دوشنبه 21 اردیبهشت 1405 - Monday, 11 May 2026
● تریبون آزاد
در این مصاحبه به تحولات ایران و منطقه و اینده مذاکرات بحث و تبادل نظر شده است
فرامرز حیدریان
آیندگان باید بدانند که «طیف خوبترین خوبان» برایشان ترضیه سوائق و غرائز و امیالشان مهمتر از لبخندها و آرزوها و زیبائیها و مهربانیها و شوخ و شنگیها و دلاوریها و رشادتها و قامت بس بسیار شوق آفرین فرزندان این آب خاک دانستند. آیندگان باید بدانند که گرایشها/تشکّلات/سازمانها/احزاب/گروهها/فرقه ها و نحله های سیاسی مبتلا به سیّاسیگری و رذالت ذاتی، تمام مبانی عقیدتی و نصوصی خود را بر «جان و زندگی» قربانیان فاجعه قتل عام «هیجدم و نوزدهم دی ماه» ارجح دانستند و اولویّت دادند.
ی. صفایی
پاسخ به این پرسش را نمیتوان در داوریهای اخلاقیِ شتابزده یا خطابههای هیجانی یافت. آنچه امروز شاهد آن هستیم، نه یک لغزش مقطعی، بلکه نشانهای روشن از فروپاشی قرارداد اجتماعی است. هنگامی که دولت، بهجای تضمین امنیت، کرامت و آیندهٔ شهروندان، خود به منبع دائمی تهدید، تحقیر و ناامنی بدل میشود، پیوند دولت–ملت از درون فرو میپاشد. در چنین وضعیتی، «بیگانه» نه بهمثابه ناجی، بلکه بهعنوان نیرویی بیرون از چرخهٔ سرکوب داخلی تصور میشود. این گرایش، انتخابی آگاهانه یا راهبردی نیست؛ واکنشی است به انسداد کا
بهروز اسدی
اما اهمیت این مقایسه فقط در تحلیل گذشته نیست. اهمیت اصلی آن در هشدار برای آینده است. اگر جامعه ایران روزی به سمت تغییر سیاسی حرکت کند، خطر بزرگی در کمین خواهد بود: اینکه منطق امنیتیسازی و حذف، با نامی جدید و توسط گروهی دیگر بازتولید شود. تاریخ نشان داده است که سقوط یک دیکتاتور لزوماً به معنای پایان دیکتاتوری نیست. اگر ساختارها، فرهنگ سیاسی، و نهادهای سرکوب اصلاح نشوند، همان چرخه میتواند تکرار گردد. ممکن است فردا کسانی با شعارهای تازه، با زبان جدید، و حتی با ادعای آزادیخواهی، همان سیاست حذف را
محسن کردی
مقاله آقای محققی با عنوان «دمکراسی ادعائی چپ و جمهوری خواهان» مرا به یاد گره ای انداخت که «سانترالیسم دمکراتیک» صدسالی است که گرفتار آن است. ظاهرا باید این ساز و کار بهترین نتیجه را بعمل بیاورد اما در عمل تقریبا همواره به فاجعه انجامیده است و... چرا؟ مقاله آقای محققی را به رفیقم دادم و این حاصل گفتگوی من در «برنامه پرگار مجازی» با این رفیق دانا و هوشمند است که گفتار مرا در قالب ترم های سیاسی به من باز میگرداند تا بیاموزم. حیفم آمد دیگران را در این بحث شیرین شریک نکنم.
محسن کردی
آمریکا و اسرائیل برنامه ریزی برای اقدام در اوایل بهار کرده بودند، اما اعتراضات مردم در میانه فراهم کردن تدارکات جنگ صورت گرفت و در نتیجه آمریکا نتوانست به کمک مردم بیاید.
اقبال اقبالی
با توجه به شرایط جامعه ایرانی و شرایط جهانی، برون رفت از شوک و تعادل یافتن جامعه به درازا نمی انجامد و دیر نیست هنگامی جامعه به خود آید، واکنشی مبتی ماهیت سفاک، خونریز و جلادانه نشان خواهد داد و این پاسخ در انقلاب قهرآمیز تبلور خواهد یافت. قهر انقلابی توسط حکومت به ملت تحمیل می شود و این آخرین چاره برای برچیدن جباریت و تغییر ریل خشونت در کشور است. حکومت اسلامی با قتل عام ۱۸ و ۱۹ دی ماه، 1404، زیر حکم انقلاب قهرآمیز ملت ایران را امضا کرد. انقلابی نه تنها در شکل، بلکه در گوهر سیاست، فرهنگ و اخلاق،
مختار برازش
اصطلاح «ساندیسخور» برای ما ایرانیها واژهی غریبی نیست؛ برچسبی که بهویژه در سالگرد روزهای نکبت بهمن ۵۷، بیش از هر زمان دیگری شنیده میشود. همهی ما تصویر اتوبوسهای ردیف شده در گوشه و کنار شهرها و روستاها را به یاد داریم که با وعدهی ساندیس، کیک و بستنی، جمعیت را برای تظاهرات حکومتی بسیج میکردند.
ارشان آذری
در چهار دهه گذشته، هیچ چهرهای در میان اپوزیسیون ایران به اندازه شاهزاده رضا پهلوی امکان همگرایی، جذب طیفهای متضاد، و ایجاد یک محور مشترک حداقلی را نداشته است. این واقعیت را نه هواداران او، بلکه رفتار مخالفانش بهخوبی تأیید میکند. حجم انرژیای که صرف مهار، تخریب و بیاعتبارسازی او شده، خود نشانهای روشن از جایگاه واقعیاش در معادله سیاسی است.
البرز سلیمی
امروز جامعه ایران در وضعیتی ایستاده که همزمان حامل بیم و امید است.
از یکسو، تداوم ابرتورم، فروپاشی معیشت، و شکست سازمانیابی میتواند کشور را به سوی انفجارهایی بهمراتب شدیدتر، خشونتهای مهارناپذیر و حتی سناریوهای خطرناک جنگ داخلی سوق دهد.
و از سوی دیگر، همین بحران میتواند آخرین هشدار برای ارتقای آگاهی، بازسازی سازماندهی، پیوند جنبشهای اجتماعی و شکلگیری رهبری مسئولانه و ملی باشد.
ابرتورم، خودبهخود رهایی نمیآورد؛ اما میتواند بستر تاریخی انتخابی سرنوشتساز باشد. گذار از انفجارهای کور به
از یکسو، تداوم ابرتورم، فروپاشی معیشت، و شکست سازمانیابی میتواند کشور را به سوی انفجارهایی بهمراتب شدیدتر، خشونتهای مهارناپذیر و حتی سناریوهای خطرناک جنگ داخلی سوق دهد.
و از سوی دیگر، همین بحران میتواند آخرین هشدار برای ارتقای آگاهی، بازسازی سازماندهی، پیوند جنبشهای اجتماعی و شکلگیری رهبری مسئولانه و ملی باشد.
ابرتورم، خودبهخود رهایی نمیآورد؛ اما میتواند بستر تاریخی انتخابی سرنوشتساز باشد. گذار از انفجارهای کور به
امیر جاوید
پس از هر موج سرکوب، بهجای آنکه انگشت اتهام بهسوی عامل خشونت نشانه برود، یک روایت آشنا دوباره از دل برخی رسانهها و چهرهها بیرون میآید: اینکه فراخوانها، بهویژه فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، بهانه کشتار بودهاند. روایتی که ظاهراً با دلسوزی برای جان مردم بیان میشود، اما در واقع کارکردی کاملاً معکوس دارد: تبرئه قاتل و متهم کردن اعتراض.
«اینجا دو شعار اصلی وجود دارد: جاوید شاه و پهلوی برمیگردد. بقیه شعارها برای بیشتر مردم اهمیت چندانی ندارد
ژاله توکلی
I left the left because of the arranged marriage of the left with I5lamists. I fight for Western culture. I fight to stay free. I fight for Iranians to be free. The left has lost the plot to the point where they are now importing voters. Weaponizing immigration. The left is suicidal. It has become evil. ||| Iran, Islam & the West: Trump and Netanyahu are saving the West, and they don’t owe Iranians anything. We just hope that they will keep their promises 🙏🏻🇺🇸🇮🇱. The Iranian people are fa
بهرام فرخی
در کنار مؤلفه نظامی، حضور شماری از چهرههای سیاسی مستقل یا زندانیان سیاسی پیشین، ضرورتی انکارناپذیر خواهد بود, افرادی که در ذهن افکار عمومی بهعنوان نمایندگان جامعه مدنی شناخته میشوند و هیچگونه نقش مستقیم یا غیرمستقیمی در سرکوب و خشونت سالهای اخیر نداشتهاند.
فرامرز حیدریان
هنگامی که یک متن یا دستگاه اعتقادی به عنوان حقیقت مطلق معرفی میشود، نخستین قربانی آن، خودِ امکان اندیشیدن است؛ زیرا حقیقتی که از پرسش بگریزد، ناگزیر به ابزار قدرت پناه میبرد. تاریخ نشان میدهد هر گاه دین ایمانخواه به ابزار حکومت بدل شده، اخلاق به اطاعت فروکاسته شده و معنویّت، جای خود را به انضباط اجباری داده است.
محسن کردی
متهم کردن رهبر اپوزیسیون به دامن زدن به کشتار، در واقع دادن این پیام خطرناک به دیکتاتورهاست که: «هرچه بیشتر بکشید، مخالفان شما مقصرتر جلوه خواهند کرد.»
تقی روزبه
ما در ایران از ۹۶ به تناوب با موجهای خیزش های معطوف به کلیت نظام و نفی آن و اگر بشود گفت با گزاره «یک دو سه... چندخیزشانقلابی» مواجهیم که نهایتا رژیم را فرسوده ساخته و زمینه را برای قیام سراسری و سرنگونی نهانی فراهم می سازد که این نحوه پیشروی دلایل خود را دارد. نادیده گرفتن این واقعیت و شتاب دادن مصنوعی و لحظه ای به آن، که اساسا با سودای کسب قدرت صورت می گیرد آفت خطرناکی است که اینک با آن مواجهیم.
اصغر نصرتی (چهره)
در پی مصاحبه گلشیفه فراهانی با یکی از رسانههای فرانسوی و مخالفت وی با حمله نطامی امریکا به ایران، شماری در یک کنسرت هماهنگ اما پراکنده، به سرزنش/نقد کلشیفه فراهانی پرداختند. این نوشته بررسی این ماجراست.
بیشک جایی در دل تاریخ چنین کنُش و واکنُشی ثبت خواهد شد؛ شماری هموطن دیگر هموطن خود را به پاس مخالفت با حمله نطامی به کشورشان به "صلیب" کشیدند! وطنپرستی و بیگانهپرستی این روزها معنای دیگری یافته است. "چشمها را باید شسُت، جور دیگر باید دید!" (سپهری)
بیشک جایی در دل تاریخ چنین کنُش و واکنُشی ثبت خواهد شد؛ شماری هموطن دیگر هموطن خود را به پاس مخالفت با حمله نطامی به کشورشان به "صلیب" کشیدند! وطنپرستی و بیگانهپرستی این روزها معنای دیگری یافته است. "چشمها را باید شسُت، جور دیگر باید دید!" (سپهری)
سیروس ملکوتی
اظهارنظر گلشیفته فراهانی، فارغ از موافقت یا مخالفت با محتوای آن، نه واجد جایگاه تصمیمسازی در سیاست جهانی است و نه حتی در سطحی قرار دارد که بتواند محاسبات قدرتهایی چون ایالات متحده یا اسرائیل را دگرگون کند. تجربه نشان داده است که حتی مواضع رسمی سیاستمداران پارلمانی اروپا نیز تأثیر تعیینکنندهای بر تصمیمات راهبردی دولتهایی مانند آمریکا ندارند، چه رسد به سخن یک هنرمند و یا من و تو ؟
اقبال اقبالی
برای ایجاد همبستگی ملی، نیازی به ریختن آب در شورزار جبههسازیهای تصنعی، شوراهای رهبری، رهبران تصمیمگیر و مهندسی قدرت از بالا نیست. کافی است با سیاست آزادی شهروند، شهر و میهن آشتی کنیم. این سیاست، اگر واقعی باشد، نیروی خود را در سطح ملی خواهد یافت.
اسماعیل مرادی
جامعه هرگز بر سر منبع قدرت، حدود اختیار و مسئولیت متقابل به توافق پایدار نرسیدهاست. دولت خود را صاحب کشور میداند و شهروند خود را رعیت میبیند. مردم نیز دولت را نماینده خود تلقی نمیکنند و رابطهای مبتنی بر بیاعتمادی شکل گرفتهاست.
در نبود قرارداد اجتماعی، قانون ابزار قدرت میشود نه ضامن حق. وفاداری به شخص جای وفاداری به نهاد را میگیرد. هر بحران به جای اصلاح ساختار، به تعویض چهره ختم میشود. این چرخه بارها تکرار شدهاست.
در نبود قرارداد اجتماعی، قانون ابزار قدرت میشود نه ضامن حق. وفاداری به شخص جای وفاداری به نهاد را میگیرد. هر بحران به جای اصلاح ساختار، به تعویض چهره ختم میشود. این چرخه بارها تکرار شدهاست.
بهنام چنگائی
بنابرین ساختارهای شاه و شیخ بدرد ما نمی خورند، و ما نیاز به یک دگرگونی ساختار فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و مردمی نو و متکی بر اراده و اداره از پائین و شورائی داشته و داریم.
ابوالفضل محققی
نخست یک دل سیر برای ده ها هزار جوان رعنای ایرانی که چنین بی رحمانه کشتار شدند،چنین بی شرفانه با جنازه هایشان وخانواده هایشان برخورد شده ومیشود گریه کنیم .
گریه بر دردی مشترک که همدردی می آورد وحس دلجوئی ویاری را افزون می کند .قبلهایمان را بیک دیگر نزدیک تر می سازد. برنفرت مشترکمان از این جانیان می افزاید! گریه ای که اگر برخاسته از اعماق جان باشد وبند بند وجودت را تکان دهد! ناگزیرت می سازد که قبول کنی در این لحظه باید با تمام وجود قدم پیش نهی و شجاعانه اعلام کنی فارغ از هر گرایش سیاسی ،
گریه بر دردی مشترک که همدردی می آورد وحس دلجوئی ویاری را افزون می کند .قبلهایمان را بیک دیگر نزدیک تر می سازد. برنفرت مشترکمان از این جانیان می افزاید! گریه ای که اگر برخاسته از اعماق جان باشد وبند بند وجودت را تکان دهد! ناگزیرت می سازد که قبول کنی در این لحظه باید با تمام وجود قدم پیش نهی و شجاعانه اعلام کنی فارغ از هر گرایش سیاسی ،
بهروز اسدی
اتحادیه اروپا، با توجه به چارچوبهای سختگیرانه خود در مبارزه با پولشویی و جرائم سازمانیافته، نمیتواند و نباید این حوزه را از دایره مسئولیت حقوقی و امنیتی خود خارج بداند. چرایی ضرورت ورود فوری اتحادیه اروپا به اقدامات امنیتی، حقوقی و سیاسی دقیقاً در همین پیوندها روشن میشود. اگر نهادی بهعنوان تهدید امنیتی شناسایی شود، اما شبکههای آن آزادانه فعالیت کنند؛ اگر دیپلماتهای آن بدون پاسخگویی از مصونیت برخوردار بمانند؛ اگر لابیگران آن در فضای سیاسی و رسانهای اروپا فعال باشند؛ و اگر منابع مالی
مختار برازش
طی روزهای گذشته، تنی چند از دوستان ابهامات خود را دربارهی یکی از بندهای "دفترچه اضطرار" با من مطرح کردهاند که باعث شد این متن را بنویسم. دوستانی که نظراتی دارند، حتماً مطرح کنند تا بتوانیم فضای گفتگو را برقرار کنیم:
مطابق بند ۴ (صفحه ۷) از دفترچه مدیریت دوران اضطرار، آقای پهلوی سرانِ هر سه قوه مقننه (یا اصطلاحاً «نهاد خیزش ملی») و رؤسای قوای مجریه و قضائیه سامانه گذار را شخصاً انتخاب یا، در صورت نیاز، عزل خواهد کرد.
مطابق بند ۴ (صفحه ۷) از دفترچه مدیریت دوران اضطرار، آقای پهلوی سرانِ هر سه قوه مقننه (یا اصطلاحاً «نهاد خیزش ملی») و رؤسای قوای مجریه و قضائیه سامانه گذار را شخصاً انتخاب یا، در صورت نیاز، عزل خواهد کرد.
هوشنگ اسدی سوادکوهی
آنچه امروز در خیابانها فریاد زده میشود ، حتی اگر الزاماً منطبق با تمایل شخصی شاهزاده رضا پهلوی نباشد ، بازتاب یک خواست عمیق و فراگیر در میان میلیونها ایرانی است؛ خواستی که مرز داخل و خارج کشور را درنوردیده است
سعید پیوندی
پس از ماتم و سوگواری کشتار جمعی در خیابانها توسط حکومت اسلامی، زمان بازخوانی سنجشگرانه جنبش اجتماعی دی ماه ۱۴۰۴ است.
این جنبش سراسری در مقایسه با سه کنش اعتراضی ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ دارای یک تفاوت معنادار بود که به شنیدهشدن کم و بیش گسترده نام رضا پهلوی مربوط میشد. در یک کنش اعتراضی فراگیر داشتن یک لیدرشیپ و پروژه برای جایگزین کردن آنچه موضوع اعتراض است گام مهمی در فرا روئیدن به سطح یک جنبش اجتماعی کامل به شمار میرود.
این جنبش سراسری در مقایسه با سه کنش اعتراضی ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ دارای یک تفاوت معنادار بود که به شنیدهشدن کم و بیش گسترده نام رضا پهلوی مربوط میشد. در یک کنش اعتراضی فراگیر داشتن یک لیدرشیپ و پروژه برای جایگزین کردن آنچه موضوع اعتراض است گام مهمی در فرا روئیدن به سطح یک جنبش اجتماعی کامل به شمار میرود.
تقی روزبه
در چنین وضعیت خطیری به ما اجازه می دهد که در این پیچ سرنوشت ساز و لحظات خطیر مسیرپیشروی خودرا شفاف کنیم. در یک کلام تقویت آرایش نیرو و همبستگی که برمبنای الگوی وحدت در کثرت جنبشها و مشخصا در خیزش زن زندگی و آزادی به آزمون نهاده شد و صیقل دادن گفتمانی مبتنی بر درهم تنیدگی تبعیضهای جنسی/جنستی، نابرابری ملی و عقیدتی، و ستم طبقاتی پیشبرویم ( در فلاکت گسترده و برانگیزانندهخیزش کنونی بهروشنی پتانسیل نهفته در آن با ابعادفراگیرش به میان آمده است.
گفتگوی روز
انقلاب چیست؟
آیا هر اعتراض خیابانی انقلاب است؟
آیا هر جنبشی میتواند نظام سیاسی را تغییر دهد؟
در این پادکست میپرسیم:
جنبش صنفی دقیقاً چیست؟
جنبش سیاسی چه زمانی از مطالبه عبور میکند؟
و یک جامعه از کجا وارد «وضعیت انقلابی» میشود؟
آیا هر اعتراض خیابانی انقلاب است؟
آیا هر جنبشی میتواند نظام سیاسی را تغییر دهد؟
در این پادکست میپرسیم:
جنبش صنفی دقیقاً چیست؟
جنبش سیاسی چه زمانی از مطالبه عبور میکند؟
و یک جامعه از کجا وارد «وضعیت انقلابی» میشود؟
فرامرز حیدریان
برای چیرگی بر خطایی که ریشهای کهن دارد، صرف سنجشگری حکومت فقاهتی یا خلع و عزل زمامداران الهی به تنهایی کفایت نمیکند. مسئله بنیانی تر از آن است که ساده در نظر گرفته شود. در نخستین گامهای فروپاشی سیستم گیوتین اقلویی حکومتگران فقاهتی باید به ابطال و منسوخ کردن اسلامیّت به مثابه یک کلّ ایدئولوژیک و نیز نابودی تمام عیار شیعهگری کینهتوز همّت گماشت و با دلاوری و مسئولیّت تام، واقعیّت پذیر شدن این تصمیم را در جامعهٔ ایرانیان قطعی کرد.
فرخنده آشنا
مدتی است که علیرضا عسگری (آذر مزدک، کاوه) به دنبال ابهامات پیرامون رفتارهایش در میان فعالان سیاسی و کارگری مطرح شده و اکنون برجستهتر از گذشته و با شدت بیشتری مورد بحث قرار گرفته است. تعدادی از فعالان، بهجای پاسخ به ابهامات و سؤالات پیرامون انگیزههای اصلی فعالیتهای او، تلاش دارند با اتهامزنی و بسیج نیرو، به نوعی مظلومنمایی سیاسی پیشه کنند.