هرگز پایان نمی یابد.
 این روانپزشک می گوید : اجتماعی شدن یک مرحله اصلی در روند بالغ شدن است که آغاز آن در اوایل کودکی است، زیرا در آن زمان است که انسان برای یادگیری آماده است و فرم می گیرد و شخصیت اش تشکیل می شود. کودکان در واقع با توانایی یادگیری و نیاز به تحرک اجتماعی به دنیا می آیند. آنها به توسعه تعلق و دوستی نیازمند هستند، که بخصوص در سالهای اول نقش اصلی را بازی می کند. همه ما با پتانسیل بالایی برای دوست یابی به دنیا آمده ایم. اما در عین حال پتانسیل پرخاشگری و خشونت نیز داریم. این محیط است که تصمیم می گیرد کدام یک از این دو طرف برنده شود. تمرین در این زمینه فقط در ارتباط با دیگر کودکان است نه تدریس و درسهایی تئوریک به کودک.
 دکتر صبری در ادامه خاطر نشان می کند که کودکان بطور عمده از نگاه به دیگران یاد می گیرند. او در تحلیل این مساله می افزاید: کودکان به رفتار افراد پیرامون خود و پیامدهای آن نگاه می کنند و نتیجه گیری می کنند. افراد خانواده نقش مهمی در این زمینه دارند زیرا آنها اولین افرادی هستند که با آنها روابط اجتماعی داریم. آنها به عنوان مدل ها، آگاهانه یا ناخودآگاه، عمل می کنند و در همه حال به کودکان ارزش می دهند. یا ارزش مثبت یا منفی که بستگی به موضوع مورد بحث دارد.
وی در ادامه مدرسه را کلید بعدی اجتماعی شدن می داند که بسیار مهم است و ادامه می دهد: نحوه تدریس معلمان ، رفتار آنها با کودکان و نگرش آنها بر رفتار کودکان تأثیر می گذارد.
این روانپزشک رسانه ها را نیز بسیار با اهمیت بر می شمرد و می گوید:رسانه ها اطلاعات اجتماعی را گسترش می دهند. تلویزیون و سایر رسانه های مشابه با زبان ساده و بصری نمونه هایی از رفتار خوب و بد را به کودکان ارائه می دهند. رعایت آنچه بچه ها از تلویزیون می بینند مهم است.
وی در ادامه خاطر نشان می کند: کودکان همچنین می توانند دوست شدن را از طریق بازی بیاموزند. کودکان از طریق بازی یاد می گیرند که با همکلاسی ها کنار بیایند و به صورت تیمی با هم کار کنند. آنها فقط و فقط در آمیزش با دیگر کودکان یاد میگیرند چگونه در کنار دیگر انسانها اوقات لذت بخشی داشته باشند و ارزش های انسانی چون "بخشیدن" بعد از مشاجره و به اشتراک گذاشتن اسباب بازی ها و حتی در صورت لزوم کمک به دوست چه ارزش مهم و احساس خوبی است.
دکتر صبری تاکید می کند : داستان ها ، افسانه ها و کتاب ها برای اجتماعی شدن کودکان بسیار مهم است. بچه ها عاشق این فعالیت ها هستند. خواندن داستان تأثیر زیادی بر نحوه یادگیری رابطه با دیگران دارد. از طریق این داستان ها ، کودکان تخیل خود را پرورش می دهند. قهرمان های دادستان ها هم نقش مهم در آموختن ارزش های خوب به کودکان دارد اما جای عمل و ارتباط با کودکان دیگر را نمی گیرد. همیشه باید به خاطر داشته باشید که فرد از تصاویر و داستانها بیشتر از بحثهای نظری می آموزد. بنابراین باید اطمینان حاصل کنید که آنچه به آنها می آموزید و به آنها نشان می دهید، یکسان باشد.
 وی در پاسخ به این سوال که آیا تنهایی کودک در دوران کرونا باعث افسردگی کودک خواهد شد ، می گوید: افسردگی در هر سنی حتی کودکی ممکن است. در این صورت باید علت آن جستجو شود و از میان برداشته شود. تنها بودن ، در دوران قرنطینه به تنهایی نمی تواند عامل افسردگی محسوب شود و بستگی به این دارد که سرپرست و مسوول یا والدین این مسئله را چگونه به کودک تفهیم می کند. اگر والدین از قرنطینه و ارتباط محدود با دیگران، نه مثل تهدید بلکه مثل یک فرصت استفاده کنند که به کودک نزدیک تر شوند، مثلا  در مورد ویروس و اینکه" تمام کادر پزشکی در حال پاک کردن کره زمین از شر آن است" و این سخنان امنیت بخش با او حرف بزنند، با  کودک بازی کنند و برای او کتاب بخوانند یا داستان بگویند، کافی است که دوری آنها را برای مدتی محدودی از دوستانشان جبران شود. وگرنه احتمال بالا رفتن رفتارهایی ناشی از اضطراب و دلتنگی دست می دهد که به افسردگی هم می انجامد و بسیار هم جدی است.
وی تاکید می کند: کودک تنها همانطور که گفته شد احتیاج به سوسیال شدن و کمک از طرف والدین دارد و صد البته که اگر به حال خود رها شود، به زودی ترس و تنهایی بر او چیره شده و عوارض و نشانه های افسردگی چون انزوا، پرخاشگری، خواب بد و بی اشتهایی... به سراغش می آید.
این روانپزشک خاطر نشان می کند: اجازه دادن به این که کودک به شکل نامحدود در اینترنت و دنیا مجازی باشد عوارض دیگری خواهد داشت که در این مورد بسیار گفت و گو می شود که باید محدود شود.
وی در مورد شرایط کرونا در خانواده های پرجمعیت تر که فرزندان بیشتری دارند می گوید: صد البته کودکان در خانواده پر جمعیت در این مورد خوش شانس تر هستند اما ممکن است از هم دیگر خسته شوند و احتیاج به ایجاد فاصله و دوری از هم داشته باشند که از "دعوا و جنجال " در خانه جلوگیری شود.
دکتر صبری درباره اهمیت دولت به پرداختن این موضوع تاکید می کند: در کشورهایی رشد یافته چون نروژ کودکان از بدو پیدایش ویروس جدی گرفته شدند و حتی نخست وزیر کشور با آنها در جلسه پرسش و پاسخ چند ساعته ظاهر شد که بسیار اهمیت داشت. از آوریل سال پیش هم نهاد های مختلف برای کمک به کودکان در دوران بحران کرونا در نظر گرفته شده است که آنها را به همراه والدین پذیرا است. اما بدبختانه در کشورهایی رشد نیافته چون ایران دولت حتی بزرگسالان نیز جدی گرفته نشدند و گمان نکنم امکاناتی دولتی برای مشاوره رایگان در اختیارمردم گذاشته شده باشد.
این روانپزشک یادآور می شود: هنوز چند ماه از ظهور کرونا نگذشته بود که سازمان بهداشت جهانی از افزایش خشونت خانگی علیه زنان و کودکان خبر داد. خشونت علیه زن دقیقا موازی با خشونت روحی علیه کودک است، اگر حتی مستقیما مورد خشونت فیزیکی قرار نگیرند. مدرسه تنها پناه کودکان در این شرایط است که بسته بودن آن تنها محل آرامش نسبی را به روی او می بندد. در ایران که خشونت خود از طرف رژیم مرتب به اشکال گوناگون بازتولید می شود دولت دغدغه هایی از این قبیل را ندارد و این بار بر دوش خود ملت است که در صورت مشاهده چنین مواردی در خانواده ها ی اقوام و آشنا به ابتکار خود مداخله کنند و اجازه ندهند کودکان در این قربان گاه ها تنها بمانند.
وی تاکید می کند : در این شرایط ما نباید کودکان را فراموش کنیم چون آنها نسلی هستند که عوارض جانبی و اجتماعی این پاندمی را با خود خواهند داشت. هیچ کار پر زحمتی نیست که مثل نخست وزیر نروژ دو ساعت از وقتمان را به آنها اختصاص دهیم و هر سوالی در مورد ویروس و قرنطینه و دیگر کلمات "قلنبه سلنبه" که می شنوند، دارند را برای آنها توضیح دهیم. به این ترتیب کودکان آرامش پیدا می کنند و حس می کنند که این مسئولیت به دوش بزرگسالان است و آنها با جدیت تمام با یافتن واکسن و تدابیر دیگر این گره را خواهند گشود.
دکتر صبری می گوید که باید به کودکان بیشتر توجه کنیم و با آنها اوقات تفریحی که جایگزین کمبود بازی با گروه دوستان است، اختصاص دهیم.
دکتر "ناهید حسینی" پژوهشگر امور زنان و آموزش نیز در بررسی این موضوع، می گوید: در شرایط کرونایی و بسته بودن مدارس، تاثیرات فرهنگی، اجتماعی و روانی قابل توجهی بررشد کودک وارد خواهد شد، بطور مثال مادری می گفت دختر هشت ساله اش میترسد در اتاق خودش به تنهایی بخوابد و بخشی از ذهن و توجهش به ویروس کرونا اختصاص پیدا کرده و اضطراب واسترس دارد. شاید این تجربه بسیاری از کودکان باشد و نتیجه اش وابستگی بیشتر آنها به والدین خواهد بود.
وی در ادامه می افزاید: از طرف دیگر تمام روز بچه ها در خانه هستند و پر کردن وقت آنها کارآسانی نیست، دوری از محیط اجتماعی، باعث می شود کودکان گوشه گیر شوند و ممکن است اعتماد بنفس آنها کمتر شود.
وی تصریح می کند: من هیچ حسنی در بودن کودکان در خانه را نمی بینم ولی باید توجه داشت که ممکن است این شرایط، موقتی باشد و دوباره کودکان زندگی عادی خود را دنبال خواهند کرد. ضمن اینکه تمام دنیا با این مشکل مواجه هستند.
وی فراهم کردن تلفن هوشمند برای کودکان در کنار سایر فعالیت ها نظیر آموزش شطرنج، موزیک، داستان نویسی، رفتن به پارک را از کارهایی بر می شمرد که خانواده ها می توانند برای فرزندان در این دوران فراهم کنند ضمن اینکه میزان وابستگی به والدین در آنها را کمتر خواهد کرد.
وی درباره کیفیت آموزش در خانه می گوید: بطور کلی کیفیت آموزشی در مدارس ایران پایین است اما در شرایط کرونا به علت عدم دسترسی کودکان به وسایل آموزشی و نرفتن به مدرسه، به وضعیت آموزشی آنها لطمه بیشتری وارد آمده است. کودکان دوست دارند، یادگیری را به صورتی کاملا مشهود لمس و تجربه کنند و ببینند دیگران چگونه انجام می دهند. ارتباط عاطفی بین شاگرد و معلم و با دانش آموزان دیگر میزان یادگیری و بخصوص مهارتهای اجتماعی را گسترش می دهد. وقتی محیط واقعی آموزشی از آنها گرفته شود بطورطبیعی رغبتی به یادگیری نخواهند داشت، به خصوص دانش آموزان پیش از این نیز با توجه به محیط غیرفعال و ناشاد مدارس رغبت زیادی به رفتن به مدرسه نداشتند، حالا میتوان تصور کرد که وضعیت نامناسب تر هم هست.
این پژوهشگر درباره سیستم های آموزشی آنلاین می گوید: شبکه شاد که سیستم آموزشی آنلاین است، به دلایلی تا بحال نتوانسته نیاز کودکان را برآورده کند. اول اینکه همه کودکان مبایل یا تابلت ندارند. بنا بر آمار رسمی دولتی بیش از سه میلیون دانش آموز از دسترسی به تلفن هوشمند و اینترنت محروم هستند. مشکل دیگرعدم توانایی آموزگاران در استفاده از کامپیوتر برای آموزش تعداد زیاد دانش آموزان است.این شیوه آموزش نیاز به مهارت و سرعت عمل دارد و اگر در این زمینه هم ضعف وجود داشته باشد، کودک تحمل این وضعیت را ندارد و عصبی می شود و از طرف دیگر ممکن است والدین در این زمینه مهارت کافی نداشته باشند، که خود موجب دلسردی کودکان از آموزش می شود.
دکتر حسینی همچنین تراکم آموزشی و عدم رعایت پروتکل های بهداشتی است را از دیگر مشکلاتی می داند که متاسفانه شرایط نگران کننده ای را هم برای معلمان و هم خانواده ها بوجود آورده است.
وی با اشاره به اینکه آموزش شکل های مختلف دارد و آموزش از راه دور یا مجازی، آخرین نوع یادگیری است، نکات مثبت و منفی این سبک از آموزش را بر می شمرد و درباره نکات مثبت آن می گوید: در این روش دیگرنیازی به یک فضایی ساختمانی نظیر مدرسه و دانشگاه و کتابخانه برای یادگیری نیست.همچنین به وقت محدود نیاز ندارد و هر زمان می توانید بیاموزید. به هر گونه اطلاعاتی دسترسی دارید نو بلافاصله می توانید جواب سوال خود را پیدا کنید.مطالب به شکلهای متفاوت صوتی و تصویری و نوشتاری در فضای مجازی وجود دارد و بستگی به شرایط شما، نوع آنرا می توانید انتخاب کنید.دانشگاههای آنلاین درست شده و بسیار در وقت و خرج، صرفه جویی می شود.امکان انتخاب برای دانشجو بیشتر شده و در هر کجای دنیا باشد می تواند دانشگاهی برای تحصیل انتخاب کند دانشجو "جوینده" می شود، خودش جواب سوال خود را پیدا میکند در حالیکه در سیستم سنتی همیشه معلم جوابها را در اختیار آموزندگان قرار می داد.
این پژوهشگر اما در معایب این مدل آموزشی با اشاره به دوری از محیط اجتماعی و تنها شدن بیشتر انسان، می افزاید:در کشورهای غیر دموکراتیک و یا فقیر، امکان داشتن اینترنت پر سرعت وجود ندارد و این مساله باعث از دست رفتن انگیره یادگیری می شود. ممکن است اطلاعات نادرستی داده شود و باید به منابع معتبر مراجعه کرد.کنترل جدی در فضای مجازی نیست و ممکن است روش درست یادگیری از مسیر خود خارج شود.آسیب زدن به چشم و دیگر مشکلات جسمی نیز درصورتیکه فعالیت جسمی کنار گذاشته شود،مشهود است.
دکتر حسینی تصریح می کند: بطور کلی هر شیوه آموزشی معایب و محاسن خود را به همراه دارد و بشر ناچار است با شرایط زمانی خود را منطبق کند. در حال حاضر شیوه یادگیری بشکل مجازی انجام می گیرد و همه باید خود را با این شرایط وفق دهند.
وی در ادامه تصریح می  کند:متاسفانه تعداد زیادی از کودکان در ایران از تحصیل باز مانده اند و دلیل اصلی آن فقر است، به خصوص در مناطقی مثل سیستان و بلوچستان، کرمان و ایلام؛ دانش آموزان دارای وسایل لازم آموزشی نیستند و بطور یقین دولت در این زمینه مقصر است که امکانات حداقلی را برای آموزش در اختیار دانش اموزان قرار نداده است و متاسفانه این بی تدبیری ها باعث افزایش آمار جمعیت بی سواد در کشور می شود.
وی در ادامه خاطر نشان می کند: ما درایران 10 میلیون نفر بیسواد وحدود 10 میلیون نفر کم سواد داریم، بیشتر این افراد در مناطق فقیر و یا در روستاها زندگی می کنند و حتی مدرسه ندارند، وقتی معلم حضور نداشته باشد و امکانات کافی نباشد، معلوم است که با داشتن والدین بی سواد، کودکان بیشتری بی سواد خواهند ماند. در این شرایط که دولت ناتوان از وظایف خود در دادن سرویس به شهروندان است، کسانی که در خاتواده با سواد هستند می توانند به کودکان آموزش دهند. خانواده ها می توانند همدیگر را دراین زمینه کمک کنند. ویدیویی را می دیدم که یک خانم معلم در کردستان هر روز در شرایط سرما تا بالای تپه نزدیک خانه اش می رفت تا بتواند به اینترنت دسترسی داشته باشد و با دانش آموزان خود در ارتباط باشد. یا کودک کاری که خواهرش به او آموزش می داد و یا مادری که هر روز دو ساعت برای فرزندش وقت می گذاشت و درسهای مدرسه را به او آموزش می داد. خوشبحتانه کمترکسی به دنبال آموزش قرآن و تعلیمات دینی می رود.
وی تاثیر شرایط مالی را در آموزش در شرایط کنونی بسیار مهم بر می شمرد و می گوید: اگر خانواده ها از وضع مالی بهتری برخوردار باشند، می توانند امکانات تحصیلی را برای فرزندان خود فراهم آورند. در شرایط کرونا داشتن یک تلفن هوشمند یا تبلت از وسایل ضروری دانش آموزان برای استفاده ازشبکه شاد محسوب می شود و یا اینکه داشتن کتاب های مختلف، وسایل موسیقی، امکانات ورزشی و دیگر وسایل دیگر آموزشی در خانه می تواند به کودکان کمک کند. اما از طرف دیگه شرایط نامناسب مالی به میزان خودکشی کودکان در ایران افزوده است.

 

منبع: 
منبع: رسانه زنان ایران W.I.S.E Media
بخش: 
انتشار از: 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

         

 

نظردهی با فیسبوک: