تفاوت لائیتیسیته با سکولاریزم بهمراه گفتگوی رادیویی
06.08.2021 - 14:09
تفاوت لائیتیسیته با سکولاریزم 
به باور من ضرورت انتخاب لائیتیسیته بعنوان گزینه مناسب در اینده سیاسی سرزمینمان برای از بین بردن کامل معضل اصلی سرزمینمان و جامعه جهانی بشر عینیت گویا و پاسخ جدی به این نیاز و ضرورت است.بدون نابودی کامل این مانع جدی (تقدس و دین) در راه رشد تکامل انسانی جامعه متمدن بشری همچنان شاهد کشتار و جنایت و ویرانی و جنگ و خونریزی و نابودی سرزمینمان و منطقه خاورمیانه و جهان خواهیم بود.
به باور من،سکولاریزم و لائیسیته دومفکوره و روش و مفهوم جداگانه و متفاوت در برخورد با معضل دین هستند که اکثر مواقع به اشتباه در مفهوم و تفکر  مشابه به حساب می ایند.
سکولاریزم گزینه و مدل تفکری جدایی دین از سیاست ، بدون اعمال جبر است حال  اانکه لائیتیسه ، راهکار پایان دهی به هر نوع حکومت دینی و مذهبی و ایدئولوژیک و پایان دهی به تقدس است.
لائیتیسه علاوه بر مدل و گزینه و اندیشه ، راهکار ممنوعیت ورود دین و ایدئولوژی و همه باورهای مقدس گشته در سیاست و حکومت در  همه حوضه های اجتماعی است
در جامعه بشدت مذهبی سرزمینمان که فرهنگ غالب مذهبی و تقدس در ان در همه ساختارهای اجتماعی و ذهنی و فرهنگی جامعه ریشه دوانده ، یگانه راه حل مقابله با این الودگی، نابودی کامل این ذهنیت ارتجاعی  ، در همه ساختارهای اجتماعی است.
سکولاریزم تنها مانع از ورود دین به حوزه سیاست میگردد حال انکه تفکر لائیتیسیته ،بعنوان یک راهکار ، برنامه نابودی کامل این ذهنیت و تفکر ضد بشری  که  اصلیترین مانع  جدی برای پیشرفت و کسب مدرنیت و تمدن انسانی شمرده میشود  را ارائه میدهد.به باور باور من،بدون نابودی کامل این مانع جدی  ، تکامل جامع بشری برای رسیدن به تمدن و تکامل و پیشرفت و سعادت بشری  امری محال است.
در سیستم تفکر لائیک ، در مرحله نخست بعنوان یک مرحله گذار، ازادی دین بعنوان امر شخصی تضمین میگردد و با اجرای قوانین سخت کنترل شده  ان را محدود کرده و سپس با اموزش و پرورش صحیح نسلهای بعدی ، همه تفکر های معیوب  را در باور  نسلهای بعد نابود میکند.بدیهیست که تفکر مذهبی و باورمندی و همه ایدئولوژیهای مقدس گشته با تکثیر اجباری این باور و انتقال ان به نسلهای بعدی بازتولید گشته و ادامه حیات میدهند. انتقال تفکر دینی  توسط ابزار و عامل وراثت و گسترش اجتماعی ان توسط قانونمندی سیستم لاییک متوقف خواهد شد . در پروسه و تفکر غالب و مرسوم گشته سکولاریزم ،هیچ مانعی از گسترش باورمندی به ادیان توسط خانواده بعنوان مالک فرزندان خود وجود ندارد.علت شکست این روش در جوامع مترقی بشری در قرن حاضر این ضعف عریان و عمده ان است زیرا اکثر دولتهای بظاهر مدعی سکولاریزم نماینده تفکر و فرهنگ و دین و مذهب رایج  در سرزمین خود هستند.اکثر دولتهای سکولار نشان و نمایندگان سیاسی ان بر اساس قوانین مذهبی و دینی رایج خود اسیر فشار این تفکر و فرهنگ و باور هستند بعنوان مثال کشورهای مسیحی نمیتوانند مانع از گسترش دین اسلام و یا یهود گردند زیرا در صورت اعمال محدودیت به ان ادیان مجبور به اعمال این محدودیتها به دین مسیحیت نیز میگردند و عاجز از برخورد جدی با این معظل ضد بشری هستند. در تفکر و سیستم لائیک بدون تبعیض همه ادیان محدود خواهند شد و به  این دور باطل  مالکیت خانواده و تعیین  سرنوشت نسلهای بعد پایان داده میگردد.
بزرگترین ضعف تفکر سکولاریزم در قبال همه ادیان خصوصا ادیانی مثل یهودیت و اسلام است  که با سیاست عجین گشته و نمیتوان این ادیان را از سیاست و جامعه کنار گذاشت زیرا  پیروان  این ادیان روش زندگی  نوع تفکر و همه زندگی انان  بر اساس این باورمندی و بر طبق فرامین و دستورهای دینی تعیین میگردد.دین اسلام و یهودیت تمامی فرامین وکتب اسمانیشان فرامین چگونگی اداره جامعه توسط قوانین دینی است.یهودیت و اسلام بدون اعمال سیاست و مالکیت بر خانواده قابل حیات نیست.اسلام و یهودیت بدون سیاست ممکن نیست.
 بعبارتی دیگر ، سرنوشت  نسلهای اینده  پیروان این ادیان از ابتدای تولد توسط فرامین  این ادیان تعیین میگردد و این دور باطل تا بینهایت ادامه خواهد داشت.در جوامع مدرن بشری این کنترل توسط مالکیت والدین باورمند بر سرنوشت فرزندانشان را رقم میزنند و کشنده ترین سلاح این ادیان این قدرت و این مالکیت انان است.بدون خلع سلاح تفکر مخرب و وحشی و ضد بشر نه میتوان به تمدن و پیشرفت رسید و نه میتوان جوامع انسانی را از این الودگی رهانید.پس یگانه راه حل واقعی و در دسترس در مبارزه با این ادیان خلع ید انان و سلب قدرت و لغو مالکیت و لغو حاکمیت والدین بر نسلهای بعدی انان است.بهترین و شناخته شده ترین مفابله با یک ویروس مخرب جلوگیری از تکثیر انان است و بهترین راه نابودی این ویروس مقطوع النسل کردن انان است.
بر اساس چنین باورمندی من در ابتدای زایش داعش (حرکت اسلامی) و آغاز کشتارها و جنایتهای این گروه  بر اساس حکم وظیفه انسانی و تعهدم پیشنویس قونینی را برای برخورد قاطع با این فاجعه بشری نوشتم که به پارلمان اروپا و نروژ برای بررسی و تصویب به مذاکره گزارده شود.شخصا با استارت یک کمپین علیه فاجعه بشری درخواست یاری از جامعه روشنفکری جهان کردم.با انکه در مدت کوتاهی هزاران نفر از هم اندیشانم و افراد سرشناس جهانی از جمله نوام چامسکی به کمپین پیوست شروط مضحک  پارلمان اروپا مانع از مطرح شدن چنین لایحه های پیشنهاد قانون  گشت.پارلمان نروژ سکولار  و همه احزاب نیز لایحه های پیشنهادی من ر ا نادیده گرفتند.شرط اصلی پارلمان اروپا برای طرح این قوانین پیشنهادی جمع اوری امضای بیش از 5000 نفر از ساکن اروپا بود .لازم به ذکر است که این بی اعتناعی زمانی صورت گرفت که دهها هزار تن از فرزندان جوان خانواده های مسلمان و غیر مسلمان در کشورهای اروپا  به شکل گروهی به دعوت داعش برای انجام جهاد اکبر به این گروه در عراق و سوریه میپیوستند.بر طبق امار رسمی کنونی  24 هزار تن از جوانان مقیم اروپا به گروه داعش پیوستند .لازم به ذکر است که این لایحه های پیشنهادی تنها در تاجیکستان و تنها  بخش کوچکی از ان تصویب و  اجرا گشته است.
 لوایح پیشنهادی عبارت بودند  از ،
 1- ممنوعیت شرکت کودکان زیر 18 سال درهمه مراسم دینی و مذهب و سیاسی  
 (ز جمله , کلیساها ,مساجد ,کنیسه ها ,معبدها و میتینگها و تبلیغات سیاسی )
2- ممنوعیت اعمال تمامی اعمال دینی و مذهبی بر بدن و روح و روان  کودک
(از جمله ختنه غسل تعمید و غیره)
3- ممنوعیت استفاده از همه پوشش های دینی و مذهبی توسط کودکان زیر 18 سال
4- ممنوعیت همه آموزش های دینی همه ادیان به کودکان زیر 18 سال در جامعه در مدارس و انجمنها و حتی در جمع  خانه و خانواده ها
5- ممنوعیت نامگذاری اسامی مذهبی و دین بر اساس باورمندی والدین
 6- ممنوعیت ثبت افراد زیر 18 سال از تقسیم بندی های اماری  بر اساس باور دینی ولقبهای دینی بعنوان
 (برای مثال مسیحی زاده ,مسلمان زاده ,یهودی زاده ,بودایی زاده  و سایر ادیان حتی در ارائه امارهای رسمی)
7- ممنوعیت اجرای قوانین وراثت و قوانین مالیاتی مذهبی و دینی
 (ازجله خمس و ذکات و تقسیم ارث بر اساس جنسیت و فرامین دینی)  
 8- ممنوعیت اجرای  مراسمهای مذهبی وحشیانه دینی
( از جمله کشتار حیوانات بعنوان قربانی ،زنجیر زنی و سینه زنی و قمه زنی و سایر)
9-ممنوعیت نامگذاری های تاریخی در تعیین روزشماری و تعطیلات  و اصلاح و تغییر همه قوانین رسمی برگرفته از دستورها و باورهای دینی و مذهبی
10-تضمین آزادی انتخاب دین و مذهب و مرام و برسمیت شناختن  حق  انتخاب دین و بی دینی هر فرد بالغ بعنوان حق قانونی و شخصی افراد
لائیتیسیته بعنوان یک تفکر و راهکار دشمن ایمان نیست.باور و اعتقاد و ایمان یک حق انسانیست.در تعریف ازادی در باور من ،مرز ازادی در شروع ازادی فرد دیگر است.لائیتیسیته  راهکار و تفکر و ایجاد یک ساختار ممنوعیت  نقض ازادی باورمندان دینی و مذهبی و تقدس گراها را در شکل قانونمندی در جامعه را فراهم مینماید.
 به باور من تنها بدین شکل انقلابی میتوان از گسترش تفکر ضد بشری ادیان خصوصا اسلام وحشیتر شده توسط مذهب شیعه در سرزمینمان جلوگیری کرد.از یاد نبریم که پروسه دین زدایی و سکولاریزم موجود در طی 500 سال مبارزه بی امان بشر صورت گرفت.دستاورد این مبارزه تمدن بشری اکنون توسط گسترش  ادیانی مثل اسلام به خطر افتاده است و برای حفظ این دستاورد بشری راهکاری انقلابی لازم است زیرا همچنانکه در ترکیه زمانی لائیک،شاهد هستیم  اسلام وحشی برهبری اخوان المسلیمین اردوغان رو به نابودیست. کل منطقه و جهان اسیر وحشیگری تفکر وحشیانه اسلام در هر نقاب  طالبان و داعش و شیعه و سنی و غیره است.به لطف حکومت جنایتکار حاکم گشته در طی بیش از 4 دهه حاکمیت دینی اسلام شیعه این پروسه پنج قرنی کوتاه گشته و میبایست افسار کنترل دین مسیحیت وحشی که در دوران رنسانس به کاتولیک زده شد این بار به دین اسلام و تمامی مذاهب ان زده گردد.بدون نابودی کامل این تفکر ارتجاعی و بزرگترین مانع جدی پیشرفت در سرزمینمان ومنطقه و جهان هیچ نوع پیشرفت و سعادتی بر جامعه های بشری متصور نیست.
ضرورت انتخاب لائیتیسیته و قوانین منشعب از این راهکار در اینده سیاسی سرزمینمان در هر شکل انتخابی واقعیت محض است.به باور من حق تعیین سرنوشت هر فرد در نهایت ازادی برای احقاق برابری و دئموکراسی و عدالت اجتماعی بدون از بین بردن بزرگترین مانع جدی پیشرفت و تکامل جوامع بشری در سرزمینمان و منطقه و جهان ممکن نیست.مدل حکومت های  شوراهای دئموکراتیک و لائیک با از بین بردن تمرکز قدرت متمرکز در ساختار  حاکمیت و تقسیم برابر قدرت به همه افراد جامعه میتواند به همه برتری های ملی و قومی و جنسی و طبقاطی و فرهنگی  که بعنوان فرهنگ غالب مقدس نیز شدند پایان دهد.با پایان دهی به تقدس و خلع ید از نهاد همه تفکرات معیوب و ضد بشری از جمله ادیان و ایدئولوژیها که جنایتکاری انها در تاریخ گویای بشری مشهود است راه رشد این تفکرات در گزینه لائیتیسیته گرفته میشود .بعبارتی ساده لائیتیسیته یک تفکر برای ممنوعیت ورود تقدس در حاکمیت و قدرت سیاسی و مدیریت جامعه بشریست.
سخن اخر ،  احترام به عقاید دیگران زمانی میسر است که این عقاید انسانی و مدرنو در خدمت بشر  باشد .احترام گذاشتن به تفکر جنایتکارانه دینی و خصوصا یک دین جنایتکار ،توهین به شعور و بشر و حق ازادی او است.ادیانی که در قرن معاصر با اینهمه پیشرفت و تکامل بشری  میخواهند جامعه های انسانی را با قوانین ضد بشری و ارتجاعی خود اداره نمایند میبایست نابود گردند.بعنوان یک ازادیخواه و برابری طلب معتقد هستم هیچ ازادی نمیبایست به این تفکرهای ضد بشری داد .پروسه نابودی این ادیان که غیر قابل اصلاح هستند میبایست سریع اتفاق بیافتد .تضمین ازادی بیان برای کشنده صاحب بیان به بهانه کفر گویی، توهین به ازادیست.برابری طلبی و ازادیخواهی و  اجرای عدالت اجتماعی تنها تفکریست که میتواند بشر را در کل جهان خاکی رهایی ببخشد.رمز رهایی بشر در گرو  پاره کردن همه  زنجیرهای جهل و خرافات و توهم و همه تقدس گرایی ها است.
باریش نصیریان
گفتگوی رادیویی در مورد تفاوت سکولاریزم و لائیتیسیته را در لینک زیر بشنوید 
 
.......................................................................................................................................................................................................................................................
 
 
 
 
تقدس 
تقدس یک بیماری و یک اعتیاد در قرون معاصر است. در جهان وارونه سلطه گری سرمایه جهانی ، تقدس یک بیماری (ویروس ) شیوع یافته حکومتها و حاکمان ثروت و قدرت است.
پلیدترین روش تداوم بندگی بشر، در ایجاد سیستمیست که به تداوم اسارت بشر در جهان منتهی گردد.
شرط اول نجات یک ی که هزاران سال ابزار حفظ حاکمان بوده در نهاد فرهنگ غالب جوامع انسانی ریشه دوانده و نهادینه شده و با سیستم اموزش و پرورش و قانون  و حکومت ،بشر را درجهان ، بنده و اسیر فرهنگ غالب و مقدس  رسمی ان جامعه کرده است.در چنین جهانی سیستم  سرمایه، برای تداوم  سلطه گری خود نیازی به پرورش انسان ندارد .نیاز این سیستم معیوب جهان وارونه در تداوم بردگیست و این سیستم با تزریق بیماری و  اعتیاد و تقدس موفق به  تولید انبوه بنده ها میگردد
 در سیستم جهانی سلطه ، همه نهاد های دولتی و با ابزار قانون حاکمان و حاکمیت، مذهب و دین و خاک و وطن و پرچم و زبان و ملیت و هویت و فرهنگ و ثروت و مالکیت و قدرت و ... مقدس میگردند تا مالکان قدرت وثروت و مالکیت، مقدس شوند.در این جهان سلطه ،یافتن رسانه مستقل برای دادن آگاهی بخشی به توده ها برای شناخت بیماری وتقدس خود دشوار است زیرا همه رسانه ها در انحصار حاکمان قدرت و ثروت است.کنترل بشر توسط رسانه و دولت ها حتی با پیشرفت علم و تکنولوژی وایجاد رسانه های مجازی امری دشوارتر گشته اما با خرید مالکان رسانه ها و کنترل و محدود ساختن رسانه ها ، کنترل بشر ناممکن نیست. جایگزینی منفعت بجای وظیفه اگاهی بخشی به بشر در رسانه های جهانی مجوز دار جهانی و سانسور و کنترل اسان گشته است.شرط مزدوری در هر رسانه ای فروش ارزان شرافت است.با کنترل رسانه بشر را میتوان کنترل کرد.با کنترل رسانه های مجازی جهان ابتدا با شناخت یک فرد و اندیشه وی ،راههای کنترل و هدایت وی  با روش جاسوسی حتی با کمک ان فرد انجام میشود.فرد متوهم به داشتن ازادی بیان در یک دئموکراسی دروغین ،در رسانه های مجازی خود جاسوس و افشاگر خود میگردد.اندیشه هایی که بزور شکنجه نمیتوانستند از زبان یک مبارز بگیرند براحتی توسط وی در معرض دید همگان قرار میگیرد.علایق ،وابستگیها،ارتباطات و همه اطلاعات ان فرد توسط خود وی افشا میگردد
اتئیست .
اتئیست تفکر یک انسان مدرنیست که به تقدس در همه  باورها پایان داده است.
هر باور مقدس گشته  یک دین در ظاهر مدرن گشته ان است.دین های مدرن مقدس گشته ی تداوم بردگی و حاکمیت خود  را در جهان تضمین میکنند
از بدو تولد موجود زنده ای بنام ادم ، (حیوان دو پا)  تقدس از طریق فرهنگ غالب ابتدا در خانواده و جامعه و یا سیستم اموزش و پرورش و حکومتها به فرد انتقال می یابد.در روند تکامل اندیشه ، ادم با کسب شعور و دانش و آگاهی،  ادم اسیر غریزه ، تبدیل به انسان میشود.اکثریت قریب به اتفاق موجودات زنده در کره خاکی که بشر نامیده میشوند توسط تفکر ارتجاعی حاکم بر جهان از  روند تکامل انسانی باز میمانند و بعنوان ادم (حیوان دو پا) در شکل غریضی به حیات خود ادامه میدهند.این موجودات (حیوانات فاقد شعور تقدس گرا) برای فریب خود و جهان پیرامونی خود در ماسکهای متعدد حیوانیت (غرایض)  خود را انکار میکنند.برای شناخت این موجودات کافیست نقدی به باورهای مقدس انها بکنید.حقارت انان بهمراه حیوانییت انان اشکار میشود.علت اصلی شکست شکست جنبشهای جهانی در مبارزه با تقدس نظام جهانی سلطه وسرمایه داری جهانی ، تنها در قدرتمند بودن این نظام نیست که هست، بلکه ،در انتخاب  نوع و روش غلط مبارزه است.علت اصلی شکست  همه مبارزات تاریخی و در همه جنبشهای اجتماعی ، در جایگزین کردن تقدسی بر تقدس حاکم بوده و هست .
تا زمانی که اپوزسیون واقعی نظام سلطه از تقدس خود رهایی نیابد آرزوی رهایی از این نظام خیالی بیش نیست.متوهمین با باورهای مقدس شده میتوانند دلایل دیگری بر شکست خود برشمارند اما پیروزی بر مذهب با باور و تقدس دهی به باور و مذهب مدرن گشته ،امکان ندارد.
علت ماندگاری  همه رژیمهای جنایتکار جهان و وحشی ترین انها بسان حکومتهای ننگین اسلامی در سرزمین مان و منطقه ،در قرن حاضر، در خلاء وجودی اپوزسیون واقعیست.اپوزسیونی که به همه تعصبات و تقدسهای خود پایان داده است.علت تداوم نظام سلطه و دولتهای جهان ،در کم شماری انسانهای تکامل یافته ایست که پیشگام واقعی جنبش جهانی هستند رمزپیروزی جنبشهای جهانی برای نجات بشر، و جلوگیری از نابودی کره خاکی، در تسخیر قدرت نیست بلکه نابودی کامل قدرت مقدس گشته است.قهرمانهایی که با نجات جان خود از ننگ تعصب و تقدس قادر به نجات جهان هستند.
تقدس دهی به هر باوری در جهان مدرن ،ننگ بشریت است 

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

باریش نصیریان

فیسبوک - تلگرامفیسبوک - تلگرامصفحه شما