رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه 28 اردیبهشت 1405 - Monday, 18 May 2026

حکومت اسلامی قبل از فاجعه ۵۷ در مدارس تأسیس شده بود!

حکومت اسلامی قبل از فاجعه ۵۷ در مدارس تأسیس شده بود!



در قبل از انقلاب اسلامی سال ۵۷ ،مدارس اسلامی یکی از کانون‌های مهم نیروهای اسلامی به‌ شمار می‌آمدند که بطور زنجیره ای در سراسر کشور زیر نظر روحانیت به ظاهر غیر انقلابی تأسیس شده بودند.
تاریخ معاصر ایران نام مدارس اسلامی را ثبت کرده اند که هر یک از آنها رهبری بخشی از مبارزات انقلاب اسلامی را بر عهده داشته‌اند!
حسین نصر رئیس دفتر شهبانو فرح که خود ایشان نیز از جانب مادری اعقاب اسلامی داشتند،از دوستان نزدیک مرتضی مطهری بود. مرتضی مطهری و مفتح رؤسای دانشکده الهیات تهران بودند. 
کتابهای مرتضی مطهری قبل از انقلاب ۵۷ براحتی چاپ می شدند و در پشت ویترین کتابفروشی‌های دیده می شدند. 
مرتضی مطهری بطور مخفیانه با خمینی ارتباط تنگاتنگ داشت و در روز ۱۲ بهمن۵۷ در بهشت زهرا در کنار خمینی نشسته بود.
پایه های حکومت اسلامی قبل از سال ۵۷ پی ریزی شده بود اما سیاسیون یا آنرا بدقت مشاهده نمی کردند و یا شکل گیری آنرا  بعنوان یک خطر جدی تلقی نمی کردند چون از سکولاریسم به معنای واقعی آگاهی نداشتند! 
برای بسیاری از نیروهای های اسلامی که روحانی نبودند ، از شکل گیری حکومت اسلامی هیچ ترس و وحشتی نداشتند و از برقراری آن بعنوان برقراری عدل علی و حکومت برادری و برابری استقبال نیز می کردند!
اگر مروری بر شکل گیری مدارس اسلامی انداخته باشیم می بینم که بیشتر بنیانگذارن مدارس اسلامی افراد غیر روحانی بودند!
۱- برای مثال حسینه ارشاد در سال ۱۳۴۶ خورشیدی توسط محمد همایون سرمایه‌گذار، ناصر میناچی ، محمد همایون و عبدالحسین علی‌آبادی دادستان کل کشور بنیان گذاشته شد.
۲- مدرسه رفاه در سال ۱۳۴۹ با اهداف اسلامی و مبارزاتی توسط هاشمی رفسنجانی،بهشتی،رجایی و باهنر تأسیس شد و از کانون‌های فرهنگی مبارزه علیه رژیم پهلوی گردید.
 ۳- مدرسه علوی یا مؤسسه فرهنگی علوی، از مدارس مذهبی تهران است، که در سال ۱۳۳۵ توسط علی اصغر کرباسچیان، با مشارکت هادی مقدس تهرانی و رضا روزبه و همچنین با حمایت جمعی از روحانیون حوزه علمیه قم و پشتیبانی مالی گروهی از کسبه بازار تهران تأسیس شد.
۴-در سال ۱۳۵۳ خورشیدی مدرسه مفید به صورت مدرسه راهنمایی در نزدیکی دانشگاه تهران تأسیس شد. 
بنیانگذاران مدرسه مفید عبدالکریم موسوی اردبیلی، محمد شکوری راد، محمد جواد باهنر بودند.
۵- در کنار همه اینها باید از مدارس اسلامی وابسته به انجمن سراسری حجتیه مهدویت یاد کرد در سال ۱۳۳۶ ثبت شد و در اکثر شهرهای ایران تأسیس شده بودند. 
انجمن حجّتیه بعنوان کانون اولیه دروس اسلامی  در جامعه ظاهر شد و ظاهرا خواستار تشکیل حکومت اسلامی نبود و بطور آشکار و با مجوز دولت شاهنشاهی در آموزش رهبران انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ شرکت فعال داشت. 
گروه حجّتیه در دوران محمدرضا شاه پهلوی از کمک‌های بی‌دریغ دستگاه امنیت و امکانات مالی بخش بزرگی از جامعهٔ شیعیان ایران برخوردار بود. بدین ترتیب حجّتیه با امکانات مالی و انسانی فراوان  تا سال ۱۳۵۶  بیش از ۲۲ هزار عضو  فعال و سازمانگر پیدا کرده بود!
حجتیه در سازماندهی دولت و حکومت اسلامی در قبل از انقلاب ۵۷ در کشور نفوذ بسیاری داشت که بعد از انقلاب۵۷ ،خمینی از قدرت بیش از اندازه سازمان حجتیه هراسناک شد و آنرا  منحل کرد.
اساسا خمینی هیچ نیروئی  برتر از خود را نمی پذیرفت.
در مقابل اینهمه امکاناتی که نیروهای اسلامی برای تشکیل حکومت اسلامی در اختیار داشتند اما نیروهائی سیاسی غیر اسلامی در فقدان دانش سیاسی و عدم شناخت از سکولاریسم هیچ ابزاری برای مقابله با شکل گیری رژیم در اختیار نداشتند و بلکه برای بوجود آمدن دولت اسلامی کاملا همکاری نمودند! 
برای مثال سخنان دکتر کریم سنجابی نقل می شود.

«این نهضت اساسش درعدم رضایت، عصیان و طغیان ملت است که رهبر آن آیت الله خمینی است.
98 درصد ملت ایران مسلمانند و الزامان حکومت آن نیز باید اسلامی باشد و خیال میکنم در این مورد آنچه‌ که من میگویم وآنچه امام خمینی اظهار می دارند اختلاف زیادی وجود ندارد"
*نگاه کنید به روزنامه اطلا عات مورخ29 دیماه 1357*
با آنهمه امکاناتی که نیروهای اسلامی در اختیار داشتند و با آن همه همکاری و همدلی که جریانات چپ و ظاهرآ  سکولار برای اسلامیون  فراهم کرده بودند، اگر حکومت اسلامی شکل نمی گرفت جای پرسش بود!؟

دیدگاه‌ و نظرات ابراز شده در این مطلب، نظر نویسنده بوده و لزوما سیاست یا موضع ایرانگلوبال را منعکس نمی‌کند.

کیانوش توکلی

تصویر

تصویر

تصویر

توجه داشته باشید کامنت‌هایی که مربوط به موضوع مطلب نباشند، منتشر نخواهند شد! 

دیدگاه‌ها

محسن توجیه

انقلاب به زیان ساده :
چه کسانی، یا چه عواملی، باعث انقلاب اسلامی شدند؟
حسین نصر شیعه ،که سخنرانی شاه را نوشت؟
رضا قطبی؛ که آن سخنرانی را منتشر کرد؟
فرح دیبا که؛ محفل حسین نصر و رضا قطبی را ،در کاخ سعدآباد دور خود جمع کرده بود؟
آخوند بهشتی و آخوند باهنر ؛که کتابهای دینی تعلیمات دینی را تهیه میکردند؟
جیمی کارتر که گفت: شاه سخت بیمار است و جانشین مناسبی ندارد، و عمر سلطنت تمام شده؟
کمونیست ها که ؛با پشتیبانی همسایه شمالی در دوران جنگ سرد، خطری در رقابت با آخوندها؛ برای جانشینی سلطنت، شده بودند؟
اختلاف طبقاتی، فقر عمومی، بحران فرهنگی، رشد اسلام آخوندی با موافقت و تمایل شاه، سیاست ضد ملی سرکوب مردم توسط شاه و ساواک، انگولک های: رادیو بی بی سی، و موساد ،و سیا، و تئوری های خودفریبانه توطئه، زحمات امام زمان در مرکز فرماندهی چاه چمچران؟
یا ادعاهای لینک زیر:
https://www.youtube.com/watch?v=Up907jKgHRk

جمعه, 30.08.2024 - 00:39 پیوند ثابت
محسن کردی
محسن کردی

عنوان مقاله:
اگر مشاور شاه بودم

اگر مشاورش بودم...

گر بهار سال 57 مشاور شاه بودم، به او توصیه میکردم جلسات بحث آزاد «کنترل شده» در تلویزیون برقرار کند و پته آخوند و تروریست ها را روی آب بریزد. شاید در این برنامه ها انتقاد هم از او میشد اما اگر دوتا گل میخورد.. میتوانست هشت تا گل بزند و در میان مردم جایگاه خود و دستگاهش را بالا ببرد.

2- توصیه میکردم در اسرع وقت و در خفا در صنایع اسلحه سازی وسایل مقابله با تظاهرات از قبیل همین که امروز نیروی انتظامی در بر دارد برای ارتش تهیه کند یا به تایوان یا ایتالیا و یا سایر کشورها سفارش بدهد. بعد ورزیده ترین و وفادار ترین افراد را که صدها هزار تن میشدند را توجیه ایدئولوژیک کرده و به خدمت میگرفت.

3- یک موج ترس و دستگیری کسانی که مخ شان بوی قورمه سبزی میداد براه می انداختم و آنها را به تبعید میفرستادم.

در سال 55 سه هزار آخوند در مشهد به جان شاه دعا کردند. جمشید آموزگار وقتی دولتش را تشکیل داد از ساواک خواست که دیگر پولی به آخوندها ندهد. اوایل برایم باورش مشکل بود که آخوندها بخاطر از دست دادن این پول حرام دلخور شده بودند. اما پس از 45 سال .. ینی سالهاست که به ذات کثیف دنیا پرست شان پی برده ام. باید چمدان های دلار را مثل سگ جلوی سرکردگان شان میگرفت تا بین آنها تقسیم کند و از میان شان چند سگ ارشد را بر میگزید تا طلبه ها و حجت الاسلام ها را برای جمایت از شاه بسیج کند و به جان فتنه گران بیاندازد. بعد هم امکانات اون بچه ننرهای ساکن هتل اوین را از آنها دریغ میکردم و غذای شان نان و خرما و پنیر میدادم. بعد توصیه میکردم بساط منقل و ذغال و کباب کوبیده و کباب استانبولی را در حیات هتل اوین برپا کنند و شرط گرفتن کوبیده یا کباب ترکی این بود که آنها توبه نامه بنویسند و تا یک سال در کنار آخوندها به جان اعلیحضرت دعا کنند و در قبالش یک پرس کوبیده با یه سیخ چنجه اضافی بگیرند. مسلما این طرح نتیجه میداد و حکومت شاه تداوم میداشت. شاه نمیدانست این تروریست ها چقدر شکمو هستند. من هم نمیدانستم اینها چقدر شکمو هستند. امروز شناختم شون. اینها آنقدر بی مقدار بودند که در لابلای کاپیتال مارکس آیاتی را برای صرف کوبیده همراه پیاز و ریحون در میاوردند و به لشکر دعای شاه می پیوستند.

لابد میپرسید از کجا چنین تهمتی میزنم که اینها که جان و سلاح برکف بودند و ترور میکردند و مستشار آمریکایی و سرهنگ ارتش را می کشتند چگونه ممکن بود شرافت شان را به یک سیخ کوبیده بفروشند؟ خب.. پاسخ این است که از انجا می گویم که مقاومت در مقابل بوی کباب کار راحتی نیست حتا برای چریک جان برکف. این قضیه فقط یک فرضیه است و در عمل به اجرا گذاشته نشده که مشخص شود که آیا مسعود رجوی یا فرخ نگهدار به بوی کباب تسلیم میشدند یا خیر.

خب.. به فرخ نگهدار و سایر رفقا بنگرید... کسی که خود را ایدئولوژیک قانع می کند که به پزشکیان رای بدهد آیا آنقدر اراده دارد که در مقابل بوی کباب کوبیده مقاومت کند؟ این همان چریکی نبود که بر علیه بیعدالتی بپا خواسته بود؟ حالا کارش به جایی رسیده که خود را آنچنان توجیه ایدئولوژیک می کند که در رای گیری قاتلان مردم شرکت می کند خب طبیعی است که نمیتواند جلوی شکمش را هم بگیرد. این آدم تسلیم وسوسه میشود. یک جا وسوسه شکم و کباب کوبیده.. و یک جا وسوسه این که به او بخاطر این «واقع بینی» که انتخاب پزشکیان به بهتر شدن اوضاع کمک می کند محبوب خاص و عام میشود و اسم در میکند! رای او به پزشکیان از روی وسوسه اسم در کردن در تاریخ است. در رویاهایش آرزو می کند که پزشکیان موفق به گذار ارام شود و او به منتقدین امروزش نگاه عاقل اندر سفیه بیاندازد و بگوید دیدی تو حالیت نبود من می فهمیدم و رفتم رای دادم و ایران آزاد شد؟ خب کسی که این گونه وسوسه میشود طبیعی است که جلوی شکمش را هم نمیتواند بگیرد. شاه میتوانست فقط با یک پرس چلوکباب کوبیده و یه سیخ اضافه چنجه اینها را تبدیل به مرید خودش بکند.

لابد میپرسید پس مسعود رجوی چه؟ او که تحریم کرد؟پاسخ این است که آقا مسعود هم اگر دست به ترور و جنایت در اوایل انقلاب نزده بود و مثل توده ای و فدایی قربان صدقه خامنه ای رفته بود امروز از فداییان سابق هم آخوندگرا تر شده بود و از آقای خامنه ای اوکی میگرفت که بزنه رو دست پزشکیان. دلیل: به حرمسرایش بنگرید. مسعود که نتونه جلوی نفس اش را بگیره و حرمسرا راه بندازه مسلما نمیتوانست در هتل اوین هم در مقابل بوی دود کباب مقاومت کنه. چون چنین چیزی رخ نداده دلیل نمیشه که بگیم شاید رخ نمیداده.

پ., 29.08.2024 - 21:29 پیوند ثابت
محسن کردی
محسن کردی

عنوان مقاله:
حکومت اسلامی قبل از فاجعه ۵۷ در مدارس تأسیس شده بود!

قدرت تفکر و منطقی اندیشیدن ندارید.

کسانی که توان منطقی اندیشیدن ندارند مفسر نیستند بلکه خود را به باد حوادث تاریخ سپرده اند و تاریخ را روایت می کنند خیال میکنند که دارند تفسیر می کنند. مثلا لاچین چادری نوشته « (محسن کردی) بارها اینجا نوشته که :کمونیست ها در زمان شاه نیرویی نبودند که خطری برای سلطنت باشند، و چادری خان در پاسخ محسن کردی نوشته -چون شاه و ساواکش تمام نیروهای ملی و اپوزیسیون و روشنفکر و منتقد و اصلاحگرا و سیاسی و احزاب را نابود کرده بودند). این آدم اصن حالیش نیست بحث چی هست. آخه چادرخان! این جملات بی سروته چه ربطی به هم دارند؟ نیروی کمونیست ضعیف بود چون شاه اپوزیسیون روشنفکر را نابود کرده بود؟ پدرجان فارسی بلد نیستی حرف بزنی انگلیسی بنویس ما هم دوزار گیر مون بیاد.
اما از جمله اش میتوان بیرون کشید او پذیرفته که کمونیستها در دهه 50 نیرویی نبودند. اما اگر در تاریخ خوب هم شنا میکرد متوجه میشد که بیست سالی قبل از آن حزب توده در مرداد 32 کاملا آمادگی کودتا و بدست گرفتن قدرت را داشت و در مقایسه با چریک های پپه ساده لوح دهه 50 کادر سیاسی آماده ای هم برای اداره کشور داشت. اما رهبران نفهمی داشت که موقعیت را نشناختند و از قدرت خودشان بیخبر بودند.

پ., 29.08.2024 - 20:44 پیوند ثابت
ناصر مستشار

عنوان مقاله:
چرا آخوندها به قدرت رسیدن

خمینی تا سال ۱۳۴۵ یعنی ۳ سال پس از بلوای ۴۲ هنوز در قم به ریاست دامادش آخوند اشراقی دفتر داشت و از بازاری خمس و زکات و حق امام می گرفت و اعلامیه هایش از نجف پخش می شد.
موضوع: شیخ مرتضی مطهری

نامبرده بالا به اتفاق آقایان ناصر میناچی مقدم و محمد همایون از طریق شهربانی تقاضای تأسیس مؤسسه خیریه تعلیماتی و تحقیقاتی علمی و دینی حسینیه ارشاد را نموده است. لذا خواهشمند است دستور فرمایید با توجه به پرونده 12 ـ م ـ ط که مربوط به مشار الیه می‌باشد، در این مورد نظریه اعلام فرمایند.

رئیس بخش 321 ـ معینی 27 /1.»[26]

«از: ساواک

به: تیسمار ریاست شهربانی کل کشور (اداره اطلاعات)

درباره: مؤسسه خیریه تعلیماتی و تحقیقات علمی و دینی حسینیه ارشاد

تأسیس و تشکیل مؤسسه فوق‌الذکر به عضویت سه نفر افراد مورد بحث در نامه معطوفی از لحاظ سیاسی از نظر این سازمان بلامانع می‌باشد.

از طرف رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور سپهبد نصیری

پ., 29.08.2024 - 10:21 پیوند ثابت
ناصر مستشار

عنوان مقاله:
چرا آخوندها به قدرت رسیدن

با آنهمه امکاناتی که نیروهای اسلامی در اختیار داشتند و با آن همه همکاری و همدلی که جریانات چپ و ظاهرآ سکولار برای اسلامیون فراهم کرده بودند، اگر حکومت اسلامی شکل نمی گرفت جای پرسش بود!

پ., 29.08.2024 - 09:58 پیوند ثابت
نظرات رسیده
نظرات رسیده

ماشاني:

مقاله مفیدی است برای داشتن اماری از مراکز قدرت ضد کمونیستی اشاره شده به همکاری حاکمیت غیر مذهبی ها متاسفانه ندیده گرقته شده نقش اول قدرت های جهانی در بازی های سیاسی و حتی دگرگونی های اجتماعی مانند مشروط در ایران کشور کلیدی برای موقعیت جغرافیای و بعدا برای نفت ،
یگ گروه کمونیست حزب غیر قانونی توده وابسته به روسیه و نقش ناچیز ان و مخالف مرگ برشاه را بزرگ کرده بزرگ نمایی توخالی انها شاید شما را به این اشتباه انداخته
گروهی کمتر از یک عدد سه رقمی کمونیست های که خود را وابسته به چین میخوانند ولی از طرف دولت چین مورد قبول نبونند چنی ها پیش از نزدیکی به شاه بیشتر به جبهه ملی تمایل داستند ولی جبهه ملی به انها تمایل نداشت
خوبانی مانند شما فراموش کرده اند پرواز هلیکوپتر حامل هیت چنين کمونیست را بر فراز سر مردم در حیابان با عکسهای خمینی و حمله در تیتر روزنامه ها به انها که خود را مارکیس لننیس میخواندند انروزها مدرک خیانت به انقلاب بود
امیدوارم از علاقه خود به گردش دور 57 کاسته مانند جماعتی که تا 57 بحث کودتای 28 مرداد را می‌کرد نشوید
در 57 از خود ارضایی روشفکریشان درامده جایگزینی برای حاکمیت نداشتنند
این بار شعبان بیمخ های جایگزین را معرفی کرده اند
از مقالات شما نمشود فهمید چه برای اینده میخواهید
مانند هر فردی اینده از ان شماست اینده نگری کنید نظر در باره اینده حق طبیعی همه است
تاریخ نگاری را بگذارید برای تاریخ نگاران
سربلند باشید

پ., 29.08.2024 - 09:38 پیوند ثابت
محسن توجیه

جهت اطلاع: این.................. زورخانه ای، بارها اینجا نوشته که :کمونیست ها در زمان شاه نیرویی نبودند که خطری برای سلطنت باشند،
-چون شاه و ساواکش تمام نیروهای ملی و اپوزیسیون و روشنفکر و منتقد و اصلاحگرا و سیاسی و احزاب را نابود کرده بودند.

پ., 29.08.2024 - 07:56 پیوند ثابت
کهکشان مقاومت

این ادعا غلط است. آخوندها به دلایل دیگر بقدرت رسیدند.عنوان این مقاله جنجالی و بی اساس و .....است. دلیل آن نبودن تضاد میان تعلیمات دینی و موفقیت آموزش علوم تجربی در مدارس بود.
سیاست آموزش تعلیمات دینی، اسلام مدرن و سکولار را در مدارس آموزش میداد و با سیاست تمدن بزرک و سکولاریسم غیرسیاسی و تکنوتکراتیک شاه و رهنمودهای جهانی دوران جنگ سرد سازمان سیاه در مقابل شوروی همراهی داشت.
آموزش اسلام در مدارس، اطلاعات عمومی پیرامون دین، و تاحدودی اخلاق اسلامی را به بجه ها درس میداد.
دلیل بقدرت رسیدن آخوندها، آزادی تبلیغات ارتجاعی به آنها در تهران وشهرهای فقر زده ، و سرکوب لیبرالها و ملیون و سوسیالیست ها و خلق ها و انتیک ها و سکولارها و روشنفکران بود.

پ., 29.08.2024 - 07:23 پیوند ثابت
محسن کردی
محسن کردی

عنوان مقاله:
سه هزار آخوند در مشهد به جان شاه دعا کردند

مشکل شاه نبود

مشکل شاه نبود. به نسبت این که پادشاه مشروطه مطابق قانون اساسی باید مروج اسلام شیعی باشد و بودجه کشور را اگر مثل همین آخوندها خرج اسلام شیعی میکرد خلاف قانون اساسی عمل نکرده بود.. اما در عمل بجز یکی دو کمک کوچک دولت دستی در ساختن مساجد نداشت. دادستان تهران هم مسلمانی بود مثل بقیه به سهم خودش و در زندگی خصوصی حق داشت خرج مسجد کند مثل بقیه مردم. عیب از مسلمانی مردم نبود. اسلام عین ناموس شان بود. همانطور که ظاهرا مارکسیست ها هم باید مارکسیسم عین ناموس شان میبود. اما عیب از «شل ناموسی» مارکسیست ها بود که در زندان و دانشگاه برای برپایی مسجد برای مسلمانان اعتراض و تظاهرات میکردند.
عیب از شل ناموسی کمونیست ها بود که بجای کمک به شاهی که علیرغم اعتقادات مذهبی اش شاه سکولار بود ناموس مارکس را به باد دادند و رفتند زیر علم خمینی و آخوندها.

پ., 29.08.2024 - 07:20 پیوند ثابت